خبرگزاری حوزه | ابنطیفور، ادیب و نویسنده سنی قرن سوم هجری، در بلاغاتُ النِّساء گزارش جالبی از ملاقات بانویی شجاع نقل میکند؛ زنی به نام سوده همدانیه که از ستم بُسر بن ارطاه، کارگزار معاویه، به ستوه آمده بود و به نمایندگی از مردم شهرش برای دادخواهی نزد معاویه رفت. سوده وقتی با بیاعتنایی و تحقیر او مواجه شد، شعری بر زبان راند که تاریخ آن را حفظ کرد:
صلی الإلهُ علی جسمٍ تضمنهُ؛ قبرٌ، فأصبحَ فیهِ العدلُ مدفوناً
«درود خدا بر آن پیکری که خاک او را در بر گرفت و با دفن او، عدالت نیز به خاک سپرده شد.»
معاویه پرسید: مقصودت کیست؟ و زن بیپروا پاسخ داد: علی بن ابیطالب علیهالسلام.
سپس خاطره دادخواهی خویش از کارگزار امیر مومنان(ع) را بازگفت و از مواجهه عادلانه و کریمانه آن حضرت ستایش کرد. در اینجا معاویه—بیآنکه بخواهد—اعترافی تاریخی بر زبان آورد؛ جملهای کوتاه اما عمیق:
«این علی بود که شما را در برابر حاکم، جسور کرد؛ و روح خفته و سرکوب شده شما را زنده کرد.» لقد لمظکم ابن ابی طالب الجراة علی السلطان (بلاغات النساء ص36-37)
اگر از این واقعه تاریخی عبور کنیم و به زمانه خود بازگردیم، بهگمان من یکی از بنیادی ترین، ژرفترین و ماندگارترین خدمات امام خمینی(قدسسره) دقیقاً همین بود:
او زبان ناتوانی جامعه را عوض کرد. او خودباوری اجتماعی را در میان زن و مرد، کوچک و بزرگ زنده کرد. به جامعه آموخت که قهرمان، یک فرد استثنایی نیست؛ قهرمان، خودِ جمع است.
او به ملت خود «قدرتِ طوفان» داد؛ امید داد، اما توهم نفروخت؛ امیدی واقعی که مسئولیت میآورد، نه خمودگی و بی رمقی.
اینجا دیگر سخن از یک رهبر نیست؛ سخن از تبدیل یک ملت از «نمیشود» به «میتوانیم» است و رمز بقا و ماندگاری ایران پس از انقلاب همین است و هر برگ از کتاب حوادث این انقلاب، شاهدی است بر زایش اعتماد به نفس جمعی و احیای خودباوری اجتماعی.
از همین رو راهپیمایی بیستودوم بهمن صرفاً یک مراسم تقویمی نیست؛ ظهور اجتماعی همان خودباوری است. برای گفتن یک جمله ساده و ریشهدار:
ما هنوز ایستادهایم، هنوز خودمان را باور داریم، و هنوز میگوییم میتوانیم. و امید قطعی به خضوع و کرنش دشمنان این مرز و بوم داریم.
سیدمحسن آل نبی










نظر شما