دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۹
چرا مردم ایران رژیم پهلوی را از مملکت بیرون کردند؟

حوزه/ انزجار و تنفر ملت غیور ایران از دیرهنگام برای ظلم‌ها و خیانت‌های پهلوی فراموش شدنی است و در خاطره تاریخ انقلاب اسلامی و مردم شریف ایران زدوده نخواهد شد. در بررسی های مختلف خیانت ها و ظلم های بی حد و شما این رژیم خائن و مزدور علل مختلفی داشته است که در برگ های تاریخ انقلاب اسلامی به ثبت رسیده است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، انزجار و تنفر ملت غیور ایران از دیرهنگام برای ظلم‌ها و خیانت‌های پهلوی فراموش شدنی است و در خاطره تاریخ انقلاب اسلامی و مردم شریف ایران زدوده نخواهد شد. در بررسی های مختلف خیانت ها و ظلم های بی حد و شما این رژیم خائن و مزدور علل مختلفی داشته است، در پرسش و پاسخ زیر به این مهم خواهیم پرداخت که مردم ایران چرا رژیم پهلوی را از مملکت بیرون کردند؟

* پرسش

* چرا مردم ایران رژیم پهلوی را از مملکت بیرون کردند؟

* پاسخ

بی‎توجهی به ارزش‎های دینی و مذهبی و مبارزه با هویت فرهنگی و باورهای مردم و به عبارتی نادیده گرفتن و زیر پا گذاشتن ارزش‎ها و سنت‎های دیرین اجتماعی و مذهبی مردم توسط شاه از جمله مواردی است که موجبات نفرت مردم انقلابی را برانگیخت، چرا که رژیم شاه به ارزش‎ها، سنت‎ها و معتقدات جامعه که عمیقاً ریشه مذهبی داشت نه تنها بی‎اعتنا بود بلکه به طرق مختلف، سعی در از بین بردن ارزش‎های دینی جامعه و نیز جایگزینی ارزش‎های بیگانه داشت،[۱] شاه تاریخ شمسی را به تاریخ شاهنشاهی مبدّل ساخت و در تبدیل تعطیلی روز جمعه به روز یکشنبه، احیای سنن زردشتی و خرافات[۲] ، ترویج فرهنگ ابتذال غرب و مسائلی در همین راستا که می توانست هویت دینی و مردمی کشور را تغییر دهد، سعی و اهتمام داشت.

هم چنین ایجاد مراکز فحشا و فساد در جامعه، بی‎بند و باری، استفاده ابزاری از زنان و استفاده از آنان در فعالیت‎های اجتماعی نامناسب، تشکیل مجالس عیش و نوش، مراکز تولید و مصرف مشروبات الکلی و ایجاد مراکز قمار از جمله مواردی بود که رژیم پهلوی در ترویج و گسترش آن اقدام نمود.

برپایی جشن‎های سلطنتی به عناوین مختلف، با هزینه‎های گزاف و تبلیغات بسیار[۳]به بهانه این که این مراسم پرخرج و پرشکوه به منظور پیوند دادن هر چه بیش‎تر تاریخ ایران به دوران باستان پیش از اسلام است، انجام می گرفت، ولی در واقع آن « ارضای بخشی از خصوصیات روانی شخص شاه و تأمین منافع اطرافیانش و هم چنین ایجاد تصویری از ثبات و اقتدار برای دوستان خارجی اش بود و این در حالی بود که این برنامه‎ها در تقابل کامل با روحیات، باورها و عقاید مردم بود لذا با تداوم این برنامه‎ها نفرت و انزجار مردم نسبت به خاندان پهلوی به اوج رسید».[۴]

دیگر این که محمدرضا پهلوی از همان روزی که به حکومت رسید به فکر ثروت ‌اندوزی افتاد، پس از آن که قیمت نفت به شکل سرسام‌آوری بالا رفت، شاه به بهانه‌های مختلف هر روز بر ثروت، املاک و کاخ های خود و اطرافیانش در داخل و خارج می افزود، وی در سال ۱۳۳۷ برای عادی جلوه دادن فعالیت‌های اقتصادی به پیشنهاد علم، سازمانی اقتصادی را تحت عنوان «بنیاد پهلوی» تأسیس کرد، این بنیاد با استفاده از موقعیت و اقدامات غیرقانونی خود نظیر کازینوهای قماربازی و کاباره‌ها، رانت‌خواری و استفاده‌های انحصاری از امکانات، معاملات، صنایع و وامها ، مواد مخدر ، قاچاق عتیقه و... منابع مالی سرشاری را عاید خانواده پهلوی نمود[۵].

مطبوعات آمریکایی اموال و دارایی شاه را تا ۳۵ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند، اشرف پهلوی نیز توانست از راههای غیرقانونی و سوء استفاده از موقعیتش یکی از «ثروتمندترین افراد خاندان پهلوی و از سرمایه‌داران بزرگ جهان» شود، وی در نیویورک، پاریس، رم، مونت‌کارلو و چند نقطه مصفای دیگر جهان هم اقامتگاههای مجلل و باشکوه داشت »[۶].

از سوی دیگر شاه و دربارش با مسافرتهای پرخرج به داخل و خارج از کشور هزینه‌های سرسام‌آوری را به بودجه کشور تحمیل می‌کردند، در سال ۱۳۴۸ که درآمد عمومی ایران حدود یک میلیارد دلار بوده است، شاه دویست هزار دلار خرج یک مسافرت به آمریکا نمود و با گران شدن نفت در دهه پنجاه، هزینه این مسافرتها به دهها برابر افزایش یافت، به عنوان نمونه در یک سفر اشرف پهلوی به آمریکا در سال ۱۳۵۶ نیم میلیون دلار هزینه به بیت‌المال تحمیل شد[۷].

افزون بر این شاه و درباریان او با دست و دل‌بازی بی‌حد حصر خود بیت‌المال را به کسانی می‌بخشیدند که هرگز سزاوار نبودند، از پادشاهان سرنگون شده افغانستان، یونان، آلبانی و بلغارستان و همسرانشان گرفته[۸] تا مقامات آمریکایی و اروپایی و بالاخره ندیمه ها معشوقه های شاه و درباریان و این دست و دلبازیها زمانی است که اکثر روستاهای ایران از آب آشامیدنی بهداشتی و برق و راه محروم بودند و در حاشیه تهران حلبی‌آباد روئیده بود.

جشن های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی که بیش از سیصد میلیون دلار هزینه در بر داشت‌ و با ولخرجی‌ها و إتلاف بی حد و حصر سرمایه‌های ملی کشورمان انجام شد و این درحالی بود که متجاوز از نیمی از جمعیت کشور در روستاها و حومه شهرهای بزرگ در فقر و فلاکت و تنگدستی به سر می‌بردند و در اکثر شهرها و روستاهای کشور، اثری از وسایل اولیه و مقدماتی رفاه عمومی و حداقل امتیازات زندگی ساده برای عامه مردم وجود نداشت‌.[۹]

اگر چه با بالارفتن قیمت نفت قدرت پولی و اقتصادی رژیم افزایش چشم‎گیری پیدا کرد ولی عدم وجود برنامه‎های عمرانی و اقتصادی صحیح بر نارضایتی‎ها افزود، عقب افتادگی، محدودیت قشر عظیمی از مردم، نبود فضای آموزشی بهداشت مناسب، بی‎سوادی، عدم حمایت از تولیدات داخلی از معضلات آن زمان است که شکاف طبقاتی را به همراه داشت.[۱۰]

باز می توان گفت از جمله عواملی که باعث شد رژیم پهلوی نزد مردم منفور گردد در واقع وابستگی کامل او به بیگانگان بود، چون «تکیة رژیم شاه به رضایت قدرت‎های بیگانه به ویژه انگلیس و آمریکا بود، نفوذ انگلیس و به تبع آن آمریکا، در دستگاه اداری و نظامی و حتی پلیس مخفی عمیق غیر قابل انکار بود، در واقع شاه تاج و تخت خود را مدیون آن‎ها دانسته و دوام و بقای آن را نیز وابسته به حمایت آن‎ها می‎دید[۱۱].

به عنوان نمونه اصلاحات ارضی شاه که طرح آن توسط دولت آمریکا در زمان «کندی» ریخته شده بود ایران را از جهت تأمین مواد غذایی وابسته به خارج کرد، این وابستگی به بیگانگان علاوه بر این که سبب تسلط بیگانگان برمنابع اقتصادی خصوصاً نفت شد، بلکه قدرت‎های بزرگ خصوصاً آمریکا تلاش نمودند تا از راه اشاعه فرهنگ مبتذل غربی و وارد کردن تکنولوژی و وسائل لوکس زمینة و گسترش سیاست مصرف زدگی و وابستگی بیش‎تر و همه جانبه را فراهم نمایند».[۱۲]

هم چنین فساد و رشوه‎خواری که بر سیستم اداری حاکم بود و هم چنین بوروکراسی شدید سبب شده بود تا دستگاه اداری کارآیی و توان اجرای خویش را از دست بدهد و سبب نارضایتی مردم شود به خصوص حاکمیت مستشاران آمریکایی و سیطره روحیه تملق و چابلوسی حتی به رغم نوسازی و گسترش آن توسط رژیم قدرت اداره امور را نداشت.

به هر حال حکومت پهلوی افزون بر آن چه که اشاره کردیم دیکتاتوری و استبدادش را به حدی رساند که برای تداوم حکومت خود، دست به هر جنایتی می زد و هیچ ابایی از انجام هر جنایتی نداشت حتی جنایت ها و قساوت های آن تا حدی رسیدکه در تاریخ تحولات انقلاب اسلامی دهها روز به عنوان روزهای اوج خشونت رژیم شاه به ثبت رسیده است که فقط آمار کشتارهای آن روزها خود به تنهایی برای اثبات ددمنشی این رژیم کفایت می کند، روزهایی همچون ۱۵ خرداد ۱۳۴۲در نقاط مختلف کشور از جمله قم و تهران ، ۱۹ دی ۱۳۵۶ قم ، ۲۹ بهمن ۵۶ تبریز ،۹ و ۱۰ فروردین ۵۷ یزد ، رمضان ۵۷ تهران ، ۱۷ شهریور تهران که به جمعه سیاه مشهور شد، ۱۳ آبان ۵۷ تهران ،تاسوعا و عاشورای ۵۷ در اقصا نقاط کشور ،۹ تا ۱۱ دی ۵۷ مشهد، فاجعه به آتش کشیدن مسجد جامع کرمان و ...

در این میان به عنوان نمونه به فاجعه ۱۷ شهریور تهران یا جمعه سیاه اشاره می کنیم که عمق جنایت و فاجعه به اندازه ای زیاد بود که رژیم نیز نتوانست اصل ماجرا را انکار کند به طوری که وزارت دادگستری آمار ۹۵ نفری کشته شدگان را تایید کرد[۱۳] و رسانه های غربی همچون خبرگزاری فرانسه تا ۲۰۰ کشته را در خروجی های خود قرار دادند.[۱۴]

همچنین با وجود اینکه آمارهای غیر رسمی حاکی از هزاران کشته در این روز داشت برخی محققان از جمله سیروس پرهام بنیانگذار و رئیس سازمان اسناد ملی پیش از انقلاب در کتابی که در زمینه انقلاب اسلامی نگاشته است به استناد آمار به دست آمده از بهشت زهرا، حداقل چهار هزار و دویست و هشتاد نفر کشته را پذیرفته و این احتمال را داده است که ششصد جسد دیگر نیز در گورستان های دیگر به خاک سپرده شده باشند.[۱۵]

همچنین بنابر اعلان رسمی ، فرمانداری نظامی مشهد ، کشتار ۱۱۶ غیر نظامی در روز های ۹ تا ۱۱ دی ماه ۵۷ را رسما تایید نموده بود[۱۶] که قطعاً بیش از این ها بوده است.

همچنین راه اندازی برخی سازمان های مخوف مثل ساواک، کمیته مشترک ضد خرابکاری و برخی سازمان های شبه اطلاعاتی امنیتی دیگر که در آنها هزاران زن و مرد و پیر و جوان به طرز وحشتناکی مورد شکنجه و آزار قرار می گرفتند تا جایی که برخی از مبارزان در همین سیاه چاله ها و زیر شکنجه رژیم به شهادت رسیدند نشانی دیگر بر جنایت پیشگی شاه داشت و این گونه اعمال و رفتارها باعث گردید که رژیم پهلوی نزد مردم انقلابی منفور باشد و شعارهای انقلابی مردم هم حکایت از همین امر دارد.

پی‌نوشت‌ها:

[۱] . منوچهر محمدی،‌تحلیلی بر انقلاب اسلامی، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۷۷، ص ۸۶.

[۲] . عبدالامیر فولادزاده، شاهنشاهی پهلوی در ایران، کانون نشر اندیشه اسلامی، قم، ۱۳۶۹، ج ۲، ص ۷۵ و ۷۶.

[۳] . جهت مطالعه بیشتر ر.ک: به کتاب پشت پرده تخت طاوس، مینو فرشچی، ترجمه حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، تهران، ۱۳۷۴، از ص ۱۱۰ تا ۱۷۹؛ کتاب شاهنشاهی در ایران، نوشتة عبدالامیر فولاد زاده، کانون نشر اندیشه اسلامی، قم، ۱۳۶۹، ج ۱، از ص ۲۰۳ تا ۳۱۹.

[۴] . جواد منصوری، سیر تکوینی انقلاب اسلامی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، تهران، ۱۳۷۵، ص ۲۳۴ ـ ۲۳۵.

[۵] رای آگاهی بیشتر از اموال بنیاد پهلوی مراجعه کنید به گراهام، رابرت؛ ایران سراب قدرت، ترجمه فیروزه فیروزنیا، کتاب تهران ۱۳۵۸، صص ۲۰۸-۲۰۴.

[۶] رک:روح‌الله حسینیان ، فساد دربار ، سقوط

[۷] همان

[۸] امیراسدالله علم، گفت و گوهای من با شاه، خاطرات محرمانه امیراسدالله علم، تهران : طرح نو، ۱۳۷۱، ص ۷۷۰

[۹] ر. ک : جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

[۱۰] . جهت مطالعه بیشتر ر.ک: انقلاب اسلامی، ریشه‎های آن، عباسعلی عمید زنجانی، کتاب طوبی، تهران، ۱۳۷۶، از ص ۳۱۱ تا ۳۲۶.

[۱۱] . منوچهر محمدی،‌تحلیلی بر انقلاب اسلامی، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۷۷، ص ۸۶.

[۱۲] . عباسعلی عمید زنجانی، گزیده کتاب انقلاب اسلامی و ریشه‎های آن، کتاب طوبی، تهران، ۷۶، ص ۳۱۲ و ۳۱۳.

[۱۳] سیدجلال الدین مدنی ، تاریخ سیاسی معاصر ایران ، ج۲ ، ص ۳۵۳

[۱۴] همان ، ص ۳۵۸

[۱۵] همان ، ص ۳۵۲

[۱۶] همان ، ص ۴۱۲

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha