به گزارش خبرگزاری حوزه، حجّت الاسلام احمد حیدری در نوشتاری با عنوان «امنیّت؛ نعمت بزرگ خدا» به بررسی بحث امنیت در اندیشه حضرت آیت الله مکارم شیرازی پرداخته است.
متن کامل این نوشتار را در ادامه بخوانید:
«امنیّت» از شاخص های رشد و توسعه شمرده شده است. جامعه ناامن به طور طبیعی جامعه ای توسعه نیافته است که به سبب ناامنی، دیگر عوامل رشد و توسعه را نیز از دست می دهد. در چنین جامعه ای سرمایه گذاری، تولید و تجارت، راه اندازی کارخانه های صنعتی و مانند آن بی رونق خواهد بود. همچنین ناامنی، فرار سرمایه ها و مغزها را در پی دارد که نتیجه آن فقر و عقب ماندگی است. هر گاه امنیّت از میان برود، سایر مسائل رفاهی و مواهب مادی و معنوی نیز به خطر خواهد افتاد، در یک محیط ناامن، نه اطاعت خدا مقدور است و نه زندگی توام با سربلندی و آسودگی فکر، و نه تلاش و کوشش و جهاد برای پیشبرد هدفهای اجتماعی. به عبارتی نه دین و نه دنیا بدون «امنیّت در محیط»، تأمین نمی شود.
حضرت یوسف علیه السّلام - آن زمان که قوم خود را به سکونت در مصر دعوت می کرد - از میان تمام مواهب و نعمت های مصر، انگشت روی مسأله «امنیّت» گذاشت و به پدر و مادر و برادران گفت: «وارد مصر شوید که انشاء اللَّه در امنیّت خواهید بود؛ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِینَ».[۱]
بیان فوق نشان می دهد که «نعمت امنیّت» ریشه همه نعمت ها است و حقا چنین است. زیرا هر گاه امنیّت از میان برود، سایر مسائل رفاهی و مواهب مادی و معنوی نیز به خطر خواهد افتاد، در یک محیط ناأمن، نه اطاعت خدا مقدور است و نه زندگی توام با سربلندی و آسودگی فکر، و نه تلاش و کوشش و جهاد برای پیشبرد هدفهای اجتماعی.
ضمن اینکه ممکن است جمله حضرت یوسف علیه السّلام، اشاره به این نکته باشد که یوسف می خواهد بگوید: سرزمین مصر در حکومت من، آن سرزمین فراعنه دیروز نیست؛ آن خودکامگی ها جنایت ها، استثمارها، خفقان ها و شکنجه ها همه از میان رفته است، محیطی است کاملا امن و امان.[۲]
در آیه ۱۱۲ سوره نحل، منطقه آبادی را مثل زده شده که برای این منطقه آباد، خوشبخت و پر برکت، سه ویژگی ذکر شده است: نخستین آنها امنیّت، سپس اطمینان به ادامه زندگی در آن، و بعد از آن مساله جلب روزی و مواد غذایی فراوان می باشد، که از نظر ترتیب طبیعی به همان شکل که در آیه آمده صورت حلقه های زنجیری علت و معلول دارد. چرا که تا امنیّت نباشد کسی اطمینان به ادامه زندگی در محلی پیدا نمی کند، و تا این دو نباشند کسی علاقه مند به تولید و سر و سامان دادن به وضع اقتصادی نمی شود.[۳]
این درسی است برای همه ما و همه کسانی که می خواهند سرزمینی آباد و آزاد و مستقل داشته باشند، باید قبل از هر چیز به مسأله «امنیّت» پرداخت؛ سپس مردم را به آینده خود در آن منطقه امیدوار ساخت و به دنبال آن چرخ های اقتصادی را به حرکت در آورد.[۴]
امنیّت از نیازهای اوّلیه همه مردم است: «ثَلَاثَةُ أَشْیَاءَ یَحْتَاجُ النَّاسُ طُرّاً إِلَیْهَا: الْأَمْنُ وَ الْعَدْلُ وَ الْخِصْبُ؛[۵] سه چیز است که همه مردمان به آن نیازمندند: امنیّت و عدالت و فراوانی».
بدون امنیّت زندگی گوارا نخواهد بود: «خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَکُنْ لَهُ فِیهِ لَمْ یَتَهَنَّ بِالْعَیْشِ: الصِّحَّةُ وَ الْأَمْنُ وَ الْغِنَی وَ الْقَنَاعَةُ وَ الْأَنِیسُ الْمُوَافِقُ؛[۶] پنج چیز است که هر کس نداشته باشد، زندگی گوارا نخواهد داشت: تندرستی، امنیّت، بی نیازی، قناعت، و مونسی همدل».
از همین رو «امنیّت» از شاخص های رشد و توسعه شمرده شده است. جامعه ناأمن به طور طبیعی جامعه ای توسعه نیافته است که به سبب ناأمنی، دیگر عوامل رشد و توسعه را نیز از دست می دهد. در چنین جامعه ای سرمایه گذاری، تولید و تجارت، راه اندازی کارخانه های صنعتی و مانند آن بی رونق خواهد بود. همچنین ناأمنی، فرار سرمایه ها و مغزها را در پی دارد که نتیجه آن فقر و عقب ماندگی است.
قرآن کریم پس از ذکر نعمت نابودی لشکریان ابرهه و سپاه فیل، از نعمت هایی که بر مردم قریش می شمارد، رهایی از گرسنگی و رفع ناأمنی است: «الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ؛[۷] همان پروردگاری که آنها را از گرسنگی نجات داد و از ناأمنی رهایی بخشید».
وجود نعمت «امنیّت» در کنار نعمت «تغذیه کافی»، گواه اهمیّت این نعمت و شدّت ارتباط این دو با هم است.
ابراهیم خلیل علیه السّلام هنگامی که برای سرزمین مکه و مردم آن دعا میکند، چنین میگوید: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ؛[۸] پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده، و اهل آن را [آنها که ایمان به خدا و روز بازپسین آورده اند] از ثمرات [گوناگون] روزی ده».
نخست نعمت امنیّت و سپس روزی فراوان را برای مردم آنجا از خداوند طلب میکند. در واقع نعمت امنیّت مقدمه ای برای تکاپوهای اقتصادی و رشد و توسعه یک جامعه است.
در یک بیان روشن، امام علی علیه السّلام می فرماید: «شَرُّ الْبِلَادِ بَلَدٌ لَا أَمْنَ فِیهِ وَ لَا خِصْبَ؛[۹] بدترین شهرها، شهری است که نه امنیّت دارد و نه فراوانی نعمت». به یقین بدون امنیّت نمی توان به فراوانی و توسعه اندیشید.[۱۰]
اهتمام به امنیّت در قرآن
قرآن مجید «نعمت امنیّت» را آن چنان بزرگ می شمرد که بر هر چیز دیگر مقدم می دارد. به همین دلیل - چنانکه گفته آمد - هنگامی که ابراهیم خلیل علیه السّلام وارد سرزمین خشک و سوزان و بی آب و علف مکه شد و خانه کعبه را بنا کرد، اوّلین چیزی که از خداوند برای ساکنان آینده آن سرزمین تقاضا کرد، «نعمت امنیّت» بود: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ؛[۱۱] پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده، و اهل آن را از ثمرات [گوناگون] روزی ده».
قرآن در جای دیگر همین معنا را با تعبیر دیگری از او نقل می کند: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ؛ [۱۲]پروردگارا این شهر (مکه) را شهر امنی قرار ده، و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار».
در آیه قبل، «نعمت امنیّت» بر «مسائل اقتصادی» مقدم ذکر شده و در آیه دوم بر «توحید»؛ گویی اشاره به این دارد که نه دین و نه دنیا بدون «امنیّت در محیط»، تأمین نمی شود.
قرآن حتی ناأمنی را از کُشت و کشتار بدتر می شمرد، و می گوید: «وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ؛[۱۳] فتنه از کشتار هم بدتر است».
اگر چه «فتنه» معانی زیادی دارد - مانند شرک، شکنجه و آزار و فساد - ولی هیچ بعید نیست که مفهوم آیه فوق آن چنان گسترده باشد که همه این معانی را شامل شود. بنابراین ایجاد ناأمنی و فساد در سطح جامعه چیزی بالاتر از خونریزی است؛ چرا که هم سرچشمه خون ریزی می شود و هم مفاسد دیگر.
اسلام تا آن حد به «امنیّت داخلی» جوامع اسلامی اهمیت داده است، که «توسّل به زور» و نیروی نظامی را در اختلاف و کشمکش های داخلی، در صورتی که شیوه های مسالمت آمیز اثر بخش واقع نشود، تجویز کرده است؛ در سوره حجرات که به یک معنا «سوره امنیّت» است، در آیه ۹ می خوانیم: «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَی الْأُخْری فَقاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّی تَفِیءَ إِلی أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ؛[۱۴] هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند در میان آنها صلح بر قرار سازید و اگر یکی از آنها بر دیگری تجاوز کند با طایفه ظالم پیکار کنید تا به فرمان خدا باز گردد، هر گاه بازگشت [و زمینه صلح فراهم شد] در میان آن دو بر طبق عدالت صلح بر قرار سازید، و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشهگان را دوست دارد».
در تعبیرات این آیه درست دقّت کنید؛ بند بند آن از برنامه ریزی دقیق برای پایان دادن به هرگونه ناأمنی اجتماعی، با استفاده از بهترین روشهای مسالمت آمیز و سرانجام توسّل به زور - اگر روشهای دیگر مفید واقع نشود - حکایت دارد.
بدیهی است مخاطب در این آیه، مجموعه جامعه اسلامی و یا به تعبیر دیگر حکومت اسلامی است.[۱۵]
مبارزه با شایعه سازان و اخلالگران امنیّت اجتماعی
متأسّفانه در دنیایی زندگی می کنیم که فتنه گران و فتنه جویان آن کم نیستند؛ بلکه چرخ زندگی دولت های استعماری بر محور فتنه و فساد دور می زند [و در این میان] برخی فتنه جویان نان فتنه گری خود را می خورند.[۱۶]
دو گروه [به واسطه فتنه گری] ضربه زیادی به «امنیّت جامعه» می زنند، و در حقیقت مرتکب فساد و فتنه می شوند: یکی شایعه سازان، و دیگری اراذل و اوباشی که مخلّ به امنیّت اجتماعی اند. آیه شریفه ۶۰ و ۶۱ سوره احزاب به این مطلب اشاره دارد: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلاَّ قَلِیلاً * مَلْعُونِینَ أَیْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً؛ اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در مدینه پخش می کنند دست برندارند، تو را بر ضدّ آنان می شورانیم، سپس جز مدّت کوتاهی نمی توانند در کنار تو در این شهر بمانند * و از همه جا طرد می شوند، و هر جا یافته شوند گرفته خواهند شد و به سختی به قتل خواهند رسید».
دو گروه در مدینه ایجاد فتنه می کردند:
۱. عدّه ای از منافقین که کار آنها پخش شایعه بود؛ گاه می گفتند: «پیامبر از دنیا رفت» و گاه شایعه می کردند که: «دشمن به مدینه حمله، و پیامبر را دستگیر کرده است».[۱۷]
۲. عدّه ای از اوباش، که هر چند در اقلیّت بودند، امّا امنیّت جامعه را برهم می زدند. آنها برای زنان مسلمان که جهت اقامه نماز مغرب و عشا به مسجد می آمدند، در بازگشت از نماز ایجاد مزاحمت می کردند، در تاریکی شب کمین کرده و مزاحم دختران و زنان می شدند.[۱۸] گویا تاریخ تکرار می شود، امروزه نیز این دو گروه دشمنان اصلی امنیّت اجتماعی هستند.
قرآن مجید اخطار شدیدی به این دو گروه می دهد. می فرماید: اگر شایعه سازان و اوباش دست از فساد و فتنه برندارند، به آنها اعلان جنگ بده، سپس آنها را از شهر اخراج کن، و آنها را هرجا یافتی به سختی به قتل برسان.
قرآن مجید در مقابل فتنه و فساد اجتماعی برخورد شدیدی کرده است؛ زیرا زندگی در چنان جامعه ای بسیار مشکل است. لذا برای تحصیل یا حفظ امنیّت جامعه باید هر بهایی را پرداخت؛ تا آنجا که اسلام به خاطر آن اجازه «جنگ با اخلال گران» امنیّت اجتماعی را صادر می کند.[۱۹]
منابع:
۱. از تو سوال می کنند (مجموعه سوالات قرآنی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله)
۲. تفسیر نمونه
۳. پیام قرآن
۴. دائرة المعارف فقه مقارن
پی نوشت:
[۱]. «فَلَمَّا دَخَلُوا عَلی یُوسُفَ آوی إِلَیْهِ أَبَوَیْهِ وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِینَ؛ هنگامی که بر یوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و گفت همگی داخل مصر شوید، که انشاء اللَّه در امن و امان خواهید بود». (سوره یوسف، آیه ۹۹).
[۲]. تفسیر نمونه، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴هـ ش، چاپ سی و دوم، ج۱۰، ص۸۴.
[۳]. «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً یَأْتِیها رِزْقُها رَغَداً مِنْ کُلِّ مَکانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما کانُوا یَصْنَعُونَ؛ خداوند [برای آنها که کفران نعمت میکنند] مثلی زده است: منطقه آبادی را که امن و آرام و مطمئن بوده، و همواره روزیش بطور وافر از هر مکانی فرا میرسیده، اما نعمت خدا را کفران کردند، و خداوند بخاطر اعمالی که انجام میدادند لباس گرسنگی و ترس را در اندامشان پوشانید». (سوره نحل، آیه ۱۱۲).
[۴]. تفسیر نمونه، همان، ج۱۱، ص۴۳۳.
[۵]. تحف العقول، ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۴هـ ق / ۱۳۶۳هـ ش، چاپ دوم، ص۳۲۰، «و روی عن الإمام الصادق...؛ و من کلامه (ع) سماه بعض الشیعة نثر الدرر».
[۶]. الأمالی، صدوق، ابن بابویه، محمد بن علی، کتابچی، تهران، ۱۳۷۶هـ ش، چاپ ششم، ص۲۹۱، «المجلس الثامن و الأربعون»، ح۱۵.
[۷]. سوره قریش، آیه ۴.
[۸]. سوره بقره، آیه ۱۲۶.
[۹]. غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: رجائی، سید مهدی، دارالکتاب الإسلامی، قم، ۱۴۱۰هـ ق، چاپ دوم، ص۴۰۹، «الفصل الحادی و الأربعون؛ فی حرف الشّین بلفظ شرّ»، حکمت ۱۳.
[۱۰]. دائرة المعارف فقه مقارن، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب (ع)، قم، ۱۴۲۷هـ ق، چاپ اول، ج۲، ص۲۱۵-۲۱۶.
[۱۱]. سوره بقره، آیه ۱۲۶.
[۱۲]. سوره ابراهیم، آیه ۳۵.
[۱۳]. سوره بقره، آیه ۱۹۱.
[۱۴]. سوره حجرات، آیه ۹.
[۱۵]. ر.ک: پیام قرآن، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶هـ ش، چاپ نهم، ج۸، ص۲۸۶-۲۸۹.
[۱۶]. ر.ک: از تو سوال می کنند (مجموعه سوالات قرآنی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله)، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، تهیه و تنظیم: علیان نژادی، ابوالقاسم، انتشارات امام علی بن ابی طالب (ع)، قم، ۱۳۸۷هـ ش، چاپ دوم، ص۸۹-۹۰.
[۱۷]. تفسیر نمونه، همان، ج۱۷، ص۴۲۶.
[۱۸]. همان.
[۱۹]. از تو سوال می کنند (مجموعه سوالات قرآنی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله)، همان، ص۸۸-۸۹.
۱۱:۰۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۵










نظر شما