مریم فتحی اصل در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، عنوان کرد: رفتارها در یک شهر یا از منظر علوم اجتماعی در یک جهان اجتماعی بر اساس فرهنگ شکل میگیرد. فرهنگ یک معرفت به خدای جهان و ارزشها است و هنجارها و مرز میان هنجارها و ناهنجار بر اساس همین معرفتها مشخص میشوند.
وی ادامه داد: معرفت از طریق الگوهایی مانند الگوی تربیتی خانواده، نمادهای رسانهای و شهری و امثالهم مطرح و ابراز میشود. اگر این فرهنگ معرفت پایهای به درستی در خانواده تبیین شود افرادی مانند شهید سلیمانی و... تربیت میشوند.
از خانواده تا فضای مجازی؛ مسیر تغییر هویت جوانان
فعال فرهنگی بیان کرد: در گذشته مسیر معرفت و شکل گیری هویت ایرانی اسلامی از طریق خانواده صورت میگرفت؛ یعنی هویت نوجوان و جوان از طریق روایتهای شفاهی و نسل به نسل بود. افراد برای یادگیری سواد نیز به مکتب خانه میرفتند؛ اما باز شاکله اصلی تربیت به عهده خانوادهها بود و نقش مکتبخانه فرعی و برای تکمیل مسیر تربیت خانواده بود و همچنان بار اصلی آشنایی نوجوان از پیرامون بر دوش خانواده بود.
وی اظهار کرد: در دوره پهلوی نظام آموزش گرفت و عهدهدار بخشی از نظام تربیتی شد. بعد از انقلاب اسلامی بهخاطر جنگ و نابسامانیهایی که وجود داشت نظام رسمی آموزش از اشل کشور فرانسه استفاده شد.
فتحی اصل افزود: با توجه به اینکه نظام آموزش و تربیت نظاممند شده بود و حکومت همراستا با نظام تربیتی خانواده بود خانوادهها به تدریج نقش خود را در این مسئله کمرنگ کردند و در ادامه بر اساس فشارهای محیطی و اقتصادی بار اصلی انتقال مفاهیم معرفتی بر دوش نظام رسمی کشور گذاشته شد. مردم انتقال ارزشها و هنجارها به طور کامل به جامعه و نظام رسمی آموزش واگذار کردند البته در کنار این امر منتقدانی بودند که سعی کردن نظامهای مسجدمحوری و امثالهم را ارتقا بدهند اما قدرت در دست نظام آموزش رسمی بود به همین خاطر سایر گزینهها دیده نمیشدند.
وی ادامه داد: با توجه به اینکه نظام آموزشی اشلی از نظام آموزشی سکولار فرانسه بود فرم و قالب سکولار باید در خدمت انتقال مفاهیم دین قرار میگرفت که چالشهای زیادی پیشرو بود به ویژه آنکه مدت مدیریتی مدیران محدود بود و امکان برنامههای بلند مدت و تغییرات اساسی نبود.
پژوهشگر حوزوی با اشاره به اینکه این مسائل سبب شد میان معرفت اصلی جهان مطلوب برای تمدن اسلامی با جهان فعلی فاصله ایجاد شود، افزود: وقتی کارشناسان متوجه این فاصله شدند درصدد رفع خلأها بر آمدند تا انسان متعالی نظام اسلامی در نظام آموزش و پرورش تربیت شود اما جهان درگیر شیوع کرونا شد.
وی اضافه کرد: در دوران کرونا دانش آموزان مجبور به استفاده از بسترها وب شدند. با توجه به اینکه در آن برهه زمانی همانند دوران جنگ شرایط اضطراری و فوری ایجاد شده بود امکان مهیا کردن تمهیدات لازم نبود و باز قالبهای موجود به کار گرفته شد.
فتحی اصل اظهار کرد: نوجوان ما بدون اینکه تمهیدات لازم انجام شود به طور کامل به فضای مجازی و اینترنت سپرده شد و آموزش و پرورش نیز که تا کنون وظیفه تربیت نسل جوان را به عهده داشت نقش خود را کمرنگ کرد؛ زیرا معتقد بود که وظیفه او آموزش اولیه و سواد استفاده است و مدیریت آن به عهده خانواده و رسانهها است.
وی عنوان کرد: در این شرایط افرادی که پایه معرفتی قوی داشتند میتوانستند در مواجه با فضا مجازی خود را مدیریت کنند و یا دسترسیهایی داشتند و میتوانستند سوالات و چالشهای خود را مطرح کنند و به دنبال رفع آن باشند؛ اما افرادی که پایه معرفتی قوی نداشتند و یا در شهرهایی زندگی میکردند که شرایط و امکانات پاسخ گویی به شبهات و چالشهایشان وجود نداشت در تعارضات فرهنگی با مشکل مواجه میشدند و برای آنان سردرگمی ایجاد میشود.
فعال عرصه خانواده گفت: انسان متعالی در جهان اجتماعی ما به دنبال ارزشها و هنجارهایی بود که نماد و المانی برای آن در فضای شهری و رسانهای نبود. بازهای نمادهای شهری و اجتماعی کشور به دلایل مختلف به سمت بیهویتی رفتند و از طرفی هم قالبهای رسانهای موجود فرصت دیده شدن به نمادهای منطبق با ارزشها نمیداد و در مقابل نمادهای دیگر مانند زامبیها، بتمنها، کیپاپ و... را با جذابیت به نمایش میگذاشت.
وی اضافه کرد: نوجوان و جوان به جای اینکه پیگیر سردرگمی خود میان نمادها و انسان متعالی به دنبال حقیقت باشد مسحور جذابیت نمادهای غربی شده و به دنبال شناخت فرهنگ غربی میرفت و کم کم در هدف او و هدف جهان اجتماعی اسلامی فاصله ایجاد شد.
فتحی اصل ادامه داد: تغییر فرهنگ و معرفت فرد منجر به بروز رفتارهای نامناسب میشود رفتارهایی که در مسیر تمدن اسلامی نیست. در این شرایط نوجوان خود را مقابل و جدای از مسیر تمدن اسلامی میبیند و تلاش میکند معرفت به دست آورده خود را بیان کند؛ ولی فرصتی به او داده نمیشود؛ زیرا در مواجهه با او الگوهایی مثل مناظره و استدلال ارائه میشود که متناسب با او نیست.
جهان اسلامی در مواجهه با نمادهای غربی
وی یادآور شد: باید به سمت میرفتیم که متناسب با فضای اجتماعی نمادهای جذاب برای فرهنگ خود تولید میکردیم؛ اما امروزه ما با جذابیت نمادهای فرهنگهای غربی مواجه هستیم که درصدد تزریق فرهنگ خود به نوجوان کشور ما هستند. وقتی نوجوان جذب نمادها میشود به دنبال الگوی رفتاری نماد محبوبش میرود تا با انسان مطلوب آن جهان و معرفت او آشنا شود. در اینجا با توجه به اینکه ارزشها و هنجارهای ما با نماد محبوب نسل جوان متفاوت است تعارض گفتمانی ایجاد میشود.
فعال فرهنگی اضافه کرد: در این شرایط اگر نوجوان از مبنا و نمادهای داخلی تهی بوده و با معرفت ما آشنا نشده باشد وقتی با معرفتی دیگر آشنا میشود اصلاً سوال و تعارضی هم برای او ایجاد نمیشود و بر اساس معرفتی که کسب کرده است رفتاری را از خود نشان میدهد که همراه با خشونت و هنجارهایی مخالف هنجارهای ما است. به همین خاطر نوجوانی که شاهد حضورشان در اغتشاشات هستیم خلأهای معرفتی نسبت به جهان اجتماعی خودش پیدا کرده است و این باعث شده خود را هم مسیر مخالفان نظام ببیند و با لیدرها همراهی کنند.
وی گفت: جوانان و نوجوان دهه 70 و 80 نیاز به شنیده شدن داشتند زیرا معرفت لازم را از خانه و مدرسه کسب کرده بودند اما در جهان رسانه با مسائلی مواجه شده بودند که برای آنان سوال و تعارض ایجاد کرده بود. به همین خاطر رهبر معظم انقلاب در دهه 80 تأکید فراوانی به تشکیل کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاهها داشتند تا بتوانند پاسخ شبهات خود را دریافت کنند. با این روش حتی کسانی که در شهرهایی غیر از قم بودند امکان دریافت پاسخ سؤالات خود از متخصصین پیدا میکردند.
پژوهشگر حوزوی ادامه داد: متأسفانه آن طور که باید به آن توجه نشد و همان افراد با تناقضات حل نشدهای که برای آنان ایجاد شده بود مادران و پدران دهههای بعدی شدند که روایت شفاهی کمتری برای بیان داشتند و نوجوانانشان اسیر بستر رسانه شدند؛ البته به برکت قدمهای کوچکی که انجام شده پیشرفتهای خوبی هم داشتیم و آمارهای حضور و مشارکت نوجوانان و جوانان در مناسک معنوی واقعاً قابل تأمل است اما اگر هوشمندانهتر اقدام میکردیم این تعداد اندک بازیچه مخالفان نظام را هم همراه میکردیم.
وی بیان کرد: در دهه اخیر رهبر معظم انقلاب تأکید فراوانی به مدیریت فضای مجازی داشتند. یعنی برای محتوای معرفتی و دینی که نسل جوان نیاز دارد نماد و الگوهایی طراحی کنیم و آن را از طریق هنر و رسانه تبیین کنیم. متأسفانه این اتفاق رخ نداد و حتی در نمادهای بصری مانند معماری و شهرسازی دچار خلأ شدیم و از معماری سنتی و بومی خود فاصله گرفتیم و جایگزین آن معماری کردیم که هیچ مفهوم هویتی ندارد.
چرا جوانان ما به جهان اجتماعی دیگری رفتهاند؟
فتحی اصل اضافه کرد: در جهان اجتماعی دو وضعیت وجود دارد، در حالت اول خداوند هستی این جهان است که انسان کامل آن ائمه اطهار (ع) هستند. در این جهان راهها و مسیرها به سمتی میرود که انسان کامل باشد و سعادت برسد. در این مسیرها باید نمادها و الگوها برگرفته از معرفت و هستی مطابق با ارزشها باشد؛ یعنی این نمادها باید هنر، رسانه، شهرسازی، معماری و... حضور داشته باشند.
وی با بیان اینکه در حالت دوم جهان اجتماعی خدایی غیر از الله وجود داد، افزود: نسل جوان از جهان اجتماعی ما فاصله گرفته و به سمت جهان اجتماعی دیگری رفته است و سعادت را در مسائل دیگری میبیند و معتقد است که ساختار فعلی مانع رسیدن او به سعادت میشود به همین خاطر به دنبال تغییر ساختار است.
فعال فرهنگی ادامه داد: جهان اجتماعی نسل جوان را نمادهایی ساختند که از کودکی با او همراه بودند. نمادهایی که دائم در حال جنگیدن برای انسانها و برابری بودند. اکنون نیز که این فرد به سن جوانی رسیده است همانند الگوهایی که داشته تلاش میکند برای رهایی و آزادی بجنگند اما نمیداند که آزادی از چه چیزی و برای چی؟. حتی نمیداند سرانجام آینده چه چیزی باید شود. در اینجا لیدرها وارد میشوند و سرانجام آن را مطابق خواسته خودشان برنامه ریزی میکنند.

وی گفت: نرم افزار اجتماعی ما با چالش مواجه شده است. در عصر صفوی معماری ما سرشار از نمادهای ایرانی و اسلامی بود که هویت ما را نشان میداد. اما امروز نه تنها از این مسئله تهی شدیم؛ بلکه در آموزشهای آکادمیک نیز اشارهای به هویتی که در گذشته حتی در معماری داشتیم نمیکنیم؛ یعنی نظام آکادمیک ما نیز بی هویت شده است.
فتحی اصل عنوان کرد: خداوند در قرآن کریم برای پیامبر (ص) هم که معرفت کامل به یگانگی خداوند داشت باز هم در نزول قرآن از بیان روایی استفاده کرده است و همانند داستان مسائل را برای مردم به تصویر کشیده است؛ اما ما از این روش و الگو مهم در شیوه تبیین مسائل فاصله گرفتیم و به سراغ استدلال صرف رفتیم. برای مثال در بیان علت حجاب شروع به بیان ادله روانشناسی، اجتماعی، دینی و روایی میکنیم در حالی که نسل جوان تمایلی به این شیوه ندارد.
محفل، نمونهای از بومیسازی موفق ارزشها در رسانه
وی با اشاره به اینکه باید از زبان نسل جوان برای بیان معارف و ارزشها استفاده کنیم، افزود: برنامه محفل نمونهای درست از بهرهمندی از فرم و قالب برای انتقال ارزشها خود بود و باعث شد نسل جدید نه تنها نسبت به مسائل قرآنی گارد نگرفت بلکه جذب آن هم شود. شاید الگوی استفاده شده تکراری بود اما به خوبی بومی سازی شده و در طراحی صحنه، زمان پخش و... ارزشها و هنجارهای بومی رعایت شده بود.
فعال عرصه خانواده یادآور شد: وقتی این هژمونی رعایت شود فطرت انسان جذب آن میشود و پیگیری میکند اما متاسفانه این هژمونی را رعایت نمیکنیم و جبهه مقابل به خوبی آن را رعایت میکند و از هژمونی استفاده میکند که بر هیجان نسل جوان سوار میشود و آن را جذب معرفت، ارزشها و هنجارها خودش میکند.
چرا جوانان ما به دشمن اعتماد میکنند؟
وی اضافه کرد: در فضایی که نمادهای ما بی هویت شده و نسل جوان معرفت لازم را کسب نکرده است دشمن بهشت خودش و چالشهای ما را نشان میدهد. در این شرایط جوان و نوجوان شروع به مقایسه میکند که چرا من نباید به آن توسعه و بهشت برسم؟ چه چیزی مانع این پیشرفت میشود؟ او تنها مانع این مسیر را ساختار موجود و دین میبیند و شروع به مبارزه با آن میکند که باید حکومت و روحانیت از بین برود تا بتوانیم به آن بهشتی که گفته شده برسیم؛ اما نمیداند روایتی که برای آن بازگو شده روایتی ناقص و فیلتر شده است.
چگونه میتوان جوانان را از سرگردانی فرهنگی نجات داد؟
فتحی اصل با بیان اینکه باید نگاه فرصت و تهدید توأمان داشته باشیم، گفت: در مقابل این چالشها نباید ناامید شویم و از کثرت دشمنان بترسیم. خداوند به قدمهای کوچ ما برکت میدهد؛ زیرا در قرآن وعده داده است که گروههای کوچک میتوانند بر گروههای بزرگ پیروز شوند. از ابتدای انقلاب اسلامی تا به الان هم نشان داده شده کارهای کوچک ما چه قوتهایی گرفتند.
وی با اشاره حضور نوجوانان در اعتکاف افزود: غرب و به طور کلی جهان به سمت معنویت در حرکت است و به دنبال سکولار زدایی است. یعنی جهان تلاش میکند که دوباره دین را به متن زندگی بر گرداند. از سوی دیگر نوجوان و جوان نیاز به شنیده شدن دارد. باید نوجوان و جوان را ببینیم و صدای او را بشنویم این امر در پیدا شدن تعارضات نوجوان بسیار کمک کننده است.
پژوهشگر حوزوی ادامه داد: باید نوجوان را ببینم و چالشهایش را بشنویم میتوانیم راهکار اصولی ارائه بدهیم. در گام اول الگوی مناظره و استدلال مناسب نیست. باید الگوهایی طراحی کنیم و نسل جوان را به سمت آن هدایت کنیم.
وی اضافه کرد: سیاست گذاریهای فرهنگی باید معرفتهای ما را پشتیبانی و حمایت کند. در حال حاضر سیاست گذاریها متناسب با نسل جدید نیستند. اقداماتی مانند حضور مشاور از نسل z در این زمینه مفید است؛ زیرا نشان دهنده توجه به نسل جدید است.
فتحی اصل با اشاره به اینکه امید باید در بین نسل جوان پررنگ شود، اظهار کرد: نسل جوان بیان میکند افرادی ثابت در سمتهای مدیریتی قرار دارند که به صورت گردشی سمتها بین این افراد تغییر میکند و هر چقدر هم تلاش کنند نمیتوانند به این مناصب برسند. باید به جوانان بیش از گذشته بها داده شود و معرفی شوند.
باید مسیری برای اعتراضات جوانان طراحی کنیم
وی با تأکید بر اینکه باید در کنار چالشهایی که جوان با آن مواجه است پیشرفتها با بیان و روایتی درست و امیدآفرین بازگو شود، بیان کرد: باید مسیری برای اعتراضات جوانان طراحی شود تا خواستههای آنان شنیده شود. نباید صرف اینکه نظری از سوی جوان و نوجوان بیان شده نادرست است.
فعال فرهنگی ادامه داد: اعتراضات اخیر توسط بازاریان و به خاطر مسائل اقتصادی بود. در این مسائل که مشکلات عموم جامعه بود میتوانست به پرچم داری طلاب و بسیجیان انجام شود تا دشمن نیز از آنان سو استفاده نکند.
وی اظهار کرد: در کشور ما هر اعتراضی حتی اگر به حق هم باشد منجر به اغتشاش میشود. در این شرایط نیروی امنیتی و انتظامی مجبور میشود برای حفظ امنیت به میدان بیاید و با اغتشاشگران مقابله کند. در این جا دوگانهای که دشمن میخواهد ایجاد میشود و در نهایت سبب میشود نوجوان و جوان ما بسیجی را جدا از خودش بداند.
فتحی اصل گفت: باید مفاهیم و معرفتهایی را با استفاده از ابزارها و الگو بازتولید کنیم در این مسیر باید اختلافات سیاسی و تندرویها را کنار بگذاریم و با وحدت به دنبال پیشرفت باشیم. باید براری رسیدن به یک افق گفتوگو کنیم تا راه ورود نفوذیها و مفسدان را ببندیم.
انتهای پیام










نظر شما