دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۰۷:۲۳
کارگزاران امام زمان(عج) در هر عصر مسئول رسیدگی به مشکلات مؤمنان و شیعیان هستند

حوزه/ حجت‌الاسلام حسینی با اشاره به وجود ۳۰نفر خاص در هر عصر به عنوان کارگزاران امام زمان(عج)، به بیان داستان‌هایی از ارتباط این افراد با حجت الهی و کرامات ایشان پرداخت.

حجت‌الاسلام سیدعلی حسینی از اساتید حوزه در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به وجود گروهی ویژه از یاران امام زمان (عج) در هر دوران، اظهار داشت: در روایات و نقل‌های معتبر آمده که اطراف امام زمان(عج) در هر عصری ۳۰ نفر حضور دارند که کارهای حضرت را انجام می‌دهند. به این افراد تعابیری مانند «ابدال»، «اوتاد»، «نقباء»، «نجباء» و «صالحین» اطلاق می‌شود.

وی افزود: این ۳۰ نفر غیر از ۳۱۳ نفر یاران خاص و ویژه حضرت حجت (عج) هستند و عمر طولانی مانند ایشان ندارند؛ بلکه در هر دوره، عمر طبیعی خود را می‌کنند و زمانی که از دنیا می‌روند، افراد دیگری جایگزین آنان می‌شوند. بنابراین در هر عصر، این کارگزاران حضور دارند و امور مربوط به امام و شیعیان را مدیریت می‌کنند.

کارشناس دینی ابراز کرد: رسیدگی به مشکلات مؤمنان و شیعیان، از وظایف مهم این افراد است. آنان از کرامات بسیاری نیز برخوردارند. گاهی افرادی ادعا می‌کنند که امام زمان (عج) را دیده‌اند، اما در حقیقت ممکن است یکی از همین کارگزاران حضرت را دیده باشند و کرامتی از ایشان را مشاهده کرده باشند.

نمونه ‌ای از کارگزاران: مرحوم آقا جعفر آقای مجتهدی

حجت ‌الاسلام حسینی به عنوان نمونه به شخصیتی به نام مرحوم آقاجعفر آقای مجتهدی اشاره کرد و گفت: ایشان در حرم مطهر امام رضا(ع) در صحن آزادی دفن هستند. بسیاری از بزرگان، از جمله مقام معظم رهبری، تأکید دارند که از ایشان کرامت دیده‌اند، لذا توصیه می‌کنم گاهی هدیه‌ای معنوی مثل خواندن سوره یاسین را به این بزرگوار اهدا کنید.

وی به نقل خاطره‌ای از دکتر احمد طباطبایی پرداخت و گفت: دکتر طباطبایی نقل می‌کرد، زمانی در آلمان مشغول تحصیل بودم. یک شب خسته به خانه آمدم و متوجه نامه‌ای شدم که از زیر در به داخل افتاده بود. وقتی آن را برداشتم، دیدم خط آقاجعفر آقای مجتهدی است و در آن نوشته بود: «فردا هر وقت رسیدی، به این آدرس بیا». آدرس، در حومه یکی از شهرهای آلمان و در منطقه ‌ای کوهپایه ‌ای و صعب‌ العبور بود، وقتی به نزدیکی آن تپه رسیدم، دیدم نمی‌توانم بالا بروم. ناگهان صدایی در گوشم شنیدم که گفت: «بگو یا علی و بالا بیا». با گفتن ذکر، به راحتی بالارفتم. در کلبه‌ای، پیرزنی و جوانی که به تازگی از بیماری سخت نجات یافته بود را دیدم. آقاجعفر آقا هم دم در ایستاده بود. به من گفت: این پسر را معاینه کن. وقتی معاینه کردم، متوجه شدم حالش خوب است. از مادرش پرسیدم: شما این آقا را می‌شناسید؟ او داستان عجیبی تعریف کرد.

پیرزن گفت: من فقط این یک پسر را داشتم که بیماری سختی گرفت و پزشکان گفتند دیگر امیدی نیست. در شب آخر، من مضطرب به حضرت مسیح (ع) متوسل شدم و از ایشان شفای پسرم را خواستم. در عالم رؤیا، حضرت مسیح را دیدم که فرمودند: «در این زمان، کار به دست من نیست؛ کار به دست پیامبر آخرالزمان است که نامش محمد، دختری به نام فاطمه و فرزندی به نام مهدی دارد. دست این سه‌تن است». وقتی بیدار شدم، فقط این سه نام در ذهنم بود و مرتب آن‌ها را تکرار می‌کردم. ناگهان در باز شد و این آقایی که می‌بینید (آقا جعفر) وارد شد. اول پرسیدم: شما مسیح هستی؟ گفت: نه، من یکی از نوکران و خادمان آن آقایی هستم که نامش مهدی است.

این پیرزن ادامه داده بود: آن بزرگوار آمد و پسرم را بلند کرد و زیر بغلش گرفت و اسمی را به زبان جاری کرد. پسرم نشست و حالش به تدریج بهتر شد. از ضعف شکایت کرد و غذایی خواست. بعد که آقاجعفر آقا بیرون بود، از او پرسیدم: آن اسمی که بر زبان جاری کردی چه بود؟ نگاهی کرد و گفت: مگر غیر از امیرالمؤمنین علی(ع) کسی هست که این مشکلات را حل کند؟ دکتر طباطبایی گفته بود: واقعاً آقاجعفر آقا، سوخته و دلسوخته امیرالمؤمنین علی(ع) بود.

تشرف دختر آیت‌الله اراکی به محضر امام زمان (عج)

کارشناس دینی خاطرنشان کرد: مرحوم آیت ‌الله اراکی که بیش از صد سال عمر کرد و از اهل سلوک و زهد بود، داستان تشرف دخترشان به محضر امام زمان (عج) را نقل می‌کردند: سالی دخترم واجب‌الحج شده بود، اما چون همسرش سال قبل حج انجام داده بود، برای مشورت پیش من آمد. من گفتم: برو و حج را انجام بده. او نگران بود که در ازدحام جمعیت، تنش به تن نامحرم بخورد و از ثواب این فریضه محروم شود.

آیت‌الله اراکی (ره) به دخترشان توصیه کرده بودند که هرجا به اضطرار رسیدی، بگو: «یا حفیظ یا علی». وقتی دخترشان برای طواف به مسجدالحرام رفت و جمعیت انبوه را دید، بسیار ناراحت شد. یاد توصیه پدر افتاد و مرتب گفت: «یا حفیظ یا علی». ناگهان صدایی از دور شنید که گفت: بیا، تو در تحت حفظ و حراست و علم خدایی. وقتی جلوتر رفت، مکاشفه‌ای به او شد که امام زمان (عج) کنار حجرالأسود هستند. پشت سر حضرت، پیرمردی بود که مشخص بود حضرت خضر (ع) است. حضرت فرمودند: پشت سر من بیا. دخترم پشت سر ایشان طواف کرد و در تمام مدت، حتی کوچک‌ترین تماسی با نامحرم پیدا نکرد. بعد از پایان طواف، آن صحنه را ندید. او قسم خورده بود که در آن طواف، هیچ تن‌نامحرمی به تن او نخورده است.

نشانه‌های اولیای خدا در هیأت افراد عادی

حجت ‌الاسلام حسینی در ادامه به داستانی تاریخی اشاره کرد و یادآور شد: در حدود سال ۱۲۸۵ قمری، شخصی به نام حاج آقا جمال‌الدین نقل می‌کرد که در اصفهان، جنازه ساده‌ای را دید که تاجری معتبر پشت سرش شدیداً گریه می‌کرد. وقتی علت را پرسید، تاجر ماجرا را این‌طور تعریف کرد: سال قبل برای حج رفته بودم و در راه نزدیک کربلا، تمام پول و اساسیه‌ام را دزد برد. در کربلا غریب و بی‌پول ماندم. شبی افسرده بودم که ناگهان سوار با هیبتی را دیدم که شمایلش مانند توصیف حضرت صاحب‌الزمان(عج) بود. حضرت بعد از شنیدن ماجرا فرمودند: «هالو!» ناگهان شخصی ظاهر شد که شبیه «هالو» ی اصفهانی، یک کشیکچی ساده در بازار اصفهان بود. امام(عج) به او فرمودند: اسباب این شخص را به او برگردان و او را به مکه ببر.

تاجر ادامه داده بود: آن شخص (هالو) در وقت و مکان مشخصی حاضر شد و تمام وسایل و پول‌هایم را سالم پس داد. بعد هم مرا به صورت عجیبی به مکه برد. پس از انجام حج، مرا به همان شکل به کربلا برگرداند. قبل از جدایی پرسید: حقی بر گردن تو دارم؟ گفتم: بله. گفت: وقتی درخواستی از تو داشتم، برایم انجام بده. وقتی به اصفهان بازگشتم، یک روز همان هالو به مغازه‌ام آمد، اما با اشاره فهماند که چیزی نگو و مثل یک کشیکچی معمولی رفتار کرد. وقتی می‌خواست برود، آهسته گفت: درخواست من این است که در فلان روز، دو ساعت به ظهر، من از دنیا رفته‌ام. در صندوق خانه‌ام هشت تومان پول و کفن من است. بیا و مرا با آن کفن کن و دفن کن.

تاجر گفته بود: امروز همان روز است. رفتم و دیدم از دنیا رفته. همان پول و کفن را در صندوقش دیدم و اکنون برای تشییع و دفنش آمده‌ام. با این حال، آیا چنین شخصی از اولیای خدا نیست؟ و گریه برای او سزاوار نیست؟ این داستان نشان‌دهنده حضور اولیای خدا در هیأت افراد عادی و ساده در جامعه است. مقبره جناب هالو در تکیه فولاد اصفهان است و بسیاری از افراد، شب‌های جمعه در کنار قبرش حاضر می‌شوند.

حجت‌الاسلام حسینی تأکید کرد: این داستان‌ها به ما می‌آموزد که اولیای خدا و کارگزاران امام زمان (عج) همیشه در میان مردم حضور دارند، اما شناخته نمی‌شوند. وظیفه ما به عنوان شیعیان، تقویت ایمان، عمل به وظایف دینی و دعا برای تعجیل در فرج حضرت ولی عصر (عج) است. ان‌شاءالله که همه ما بتوانیم در زمره خدمت‌گزاران واقعی آن حضرت قرار گیریم.

انتهای پیام. /

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • امیری IR ۰۷:۴۲ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۹
    این تعداد ۳۰ نفر با استفاده از کدام روایت معصومین نقل شده؟
  • زهرایب IR ۱۶:۳۱ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۱
    مقاله بدون منبع و استناد نوشتن افتخار نیست مهم علمی بودن مقاله است