سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۵:۲۵
مباحث مهدوی (۶۱) | غرب و مهدویت (بخش اول)

حوزه/ تلازم میان ظهور منجی با شاخصه‌هایی مانند گسترش عدالت، ظلم ستیزی و... باعث شده است که انسانها با هر آیین و مذهبی همواره علاقه‌مند به ظهور منجی خود باشند. بدیهی است میزان علاقه و اشتیاق به ظهور منجی، معلولِ علت‌های مختلفی است. در این بین، رسانه‌ها از مؤثرترین عواملی هستند که نقش بسزایی در ایجاد این اشتیاق و علاقه ایفا می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، مجموعه مباحث مهدویت با عنوان «به سوی جامعه آرمانی»، با هدف نشر آموزه‌ها و معارف مرتبط با امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، تقدیم شما فرهیختگان گرامی می‌شود.

اعتقاد به منجی، از جمله موضوعاتی است که در میان ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی مورد اتفاق و اشتراک می‌باشد. بحرانها و گرفتاری های طاقت‌فرسایی که باعث به‌خطرافتادن موجودیت بشر بوده است و انسانها به خودی خود توان مقابله با آن را نداشته‌اند، مهمترین علتّی است که باعث شکل‌گیری اندیشه منجی در ادیان شده است. تلازم میان ظهور منجی با شاخصه‌هایی مانند گسترش عدالت، ظلم‌ستیزی و... باعث شده است که انسانها با هر آیین و مذهبی همواره علاقه‌مند به ظهور منجی خود باشند. بدیهی است میزان علاقه و اشتیاق به ظهور منجی، معلولِ علت‌های مختلفی است. در این بین، رسانه‌ها از مؤثرترین عواملی هستند که نقش بسزایی در ایجاد این اشتیاق و علاقه ایفا می‌کنند. رسانه‌ها از تأثیرگذارترین ابزارهای دنیای امروز هستند؛ آنها علاوه بر کارکردی که دارند و طی آن مستقیم بر روی افراد تأثیر می‌گذارند، بر فرهنگ، هنجارها، ملاکها و شاخصه‌هایی که مخاطب، اصول رفتاری خود را بر طبق آنها پایه‌ریزی می‌کند نیز می‌توانند اثرگذار باشند.

دنیای رسانه‌ای هالیوود نیز از سال ۱۹۹۰ با چرخشی آهسته اما ملموس، فضای غالب آثار خود را به سمت و سوی موضوعات منجی‌گرایی و آخرالزمانی تغییر داد.

هالیوود و ایجاد حس اضطرار به منجی ۱

ایجاد حس نیاز و اضطرار به منجی از جمله مواردی بوده است که سینمای هالیوود در بسیاری از محصولات آخرالزمانی خود بر آن تکیه داشته است.

فیلم خالق (The creator) محصول سال ۲۰۲۳ سینمای هالیوود سعی در نشان‌دادن تقابل میان نوع بشر با هوش مصنوعی دارد.

در همین راستا، در سکانسی از این فیلم مشاهده می‌کنیم که دایره نیاز به منجی را حتی از حیطه انسان‌ها فراتر برده و گونه هوش مصنوعی را نیز نیازمند و مشتاق ظهور معرفی کرده‌اند.

هالیوود و ایجاد حس اضطرار به منجی ۲

دست‌اندرکاران سینمای هالیوود برای ایجاد حس نیاز به منجی در میان مخاطبان، از تکنیک‌های مختلفی استفاده می‌کنند. یکی از مهم‌ترین این تکنیک‌ها، دوقطبی‌سازی خیر و شر است. در این روش، نیروهای شرور در فیلم به قدری قدرتمند هستند که پیروزی بر آنها در شرایط عادی غیرممکن به نظر می‌رسد. نمایش این قدرت تا جایی پیش میرود که مخاطب قانع شود تنها راه نجات از وضعیت موجود، وجود یک منجی است.

فیلم "جنگ جهانی زد" (World War Z) که در سال ۲۰۱۳ تولید شده، نمونه‌ای بارز از این نوع آثار است. در این فیلم، زامبی‌ها به عنوان نیروهای شرور، به سرعت، تمام کره زمین را تسخیر کرده و امید نجات را به حداقل می‌رسانند. در این شرایط، ظهور منجی در داستان، ضروری به نظر می‌رسد.

کثرت مواجهه مخاطب با این ترفند در محصولات سینمای هالیوود باعث می‌شود که وی در زندگی واقعی خود نیز به این نتیجه برسد که تنها راه حلِّ رهایی از شرور این عالم، وجود منجی است.

هالیوود و ایجاد حس اضطرار به منجی ۳

از جمله تکنیک‌های مورد استفاده هالیوود، نمایش از خودگذشتگی بی حد و مرز منجی‌های هالیوودی در راستای نجات بشریت است. در این روش، کارگردان سعی می‌کند با خلق موقعیت‌های دراماتیک و احساسی، اوج از خودگذشتگی منجی برای بشریت را به تصویر بکشد.

بدیهی است که مخاطبِ سینمای هالیوود در اثر کثرت رویارویی با چنین منجیان و قهرمانانی، شیفته و مجذوب آنان خواهد شد و در زندگی حقیقی خود نیز همواره مشتاق آمدن چنین منجی خواهد بود.

فیلم میان‌ستاره‌ای (Interstellar) محصول سال ۲۰۱۴ که‌ یکی از خوش‌ساخت‌ترین فیلم‌های منجی‌محور هالیوود است، نمونه بارز استفاده از این تکنیک است که در آن، کارگردان سعی نموده تا ایثار و از خودگذشتگی منجی را در صحنه‌های متعددی به مخاطب نشان دهد.

قهرمانی که حاضر است به‌خاطر نجات کلّ بشریت، با غم و اندوه فراوان از خانواده و تنها دختر خویش جدا شده و اولویت‌های شخصی را فدای اولویت‌های اجتماعی کند.

کارکردگرایی سینمای آخرالزمانی هالیوود

کارکرد اول: تلاش برای نظام‌مند جلوه دادن حوادث آخرالزمانی

در فقرات مختلفی از کتاب مقدس مسیحیان مشاهده می‌شود که در توصیف وقایع آخرالزمانی قبل از ظهور عیسی مسیح علیه‌السلام، به حوادث و اتفاقات ناگواری اشاره شده است که هر کدام به گونه‌ای تهدیدی برای نوع بشریت هستند.

بر همین اساس، یکی از رسالت‌های فیلم‌های آخرالزمانی هالیوود چنین است که با به تصویر کشیدن وقایع آخرالزمانیِ دردناک، سعی دارند مخاطب را به این مهم متوجه سازند که در فرایند رسیدن به دوران طلایی و شکوفای عصر ظهورِ منجی، وقوع اتفاقات و حوادث مهیب آخرالزمانی جزئی از این چرخه طبیعی می‌باشد که به صورت نظام‌مند اتفاق خواهد افتاد و راه گریزی از آن وجود ندارد.

کارکرد دوم: بیداری و تنبّه نسبت به خطرات سیرِ کنونی حرکت جامعه بشری

با رصد آثار آخرالزمانی سینمایی هالیوود مشاهده می‌کنیم که تعداد قابل توجهی از این تولیدات، دارای مضامین انتقادی نسبت به نوعِ کنونی حیات بشری است. اتفاقات مهیب آخرالزمانی به نمایش گذاشته‌ شده در این دسته از محصولات، معلولِ شیوه و نوعِ حیات بشری است و عامل انسانی دارند.

به عنوان نمونه در فیلم‌های آخرالزمانی، همچون سری فیلم‌های Terminator و یا The creator محصول سال ۲۰۲۳ مشاهده می‌کنیم، هوش مصنوعی که خودِ انسان‌ها خالق آن بوده‌اند، اکنون به تهدیدی بزرگ برای ادامه حیات آن‌ها تبدیل و موجب نابودی قسمت عمده‌ای از تمدن بشری شده است.

کارکرد سوم: استفاده از زبان طنز برای کاهش ترس از وقایع آخرالزمانی

فیلم‌های آخرالزمانی با زمینه طنز، از آن دسته تولیداتی است که در سال‌های اخیر به تعداد آنها افزوده شده است. فیلم‌هایی مانند This is the End و یا The World's End (محصول سال ۲۰۱۳) از جمله آثار آخرالزمانی سینمای هالیوود هستند که در آنها سعی شده با زبانی طنز، اتفاقات آخرالزمانی به نمایش درآید.

از جمله کارکردهای استفاده از زبان طنز در این گونه فیلم‌ها می‌توان به کاهش ترس و استرس از اتفاقات مهیب آخرالزمانی اشاره کرد. در حقیقت، تکرار مواجهه مخاطب با این‌گونه تصاویر و چاشنی شوخی که در مواجهه با اتفاقات مهیب آخرالزمانی در این فیلم‌ها گنجانده شده، موجب می‌شود به مرور زمان نگاه افراد به این وقایع، نگاهی مسامحه‌آمیز و طنزآلود شود و از ترس عمومی نسبت به این وقایع کاسته شود.

تلاش برای نمونه‌سازی از منجی اسلامی

سریال Messiah که در سال ۲۰۲۰ میلادی تولید شد، از جمله بحث‌برانگیزترین تولیدات نمایشی هالیوود در طی چند سال اخیر بوده است.

«مهدی دهبی» نام بازیگر مسلمانی است که عهده‌دار نقش مسیح/مسیحا در این سریال است. با اینکه نویسندگان این داستان، در پوسته ظاهری نمایش، شخصیت «المسیح» را فراتر از منجی منسوب به یک دین خاص نشان داده و سعی می‌کنند تعیین وابستگی مذهبی او را به عهده تماشاگران بگذارند، اما به وضوح، تصویر اسلامی این شخصیت بر سایر ادیان غلبه دارد.

منجی که در سکانس‌های مختلف، الهی‌بودن وی مردود شمرده می‌شود، در طول سریال هیچ یک از عناوین مقدسی که با آن‌ها مورد خطاب قرار می‌گیرد را نفی نمی‌کند؛ القابی مانند: المسیح، پیامبر، امام، خدای پسر، عیسی.

او که فارغ‌التحصیل علوم سیاسی از ماساچوست آمریکاست، با هوش بالایی که دارد از همه تنگناهایی که برای او به وجود می‌آورند، با زیرکی می‌گریزد و اهداف شیّادانه خود را یک به یک پیش می‌برد. هرچند در طول سریال سعی شده که اولاً به طور واضح، این شخصیت به عنوان منجی اسلامی معرفی نشود و ثانیاً مخاطب چهره واضح منفی از وی تصوّر نکند، اما در لایه‌های پنهان فیلم به وضوح، هریک از این دو امر قابل تشخیص است.

عِلم، تنها ناجی بشریت

در فیلم‌های آخرالزمانی سینمای هالیوود، انواع منجیان، با گونه‌های مختلفِ نجات‌بخشی به تصویر کشیده می‌شوند.

سریال «مسأله سه جسم» (۳body Problem) که فصل اول آن در سال ۲۰۲۴ اکران شد و از آن به عنوان پرهزینه‌ترین سریال پلتفرم Netflix نام برده می‌شود، نمونه‌ای تمام‌عیار از یک آخرالزمان عِلم‌محور است. در این سریال که با محوریت یک مسأله فیزیکی - البته با چاشنی مسائل سیاسی - ساخته شده، قرار است موجودات فضایی طی ۴۰۰ سال آینده به زمین برسند و بشریت را نابود کنند.

در این بین، عده‌ای از انسان‌ها مشتاقانه منتظر آمدن فضایی‌ها هستند و آن‌ها را خدای خود می‌خوانند، اما عده‌ای دیگر تمام تلاش خود را انجام می‌دهند تا با تکیه صِرف بر دانش و عِلم پیشرفته بشری (ضمن نفی قدرت‌های الهی و ماورایی) از وقوع این حادثه آخرالزمانی جلوگیری کنند.

لازم به ذکر است که محصولاتی با تکیه بر ناجی‌بودن صِرف عِلم و نفیِ هرگونه نجات‌بخشیِ الهی، نمونه‌های زیادی در سینمای غرب دارد.

این بحث ادامه دارد...

کاری از مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم (گروه غرب و مهدویت) - با اندکی تغییر

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha