به گزارش خبرگزاری حوزه، در پی وقوع اعتراضات مسالمتآمیز با درونمایههای معیشتی و اقتصادی در دیماه ۱۴۰۴، مسیر این مطالبه بهحق، تحت تأثیر عواملی با نیات سوء، منحرف و به آشوبی خونبار انجامید. در این آشوب، افزون بر جانهایی که بر دلها داغ نهاد، اموال عمومی و آبرو و امنیت جانی و روانی بسیاری از مردم خدشهدار شد. عوامل افسارگسیخته و خودفروخته یا فریبخورده، با قساوتی مثالزدنی، اموال و اماکن عمومی و عامالمنفعه را به آتش میکشیدند یا تخریب میکردند. آمبولانس، ماشین آتشنشانی، ایستگاههای اتوبوس، دستگاههای خودپرداز، مراکز درمانی، مساجد و اماکن مذهبی و ساختمانهای دولتی، هیچیک از گزندِ تاختوتاز این عوامل در امان نماند. ماجرا به اینجا نیز ختم نشد؛ آشوبگران حتی به منازل شخصی، خودروها و امنیت و کرامت انسانی افرادی که ظاهر مذهبی یا انقلابی داشتند نیز رحم نکردند. گزارشها و شواهد متعددی موجود است که جان و مال و ناموس بسیاری از خانوادهها و افراد بیگناه، فقط بهاتهام داشتن ظاهری شبیه به انگاره عمومی از پوشش و سکنات افراد مذهبی، مورد حمله یا تعدیات گوناگون قرار گرفت. در پسِ این تاختوتازها، اما پرسشی عریان نهفته است: چرا و به چه گناه؟...
آدمی به یاد شعر معروف میافتد: «به کدام مذهب است این به کدام ملت است این / که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی؟»
در پاسخ به این پرسش، اما مشکلی عمیق نهفته است که حاصل جهل، ناداستن تاریخ و تحریف آن به صورتی خشن و عاری از واقعیت است. برای نمونه، وقتی از آشوبگر فریبخورده پرسیده میشود چرا به چنین اعمالی دست زده است، در پاسخ میگوید: «همین کارها را پنجاهوهفتیها هم انجام میدادند. همهجا را به آتش کشیدند و مخالفان خود را سلاخی کردند.»، اما آیا این روایت، بنابر شواهد تاریخی و اسناد، صحیح است؟
در پاسخ به این پرسش مهم، اسناد تاریخی متعددی وجود دارد که پاسخ را بهروشنی بیان میکنند. از جمله گزارشی از ساواک قم پیرامون اعلامیهای از امام خمینی (ره) موجود است که در آن، ایشان بهصراحت هواداران خود و انقلابیون را از تخریب و آسیبرسانی به اموال عمومی منع کردهاند و با تأکید بر اینکه اسلام جان، مال و آبروی مردم را محترم میشمارد و تعدی به آن را از «محرّمات عظیمه» میداند، از عموم مردم خواستهاند از صدمه زدن به افرادی که از عوامل رژیم شاه یا ساواکی خوانده میشوند، اجتناب کنند.

خیلی فوری
تلفنگرام
از: قم
به: اداره کل سوم
تاریخ: ۵۷/۱۰/۲۰
به دنبال اظهار نارضایی شدید مأمورین مراجع انتظامی و پارهای از مردم قم از صدمات جانی و مالی که اخیراً به تعدادی مأمورین وارد و از طرف نزدیکان آیتالله خمینی به اطلاع نامبرده رسیده، از طرف وی اعلامیهای به تاریخ ۱۰ صفر با متن زیر در قم انتشار یافته است. استحضاراً معروض [شد].
باصرینیا [رئیس ساواک قم]

متن اعلامیه:
پیام امام خمینی دام ظله درباره یک فاجعه جدید
۱۰ صفر ۹۹ [برابر با ۱۹ دیماه ۱۳۵۷]بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و تحیت به عموم ملت ایران ایّدهم الله تعالی
مطالبی از ایران میرسد که از توطئهای خطرناک حکایت میکند. گفته میشود اعلامیههایی بدون امضاء در تهران و شهرستانها منتشر میشود و اشخاص زیادی را به اسم ساواکی و یا عمّال شاه تهدید به قتل میکنند و خانههایی را با همین بهانهها سوزانده و به زن و فرزندان آنان اهانت نموده و آزار دادهاند.
به طوری که از ایران اطلاع دادهاند اعمالی بر خلاف اسلام و انصاف بدون رعایت حقوق شرعی انجام میگیرد که شاهد بر آن است که دستهای ناپاکی در کار است که با هرج و مرج و ایجاد رعب و وحشت نهضت مقدس اسلامی را متهم نموده و خدای نکرده به شکست بکشند.
ملت محترم ایران باید بداند که دیانت مقدس اسلام، جان و مال انسانها را محترم شمرده و تجاوز به آن را از محرّمات عظیمه میداند، و کسانی که دست به این نحو جنایات زده و موجب ارعاب مردم میشوند، به نظر میرسد از جناحهای منحرفی باشند که میخواهند در پناه هرج و مرج، یا شاه را حفظ کنند و یا کشور را با ایجاد کودتای نظامی به تباهی بکشند.
مردم مسلمان ایران، در مبارزات به حق خود، از این روشهای غیرانسانی استفاده نمیکنند، و موظف شرعی هستند که به اعلامیههای مشتمل بر قتل و غارت و اعلامیههای بیامضاء به هیچوجه ترتیب اثر ندهند، و از اشخاصی که میخواهند به خانههای مردم تجاوز کنند و آتشسوزی نمایند، جلوگیری نمایند، که به نظر میرسد توطئهای در دست اجرا است که باید الآن از آن جلوگیری کرد.
ملت شریف در تهران و شهرستانها و قصبات به راهپیمایی و تظاهرات و اعتصابات خود ادامه دهند تا این توطئه با رفتن شاه خنثی شود.
بر حضرات علمای اعلام ایران است که مردم را با اطلاعیهها بیدار کنند و آنان را به وظائف شرعیه خود آگاه نمایند که مجازات اشخاص جنایتکار و مجرم، بعد از اثبات جنایت، با محاکم صالحه است نه با اشخاص متعارف. از خداوند تعالی قطع دست جنایتکاران را خواستارم.
والسلام علیکم و رحمةالله - روحالله الموسوی الخمینی
همچنین در سندی دیگر که متعلق به پس از پیروزی انقلاب اسلامی است، آمده که علمای شهر رشت از انقلابیون خواستهاند از آسیب رساندن به جان و مال و وسایل نقلیه افرادی که ساواکی خوانده میشوند پرهیز کنند و برخورد و قضاوت را به محاکم صالح بسپارند.

اسناد چه پاسخی دادند؟
اسناد تاریخیِ مرور شده، روایتی آشکار و مستند از موضع انقلابیون ۱۳۵۷ بهویژه در عالیترین سطح رهبری آن به دست میدهند. اعلامیه امام خمینی در دیماه ۱۳۵۷، که در متن ساواک نیز ثبت و گزارش شده است، نهتنها تأییدی بر منعِ تخریب اموال عمومی و تعدی به جان و مالِ حتی عوامل رژیم پیشین است، بلکه آن را در زمره «محرّمات عظیمه» و در تضاد آشکار با احکام شرع و انصاف میداند. این رویکرد، ریشه در درونمایههای اسلامی انقلاب داشت؛ انقلابی که برآمده از مکتبی بود که جان و مال و آبروی انسانها را - فارغ از عقیده و موضعگیری سیاسی آنان - محترم میشمارد و تعدی به آن را از گناهان کبیره میداند.
از اینرو، روایتی که انقلابیون ۱۳۵۷ را عامدانه و بهعنوان یک خطِّ مشی، تخریبگر و آشوبطلب معرفی میکند، نهتنها با اسناد معتبر تاریخی همخوانی ندارد، بلکه بنیادهای فکری و دینی آن انقلاب بزرگ را نادیده میانگارد. انقلاب اسلامی ایران بهرهبری امام خمینی و با پشتوانه مرجعیت دینی و همراهی علمای سراسر کشور، حرکتی مبتنی بر اخلاق، شریعت و کرامت انسانی بود؛ حرکتی که خشونت و هرجومرج را نهفقط روش خود نمیدانست، که آن را توطئه دشمنان برای انحراف نهضت معرفی میکرد. بازخوانی این اسناد نهفقط پاسخی به تحریفهای تاریخی است، بلکه امروز نیز چراغ راهی است برای تشخیصِ مسیر حق از باطل و تمییز مطالبه بهحق از آشوبی که در پسِ نقاب آن، اهداف دیگری پیگیری میشود.










نظر شما