حجت الاسلام والمسلمین حمیدرضا آلوستانی استاد سطوح عالی حوزه علمیّه قم به مناسبت مبعث رسول مکرّم اسلام«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» نکاتی را در مورد هدف از بعثت بیان کرد.
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
هدف از بعثت نبیّ مکرمّ اسلام«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم»
هدف از بعثت رسول مکرّم اسلام«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» کامل نمودن مکارم اخلاقی میباشد. پیغمبر خدا«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» در روایتی میفرمایند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ». حدیث مذکور در کتب روایی شیعه بیان نشده است بلکه کتاب الرسالة العلویّة مرحوم ابوالفتح کَراجَکی و مجمع البیان فی تفسیر القرآن مرحوم شیخ طبرسی از قدیمیترین کتبی هستند که این حدیث را نقل کردهاند امّا در کتب اهل سنّت همانند کتاب السنن الکبری جناب بیهقی و کتاب مسند أحمد جناب أحمد بن حنبل، عین حدیث مزبور را با ذکر سلسله سند نقل نمودهاند و ظاهرا از آنجایی که این حدیث از جمله سنّتها بوده و رویّه علماء در برخورد با سنّتها تسامح در ادلّه سنن میباشد و از طرفی معونۀای را هم به دنبال نداشته و مرحوم شیخ حرّ عاملی در وسائل الشیعه روایتی را با مضمون این حدیث نقل نموده و میفرمایند: «عَلَیْکُمْ بِمَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَإِنَ رَبِّی بَعَثَنِی بِهَا ...» علمای شیعه حدیث مکارم الأخلاق را بدون ذکر سلسله سند در کتب خویش نقل کردهاند و شاید به این جهت است که کتب دیگر نیز هنگام نقل حدیث، یا مصدر آن را بیان نکردهاند یا اگر مصدر آن را نقل نموده کتاب شریف مجمع البیان را مصدر برشمردهاند مثلا مرحوم محدّث نوری در این باره فرمودهاند: «الشَّیْخُ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» .
با رجوع به روایات این نکته به دست میآید که میان دو تعبیر «مکارم الأخلاق» و «محاسن الأخلاق» فرق وجود دارد.
در روایتی آمده است: «قُلْتُ لَهُ مَا حَدُّ حُسْنِ الْخُلُقِ؟ قال: تُلِینُ جَنَاحَکَ وَ تُطِیبُ کَلَامَکَ وَ تَلْقی أَخَاکَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ» . یعنی امام صادق«علیهالسلام» در پاسخ به سؤال کسی که از حدّ حُسْن خلق سؤال نموده فرمودند: نرم خویی، خوب سخن گفتن و خوش رویی از جمله مصادیق حدّ حسن خلق میباشد.
در روایتی دیگر آمده است: «جَاءَ رَجُلٌ إِلَی الصَّادِقِ«علیهالسلام» فَقَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِی عَنْ مَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَقَالَ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ وَ صِلَةُ مَنْ قَطَعَکَ وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَکَ وَ قَوْلُ الْحَقِّ وَ لَوْ عَلَی نَفْسِکَ» . یعنی امام صادق«علیهالسلام» در پاسخ به سؤال کسی که از حدّ مکارم اخلاق سؤال نموده فرمودند: گذشت از کسی که به تو ظلم کرده، ارتباط برقرار نمودن با کسی که با تو قطع ارتباط کرده، بخشیدن به کسی که تو را مرحوم کرده و سخن حقّ گفتن هرچند به ضرر تو باشد، از جمله مصادیق مکارم اخلاق است. ایشان در حدیثی دیگر فرمودهاند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَصَّ رُسُلَهُ بِمَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَامْتَحِنُوا أَنْفُسَکُمْ فَإِنْ کَانَتْ فِیکُمْ فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ ذَلِکَ مِنْ خَیْرٍ وَ إِنْ لَا تَکُنْ فِیکُمْ فَاسْأَلُوا اللَّهَ وَ ارْغَبُوا إِلَیْهِ فِیهَا قَالَ فَذَکَرَهَا عَشَرَةً الْیَقِینَ وَ الْقَنَاعَةَ وَ الصَّبْرَ وَ الشُّکْرَ وَ الْحِلْمَ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ وَ السَّخَاءَ وَ الْغَیْرَةَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ الْمُرُوءَةَ قَالَ وَ رَوَی بَعْضُهُمْ بَعْدَ هَذِهِ الْخِصَالِ الْعَشَرَةِ وَ زَادَ فِیهَا الصِّدْقَ وَ أَدَاءَ الْأَمَانَةِ» .
با مقایسه این دو روایت فهمیده میشود که مکارم الأخلاق، مرحلهای بالاتر از محاسن الأخلاق میباشد چراکه محاسن الأخلاق به آن دسته از صفاتی اطلاق میشود که در شرع مقدّس مورد تأیید قرار گرفته و با تمایلات نفسانی قابل جمع است مثلا کسی که صفت پسندیدۀ خوشرویی یا خوشگویی را دارد و با مردم با رویی خوب رفتار میکند و گفتاری نیکو سخن میگوید، میتواند باطنی زهرآلود و متجاوز به حقوق و مال مردم داشته باشد امّا مکارم الأخلاق به آن دسته از صفاتی اطلاق میگردد که در شرع مقدّس مورد تأیید قرار گرفته و با تمایلات نفسانی قابل جمع نیست بلکه در نقطۀ مقابل غرائز نفسانی قرار دارد مثلا اگر شخصی در یک جمع خانوادگی از روی عمد به شما اهانت نماید، غریزۀ نفسانی انتقامجویی، دستور به تلافی میدهد امّا صفتی همانند گذشت (الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ) در تضادّ با این غریزه میباشد. برخی به جهت عدم تفکیک میان این دو تعبیر، در بیان معنای روایت دچار خطا شدهاند. بنابراین هدف از بعثت پیامبر«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم»، کامل نمودن گل سر سبد فضائل اخلاقی مانند ایثار، عزّت، شجاعت و نهادینه کردن آنها میان مردم است.
آدمی زمانی میتواند ادّعاء نماید که در مسیر نبیّ مکرّم«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» حرکت میکند که در تمام شئونات زندگی برخوردار از مکارم اخلاقی باشد. در ادامه دو ویژگی از ویژگیهای مکارم الأخلاق یعنی عزّت و شجاعت توضیح داده میشوند:
1) عزّت: امام صادق«علیهالسلام» درباره عزّت مؤمن میفرمایند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَی الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ کُلَّهَا وَ لَمْ یُفَوِّضْ إِلَیْهِ أَنْ یُذِلَّ نَفْسَهُ أَ لَمْ یَرَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَاهُنَا «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ» وَ الْمُؤْمِنُ یَنْبَغِی لَهُ أَنْ یَکُونَ عَزِیزاً وَ لَا یَکُونَ ذَلِیلًا» . یعنی خداوند متعال تمام امور شخص مؤمن را به خویش واگذار نموده تا این امور را با عزّت نفس پیگیری نماید به همین جهت هیچگاه ذلیل شدن نفس خود را از او نخواسته است؛ آیا سخن خداوند متعال که فرمودند: و عزّت برای خدا و رسول خدا و مؤمنین میباشد را ندیده است؟!. شایسته است که مؤمن عزیز باشد نه ذلیل.
امروزه در نهان بعضی از افراد، صفت عزّت از بین رفته است به عنوان مثال اگر کسی درصدد دادن هدیهای باشد بر او لازم است که این هدیه را با عزّت به دیگران بدهد نه اینکه اعتقاد داشته باشد که دیگران برای این هدیه شتاب کنند تا به التماس بیفتند و عزّت نفس دیگران را لگد مال کند؛ یا اینکه خداوند متعال رزق اهل علم را به طور خاصّ متکفّل شدهاند چراکه در روایتی از پیامبر«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» آمده است: «أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی قَدْ تَکَفَّلَ لِطَالِبِ الْعِلْمِ بِرِزْقِهِ خَاصَّةً عَمَّا ضَمِنَهُ لِغَیْرِهِ» ولی با این وجود برخی از افراد به هر طریقی چنگ میزنند تا برای خود رزقی دست و پا کنند و لو اینکه ذلیل شوند درحالیکه آن مقدار رزقی که قرار است شخص از آن طریق به دست آورد را خداوند متعال از راهی که او گمان نمیبرد نیز به او میرساند به شرطی که به وظیفه اصلی خود (تحصیل یا تدریس یا تبلیغ و یا پژوهشگر) عمل نماید که در این صورت هم عزّت او حفظ میشود و هم آن مقدار رزق لازم به دست او میرسد. البته این سخن به معنای عدم تدبیر نیست بلکه تدبیر، لازم است امّا قرار نیست که تدبیر شخص، باعث از بین رفتن عزّت او شود. خداوند در سوره مبارکه غافر آیه شریفه 44 میفرمایند: «وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِباد»؛ یا اینکه عزّت داشتن در امر ازدواج یکی از امور مهمّه است. لباس مقدّس روحانیّت که در حقیقت لباس رسول مکرّم«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» است، میبایست عزّت طلّاب باشد.
2) شجاعت: رسول مکرّم اسلام«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» و أمیرالمؤمنین«علیهالسلام» مصداق عینی شجاعت هستند. در جایی که لازم بود شمشیر بزنند، شمشیر زدند و در جایی که لازم بود سکوت کنند، سکوت کردند. امام علی«علیهالسلام» هر چه یهودیان را نصیحت میکرد، گوش نمیدادند تا جایی که به دنبال تبلیغ یهودیّت رفته و برای آزار مسلمانها نقشه کشیدند تا اینکه بر طبل جنگ کوبیده شد و حضرت علی«علیهالسلام» درِ خیبر را از جا در آوردند.
یهودیّت امروز همان یهودیّت زمان رسول خدا«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» است. اگر زمان رسول خدا«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» بر علیه اسلام توطئه میکردند امروز نیز بر علیه جمهوری اسلامی ایران توطئه میکنند بلکه برنامه امروز یهودیّت به مراتب شدیدتر و با امکانات بیشتری از زمان پیامبر «صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» شده است. برنامه همان برنامه میباشد.
اگر دیروز أمیرالمؤمنین«علیهالسلام» آنها را نصیحت نمودند، امروز نیز مقام معظّم رهبری«مدّظلّهالعالی» آنها را نصیحت میکنند؛ قطعا اگر خطایی از دشمن سر بزند، پاسخ لازم همانند پاسخ أمیرالمؤمنین«علیهالسلام» در زمان کَندن درِ خیبر به آنها داده میشود. برنامه شوم یهودیّت در داخل این کشور عزیز قطعا ذلّت و ترس آنها را نشان داد. حضور میلیونی مردم عین عزّت بود و سخنان مقام معظّم رهبری«مدّظلّهالعالی» عین شجاعت.
و الحمدللّه ربّ العالمین










نظر شما