خبرگزاری حوزه | مهرماه سال ۱۴۰۱ و در همان روزهای آغازین فتنه موسوم به "زن، زندگی، آزادی" بود که سلطنتطلبان متوهم و خوشخیال، عملاً نمایش بیعت برای پسمانده پهلویها به راه انداختند و حتی چند روز بعد پرویز ثابتی، مامور ارشد و شکنجهگر معروف ساواک، به همراه زن و فرزندش بعد از سال ها از غار تنهایی و ترس خود خارج شد و به گردهمایی طرفداران رضا پهلوی پیوست تا این پیام را به ایران مخابره کند که به زعم آنها بازگشت سلطنت پهلوی به ایران بسیار جدی است.
البته از سال ۸۸ و بعد از فتنه معروف آن سال تا به امروز یعنی در قضایای مختلف سال ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱ که به دلایل و بر اساس زمینههای گوناگون، اعتراضاتی شکل میگرفت، این جماعت به خیال این که این بار دیگر بر اسب مراد سوار شده و به مقصود میرسند، همه توان خویش را متمرکز میکردند بلکه به اهدافشان دست یابند و حال آن که شکلگیری حماسههای مردمی از جنس ۹ دی و ۲۲ دی در سایه بصیرت و دشمنشناسی، هر بار مانع از تحقق رؤیای کودکانه و خام آنها میشد.
حقیقتاً مفلوکتر و بیچارهتر از جماعت سلطنت طلب در کمتر جایی از این کره خاکی پیدا می شود، کما این که این روزها هم در مقابل هر سفارتی که در خارج از کشور تجمع می کنند، عموماً از سوی پلیس کشورهای غربی مورد عنایت ویژه(!) قرار گرفته و باز هم از جای خود رانده میشوند؛ متوهمان منفعت طلبی که به ظاهر خود را وطن پرست جلوه میدهند اما با رفتارها و کارهای خود بارها ثابت کردهاند که در مقام عمل، عِرق و تعصّبی هم به خاک مقدس ایران ندارند، کما این که به دفعات با دشمنان اصلی ملت ایران در بحث حمله به خاک وطن همصدا و همراه شدهاند.
از سوی دیگر در خلال درگیری و فحاشی گروهکهای مختلف اپوزیسیون در کشورهای مختلف نشان دادهاند که به شدت تمامیت خواه و فاشیست هستند و این رفتارها و حرکتها به نوعی یادآور زمانی است که پهلوی دوم به ملت ایران میگفت که باید سلطنت را بپذیرید و اگر نپذیرفتید، دو راه بیشتر ندارید، یا به زندان می روید یا پاسپورت تان را می گذاریم کف دست تان تا از کشور خارج شوید!
نکته حائز اهمیت دیگر اینکه با فروکش کردن آشوب و بلوای بزرگ تروریستهای مسلح در خیابانهای ایران در برابر جانفشانی حافظان امنیت و شکوه حضور دهها میلیونی مردم در سراسر کشور به خصوص در یوم الله بیست و دوم دی ماه، آنچنان که مورد انتظار بود، "ربع پهلوی"، مزدور رژیم صهیونی و عمله سیاست های آمریکا، که خود و عواملش از طریق فراخوان و تبلیغات مسموم، سهم مهمی در خونینشدن خیابانهای وطن ایفاء کردند، با عقب نشینی ظاهری از مواضع پیشین خود، پرده دیگری از نفاق خویشتن را عیان نمودند.
بعد از اعلام وقیحانهی رضا پهلوی در گفتگو با یک شبکه آمریکایی، مبنی بر این که او از کسی نخواسته به خیابان بیاید و کشتهشدگان هم "تلفات جانبی" جنگ بودند، حالا مشاوران و نزدیکان وابسته به این عنصر فاسد و وطنفروش، در این روزها و شبها، بازی "کی بود کی بود من نبودم» را آغاز کردهاند به نحوی که با پررویی هر چه تمام تر از اساس منکر هر نوع فراخوان شدهاند.
به هر صورت، آنچه در چند روز گذشته در خیابانهای ایران و با هدایت حلقههای موساد و نمایش پهلوی رخ داد، اثبات کرد که ربع پهلوی نیز در شمار همان سرکردگان گروهکهای تروریستی تاریخ قرار میگیرد، با این تفاوت که دیگر گروهکها حداقل ایده و چارچوبی مشخص برای انجام اقدامات تروریستی داشتند، اما تنها ایده ربع پهلوی وابستگی بیچون و چرایش به رژیم صهیونی بوده و هست.
شاید بهترین نامگذاری برای ربع پهلوی به رسمیت شناختن سرکردگی او در "گروهک تروریستی کشتهسازی"است که در دیماه ۱۴۰۴ علیه جان، مال و امنیت مردم به تروریسم متوسل شد. همین اقدامات تروریستی، میتواند مقدمهای برای طرح شکایت ایران در داخل و نیز محاکم بینالمللی برای معرفی پهلوی در کنار کارفرمایان اصلیاش یعنی ترامپ و نتانیاهو به عنوان جنایتکار جنگی باشد تا کسی که به دروغ و به نام اعتراض به دنبال حق ملت بود بداند که با حمایت از جریان تروریسم صهیونی نمیتواند به آرزوهای خام کودکانهاش دست یابد.
سید محمدمهدی موسوی










نظر شما