به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از اراک، حجتالاسلام احمدی اراکی پژوهشگر حوزه جهان اسلام و مبلّغ حوزه علمیه استان مرکزی در یادداشتی آورده است:
در اندیشهی نجاتبخش اسلام، به ویژه در گفتمان مهدویت، عدالت به عالیترین صورت خود، نه تنها یک امکان، که یک وعدهی حتمی الهی ترسیم میشود. اما این پرسش اساسی مطرح است: این عدالت جهانی و فراگیر که در عصر ظهور به اوج خود خواهد رسید، از کدامین نقطه آغاز میشود و چگونه گسترش مییابد؟
اینجاست که مفهوم «عدالت مهدوی» فراتر از یک تصویر آرمانی صرف، به یک پروسهی زنده و پویا تبدیل میگردد؛ حرکتی تکاملی که از عمیقترین لایههای وجود انسان —عدالت فردی— آغاز میگردد و با عبور از کانون خانواده و جامعه، تا وسعت تمام کرهی خاکی —عدالت جهانی— امتداد مییابد.
این نوشتار بر آن است تا با نگاهی به این سلسلهمراتب حکیمانه، مسیر تحقق عدالت را از خُردترین واحد آن، یعنی انسانِ عادل، تا کلانترین سطح آن، یعنی جهانِ عادل، به نظاره بنشیند و نشان دهد که چگونه انتظارِ عدالت جهانی، بیتوجه به عدالت در وجود خودِ منتظر، آرزویی ناممکن خواهد بود.
ارکان گسترش عدالت در عصر ظهور حضرت ولی عصر (عج)
از منظر مکتب تشیع، گسترش عدالت فراگیر در سطح جهان، وعدهای الهی است که در عصر ظهور آخرین حجت خدا، حضرت مهدی (عج)، محقق خواهد شد. تحقق این آرمان بزرگ، نیازمند زمینهها و ارکانی است که مهمترین آنها در چهار محور زیر قابل بیان است:
۱. حاکم عادل معصوم
نخستین و اساسیترین رکن گسترش عدالت، وجود حاکمی عادل در رأس نظام حکمرانی است. عدالت حاکم، سنگ بنای عدالت در تمام ساختارهای جامعه است. در این میان، امام معصوم مصداق تام و تمام این شرط است.
امام معصوم نه تنها عادل، بلکه دارای مقام عصمت است؛ یعنی از هرگونه خطا، نسیان، ظلم و تبعیضی در امان است. علم لدنی، اشراف بر باطن امور، و اتصال به منبع وحیانی، او را قادر میسازد تا عدالت را به شکلی دقیق، همهجانبه و متناسب با نیازهای هر عصر، در جامعه جاری سازد. بنابراین، وجود امام معصوم به عنوان حاکم جامعه، تضمینی الهی برای عدم انحراف قوانین و اجرای بیطرفانه و دقیق آنهاست.
۲-قوانین عادلانه (قرآن و سنت احیا شده)
وجود قوانین جامع و عادلانه، دومین رکن اساسی گسترش عدالت است. در حکومت حضرت ولی عصر(عج)، این قوانین، همان قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم(ص) است که با تفسیر و تبیین معصومانهٔ امام، به عنوان کاملترین و عادلانهترین نظامنامه برای تمامی عرصههای زندگی فردی و اجتماعی اجرا میشود.
متأسفانه در طول تاریخ، این منابع الهی دچار بدفهمیها، تحریفهای معنوی، فراموشی یا تعمد در نادیدهگرفتن شدهاند. یکی از مأموریتهای اصلی امام عصر(عج) احیای دوبارهٔ این معارف در متن جامعه است. همانگونه که در دعای ندبه با زیبایی و اشتیاق فراوان میخوانیم:
«أَیْنَ الْمُذَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الْفَرَائِضِ وَالسُّنَنِ، أَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ لِإِزَالَةِ الظُّلَمِ وَالطُّغْیَانِ، أَیْنَ الْمُرْتَجَی لإِزَالَةِ الْجَوْرِ وَالْعُدْوَانِ، أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَأَهْلِهِ»
(کجاست آن ذخیرهشده برای نو کردن واجبات و سنتها؟ کجاست آن برگزیده برای برطرفکردن ستم و سرکشی؟ کجاست آن امید برای از بین بردن جور و تجاوز؟ کجاست زندهکنندهٔ نشانههای دین و اهل آن؟)
بنابراین، قوانین در حکومت امام زمان(عج) دقیقاً، بدون کموکاست و منطبق بر شریعت ناب محمدی(ص) خواهد بود. ایشان با زدودن زنگارهای تاریخ و پیرایههای تحمیلشده بر دین، چهرهٔ حقیقی و عدالتمحور اسلام را به جهان نشان میدهند.
۳- کارگزاران عادل و کارآمد
سومین رکن حیاتی، وجود کارگزارانی عادل، امین، توانمند و همراه است. حتی با وجود حاکم معصوم و قوانین کامل، نقص و خیانت در بدنهٔ اجرایی میتواند بزرگترین مانع تحقق عدالت باشد. تاریخ گواه است که بسیاری از مصلحان اجتماعی به دلیل نداشتن یاوران شایسته در تحقق اهداف خود ناکام ماندند.
حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) به عنوان الگوی عدالت، با وجود برخورداری از مقام عصمت و در دست داشتن قوانین الهی، به دلیل خیانت یا کجفهمی برخی کارگزاران (مانند زیاد بن ابیه، مغیرة بن شعبه و برخی فرمانداران) همواره با چالشهای اجرایی مواجه بود و مجبور به عزل، توبیخ یا مقابله با آنان میشد. این تجربه تاریخی به وضوح نشان میدهد که عدالتگستری تنها با رهبری عادل میسر نیست، بلکه نیازمند تیمی همفکر، پاکدست و مجری است.
در عصر ظهور، امام زمان(عج) این مشکل بنیادین را حل میکند. یاران خاص و کارگزاران جهانی ایشان، از میان بهترین انسانهای زمین (نخبگان اخلاقی و عملی) انتخاب و پرورش یافتهاند. آنان کسانی هستند که در دوران غیبت، خود را به فضایل اخلاقی و تقوای عملی آراستهاند و در «میدان آزمایش» سربلند بیرون آمدهاند.
بنابراین، حکومت جهانی مهدوی از ضعف ساختاری در نظام اجرایی رنج نمیبرد و کارگزاران آن، بازوانی مطمئن برای تحقق بیکموکاست عدالت در سراسر گیتی خواهند بود.
گریه امیرالمؤمنین(ع) به خاطر ظلم کارگزار
روایت تاریخی« سودهٔ همدانی»، بانوی شجاع، متعهد و شاعری که در جنگ صفین با اشعار حماسی خود، سپاهیان امام علی(ع) را به پایداری تشویق میکرد، نمونهای گویا از چالشهای اجرایی در حکومت عدالتمحور است. روزی سوده به نزد امام آمد تا از یکی از کارگزاران مالیاتی امام در منطقهاش شکایت کند.
امام در حال نماز بود، اما پس از نماز، با لطف و مهربانی از او پرسید: «حاجتی داری؟» سوده ظلم و ستم آن کارگزار را شرح داد.
امام علی(ع) با شنیدن این گزارش، چنان تحت تأثیر قرار گرفت که گریه کرد و سر به آسمان بلند کرده و عرض کرد:
«اللَّهُمَّ أَنْتَ تَشْهَدُ عَلَی وُلَاتِهِمْ إِنِّی لَمْ آمُرْهُمْ بِظُلْمِ خَلْقِکَ»
«خدایا! تو خود بر والیانشان گواه باش که من آنان را به ستم بر بندگانت فرمان ندادهام.»
بعد حضرت همانجا عزل کارگزار را نوشت و او را برکنار کرد.
۴-امام زمان(عج) بهصورت کامل و دقیق بر تمام کارگزاران خود نظارت دارد.
سید ابن طاووس از اوصاف حضرت اینگونه یاد میکند:
«المهدی جواد بالمال، شدید علی العمال، رحیم بالمساکین».
حضرت در بخشش مال، سخاوتمند؛ در برخورد با کارگزاران، بسیار قاطع و سختگیر؛ و نسبت به نیازمندان و محرومان، دلسوز و مهربان است.
وجود حاکمی عادل، قوانین عادلانه و کارگزارانی دادگر، شیوه حکومتی صحیح و نظارتی دقیق را در تمام اجزای حکومت آشکار میسازد. چنین سیستمی، طبعاً زمینهساز استقرار حکومت عادلانهای در جهان خواهد شد که در هیچ دوره پیشینی سابقه نداشته است.
البته پیششرط تمامی شرایط فوق، «عدالتپذیری مردم» است. جامعه جهانی باید به درجهای از رشد و آمادگی برسد که شریعت و قوانین عدلگستر را بپذیرد؛ تنها در این صورت است که حکومت جهانی عدل تحقق خواهد یافت.










نظر شما