جواد مزدآبادی، کارگردان سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرگزاری حوزه، با بیان اینکه سیره علوی گنجینهای برای خلق آثار هنری ماندگار است، اظهار کرد: برای ارائه این مفاهیم به نسل امروز، نباید به دنبال ساخت تندیسی کامل و یکپارچه بود، بلکه باید با روایت تجلی عینی فضایل در موقعیتهای دراماتیک، مخاطب را به تأمل واداشت.
وی افزود: هنر میتواند با انتخاب لحظههایی ویژه از زندگی حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) – مانند شبزندهداری در عین مسئولیت حکومتی یا تنش بین شجاعت و رحمت در میدان جنگ – و عینیت بخشیدن به مفاهیم انتزاعی از طریق «کنش»، «دیالوگ» و «تصویر»، یک یا دو جنبه از شخصیت ایشان را به عمق بکاود.
این کارگردان با اشاره به محدودیت ذاتی رسانههای دراماتیک، خاطرنشان کرد: این محدودیت نه یک ضعف، که فرصتی است برای تبدیل اثر به پنجرهای که نوری خاص بر وجهی خاص میتاباند و کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد. اثر موفق، اثری است که با بهرهگیری از استعاره و نمادپردازی قوی، جرقهای در دل بیننده ایجاد کند.
مزدآبادی بر لزوم تنوع در فرمهای بیانی تأکید و بیان کرد: هر وجهی از زندگی آن حضرت، رسانه مناسب خود را میطلبد. شاید یک بازی ویدئویی بتواند عدالت علوی را در قالب یک شبیهسازی مدیریتی ارائه دهد، یا یک انیمیشن تجربی، رابطه عرفانی ایشان را در قالب تصاویر انتزاعی روایت کند. ترجمه موفق، ترکیب وفاداری به اصل با زبان جذاب هنر معاصر است.
دوری از شعارزدگی با پرسشگری هنری
وی در پاسخ به پرسشی درباره خطر شعارزدگی آثار دینی، اظهار داشت: ریشه این معضل، تبدیل هنر به ابزار صرفِ تبلیغ است. در رابطه درست، «کاوش هنری» و «تعهد معنوی» هنرمند باید نقطه آغاز باشد. هنرمند ابتدا خود باید مفهوم را درک کند، سپس به دنبال بیان صادقانه آن برود. در این حالت، اثر خود یک «تجربه» است، نه یک «وسیله انتقال».
این کارگردان ادامه داد: برای جلوگیری از مصرفی شدن، اثر باید پرسشگر باشد، نه پاسخدهندهای سریع. یک اثر اصیل درباره امام علی(ع)، نباید همه چیز را حاضر و آماده تقدیم کند، بلکه باید مخاطب را در موقعیتهای اخلاقی دشوار قرار داده و هزینههای اقدامات راستین را صادقانه به تصویر بکشد. این صداقت، به اثر عمق انسانی میبخشد.
مزدآبادی تربیت دینی عمیق را از جنس «تأثیر» دانست و نه «تلقین»، و تصریح کرد: هنر بزرگ، فضایی برای رویارویی آزادانه مخاطب با اندیشههای ژرف فراهم میکند. وقتی اثری از زیباییشناسی قوی و روایت درست برخوردار باشد، حقیقت درون آن به طور طبیعی و ماندگار در وجود مخاطب نفوذ میکند. بنابراین، وفاداری به اصول هنر اصیل، عین وفاداری به هدف تربیتی عمیق است.
ایجاد تعادل میان قداست و انسانیت الگو
وی تصریح کرد: در پاسخ به چگونگی ایجاد تعادل بین حفظ قداست و معرفی الگویی انسانی و قابل ارتباط، این کارگردان اظهار کرد: کلید حل این تعارض، درک این نکته است که قداست امام علی(ع) در «به کمال رساندن انسانیت» است. نمایش ابعاد انسانی ایشان – مانند خستگی پس از کار، لبخند با کودکان یا عصبانیت مقدس در برابر ظلم – اگر با احترام و ظرافت روایت شود، قداست را ملموستر و الهامبخشتر میکند.
وی ادامه داد: برای حفظ حرمت، باید از ورود به حریمهای خصوصی نامشروع پرهیز و بر جنبههای عمومی و درسآموز زندگی متمرکز شد. قداست در «نحوه روایت» و «احساس حاکم بر اثر» نهفته است؛ با استفاده از زبان تصویری و کلامی باشکوه، موسیقی متناسب و ریتم حسابشده میتوان این فضا را ایجاد کرد، بیآنکه شخصیت را غیرقابل دسترس نشان دهیم.
مزدآبادی ادامه داد: برای ارتباط با مخاطب امروز، باید به سراغ مسائل جهانشمولی رفت که در سیره علوی تجلی یافته است. دغدغههای امروزی مانند تبعیض، فساد، جستوجوی معنویت راستین و رابطه قدرت با اخلاق، میتوانند پلی باشند بین مسئله مخاطب و پاسخ الگویی امام(ع). این روش هم قداست را حفظ میکند و هم ارتباطی کاربردی برقرار میسازد.
رقابت با استانداردهای جهانی و کشف زوایای ناشناخته
وی در خصوص نیازهای مخاطب جوان امروز که در معرض تولیدات پیشرفته جهانی است، تأکید کرد: این آثار باید در درجه اول یک «اثر هنری درخشان» باشند. اولین نیاز، حرفهای بودن در تمام سطوح از فیلمنامه و کارگردانی تا تصویربرداری و طراحی است. نمیتوان با تولیدات ضعیف تکنیکی، انتظار رقابت داشت.
این کارگردان نیاز دوم را «ارائه زاویهای جدید و غیرکلیشهای» عنوان کرد و گفت: مخاطب جوان به دنبال «کشف» است؛ میخواهد جنبههای ناشناخته، تنشهای درونی و پیچیدگیهای مدیریتی امام(ع) را ببیند. تمرکز بر استراتژی نظامی، مدیریت بحران یا طنز عمیق ایشان، میتواند روایتی غافلگیرکننده خلق کند.
مزدآبادی تلفیق عمق و زیبایی را در «استعارههای بصری قدرتمند» و «روایت غیرمستقیم» ممکن دانست و بیان کرد: هنرمند باید به هوش بصری مخاطب احترام بگذارد. یک نما از دستان پینهبسته امام(ع) در کنار شمشیرش، میتواند بیش از یک خطابه درباره سادهزیستی سخن بگوید. وقتی فرم و محتوا به هم گره بخورند، اثر هم جذاب میشود و هم ماندگار.
گشودن دریچههای تازه با نگاهی خلاقانه
وی در پاسخ به راههای شکستن کلیشهها، ابراز داشت: زندگی امام علی(ع) درامی عظیم و چندلایه است و ما تنها به لایههای پرجلوه آن پرداختهایم. پرداختن به لایههای انسانیتر، ظریفتر و روزمرهتر – مانند رابطه ایشان با کودکان، دغدغه زیستمحیطی، یا طنز حکیمانهشان – نه تنها خلاقانه است، بلکه برای تکمیل تصویر ایشان به عنوان یک الگوی زندگی کامل ضروری است.
مزدآبادی مدیریت شهری و اقتصادی امام(ع) را گنجینهای بکر برای درام سیاسی-اجتماعی دانست و تصریح کرد: روایت مبارزه با فساد اداری، تبعیض نژادی و برنامههای تأمین اجتماعی در قالب یک درام پرکشمکش، میتواند هم جذاب باشد و هم پاسخی عملی به پرسشهای امروز جامعه درباره حکمرانی عادلانه ارائه دهد.
وی کلید موفقیت در این زوایای جدید را «تحقیق عمیق» خواند و گفت: هنرمند باید به متون تاریخی غنی – نه فقط منابع مشهور – مراجعه کند و از لابهلای حکایتهای به ظاهر کوچک، هسته دراماتیک و انسانی را استخراج کند. هنرمندی که اهل تحقیق نباشد، محکوم به تکرار کلیشههاست.
نقد ساختار حمایتی و ضرورت اعتماد به هنرمند
این کارگردان درباره نقش نهادهای فرهنگی اظهار کرد: اگرچه این نهادها در ایجاد زیرساخت و تأمین هزینه نقش داشتهاند، اما مشکل اصلی در «نحوه و فلسفه حمایت» است. غالباً نگاه «کارفرما-پیمانکار» حاکم است و پروژهای با شرایط از پیش تعیین شده – موضوع، زاویه دید و حتی جزئیات روایی – تعریف میشود که نقطه مقابل خلاقیت هنری است.
وی مانع بزرگ دیگر را بوروکراسی کُشنده و عدم تخصص کافی در سطوح تصمیمگیری برشمرد و افزود: گاهی ناظران و داوران، به جای نقد سازنده هنری، تنها به دنبال مطابقت اثر با فهرستی از بایدها و نبایدها هستند. این فرآیند، اثر را از جان و جسارت میاندازد. برای خلق آثار اثرگذار، باید به هنرمند متعهد اعتماد و برای او فضای امن آزمایش و خطا ایجاد کرد.
مزدآبادی سیاستهای حمایتی فعلی را عمدتاً کمّی و مبتنی بر «تولید بیشتر» دانست و خاطرنشان کرد: حمایت واقعی، تنها اعطای بودجه نیست. ایجاد خانههای امن تولید برای هنرمندان جسور، ارتباط دادن آنان با عالمان دینی آشنا به زبان هنر، حمایت از اکران گسترده و بازاریابی حرفهای و مهمتر از همه، ایجاد فضای نقد و گفتوگوی آزاد، از سیاستهای مکمل ضروری است. تا زمانی که ممیزی و حمایت بر اساس ترس و کنترل باشد، نه اعتماد و پرورش، نمیتوان منتظر ظهور شاهکار بود.
کشف پتانسیل فرمهای مهجور نمایشی
وی درادامه درباره استفاده از فرمهای کمتر تجربه شده گفت: ما تقریباً منحصراً بر سینما و سریال کلاسیک متمرکز شدهایم. «تئاتر تجربی» و «هنرهای ترکیبی» پتانسیل شگفتانگیزی برای انتقال مفاهیم انتزاعی سیره علوی – مانند عدل، وحدت و مرگ آگاهانه – از طریق حرکت، نور، صدا و بدن بازیگر دارند و میتوانند برای مخاطب نخبه و جوان جذاب باشند.
این کارگردان «انیمیشن هنری برای بزرگسالان» را قالب دیگری با پتانسیل بالا خواند و بیان کرد: انیمیشن با آزادی مطلق در خلق جهانهای خیالی و استعارههای بصری، میتواند خطبههای متعالی یا رابطه امام(ع) با مفاهیمی مانند علم و حکمت را به شیوهای جهانی و فراواقعی روایت کند.
مزدآبادی در خاتمه بر ظرفیت «تئاتر خیابانی و محیطی» برای درگیر کردن فضاهای عمومی و ایجاد گفتوگوی زنده با جامعه تأکید و تصریح کرد: این قالبهای جایگزین نه تنها پتانسیل بالایی دارند، بلکه هزینه تولید کمتری داشته و فضای وسیعتری برای جسارت و خلاقیت هنرمند فراهم میکنند.
انتهای پیام











نظر شما