حجت الاسلام مرتضی زال نژاد، از اساتید مدرسه علمیه امام صادق (ع) محمودآباد، در گفتوگو با خبرگزاری حوزه در ساری، اظهار داشت: امروز در یک جنگ تمامعیار، اما نامتقارن و نامرئی قرار داریم؛ جنگی که خط مقدم آن نه در زمین و هوا، که در صفحه نمایشگر تلفنهای همراه، در شبکههای اجتماعی و در قالب فیلمها و پادکستها است.
وی گفت: دشمنان تفکر اصیل دینی و انقلابی، با بودجههای کلان و تشکیل اتاقهای فکر پیچیده، به صورت شبانه روزی در حال تولید و تزریق «شبهه» به عنوان یک محصول رسانهای هستند. شبهه، دیگر یک سؤال ساده نیست؛ یک بمب افکارساز است که با بسته بندی زیبا، روایت جذاب و استفاده از مکانیسم های روانشناختی، مستقیماً قلب و ذهن مخاطب به ویژه جوان کنجکاو را هدف می گیرد. در چنین میدانی، رسانه و تبلیغات، تنها سلاح موجود برای ماست. اما سلاحی که باید هوشمند، دقیق، بهروز و قوی باشد.
استاد مدرسه علمیه امام صادق (ع) محمودآباد به تبیین ابعاد مختلف این جنگ پرداخت و افزود: برای درک عمق موضوع، باید «شبهه» و «انحراف فکری» را به درستی تعریف کنیم. شبهه، یک ابهام القاشده با هدف ایجاد تزلزل در یقینیات است. این شبهات میتوانند در حوزههای مختلف مطرح شوند: شبهات اعتقادی و دینی (مانند تردید در مبانی توحید یا معاد)، شبهات سیاسی و تاریخی (مانند تحریف انقلاب و شهیدان)، شبهات اجتماعی و سبک زندگی (مانند ترویج فردگرایی افراطی و شکستن مرزهای اخلاقی). انحراف فکری اما، یک مرحله فراتر است؛ یعنی شکلگیری یک نظام فکری جایگزین و معارض با مبانی اصلی جامعه، مانند مکاتب الحادی، افراطگراییهای کور، یا گرایش به اندیشههای ضدملی و استعماری.
وی با اشاره به نقش دوگانه رسانه ها ادامه داد: رسانه مانند یک شمشیر دو لبه است. از یک سو، خطرناکترین ابزار برای شبههپراکنی است. شبکههای ماهوارهای، پیامرسانهای خارجی، سایتهای منتسب به گروههای تکفیری یا معاند، با تولید حرفهای محتوا، دائماً در حال ساختن روایتهای مخالف واقعیت هستند. آنها از تاکتیکهایی مثل «عملیات روانی»، «جعل خبر»، «استفاده از چهرههای به ظاهر معترض داخلی» و «ایجاد موجهای کاذب مطالبه محور» استفاده میکنند. نمونه عینی آن، نحوه پوشش رسانه های غربی از اتفاقات داخلی کشورها یا تحریف علل و نتایج جنگهایی مثل جنگ اوکراین است.
حجتالاسلام زال نژاد لبه دیگر این شمشیر را رسانه متعهد داخلی دانست و تصریح کرد: از سوی دیگر، همین رسانه، قدرتمندترین سنگر برای دفاع فکری است. یک رسانه موفق در این عرصه، چند وظیفه کلیدی دارد:
1. وظیفه پیشدستانه و تهاجمی: نباید منتظر بمانیم تا شبههای ایجاد شود و سپس پاسخ دهیم. باید با گفتمانسازی فعال، مبانی فکری را به زبان روز و در قالبهای جذاب (مستند، اینفوگرافیک، بازی رایانهای، سریال) ترویج کنیم. مثلاً به جای پاسخ به شبهات خانواده، سریالهای پرمخاطبی بسازیم که زیباییهای زندگی ایرانی-اسلامی را نمایش دهد.
2. وظیفه پاسخگویی هوشمند: وقتی شبههای مطرح شد، پاسخ باید سریع، دقیق و در کانال مناسب باشد. پاسخ یک ساعقه در فضای مجازی، باید در همان فضای مجازی و به زبان کاربران آن فضا (مثلاً در قالب یک کلیپ کوتاه طنازانه یا موشنگرافیک) داده شود. مراجعه به کتاب قطور صد سال بعد فایدهای ندارد.
3. وظیفه تقویت مصونیت: این مهمترین وظیفه است. یعنی باید سواد رسانهای انتقادی را از سطح مدارس تا دانشگاهها و مساجد آموزش دهیم. مردم باید بیاموزند چگونه یک خبر را ردیابی کنند، منبع آن را بررسی کنند، منطق پنهان در یک کلیپ را کشف کنند و عواطف خود را در برابر تکنیکهای تحریککننده مدیریت کنند. این کار، واکسینه کردن فکر جامعه است.
پژوهشگر مسائل رسانه به نقش حیاتی «تبلیغات» پرداخت و اظهار داشت: تبلیغات، هنر تأثیرگذاری بر ناخودآگاه جمعی است. دشمن از این هنر برای فروش سبک زندگی غربی، عادیسازی روابط غیراخلاقی و ایجاد احساس کهنگی در ارزشهای دینی استفاده میکند. ما نیز باید از این هنر حداکثر استفاده را ببریم. تبلیغات دینی نباید منحصر به نصب بنر تبریک عید غدیر باشد. باید با استفاده از برندسازی، قصه گویی و ارتباطات عاطفی، مفاهیمی مثل «شهادت»، «ایثار»، «حجاب» و «عفاف» را به عنوان ارزشهای جذاب، پویا و عزتآفرین معرفی کنیم. تبلیغات موفق، تبلیغاتی است که مخاطب احساس کند انتخاب این ارزش، باعث پیشرفت، آرامش و هویت ممتاز او میشود.
وی تصریح کرد: ما با چالشهای بزرگی مواجهیم: اول، پراکندگی و ناهماهنگی نیروها. نهادهای فرهنگی بسیاری هستند، اما غالباً بدون هماهنگی و گاه در تقابل با یکدیگر کار میکنند. دوم، ضعف شدید در تولید محتوای حرفهای و جذاب. محتوای ما خشک، شعاری و غیرقابل رقابت با تولیدات حرفه دشمن است. سوم، فقدان پژوهشهای میدانی عمیق. ما دقیقاً نمیدانیم ذهن نسل جدید چه دغدغههایی دارد و شبهات از کدام مجرا وارد میشوند. چهارم، محدودیتهای بوروکراسی و نبود بودجه کافی برای پروژههای نوآورانه رسانهای.
حجتالاسلام زالنژاد با ارائه راهکارهای عملیاتی تأکید کرد: برای عبور از این چالشها نیازمند یک ستاد فرماندهی واحد رسانهای-تبلیغاتی با حضور همه نهادهای ذیربط (حوزه، دانشگاه، صداوسیما، وزارت ارشاد، سپاه) هستیم. این ستاد باید نقشه راه تولید محتوا را طراحی کند. راهکار دوم، ایجاد شتابدهندههای تخصصی تولید محتوای دیجیتال با حمایت از استارتاپهای جوان و خلاق متعهد است. راهکار سوم، آموزش گسترده و اجباری سواد رسانهای و فضای مجازی برای همه طلاب، امامان جماعت، معلمان و کارمندان دولت است. طلبه امروز باید علاوه بر تسلط بر مباحث حوزوی، ویرایش فیلم، مدیریت شبکه اجتماعی و اصول ارتباطات را نیز بلد باشد. راهکار چهارم، استفاده از ظرفیت دیاسپورای ایرانی و نیز رسانههای دوست و همسو در سطح بینالملل برای شکستن انحصار روایتسازی غرب است.
وی ابراز داشت: نبرد اصلی امروز، نبرد روایتهاست. حفظ امنیت فکری جامعه و هدایت نسل جوان، دیگر با سخنرانی سنتی محض میسر نیست. این یک مأموریت پیچیده، میانرشتهای و فناوریمحور است که نیازمند عزم ملی، سرمایهگذاری کلان، جذب نخبگان و بهکارگیری همه ابزارهای هنر، سینما، بازیهای رایانهای و شبکههای اجتماعی است. حوزههای علمیه به عنوان دژهای تفکر دینی، باید پیشگام این تحول باشند و با تربیت نیروهای مسلط به علوم روز و فناوریهای ارتباطی، خط شکنان این جبهه جدید باشند. آینده متعلق به جامعهای است که هم بر قلبهای مردم حکومت کند و هم بر صفحه نمایشگرهایشان.










نظر شما