خبرگزاری حوزه | در فضای اغلب شفاف و گاه شفافیتباختۀ سینمای ایران، گاهی حضورهایی رخ مینماید که پیش از هر نما، با پوشش و موقعیت اجتماعی سازندهاش تعریف میشود. «غوطهور» و کارگردانش، روحانی جوان جواد حکمی، دقیقاً چنین حضوری است. حکمی که با لباس روحانیت شیعی، نه در حجره و منبر، بلکه در سالنهای نمایش و کنفرانسهای مطبوعاتی فیلم ظاهر شد، خود به تنهایی بیانیهای است؛ پرسشی عینی که تیتر این نقد را شکل میدهد: آیا سینما منبر است؟
اما فارغ از این پرسشِ پررمز، آنچه در مواجهه با خود اثر رخ مینماید، فراتر از انتظارات و پیشداوریهاست. «غوطهور» در نخستین گام سینمایی کارگردانش، با اطمینانی قابل تحسین، نشان میدهد که میتواند روی پای خویش بایستد. ساختاری منسجم، نگاهی کنترلشده در کارگردانی و نویسندگیای که از وسوسۀ شعارزدگی فاصله میگیرد، همگی حکایت از آن دارند که جواد حکمی، پیش از هر چیز، سینما را میشناسد. او با زبان تصویر و ریتم درام آشنایی دارد و نشان میدهد که نه تنها قادر به همنشینی و کار با نامهای بزرگ این عرصه است، بلکه جرأت ورود به رقابتی نابرابر—هم در سطح داخلی و هم در میدان بینالمللی— را در خود میبیند. این اثر پتانسیل آن را دارد که راه خود را در جشنوارههای جهانی بیابد و حرفی شخصی را در قالبی جهانی بیان کند.
نکتۀ قابل تأمل، مواجهۀ این فیلم با فضای پیش از اکران است. هجمههای رسانهای و قضاوتهای پیشرس—که گاه ناشی از همان پوشش متفاوت سازنده بود—میتوانست سنگینی بار مسئولیت مضاعفی بر دوش اثر بگذارد. با این حال، «غوطهور» با سربلندی و ابرومندی از این آزمایش ظاهر شد. این مقاومت، نه لزوماً از موضعی دفاعی، بلکه از استحکام درونی اثر و اعتماد به نفس روایی آن سرچشمه میگرفت. فیلم ترجیح داد به جای پاسخگویی به حاشیهها، با خود داستان و شخصیتهایش سخن بگوید.
و این داستان، از جایی عمیقاً شخصی برمیخیزد. همانگونه که حکمی خود اشاره کرده، سوژۀ «غوطهور» بازتابدهندۀ دغدغههای اجتماعی و دیدگاههای انسانشناسانۀ اوست. اینجا دیگر با منبری یکسویه روبرو نیستیم، بلکه با دنیایی سینمایی مواجهیم که در آن پرسشها، تناقضات و «غوطهوری» های انسان معاصر در کانون توجه قرار میگیرد. فیلمساز، ترجیح داده به جای وعظ مستقیم، مخاطب را در تجربهای دراماتیک غوطهور کند و از او بخواهد تا خود، عمق مسائل را لمس نماید.
در نهایت، «غوطهور» بیش از آنکه پاسخی قطعی به پرسش «سینما یا منبر» باشد، اثبات میکند که سینما، سینماست. رسانهای است که در دست هر صاحب بیان صادقی—از هر کسوت و منظری— میتواند به ابزاری قدرتمند برای کشف حقیقت، طرح پرسش و ایجاد همدلی تبدیل شود. جواد حکمی با این اثر ثابت کرد که تعلق خاطر به سنتی دینی و اجتماعی، میتواند—و باید—در گلدان سینما، به گلی تازه و منحصر به فرد تبدیل شود، نه اینکه شاخهای قطع شده از درختی دیگر باشد. موفقیت «غوطهور» نه در تبلیغ مرامی خاص، که در وفاداری به اصول درام و صداقت در بیان تجربههای انسانی نهفته است. و این، شاید بهترین پاسخی باشد به همۀ پرسشها.
محمد حسین بنی احمدی










نظر شما