خبرگزاری حوزه، قربانعلی طاهر فر، کارگردان سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه تجربه اخیر حضور گسترده مردم در فضاهای عمومی و میادین شهری، یک فرصت تاریخی و بینظیر برای جامعه ایرانی به حساب میآید، اظهار کرد: اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم صحبت کنم، باید بگویم این ایام ترکیبی از لحظات تلخ و شیرین را به همراه داشته است، اما شیرینترین بخش آن تصویری است که از ایران به جهان مخابره میشود. این تصویر، بیش از هر چیز، ناشی از مشارکت مردم در میادین شهری، خیابانها و فضای عمومی است؛ حضوری که نه تنها ملموس است بلکه همبستگی و مشارکت مستقیم شهروندان در متن رویدادهای تاریخی را نشان میدهد. هر ایرانی امروز احساس میکند بخشی از یک تجربه تاریخی بیسابقه است و در زیست یک انقلاب تازه حضور دارد که پیش از این به این شکل ملموس تجربه نشده بود. نکته مهم این است که امروز مرز میان خط مقدم و پشت جبهه به شکل سنتی گذشته از بین رفته است. در دوران دفاع مقدس، نقش مردم محدود به پشت جبهه یا فعالیت در محدوده مشخص بود، اما اکنون هر فرد در میدان حضور دارد و حس میکند بخشی از همان جبههای است که رزمندگان در آن فعالیت میکنند. این حضور همزمان در خطوط مختلف باعث میشود اثرگذاری مشارکت اجتماعی بسیار ملموس و قابل مشاهده باشد.
طاهرفر با تأکید بر پیام این حضور برای افکار عمومی داخلی و جهانی گفت: مردم میتوانند تأثیر حضور خود را بر روحیه رزمندگان و خطوط مقدم ببینند و این امر، مشارکت اجتماعی را حماسیتر و پربارتر از گذشته جلوه میدهد. از منظر جهانی نیز تصویری تازه از جامعه ایرانی ارائه شده است؛ تصویری از ملتی که در شرایط دشوار انسجام خود را حفظ میکند و این پیام، اهمیت نقش مردم در ثبات اجتماعی و ملی را برجسته میسازد.
وی در پاسخ به این سوال که تجربه شخصی حضور در میادین شهری چگونه بوده و چه تأثیری بر حس همدلی با دیگر اقشار جامعه و رزمندگان داشته است؟ بیان کرد: برای من، حضور در میادین شهری یکی از شیرینترین تجربههای زندگی اخیر بود. تلاش میکردم در نقاطی حضور یابم که شاید کمتر مورد توجه بودند، چون احساس میکردم مشارکت اجتماعی باید در تمام نقاط جریان داشته باشد و محدود به یک گروه خاص نشود. مردم در این میادین، با پرچمها و شعارهای خود، همبستگی عمیق و واقعی را تجربه میکردند، چیزی که پیش از این در چنین گستردگی مشاهده نکرده بودم. یکی از نکات قابل توجه، تبدیل پرچم به نماد مشارکت و ایستادگی بود. شاید تصور میشد نقشآفرینی اجتماعی فعال تنها با ابزار نظامی معنا پیدا کند، اما مردم با پرچم و ندای الله اکبر همان اثر را ایجاد کردند. این تجربه باعث شد حس کنم در مقابل جبههای بزرگ و متحد ایستادهام و حضورم بر روحیه جمعی تأثیر مستقیم دارد. همچنین این حضور سبب ایجاد وحدت و همدلی میان مردم با پیشینهها و سلایق مختلف شد و حس همپیمانی در سطح جامعه تقویت شد. این تجربه تاریخی میتواند به تحلیلهای فرهنگی و اجتماعی آینده و تقویت انسجام ملی کمک شایانی کند.
وی گفت: واقعیت این است که برای چنین ایامی برنامهریزی مشخصی در سینما و تلویزیون نداشتیم. جریان رسانهای دشمن بسیار گسترده و منظم بود و نیاز به نیروهای واکنش سریع فرهنگی احساس میشد تا با جنگهای نامنظم فرهنگی مقابله شود. قلم نویسنده، دوربین فیلمساز و خلاقیت هنرمندان، سلاح اصلی ما بودند، اما بدون برنامهریزی و هماهنگی، اثرگذاری محدود میشد و بسیاری از ظرفیتهای هنری به کار گرفته نمیشد. بسیاری از هنرمندان علاقهمند بودند در مقابله با پروپاگاندا و تحریفهای رسانهای دشمن نقشآفرینی کنند، اما نبود ساختار منظم باعث شد انرژی و استعداد آنان به طور کامل استفاده نشود. این واقعیت نشان میدهد که آینده نیازمند ایجاد شبکههای واکنش سریع فرهنگی و مدیریت بهتر جریانهای هنری است تا ظرفیتها به نحو کامل مورد استفاده قرار گیرد.
کارگردان فیلم «آپارات» در پاسخ به سوالی دیگر مبنی بر اینکه نقش چهرههای فرهنگی و هنری در این ایام چگونه بوده است و آیا همراهی آنها به اندازه انتظار بود؟ چنین پاسخ داد: یکی از چالشها، دوگانگی رفتاری برخی از چهرههای فرهنگی بود. انتظار داشتیم که این افراد که محل تأثیر اجتماعی و فرهنگی هستند، در چنین شرایط تاریخی همبستگی و همراهی خود را نشان دهند، اما متأسفانه این همراهی به شکلی که انتظار میرفت انجام نشد. این نشان میدهد نیاز به نقد درونگفتمانی و شناسایی جریانهای مطمئن و همراه با آرمان وجود دارد. جریانهایی که واقعاً همدل هستند باید شناسایی شوند تا در روزهای حساس آینده، هدایت فرهنگ و هنر کشور به دست آنان سپرده شود و سرمایهگذاریهای گذشته هدر نرود. عملکرد برخی از چهرهها نشانگر ضرورت بازنگری و آسیبشناسی در عرصه فرهنگی است. مدیریت و سیاستگذاری فرهنگی باید این تجربهها را در نظر بگیرد تا سرمایههای اعتقادی و آرمانی کشور به دست افرادی سپرده شود که قابل اعتماد و پایبند به ارزشهای ملی و دینی هستند.
وی ادامه داد: همه ایدهها و طرحهای سینمایی در کف خیابانها جاری است. هر حرکت مردم، هر فریاد و هر تصویر از میادین شهری میتواند تبدیل به موقعیت داستانی یا نمایشی شود که تا پیش از این تجربه نشده بود. این یک گنجینه بینظیر برای هنرمندان است تا شخصیتها و کاراکترهای تازه خلق کنند. حضور مردم امکان طراحی شخصیتها با زیستبومهای متنوع و پارادوکسهای اجتماعی متفاوت را فراهم میکند. با مشاهده مستقیم این صحنهها، هنرمندان میتوانند ایدههای تازه استخراج کنند و در آثار نمایشی بهکار گیرند. این حضور باعث میشود تولیدات سینمایی و تلویزیونی با واقعیت اجتماعی و فرهنگی پیوند بخورد و نه تنها روایتگر، بلکه بازتابدهنده تجربه واقعی مردم باشد. آثار هنری متأثر از این تجربه نقش مهمی در تثبیت روحیه جمعی و انتقال پیامهای انقلابی و ملی دارند و رسالت هنرمندان را در انتقال حقیقت تاریخی و اجتماعی ایفا میکنند.
این فیلمساز درباره پرچم و شعارهای مردم و اینکه چگونه میتوان از این معنا برای خلق آثار هنری و سینمایی بهره برد، تصریح کرد: پرچم و شعارها در میادین به نماد قدرت و ایستادگی تبدیل شدند و این نمادگرایی امکان خلق صحنههای بصری و داستانی بینظیر را به هنرمندان میدهد. هر حرکت مردم، هر فریاد و هر شکل مشارکت اجتماعی میتواند به صحنهای دراماتیک در سینما و تلویزیون تبدیل شود. این تجربه نشان میدهد ابزارهای ساده اما معناگرا، اثرگذاری بالایی دارند. وحدت و همدلی مردم بستری برای نمایش تعاملات انسانی و اجتماعی فراهم میکند. فیلمسازان و نویسندگان میتوانند با الهام از این تجربه، شخصیتها و موقعیتهایی خلق کنند که انسجام اجتماعی و روحیه جمعی را نمایان کنند. این تجربه تاریخی امکان خلق آثار غنی و ماندگار برای نسلهای آینده را فراهم میآورد. هنرمندان باید حضور فعال خود را با تحلیل عمیق اجتماعی همراه کنند تا آثار نه تنها سرگرمکننده، بلکه پیامآور ارزشهای ملی، انقلابی و دینی باشند.
وی تاکید کرد: هنر و سینما ابزارهای اصلی مقابله با جریانهای رسانهای دشمن هستند، زیرا قلم، دوربین و خلاقیت هنرمندان میتواند پیام واقعی جامعه را منتقل کند و در برابر تحریفها و پروپاگاندا ایستادگی نماید. ایجاد شبکههای واکنش سریع فرهنگی ضروری است تا جریانها و پیامهای فرهنگی مدیریت شود و پیام درست به جامعه و جهان منتقل شود. بدون برنامهریزی و واکنش سریع، بسیاری از ظرفیتها از دست میرود. بسیاری از هنرمندان علاقهمند هستند مشارکت کنند، اما نبود ساختار منظم باعث میشود انرژی و استعدادشان بهطور کامل به کار گرفته نشود. ایجاد شبکههای هماهنگ و پلکانی برای مدیریت این توانمندیها ضروری است تا پیام فرهنگی کشور به شکل مؤثر منتقل شود و اثرگذاری هنری و فرهنگی کشور در سطح ملی و بینالمللی افزایش یابد.
طاهر فر در انتها تصریح کرد: پس از این تجربه، تولید آثار فرهنگی و هنری باید با الهام از حضور واقعی مردم شکل گیرد. هنرمندان باید موقعیتها و شخصیتهای واقعی را رصد کنند و از دل این حضور عظیم ایدههای تازه استخراج کنند تا آثار نه تنها باورپذیر، بلکه اثرگذار و ماندگار باشند. توصیه من به هنرمندان و سینماگران این است که آثار خود را با تحلیل دقیق اجتماعی و فرهنگی همراه کنند و از این تجربه به عنوان منبع الهام استفاده کنند. هر حرکت، هر صحنه و هر شعار مردم میتواند موقعیت نمایشی مهمی شود که پیامهای ملی، انقلابی و دینی را منتقل کند. امیدوارم این تجربه باعث شود هنر و سینما در کشور به جایگاه واقعی خود دست یابد و نقش مؤثر و پایدار در مقابله با جریانهای تحریفکننده ایفا نماید. این حضور تاریخی مردم سرمایهای بینظیر برای خلق آثار هنری و تثبیت روحیه ملی است که نباید از آن غفلت کرد.
انتهای پیام










نظر شما