چهارشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۲
«امنیت» در اندیشه قرآنی آیت‌الله العظمی مکارم‌شیرازی

«امنیّت» از شاخص ‏های رشد و توسعه شمرده شده است. جامعه ناامن به طور طبیعی جامعه ‏ای توسعه نیافته است که به سبب ناامنی، دیگر عوامل رشد و توسعه را نیز از دست می ‏دهد.‌

به گزارش خبرگزاری حوزه، حجّت الاسلام احمد حیدری در نوشتاری با عنوان «امنیّت‏؛ نعمت بزرگ خدا» به بررسی بحث امنیت در اندیشه حضرت آیت الله مکارم شیرازی پرداخته است.

متن کامل این نوشتار را در ادامه بخوانید:

«امنیّت» از شاخص ‏های رشد و توسعه شمرده شده است. جامعه ناامن به طور طبیعی جامعه ‏ای توسعه نیافته است که به سبب ناامنی، دیگر عوامل رشد و توسعه را نیز از دست می ‏دهد. در چنین جامعه‏ ای سرمایه ‏گذاری، تولید و تجارت، راه‏ اندازی کارخانه ‏های صنعتی و مانند آن بی رونق خواهد بود. همچنین ناامنی، فرار سرمایه ‏ها و مغزها را در پی دارد که نتیجه آن فقر و عقب ماندگی است. هر گاه امنیّت از میان برود، سایر مسائل رفاهی و مواهب مادی و معنوی نیز به خطر خواهد افتاد، در یک محیط ناامن، نه اطاعت خدا مقدور است و نه زندگی توام با سربلندی و آسودگی فکر، و نه تلاش و کوشش و جهاد برای پیشبرد هدفهای اجتماعی. به عبارتی نه دین و نه دنیا بدون «امنیّت در محیط»، تأمین نمی شود.

حضرت یوسف علیه السّلام - آن زمان که قوم خود را به سکونت در مصر دعوت می کرد - از میان تمام مواهب و نعمت های مصر، انگشت روی مسأله «امنیّت» گذاشت و به پدر و مادر و برادران گفت: «وارد مصر شوید که انشاء اللَّه در امنیّت خواهید بود؛ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِینَ».[۱]

بیان فوق نشان می ‏دهد که «نعمت امنیّت» ریشه همه نعمت ها است و حقا چنین است. زیرا هر گاه امنیّت از میان برود، سایر مسائل رفاهی و مواهب مادی و معنوی نیز به خطر خواهد افتاد، در یک محیط ناأمن، نه اطاعت خدا مقدور است و نه زندگی توام با سربلندی و آسودگی فکر، و نه تلاش و کوشش و جهاد برای پیشبرد هدفهای اجتماعی.

ضمن اینکه ممکن است جمله حضرت یوسف علیه السّلام، اشاره به این نکته باشد که یوسف می‏ خواهد بگوید: سرزمین مصر در حکومت من، آن سرزمین فراعنه دیروز نیست؛ آن خودکامگی ‏ها جنایت ‏ها، استثمارها، خفقان ها و شکنجه ‏ها همه از میان رفته است، محیطی است کاملا امن و امان.[۲]

در آیه ۱۱۲ سوره نحل، منطقه آبادی را مثل زده شده که برای این منطقه آباد، خوشبخت و پر برکت، سه ویژگی ذکر شده است: نخستین آنها امنیّت، سپس اطمینان به ادامه زندگی در آن، و بعد از آن مساله جلب روزی و مواد غذایی فراوان می باشد، که از نظر ترتیب طبیعی به همان شکل که در آیه آمده صورت حلقه ‏های زنجیری علت و معلول دارد. چرا که تا امنیّت نباشد کسی اطمینان به ادامه زندگی در محلی پیدا نمی کند، و تا این دو نباشند کسی علاقه‏ مند به تولید و سر و سامان دادن به وضع اقتصادی نمی شود.[۳]

این درسی است برای همه ما و همه کسانی که می خواهند سرزمینی آباد و آزاد و مستقل داشته باشند، باید قبل از هر چیز به مسأله «امنیّت» پرداخت؛ سپس مردم را به آینده خود در آن منطقه امیدوار ساخت و به دنبال آن چرخ های اقتصادی را به حرکت در آورد.[۴]

امنیّت از نیازهای اوّلیه همه مردم است: «ثَلَاثَةُ أَشْیَاءَ یَحْتَاجُ النَّاسُ طُرّاً إِلَیْهَا: الْأَمْنُ وَ الْعَدْلُ وَ الْخِصْبُ؛[۵] سه چیز است که همه مردمان به آن نیازمندند: امنیّت و عدالت و فراوانی».

بدون امنیّت زندگی گوارا نخواهد بود: «خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَکُنْ لَهُ فِیهِ لَمْ یَتَهَنَّ بِالْعَیْشِ‏: الصِّحَّةُ وَ الْأَمْنُ‏ وَ الْغِنَی وَ الْقَنَاعَةُ وَ الْأَنِیسُ الْمُوَافِقُ؛[۶] پنج چیز است که هر کس نداشته باشد، زندگی گوارا نخواهد داشت: تندرستی، امنیّت، بی ‏نیازی، قناعت، و مونسی همدل».

از همین رو «امنیّت» از شاخص ‏های رشد و توسعه شمرده شده است. جامعه ناأمن به طور طبیعی جامعه ‏ای توسعه نیافته است که به سبب ناأمنی، دیگر عوامل رشد و توسعه را نیز از دست می ‏دهد. در چنین جامعه‏ ای سرمایه ‏گذاری، تولید و تجارت، راه‏ اندازی کارخانه ‏های صنعتی و مانند آن بی رونق خواهد بود. همچنین ناأمنی، فرار سرمایه ‏ها و مغزها را در پی دارد که نتیجه آن فقر و عقب ماندگی است.

قرآن کریم پس از ذکر نعمت نابودی لشکریان ابرهه و سپاه فیل، از نعمت‏ هایی که بر مردم قریش می ‏شمارد، رهایی از گرسنگی و رفع ناأمنی است: «الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ‏ جُوعٍ‏ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ؛[۷] همان پروردگاری که آنها را از گرسنگی نجات داد و از ناأمنی رهایی بخشید».

وجود نعمت «امنیّت» در کنار نعمت «تغذیه کافی»، گواه اهمیّت این نعمت و شدّت ارتباط این دو با هم است.

ابراهیم خلیل علیه السّلام هنگامی که برای سرزمین مکه و مردم آن دعا می‏کند، چنین می‏گوید: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ؛[۸] پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده، و اهل آن را [آنها که ایمان به خدا و روز بازپسین آورده‏ اند] از ثمرات [گوناگون] روزی ده».

نخست نعمت امنیّت و سپس روزی فراوان را برای مردم آنجا از خداوند طلب می‏کند. در واقع نعمت امنیّت مقدمه ‏ای برای تکاپوهای اقتصادی و رشد و توسعه یک جامعه است.

در یک بیان روشن، امام علی علیه السّلام می فرماید: «شَرُّ الْبِلَادِ بَلَدٌ لَا أَمْنَ فِیهِ وَ لَا خِصْبَ؛[۹] بدترین شهرها، شهری است که نه امنیّت دارد و نه فراوانی نعمت». به یقین بدون امنیّت نمی توان به فراوانی و توسعه اندیشید.[۱۰]

اهتمام به امنیّت‏ در قرآن

قرآن مجید «نعمت امنیّت» را آن چنان بزرگ می شمرد که بر هر چیز دیگر مقدم می دارد. به همین دلیل - چنانکه گفته آمد - هنگامی که ابراهیم خلیل علیه السّلام وارد سرزمین خشک و سوزان و بی آب و علف مکه شد و خانه کعبه را بنا کرد، اوّلین چیزی که از خداوند برای ساکنان آینده آن سرزمین تقاضا کرد، «نعمت امنیّت»‏ بود: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ؛[۱۱] پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده، و اهل آن را از ثمرات [گوناگون] روزی ده».

قرآن در جای دیگر همین معنا را با تعبیر دیگری از او نقل می کند: «رَبِّ اجْعَلْ‏ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ‏؛ [۱۲]پروردگارا این شهر (مکه) را شهر امنی قرار ده، و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار».

در آیه قبل، «نعمت امنیّت» بر «مسائل اقتصادی» مقدم ذکر شده و در آیه دوم بر «توحید»؛ گویی اشاره به این دارد که نه دین و نه دنیا بدون «امنیّت در محیط»، تأمین نمی شود.

قرآن حتی ناأمنی را از کُشت و کشتار بدتر می شمرد، و می گوید‏: «وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ‏ الْقَتْلِ؛[۱۳] فتنه از کشتار هم بدتر است».

اگر چه «فتنه» معانی زیادی دارد - مانند شرک، شکنجه و آزار و فساد - ولی هیچ بعید نیست که مفهوم آیه فوق آن چنان گسترده باشد که همه این معانی را شامل شود. بنابراین ایجاد ناأمنی و فساد در سطح جامعه چیزی بالاتر از خونریزی است؛ چرا که هم سرچشمه خون ریزی می شود و هم مفاسد دیگر.

اسلام تا آن حد به «امنیّت داخلی» جوامع اسلامی اهمیت داده است، که «توسّل به زور» و نیروی نظامی را در اختلاف و کشمکش ‏های داخلی، در صورتی که شیوه‏ های مسالمت ‏آمیز اثر بخش واقع نشود، تجویز کرده است؛ در سوره حجرات که به یک معنا «سوره امنیّت» است، در آیه ۹ می خوانیم: «وَ إِنْ طائِفَتانِ‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَی الْأُخْری‏ فَقاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّی تَفِی‏ءَ إِلی‏ أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ؛[۱۴] هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند در میان آنها صلح بر قرار سازید و اگر یکی از آنها بر دیگری تجاوز کند با طایفه ظالم پیکار کنید تا به فرمان خدا باز گردد، هر گاه بازگشت [و زمینه صلح فراهم شد] در میان آن دو بر طبق عدالت صلح بر قرار سازید، و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشه‏گان را دوست دارد».

در تعبیرات این آیه درست دقّت کنید؛ بند بند آن از برنامه ریزی دقیق برای پایان دادن به هرگونه ناأمنی اجتماعی، با استفاده از بهترین روش‏های مسالمت ‏آمیز و سرانجام توسّل به زور - اگر روش‏های دیگر مفید واقع نشود - حکایت دارد.

بدیهی است مخاطب در این آیه، مجموعه جامعه اسلامی و یا به تعبیر دیگر حکومت اسلامی است.[۱۵]

مبارزه با شایعه ‏سازان و اخلال‏گران امنیّت‏ اجتماعی‏
متأسّفانه در دنیایی زندگی می کنیم که فتنه‏ گران و فتنه جویان آن کم نیستند؛ بلکه چرخ زندگی دولت‏ های استعماری بر محور فتنه و فساد دور می زند [و در این میان] برخی فتنه ‏جویان نان فتنه ‏گری خود را می خورند.[۱۶]

دو گروه [به واسطه فتنه گری] ضربه زیادی به «امنیّت جامعه» می ‏زنند، و در حقیقت مرتکب فساد و فتنه می شوند: یکی شایعه‏ سازان، و دیگری اراذل و اوباشی که مخلّ به امنیّت اجتماعی ‏اند. آیه شریفه ۶۰ و ۶۱ سوره احزاب به این مطلب اشاره دارد: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلاَّ قَلِیلاً * مَلْعُونِینَ أَیْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً؛ اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بی ‏اساس در مدینه پخش می کنند دست برندارند، تو را بر ضدّ آنان می شورانیم، سپس جز مدّت کوتاهی نمی توانند در کنار تو در این شهر بمانند * و از همه جا طرد می شوند، و هر جا یافته شوند گرفته خواهند شد و به سختی به قتل خواهند رسید».

دو گروه در مدینه ایجاد فتنه می کردند:

۱. عدّه ‏ای از منافقین که کار آنها پخش شایعه بود؛ گاه می گفتند: «پیامبر از دنیا رفت» و گاه شایعه می کردند که: «دشمن به مدینه حمله، و پیامبر را دستگیر کرده است».[۱۷]

۲. عدّه ‏ای از اوباش، که هر چند در اقلیّت بودند، امّا امنیّت جامعه را برهم می زدند. آنها برای زنان مسلمان که جهت اقامه نماز مغرب و عشا به مسجد می آمدند، در بازگشت از نماز ایجاد مزاحمت می کردند، در تاریکی شب کمین کرده و مزاحم دختران و زنان می شدند.[۱۸] گویا تاریخ تکرار می شود، امروزه نیز این دو گروه دشمنان اصلی امنیّت اجتماعی هستند.

قرآن مجید اخطار شدیدی به این دو گروه می دهد. می فرماید: اگر شایعه‏ سازان و اوباش دست از فساد و فتنه برندارند، به آنها اعلان جنگ بده، سپس آنها را از شهر اخراج کن، و آنها را هرجا یافتی به سختی به قتل برسان.

قرآن مجید در مقابل فتنه و فساد اجتماعی برخورد شدیدی کرده است؛ زیرا زندگی در چنان جامعه ‏ای بسیار مشکل است. لذا برای تحصیل یا حفظ امنیّت جامعه باید هر بهایی را پرداخت؛ تا آنجا که اسلام به خاطر آن اجازه «جنگ با اخلال‏ گران» امنیّت اجتماعی را صادر می کند.[۱۹]

منابع:
۱. از تو سوال می کنند (مجموعه سوالات قرآنی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله‏)
۲. تفسیر نمونه‏
۳. پیام قرآن‏
۴. دائرة المعارف فقه مقارن‏

پی نوشت:

[۱]. «فَلَمَّا دَخَلُوا عَلی‏ یُوسُفَ آوی‏ إِلَیْهِ أَبَوَیْهِ وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِینَ؛ هنگامی که بر یوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و گفت همگی داخل مصر شوید، که انشاء اللَّه در امن و امان خواهید بود». (سوره یوسف، آیه ۹۹‏).

[۲]. تفسیر نمونه‏، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ۱۳۷۴هـ ش، چاپ سی و دوم، ج‏۱۰، ص۸۴.

[۳]. «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً یَأْتِیها رِزْقُها رَغَداً مِنْ کُلِّ مَکانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما کانُوا یَصْنَعُونَ؛ خداوند [برای آنها که کفران نعمت می‏کنند] مثلی زده است: منطقه آبادی را که امن و آرام و مطمئن بوده، و همواره روزیش بطور وافر از هر مکانی فرا می‏رسیده، اما نعمت خدا را کفران کردند، و خداوند بخاطر اعمالی که‏ انجام می‏دادند لباس گرسنگی و ترس را در اندامشان پوشانید». (سوره نحل، آیه ۱۱۲).

[۴]. تفسیر نمونه، همان، ج‏۱۱، ص۴۳۳.

[۵]. تحف العقول‏، ابن شعبه حرانی، حسن بن علی‏، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، انتشارات جامعه مدرسین‏، قم‏، ۱۴۰۴هـ ق / ۱۳۶۳هـ ش، چاپ دوم‏، ص۳۲۰، «و روی عن الإمام الصادق...‏؛ و من کلامه (ع) سماه بعض الشیعة نثر الدرر».

[۶]. الأمالی، صدوق، ابن بابویه، محمد بن علی، کتابچی، تهران، ۱۳۷۶هـ ش، چاپ ششم، ص۲۹۱، «المجلس الثامن و الأربعون»،‏ ح۱۵.

[۷]. سوره قریش، آیه ۴.

[۸]. سوره بقره، آیه ۱۲۶.

[۹]. غرر الحکم و درر الکلم‏، تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: رجائی، سید مهدی‏، دارالکتاب الإسلامی‏، قم، ۱۴۱۰هـ ق‏، چاپ دوم‏، ص۴۰۹، «الفصل الحادی و الأربعون؛ فی حرف الشّین بلفظ شرّ»، حکمت ۱۳.

[۱۰]. دائرة المعارف فقه مقارن‏، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی‏، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب (ع)، قم‏، ۱۴۲۷هـ ق، چاپ اول‏، ج‏۲، ص۲۱۵-۲۱۶.

[۱۱]. سوره بقره، آیه ۱۲۶.

[۱۲]. سوره ابراهیم، آیه ۳۵.

[۱۳]. سوره بقره، آیه ۱۹۱.

[۱۴]. سوره حجرات، آیه ۹.

[۱۵]. ر.ک: پیام قرآن‏، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دارالکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ۱۳۸۶هـ ش، چاپ نهم،‏ ج‏۸، ص۲۸۶-۲۸۹.

[۱۶]. ر.ک: از تو سوال می کنند (مجموعه سوالات قرآنی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله‏)، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، تهیه و تنظیم: علیان نژادی‏، ابوالقاسم، انتشارات امام علی بن ابی طالب (ع)، قم‏، ۱۳۸۷هـ ش‏، چاپ دوم، ص۸۹-۹۰.

[۱۷]. تفسیر نمونه، همان، ج۱۷، ص۴۲۶.

[۱۸]. همان.

[۱۹]. از تو سوال می کنند (مجموعه سوالات قرآنی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله‏)، همان، ص۸۸-۸۹.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • مهدیه IR ۱۱:۰۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۵
    لطفا نت ها رو وصل کنید نه دسترسی به استاد داریم نه پیامی میتونیم ارسال کنیم .... به خدا پیام رسان های داخلی رو باز بذارید برای چت و تماس هزینه ها سرسام آوره ...