دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۲
بازخوانی الگوی تبلیغ دینی؛ از خطابه تا زیست مشترک

حوزه/ در ایران، فاصله گفتمان رسمی دینی با زیست روزمره، هشدار «سکولاریسم پنهان» را ایجاد کرده است. سیره نبوی، دین به‌مثابه عمل، اعتماد اجتماعی، الگوی زیست مشترک روحانیون با مردم، در برابر تبلیغ خطابی، راهکار احیای دینداری و بازگشت دین به متن زندگی است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در جهان پیچیده امروز، نظام‌های معنابخش مانند ادیان با چالش جذب و تأثیرگذاری مواجه‌اند. در ایران، علیرغم سرمایه‌گذاری گسترده در تبلیغ مستقیم دینی، فاصله‌ای محسوس میان گفتمان رسمی دینی و زیست روزمره بخشی از جامعه شکل گرفته است که هشدارهایی درباره پیامدهایی چون «سکولاریسم پنهان» را به همراه دارد. این تحلیل با اتکا به مبانی دینی، علوم اجتماعی و تجارب جهانی، الگویی بدیل ارائه می‌دهد.

سیره نبوی به مثابه الگوی تعامل اجتماعی

پیامبر اسلام(ص) در مدینه با حضور فعال در بازار، حل منازعات، عیادت بیماران و گفتگو با کودکان، اسلام را از مجموعه عقاید انتزاعی به یک «شیوه زندگی» تبدیل کرد. آیات و روایات (مانند آیه ۲۱ احزاب و حدیث امام صادق(ع) درباره دعوت با غیر زبان) بر الگوبودن پیامبر در تمام شئون زندگی و تأثیرگذاری غیرمستقیم تأکید دارند.

تمایز تبلیغ مستقیم و غیرمستقیم در آموزه‌های دینی

در متون اسلامی، تأکید فراوانی بر «دین به مثابه عمل» وجود دارد. سخن حضرت امام صادق(ع) «کونوا لنا زیناً» نشان می‌دهد هسته دین در شیوه تعامل تجلی می‌یابد. مطالعات میدانی و روانشناسی اجتماعی نیز نشان داده‌اند مشاهده رفتارهای اخلاقی ماندگاری و عمق بیشتری نسبت به شنیدن سخنرانی دارد.

نظریه اعتماد اجتماعی و سرمایه‌گذاری دینی

بر اساس یافته‌هایی مانند نظریه «سرمایه اجتماعی» رابرت پاتنام، زیست مشترک روحانیون با مردم اعتماد متقابل و سرمایه اجتماعی دینی را افزایش می‌دهد، درحالی که تبلیغ یک‌طرفه و از بالا به پایین این سرمایه را تحلیل می‌برد.

ارتباط همدلانه در برابر ارتباط آمرانه

بر اساس روانشناسی ارتباطات کارل راجرز و آیه ۱۵۹ آل عمران («فبما رحمة من الله لنت لهم»)، ارتباط مؤثر نیازمند همدلی و نرمش است. تبلیغ خطابی امروزی غالباً فاقد این همدلی و دیالوگ دوطرفه است، در حالی که زیست مشترک زمینه ارائه پیام دینی در بافت واقعی زندگی را فراهم می‌کند.

تأثیرگذاری ناخودآگاه و جامعه‌شناسی بدن

بر اساس روانشناسی یونگ و جامعه‌شناسی بدن، رفتارهای روزمره مذهبیان در ناخودآگاه جمعی به عنوان «الگوی دینداری» ثبت می‌شود. کنش‌های بدنی و تعاملات روزمره بیش از سخنان، هویت و معنا را منتقل می‌کنند.

اشباع رسانه‌ای و مقاومت شناختی

نظریه‌های ارتباطات نشان می‌دهند ارائه مکرر و یک‌جانبه پیام‌ها به «مقاومت شناختی» و «خستگی دینی» می‌انجامد. ارائه محتوا در بافت تعاملات روزمره و پاسخ به نیازهای واقعی، جذابیت و پذیرش بیشتری دارد.

غفلت از ارتباطات غیرکلامی

مطالعات نشان می‌دهند تنها ۷٪ تأثیر ارتباطات مربوط به محتوای کلامی است و ۹۳٪ مربوط به لحن و زبان بدن است. تبلیغ خطابی رسانه‌ای از این ظرفیت عظیم تأثیرگذاری محروم است.

گسست حاکمیت-ملت و مسئله اعتماد

بر اساس تحقیقاتی مانند کارهای فوکویاما، کاهش اعتماد به نهادهای دینی به دلیل فاصله گرفتن از زندگی مردم، می‌تواند به بی‌اعتمادی به خود دین بینجامد. تاریخ صدر اسلام نشان‌دهنده اهمیت ارتباط مستقیم رهبران دینی با اقشار مختلف است.

سکولاریسم عملی به مثابه پیامد ناخواسته

غیبت اجتماعی نهادهای دینی از زندگی روزمره، حتی بدون قصد ایدئولوژیک، می‌تواند به جدایی عملی دین از عرصه عمومی (سکولاریسم عملی) منجر شود.

عدالت اجتماعی به مثابه تبلیغ عملی

قرآن (سوره انسان) و سیره اهل بیت(ع) نشان می‌دهد رفتار عملی عادلانه و انسانی، مؤثرترین تبلیغ دین است. تبلیغ خطابی غالباً بر فردی‌سازی تکیه دارد و از ابعاد اجتماعی دین غافل می‌ماند.

تهاجم فرهنگی و انفعال فرهنگی

در عصر جهانی‌شدن، زیست مشترک روحانیون با جوانان امکان دیالوگ خلاق و ارائه الگوی جذاب بومی را در رقابت با فرهنگ‌های دیگر فراهم می‌کند.

احیای تمدنی و الگوی اسلامی-ایرانی

احیای تمدن نوین اسلامی نیازمند بازتعریف نقش علما به عنوان مشارکت‌کنندگان فعال در حل مسائل جامعه و جریان داشتن دین در متن زندگی است.

شیعه‌شناسی جهانی و تصویرسازی بین‌المللی

تصویر جهانی شیعه متأثر از رفتار نخبگان دینی است. تعامل اخلاقی و سازنده روحانیون در مجامع جهانی می‌تواند تصویری مثبت ارائه دهد.

رقابت با گفتمان سلفی در جهان اسلام

زیست مشترک این امکان را فراهم می‌کند که وجه ممتاز مکتب اهل بیت(ع) یعنی تعامل عقلانی، اخلاقی و مداراجو در عمل به نمایش گذاشته شود و الگوی بدیلی ارائه دهد.

نظریه یادگیری اجتماعی و الگوسازی

بر اساس نظریه آلبرت بندورا، انسان‌ها بیشتر از طریق مشاهده و الگوبرداری می‌آموزند. حضور روحانیون در موقعیت‌های مختلف زندگی، فرصت الگوبرداری گسترده‌تری از دینداری فراهم می‌کند.

تربیت غیرمستقیم در سیره معصومین

ائمه(ع) شاگردان را در متن زندگی و همراهی روزمره تربیت می‌کردند. نظام آموزشی حوزه‌های علمیه نیازمند بازنگری برای آماده کردن طلاب برای «زیست مشترک» است.

انسان‌شناسی دینی و نیاز به تعلّق

بر اساس دیدگاه امیل دورکیم، دین پدیده‌ای اجتماعی و ایجادکننده همبستگی است. زیست مشترک روحانیون با مردم، حس تعلّق و هم‌سرنوشتی را تقویت می‌کند.

نظریه میدان و میدان‌های چندگانه دینی

بر اساس مفهوم «میدان» پیر بوردیو، نهاد دینی باید به جای تمرکز صرف بر میدان خطابه، وارد تمام عرصه‌های زندگی (هنر، ورزش، اقتصاد، ...) شود تا تعریف جامعی از دینداری ارائه دهد.

تجربه تاریخی تشیع و تعامل با اقشار

تاریخ تشیع و نقش روحانیون در انقلاب اسلامی محصول «زیست مشترک» با مردم بود. رسمی‌شدن دین می‌تواند این ارتباط را کم‌رنگ کند.

درس‌های انقلاب اسلامی و خطر بوروکراتیک‌شدن دین

پس از تشکیل حکومت دینی، خطر «بوروکراتیک‌شدن دین» و تبدیل آن به نهادی رسمی و دور از مردم وجود دارد. بازسازی ارتباط زنده و مستقیم با مردم راه مقابله با این خطر است.

در نتیجه پیامبر اسلام(ص) دین را در متن زندگی جاری کرد. نجات دینداری از قالب‌های رسمی و بازگرداندن آن به متن زندگی از طریق الگوی «زیست مشترک»، به جای تکیه انحصاری بر «تبلیغ خطابی»، نیاز اصلی امروز است. این تحول، هم به نفع دین است و هم به نفع جامعه، زیرا دین زنده توان پاسخگویی به عمیق‌ترین نیازهای انسان معاصر را دارد.

رسول ملکیان اصفهانی

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha