چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۸
نقدی بر فیلم «خواب»: چرا سوررئالیسم ایرانی به کجراهه رفت؟

حوزه/ فیلم خواب، سوررئال با ایده‌ای ناب از فروپاشی مرز خواب و بیداری آغاز می‌کند، اما در اجرا با تقلیل مسئله به وسواس‌های مذهبی شخصیت زن و ارائه‌ای یک‌بعدی، از عمق‌بخشی به بحران روانی قهرمان مرد بازمی‌ماند.

خبرگزاری حوزه | یک فیلم خاص و به نوعی ویژه‌ترین فیلم جشنواره امسال که در ژانر سوررئال ساخته شده که به واقع در سینمای ایران تجربه‌های اندکی از این گونه به چشم می‌خورد. خط اولیه فیلم به چند روز پایانی مردی می‌پردازد که در مسیر رسیدن به مرز دیوانگی و بحران سنگین روحی و روانی است. قرار است در این فضا همراه با شخصیت عادی و منفعل مرد اتفاقات ذهن او را ببینیم جایی که دنیای خواب و بیداری را گم می‌کند و قادر به تمایز این دو حالت نیست.

اما گره ماجرا از جایی آغاز می‌شود که شخصیت اول فیلم با بازی رضا عطاران اتفاقات دنیای خواب را ترجیح می‌دهد و با خودش و کاراکتر آهو قراری می‌گذارد تا رشته ارتباطی با دنیای واقع را قطع کند.

فیلم چنین ایده نابی را هدر نمی‌دهد اما در بیان لنگ می‌زند و چندان موفقیتی کسب نمی‌کند.
سازندگان فیلم تصمیم می‌گیرند همه چیز را به گردن مذهب بیاندازند و فرار کنند. شخصیت پروانه با بازی ضعیف مریلا زارعی به عنوان نماد زن مذهبی با وسواس‌های عجیب و سختگیری‌ها و غر زدن‌ها کار را برای مرد به جایی رسانده بود که از این زن پناه ببرد به زنی خیالی که نه قند خون و بیماری برایش مهم است نه وسواس تمیزی و نه وجود یک مرد منفعل دست و پا چلفتی.

موسیقی فیلم به ویژه تیتراژ پایانی یک اثر هنری زیباست که احتمالا نیتی در سازنده‌اش برای نزدیک شدن به فیلم یک ذهن زیبا وجود داشته است.

نورپردازی و صحنه‌آرایی فیلم مخصوصا اتاقک تنهایی مرد با نوای مذهبی با نور قرمز به طرز عجیبی بی‌رحمانه و تند و تیز از کار درآمده.

فیلم می‌توانست از این سوژه استفاده کند و کار را به شکلی دلنشین‌تر به پیش ببرد؛ اما انگار سازندگان موافق نبودند.

سیدمهدی باباپور

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha