حجت الاسلام حسین اسدی، مسئول اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزی شهرستان آمل، در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به سالگرد رحلت امّ المؤمنین خدیجه کبری (س) به تشریح برخی از ابعاد زندگانی این بانوی بزرگوار پرداخت.
بیعت با ولایت؛ نخستین پیمان تاریخ اسلام
وی با اشاره به روایتی از کتاب «الطرَف» سید بن طاووس، به بیان واقعهای بینظیر از نخستین روزهای بعثت پرداخت و اظهار داشت: در روایتی از امام موسی بن جعفر (ع) نقل شده است که روزی پیامبر اکرم (ص)، حضرت خدیجه (س) را فراخواند و در کنار خویش نشاند و فرمود: «این جبرئیل است که از جانب پروردگار پیام آورده که اسلام را شروطی است.» ایشان در تشریح این شروط افزودند: اقرار به یگانگی خداوند متعال، اقرار به رسالت پیامبران، باور به معاد و اصول شریعت، و مهمترین آنها، اطاعت از اولیالامر و ائمه طاهرین (ع) یکی پس از دیگری و نیز برائت از دشمنان آنان، از جمله این شروط بود.
کارشناس دینی با استناد به متن روایت خاطرنشان کرد: حضرت خدیجه (س) بیدرنگ به تمام این اصول اقرار نمود و ائمه طاهرین به ویژه امیرالمؤمنین (ع) را تصدیق کرد. در این هنگام پیامبر اکرم (ص) خطاب به ایشان فرمودند: «علی (ع) مولای تو و مولای همه مؤمنان و امام آنان پس از من است.» سپس رسول خدا (ص) از خدیجه (س) پیمانی مؤکد بر پذیرش ولایت امیرالمؤمنین (ع) گرفت و تک تک اصول و فروع دین، حتی آداب وضو، نماز، روزه، حج، جهاد، صله رحم و دیگر واجبات و محرمات را برایشان بیان فرمود.
وی در ادامه به صحنه تاریخی این بیعت اشاره کرده و ابراز داشت: پس از این بیان، پیامبر گرامی اسلام (ص) دست مبارک خود را بر روی دست امیرالمؤمنین (ع) نهادند و حضرت خدیجه (س) نیز دست خود را بر روی دست رسول خدا (ص) قرار داد و به این ترتیب، به عنوان نخستین زن مسلمان، با امام المتقین (ع) بیعت نمود.
حجت الاسلام حسین اسدی یادآور گردید: این بیعت، صرفاً یک پذیرش ساده نبود، بلکه پیمانی عمیق و همهجانبه با تمام شئون اسلام بود. در بخشی از این روایت طولانی، پس از آنکه حضرت خدیجه (س) بر تمامی شرایط از جمله ولایت ائمه پس از پیامبر (ص)، مودت با اولیای خدا و دشمنی با دشمنان خدا صحه گذاشت، پیامبر اکرم (ص) به او فرمودند: «ای خدیجه! آنچه پروردگارت بر تو شرط کرده است، فهمیدی؟» و ایشان در پاسخ فرمودند: «آری، فهمیدم و ایمان آوردم و تصدیق کردم و رضایت دادم و تسلیم شدم.»
وی افزود: در باب «أسلمت خدیجة رضی اللّه عنها» از کتاب «الطرف» می خوانیم: «عن عیسی بن المستفاد، قال: حدّثنی موسی بن جعفر، قال: سألت أبی؛ جعفر بن محمّد علیه السّلام عن بدء الإسلام، کیف أسلم علیّ علیه السّلام؟، و کیف أسلمت خدیجة رضی اللّه عنها؟
فقال لی موسی بن جعفر: تأبی إلّا أن تطلب أصول العلم و مبتدأه، أم و اللّه إنّک لتسأل تفقّها.
قال موسی: فقال لی أبی: إنّهما لمّا أسلما دعاهما رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله فقال: یا علیّ و یا خدیجة، أسلمتما للّه و سلّمتما له، و قال: إنّ جبرئیل عندی یدعوکما إلی بیعة الإسلام، فأسلما تسلما ، و أطیعا تهدیا.
فقالا: فعلنا و أطعنا یا رسول اللّه.
فقال: إنّ جبرئیل عندی یقول لکما: إنّ للإسلام شروطا و عهودا و مواثیق، فابتدئاه بما شرطه اللّه علیکما لنفسه و لرسوله؛ أن تقولا: نشهد أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شریک له فی ملکه، و لم یلده والد، و لم یلد ولدا ، و لم یتّخذ صاحبة، الها واحدا مخلصا، و أنّ محمّدا عبده و رسوله، أرسله إلی الناس کافّة بین یدی الساعة، و نشهد أنّ اللّه یحیی و یمیت، و یرفع و یضع، و یغنی و یفقر، و یفعل ما یشاء، و یبعث من فی القبور.
قالا: شهدنا.
قال: و إسباغ الوضوء علی المکاره، و الیدین و الوجه و الذّراعین، و مسح الرأس، و مسح الرّجلین إلی الکعبین، و غسل الجنابة فی الحرّ و البرد، و إقام الصّلاة، و أخذ الزکاة من حلّها و وضعها فی أهلها ، و حجّ البیت، و صوم شهر رمضان، و الجهاد فی سبیل اللّه، و برّ الوالدین، و صلة الرّحم، و العدل فی الرّعیّة، و القسم بالسویّة .
و الوقوف عند الشّبهة إلی الإمام؛ فإنّه لا شبهة عنده، و طاعة ولی الأمر بعدی، و معرفته فی حیاتی و بعد موتی، و الأئمّة من بعده واحدا فواحدا .
و موالاة أولیاء اللّه، و معاداة أعداء اللّه، و البراءة من الشیطان الرجیم و حزبه و أشیاعه، و البراءة من الأحزاب؛ تیم و عدیّ و أمیّة و أشیاعهم و أتباعهم.
و الحیاة علی دینی و سنّتی ، و دین وصیّی و سنّته إلی یوم القیامة، و الموت علی مثل ذلک، غیر شاقّة لأمره ، و لا متقدّمة و لا متأخّرة عنه، و ترک شرب الخمر و ملاحاة الناس، یا خدیجة، فهمت ما شرط علیک ربّک؟
قالت: نعم، و آمنت و صدّقت و رضیت و سلّمت.
قال علیّ علیه السّلام و أنا علی ذلک.
فقال: یا علیّ، تبایع علی ما شرطت علیک؟
قال: نعم.
قال : فبسط رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله کفّه، فوضع کفّ علیّ فی کفّه، فقال: بایعنی یا علیّ علی ما شرطت علیک، و أن تمنعنی ممّا تمنع منه نفسک.
فبکی علیّ علیه السّلام و قال : بأبی و أمّی، لا حول و لا قوّة إلّا باللّه.
فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله: اهتدیت و ربّ الکعبة، و رشدت و وفّقت و أرشدک اللّه، یا خدیجة، ضعی یدک فوق ید علیّ علیه السّلام، فبایعی له- فبایعت- علی مثل ما بایع علیه علیّ بن أبی طالب علیه السّلام علی أنّه لا جهاد علیک.
ثمّ قال: یا خدیجة، هذا علیّ مولاک و مولی المؤمنین و إمامهم بعدی.
قالت: صدقت یا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله، قد بایعته علی ما قلت، أشهد اللّه و أشهدک بذلک ، و کفی باللّه شهیدا و علیما.» (طرف من الأنباء و المناقب، ص: 115)
سیمای روشن امّ المؤمنین در تاریخ
حجت الاسلام اسدی با اشاره به سیمای تاریخی حضرت خدیجه (س) تصریح کرد: بنابر منابع معتبر تاریخی، پدر گرامی ایشان «خویلد بن اسد» از بزرگان قبیله قریش و مادرشان «فاطمه بنت زائده» بوده است. بر اساس گزارش «الطبقات الکبری»، ولادت با سعادت آن حضرت پانزده سال قبل از عامالفیل واقع شده است.
وی با اشاره به جایگاه اجتماعی و اقتصادی ایشان پیش از بعثت، تأکید کرد: حضرت خدیجه (س) بانویی ثروتمند و تاجری پیشرو و کارآفرین بود. او در جامعه جاهلی حجاز، به پاکدامنی، درایت، شرافت و عقل و تدبیر شهره بود. خداوند متعال خیر و برکت فراوانی در مال و وجود او نهاده بود. پیامبر رحمت (ص) همواره از ایشان به عنوان بهترین و صادقترین وزیر و مایه آرامش خود یاد میکردند.
کارشناس دینی به برخی از القاب و فضایل آن حضرت اشاره کرد و گفت: در منابع فریقین، حضرت خدیجه (س) به القابی چون «طاهره»، «زکیه»، «مرضیه»، «صدیقه» و «سیده نساء قریش» ملقب بوده و با کنیه ارزشمند «امّ المؤمنین» از ایشان یاد شده است. پیامبر اکرم (ص) ایشان را در زمره برترین زنان جهان، در کنار آسیه، مریم و فاطمه زهرا (س)، معرفی فرمودهاند.
ازدواجی مبارک بر پایه فضیلتها
حجت الاسلام اسدی با اشاره به ماجرای ازدواج پیامبر (ص) و خدیجه (س) بیان کرد: آشنایی حضرت خدیجه (س) با ویژگیهای برجسته اخلاقی محمد امین (ص) به ویژه امانتداری و صداقت ایشان، زمینهساز این پیوند مبارک شد. ایشان پس از آنکه رسول خدا (ص) را به عنوان امین مال خود به سفر تجاری شام فرستاد و غلامش «مَیسَره» گزارشهایی شگفت از کرامات و رفتارهای ایشان ارائه داد، شیفته این اخلاق نیکو شد و پیشنهاد ازدواج را مطرح کرد. بیتردید، حسن خلق و درستکاری، دو رکن اساسی در شکلگیری این ازدواج سرنوشتساز بود.
وی در پاسخ به پرسشی درباره سن حضرت خدیجه (س) هنگام ازدواج یادآور گردید: منابع تاریخی در این باره اختلاف نظر دارند و سن ایشان را از بیست و پنج تا چهل و شش سال ذکر کردهاند. اگرچه بسیاری از منابع، چهل سال را گزارش کردهاند، اما جمعی از محققان معاصر از جمله استاد بزرگوار ما، علامه سید جعفر مرتضی عاملی، با بررسی شواهد تاریخی، سن بیست و پنج سال را ترجیح داده و بر آن تأکید کردهاند.
محقّق حوزوی در ادامه به موضوع همسران پیشین حضرت خدیجه (س) اشاره کرد و گفت: برخی منابع اهل سنت از افرادی به عنوان همسران پیشین ایشان یاد کردهاند، اما در مقابل، علمای بزرگی همچون سید مرتضی در کتاب «شافی» و شیخ طوسی در «تلخیص الشافی» و نیز ابن شهرآشوب در «مناقب» به دوشیزه بودن ایشان هنگام ازدواج با پیامبر (ص) اشاره دارند. علامه جعفر مرتضی عاملی نیز با استناد به تعصبات قبیلهای در حجاز، ازدواج بانویی از بزرگان قریش با دو اعرابی از قبایل دیگر را بعید و غیرقابل پذیرش میداند.
فداکاری تا مرز شهادت
کارشناس دینی به بیان فداکاریهای بینظیر حضرت خدیجه (س) پرداخت و افزود: ایشان با تمام وجود در خدمت آرمانهای پیامبر خدا (ص) بود. به عنوان نمونه، در دوران اعتکاف پیامبر (ص) در غار حرا، با وجود عظمت و ثروتش، شخصاً غذای مورد نیاز ایشان را از مکه تا پایین کوه و سپس مسیر سخت و صعبالعبور تا غار حرا را طی میکرد تا رسول خدا (ص) از نعمت غذا محروم نمانند.
وی اضافه نمود: اجماع تقریباً همه مورخان بر این است که حضرت خدیجه (س) نخستین زن و به باور برخی، نخستین فردی است که به پیامبر (ص) ایمان آورد. اما نکته قابل تأمل دیگر، علاقه قلبی ایشان به امام علی (ع) بود. پیامبر (ص) پیش از بعثت نیز عشق خود به امیرالمؤمنین (ع) را پنهان نمیکردند و خدیجه (س) نیز به تبعیت از ایشان، همواره برای خانه ابوطالب (ع) مایحتاج زندگی میفرستاد. مورخان نقل کردهاند که علی (ع) نور چشم خدیجه (س) بود و او و امام علی (ع) نخستین نمازگزاران پشت سر پیامبر (ص) بودند.
ثروتی در راه خدا
حجت الاسلام اسدی با اشاره به بخشش بینظیر حضرت خدیجه (س) خاطرنشان کرد: ایشان تمام ثروت هنگفت خود را، بیآنکه حتی برای خود کفنی تهیه کند، در اختیار پیامبر (ص) قرار داد. رسول خدا (ص) نیز این اموال را صرف کمک به بدهکاران، یتیمان، بینوایان و آزادی بردگان میکردند. پیامبر اکرم (ص) بارها در این باره فرمودند: «هیچ مالی هرگز به اندازه مال خدیجه برای من سودمند نبود.» در دوران محاصره اقتصادی شعب ابیطالب، ایشان با به خطر انداختن جان خود، توسط برادرزادهاش برای مسلمانان محبوس در شعب آذوقه میفرستاد.
وی تأکید کرد: وفات حضرت خدیجه (س) در سال دهم بعثت، مصادف با رحلت حضرت ابوطالب (ع)، چنان پیامبر (ص) را اندوهگین ساخت که آن سال را «عام الحزن» یعنی سال غم و اندوه نامیدند. این نامگذاری نشاندهنده عمق تأثیرگذاری این دو حامی بزرگ در پیشبرد اهداف رسالت بود.
درود بیپایان پروردگار
مبلّغ شهرستان آمل به ذکر برخی روایات در بیان عظمت حضرت خدیجه (س) پرداخت و گفت: پیامبر رحمت (ص) در مورد ایشان فرمودند: «خداوند هرگز همسری بهتر از خدیجه به من عطا نکرد. او هنگامی که مردم مرا تکذیب کردند، مرا تصدیق نمود و آنگاه که مردم مرا محروم ساختند، با ثروتش مرا یاری داد و خداوند از او فرزندانی به من عطا کرد، در حالی که از دیگر زنانم به من فرزندی نداد.» وی یادآور گردید: جبرئیل امین به پیامبر (ص) گفت: «وقتی خدیجه نزد تو آمد، از سوی پروردگارش و من به او سلام برسان و به خانهای از زبرجد در بهشت که در آن هیچ رنج و ناآرامی نیست، بشارتش ده.»
وی تصریح کرد: محبت رسول خدا (ص) به خدیجه (س) تا پایان عمر باقی بود. پس از رحلت ایشان، هرگاه گوسفندی ذبح میکردند، بخشی از گوشت آن را برای دوستان خدیجه (س) میفرستادند و بدین وسیله یاد و نام او را زنده نگه میداشتند. این رفتار پیامبر (ص) درس بزرگی برای همه مسلمانان است تا مقام و منزلت این بانوی بزرگ اسلام را پاس بدارند و ابعاد شخصیتی او را الگوی خود در ایمان، ایثار و وفاداری قرار دهند.










نظر شما