یکشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۶
ضیافت علوی | تقرب واقعی از مسیر واجبات می‌گذرد

حوزه/ امیرالمؤمنین علی(ع) در حکمتی ناب از نهج‌البلاغه هشدار می‌دهند: «هیچ‌گاه با نوافل نمی‌توان به خدا تقرب جست، اگر به واجبات زیان برسانند».تقرب واقعی، نه در انباشتن مستحبات، بلکه در محافظت از واجبات و انجام درست آنهاست.

به گزارش خبرگزاری حوزه، ماه مبارک رمضان، فرصت آشنایی با گنجینه‌ای بی‌نظیر از حکمت و بصیرت علوی است. در پرونده ویژه «ضیافت علوی» همراه بخش‌هایی از حکمت‌های نهج‌البلاغه با بیان حجت‌الاسلام والمسلمین جواد محدثی، کارشناس نهج البلاغه، میهمان سفره‌های افطار شما فرهیختگان خواهیم بود.

در حکمت سی‌ونهم نهج‌البلاغه، امام علی (ع) می‌فرمایند:

«لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ»

یعنی: هیچ‌گاه با نوافل نمی‌توان به خدا تقرب جست، هنگامی که به واجبات زیان برسانند.

توضیح این که نوافل (جمع نافله) به اعمالی گفته می‌شود که افزون بر تکالیف واجب انجام می‌گیرند؛ مانند مستحبات عبادی، مالی، اقتصادی و مانند آن. انجام نوافل یکی از راه‌های نزدیک‌شدن به خداست.

پس ملاک اصلی، رعایت اولویت‌هاست: اول واجبات، سپس مستحبات.

نکته‌ی عمیق در اینجا، جمع‌بینی میان این سخن امام و حدیث قدسی مشهور است که خداوند می‌فرماید:

«... و لا یَزالُ العَبدُ یَتَقَرَّبُ إلَیَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّی أُحِبَّهُ...»

(بنده‌ی من پیوسته با نوافل به من نزدیک می‌شود تا آن‌جا این قرب ادامه می یابد که من چشم و گوش اون می‌شنوم که با ان می‌بیند و می‌شنود ..)

پس از یک سو، نوافل راهی ممتاز برای تقرب به خدایند و حتی در روایات آمده که کاستی‌های واجبات را جبران می‌کنند. اما از سوی دیگر، رهنمود امام علی (ع) در این حکمت به ما می‌گوید: این مسیر تقرب، تنها زمانی معنا دارد که اصل و اساس، یعنی انجام واجبات، محفوظ بماند.

رهنمود امام علی (ع) در این حکمت:

هدف، اولویت‌سنجی و تشخیص «اصل» از «فرع» است. مستحبات، تکمیل‌کننده‌ی زندگی عبادی هستند، اما نباید هرگز سبب کوتاهی در واجبات یا آسیب و ضرر به آنها شوند. تقرب واقعی آن است که واجبات را به تمام و کمال به جای آوریم و آن‌گاه، از برکات نوافل بهره‌مند شویم.

برای مثال عزاداری برای سیدالشهدا (ع) در ماه محرم یا مراسم اربعین، عملی بسیار با فضیلت، مستحب و دارای پاداشی عظیم است. اما طبق رهنمود امام علی (ع)، اگر برنامه‌ریزی یا اجرای این عمل مستحب (که مصداقی از «نوافل» است) به گونه‌ای باشد که باعث شود نماز واجب صبح فوت شود یا با کسالت و بی‌حوصلگی خوانده شود، در واقع این نافله به فریضه آسیب زده است. در چنین حالتی، آن عمل مستحب نه تنها ما را به خدا نزدیک نمی‌کند، بلکه می‌تواند نشان‌دهندهٔ یک بیراهه‌رفتن در عبادت باشد.

در حکمت ۲۷۱ نهج‌البلاغه نیز حضرت این مضمون را با عبارتی دیگری می‌فرمایند:

«إِذَا أَضَرَّتِ النَّوَافِلُ بِالْفَرَائِضِ فَارْفُضُوهَا»

(هرگاه نوافل به فرایض زیان رساند، آنها را رها کنید). این عبارت فرمانی روشن است: کنار گذاشتن مستحب در هنگام تعارض با واجب.

اگر بیش از حد به ظواهر دین توجه کنیم و این توجهِ افراطی، ما را از عمق و اصالت تکالیف دینی بازدارد، به گونه‌ای که به جوهره‌ی دین نرسیم، ممکن است حتی نتوانیم واجبات را به درستی انجام دهیم. این رویکرد، هرگز قرب‌آور نیست.

هدف اصلی، نزدیک شدن به خداست؛ ما در عبادات نیت می‌کنیم که «قُربَةً إِلَی الله» نماز بخوانیم، روزه بگیریم یا عمل مستحبی را انجام دهیم. اما خداوند واجبات را به عنوان تکالیف اولویت‌دار و مهم بر عهده‌ی ما گذاشته و هیچ عذری برای ترک آنها پذیرفته نیست.

اگر مشغول شدن به مستحبات و نوافل، ما را از انجام واجبات بازدارد، طبیعی است که نقض غرض شده و خواست خداوند محقق نشده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha