جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۰
پاکستان و پرسش‌های بی‌شمار پیش‌رو 

حوزه، پاکستان از نظر اصولی در برخی مسائل بین‌المللی موضع مشخصی اتخاذ کرده است، اما در سیاست عملی اغلب انعطاف یا تضاد مشاهده می‌شود. این تضاد پرسشی را مطرح می‌کند: آیا دولت کاملاً بر اصول ایدئولوژیک خود پایبند است یا بسته به شرایط، سیاست‌های خود را تغییر می‌دهد؟

به گزارش گروه ترجمۀ خبرگزاری حوزه، پاکستان کشوری است که بر پایه دین تأسیس شده و در ساختار قانونی و فکری آن، اسلام جایگاه مرکزی دارد. با این حال، در عرصه عمل، میان سیاست‌های دولتی، هویت‌های مذهبی و روابط بین‌المللی، نوعی ارتباط پیچیده و گاه همراه با تنش دیده می‌شود. در دوره اخیر، دیدار میان جنرال عاصم منیر و علمای شیعه و اظهاراتی که پس از آن مطرح شد، این بحث را عمیق‌تر کرده است که آیا گفتمان دولتی برای همه شهروندان به‌طور یکسان اجرا می‌شود یا خیر؟

در این چارچوب، واکنش برخی علمای برجسته پاکستان نشان می‌دهد که مسئله تنها به یک سخن یا یک رویداد محدود نمی‌شود، بلکه ریشه در یک بستر گسترده‌تر فکری، اجتماعی و سیاسی دارد.

واکنش علمای شیعه به برخورد نامناسب جنرال عاصم منیر با آنان

جنرال سید عاصم منیر در دیدار اخیر با علمای شیعه پاکستان گفت‌وگو های نامناسبی داشته و علمای شیعه در واکنش به آن سخنان، موضع گیری واحدی اتخاذ کرده‌اند.

حجت الاسلام والمسلمین سید ساجد علی نقوی رئیس شورای علمای شیعه پاکستان: «ما نیازی نداریم که از یک فرد حقوق‌بگیر، گواهی وطن‌دوستی بگیریم».

حجت الاسلام والمسلمین سید جواد نقوی رئیس تحریک بیداری امت مصطفای پاکستان: «اگر گفته می‌شود کسانی که با ایران همدلی دارند باید به ایران بروند، در این صورت از ۲۵۰ میلیون جمعیت، حدود ۲۴۰ میلیون نفر باید به ایران بروند».

حجت الاسلام والمسلمین راجا ناصر عباس جعفری رئیس مجلس وحدت مسلمین پاکستان: «به ما گفته می‌شود به ایران بروید؛ اگر دلِ شما برای شیطان، یاهو و ترامپ می‌تپد، شما به آمریکا و اسرائیل بروید».

حجت الاسلام امین شهیدی رئیس امت واحده پاکستان: «جناب! اگر علاقه به شجاعت، استقامت و ایمان ایران به‌معنای بی‌وفایی به پاکستان است، پس کسانی که در برابر آمریکا تسلیم هستند، چاپلوس حاکمان عرب‌اند و با قاتلان غزه دوستی دارند و حتی برای ترامپ که از او به‌عنوان یکی از ظالمان بزرگ یاد می‌شودجایزه نوبل پیشنهاد می‌کنند، باید کشور خود را ترک کرده و به همان کشورها بروند».

حجت الاسلام ناظر عباس تقوی روحانی برجسته پاکستان: «کسانی که به ما درس وطن‌دوستی می‌دهند، تا زمانی این‌گونه هستند که در پُست و مقام باشند؛ وقتی بازنشسته می‌شوند، کشور را ترک می‌کنند. اموال شما کجاست؟ فرزندان شما کجا هستند؟ از زبان شما مناسب نیست که درباره وطن‌دوستی دیگران قضاوت کنید».

حجت الاسلام سید شهنشاہ حسین نقوی خطیب برجسته پاکستان: «ما از مولا علی (ع) آموخته‌ایم که همیشه با مظلوم همدرد باشیم و از ظالم بیزاری بجوییم. کسانی باید از پاکستان بروند که در این کشور نشسته‌اند و شعار آمریکا و برخی کشورهای عربی را سر می‌دهند».

حجت الاسلام حسنین عباس گردیزی محقق برجسته پاکستان: «رئیس ارتش حدود یک ساعت خود به‌تنهایی سخنرانی کرد و به حرف‌های ما گوش نداد. لحن او آن‌قدر تند بود که ما آن را توهین‌آمیز احساس کردیم. برخی از سخنانش در شأن چنین مقام بالایی نبود. در این میان، علامه محمد شفا نجفی تنها شخصیتی بودند که در همان جلسه به او تذکر دادند و بعداً نیز در خطبه جمعه، تمام جزئیات را برای مردم بیان کردند».

علمای پاکستان با این واکنش‌ها روشن کرده‌اند که این مسئله تنها به یک سخن یا یک رویداد محدود نمی‌شود، بلکه در پس آن، یک تنش گسترده فکری، اجتماعی و سیاسی نهفته است. همین تنش، موضوع اصلی این نوشتار را تشکیل می‌دهد؛ جایی که در آن، رابطه میان سیاست‌های دولتی، هویت مذهبی و رویکردهای سیاست خارجی به‌صورت انتقادی بررسی می‌شود.

اصول قرآنی و مسئولیت دولت

طبیعی است که به‌عنوان یک کشور اسلامی، پاکستان نظام خود را بر پایه اصولی تنظیم کند که قرآن کریم در زمینه عدالت، برابری و کرامت انسانی بیان کرده است. در آموزه‌های قرآنی تأکید شده است که هیچ گروهی نباید مورد ظلم و تبعیض قرار گیرد و حمایت از مظلومان یک وظیفه دینی به‌شمار می‌آید.

با توجه به این اصول، این پرسش مطرح می‌شود که اگر در بخشی از جامعه احساس محرومیت یا ناامنی به‌وجود آید، آیا دولت مسئول نیست که این وضعیت را درک کرده و برای برطرف کردن آن اقدام کند؟ همچنین، تعبیر کردن اختلاف نظر به‌عنوان خیانت، نه با اصول مردم‌سالاری سازگار است و نه با تعالیم عدالت‌محور اسلام همخوانی دارد۔

گفتمان دولتی و مسئله هویت

گفتمان دولتی در بسیاری از موارد، به‌نام وحدت ملی، زاویه خاصی را اختیار می‌کند که در آن تعریف وطن‌دوستی محدود می‌شود. در برخی اظهارات اخیر، این برداشت شکل گرفته است که همدلی با برخی مسائل بین‌المللی، به‌ویژه در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران، با نگاه تردیدآمیز دیده می‌شود. این نوع نگرش، نه‌تنها در میان جامعه شیعه، بلکه در سایر اقشار نیز پرسش‌هایی را به‌وجود آورده است.

اظهارات علمای شیعه نشان می‌دهد که سنجش وطن‌دوستی از یک زاویه خاص، می‌تواند به یک روند خطرناک تبدیل شود. یک شهروند می‌تواند در عین وفاداری به کشور خود، نسبت به یک ملت یا کشور مظلوم در سطح جهانی نیز احساس همدلی داشته باشد. بدون حل این تضاد، شکل‌گیری یک گفتمان ملی جامع و فراگیر دشوار به‌نظر می‌رسد۔

واقعیت‌های میدانی: بررسی نمونه‌های منطقه‌ای

پاراچنار: امنیت یا محاصره؟

پاراچنار منطقه‌ای است که جمعیت شیعه در آن قابل توجه است و در سال‌های گذشته، اقداماتی به‌نام تأمین امنیت در آن انجام شده است؛ از جمله بسته شدن راه‌ها، کمبود کالاهای اساسی و محدودیت در رفت‌وآمد. دولت این اقدامات را ناشی از ضرورت‌های امنیتی می‌داند، اما در میان مردم محلی این برداشت وجود دارد که این تدابیر نامتناسب بوده و به‌نوعی فشار جمعی تبدیل شده است.

در اینجا پرسش اساسی این است که چگونه می‌توان میان تأمین امنیت و حفظ آزادی‌های شهروندی توازن برقرار کرد، به‌گونه‌ای که هم امنیت حفظ شود و هم اعتماد عمومی آسیب نبیند۔

کراچی: توازن میان آزادی مذهبی و کنترل دولتی

در کراچی، در ایام محرم الحرام، اقدامات امنیتی سختی اعمال می‌شود که شامل قطع سرویس موبایل و مسدود کردن برخی مسیرها است. ظاهراً این تدابیر برای پیشگیری از اقدامات تروریستی ضروری دانسته می‌شوند، اما گروه‌های متاثر، آن را به‌عنوان مداخله در آزادی‌های مذهبی خود احساس می‌کنند.

این وضعیت بازتاب‌دهنده‌ی یک مسئله گسترده‌تر است، جایی که میان کنترل دولتی و حقوق شهروندی نیاز به ایجاد توازن ظریف وجود دارد، توازنی که اغلب در عمل به‌طور کامل حفظ نمی‌شود۔

بلوچستان: قدرت، شفافیت و بحران اعتماد

مسئله افراد ناپدید شده و عملیات‌های امنیتی در بلوچستان مدتی است که مورد بحث قرار گرفته‌اند. در سطح جامعه این برداشت وجود دارد که استفاده از قدرت دولتی گاهی غیرشفاف و نامتوازن است و همین امر باعث تشدید بحران اعتماد می‌شود.

این مثال محدود به یک استان نیست و بلکه سوالاتی درباره نوع رابطه میان دولت و مردم در سراسر کشور ایجاد می‌کند۔

سیاست خارجی و تأثیرات داخلی آن

سیاست خارجی پاکستان بر پایه روابط با قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای مختلف، از جمله آمریکا، عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران استوار است. ماهیت این روابط نه تنها در سطح بین‌المللی، بلکه در سیاست داخلی نیز تأثیرات عمیقی دارد.

زمانی که با یک کشور رابطه نزدیک و با دیگری برخورد محتاطانه برقرار می‌شود، این مسئله بر گفتمان داخلی نیز اثر می‌گذارد و برخی گروه‌ها خود را ناامن یا مشکوک احساس می‌کنند. این همان نقطه‌ای است که سیاست خارجی و هماهنگی داخلی به یکدیگر پیوند .

نظریه و عمل: یک تضاد ماندگار

پاکستان از نظر اصولی در برخی مسائل بین‌المللی موضع مشخصی اتخاذ کرده است، اما در سیاست عملی اغلب انعطاف یا تضاد مشاهده می‌شود. این تضاد پرسشی را مطرح می‌کند: آیا دولت کاملاً بر اصول ایدئولوژیک خود پایبند است یا بسته به شرایط، سیاست‌های خود را تغییر می‌دهد؟

این مسئله محدود به سیاست خارجی نیست و تأثیرات آن در سطح داخلی نیز احساس می‌شود، جایی که اعتماد عمومی ممکن است آسیب ببیند۔

تحلیل جامع: ریشه مسئله

اگر تمامی مباحث فوق را در کنار یکدیگر قرار دهیم، روشن می‌شود که مسئله اصلی حول چند نکته کلیدی می‌چرخد:

۱. فقدان اعتماد میان دولت و مردم

۲. عدم تطابق گفتمان دولتی با احساسات عمومی

۳. رابطه نامتوازن میان امنیت و آزادی‌های شهروندی

۴. تأثیرات سیاست خارجی بر سطح داخلی

تمام این عوامل در کنار هم، فضایی را ایجاد می‌کنند که در آن گروه‌های مختلف احساس انزوا و جدایی می‌کنند۔

نتیجه‌گیری و توصیه‌ها

صحیح نیست که گفته شود ارتش پاکستان کاملاً جانبدار است، اما این نیز یک واقعیت است که اجرای برخی سیاست‌ها نامتوازن به‌نظر می‌رسد و به‌ویژه در میان جامعه شیعه و دیگر گروه‌ها احساس ناامنی ایجاد می‌کند.

برای استحکام پاکستان ضروری است که:

۱.به تمام شهروندان به‌طور برابر احترام گذاشته شود.

۲.اختلاف نظرها به‌صورت مثبت پذیرفته شود

۳.سیاست‌های امنیتی شفاف و متوازن طراحی شوند.

۴. سیاست خارجی به‌گونه‌ای تنظیم شود که هماهنگی داخلی را تحت تأثیر قرار ندهد.

اگر دولت پاکستان بتواند این اصول را به‌صورت عملی پیاده کند، نه تنها اعتماد عمومی بازسازی می‌شود، بلکه یک جامعه قوی، متحد و پایدار نیز شکل خواهد گرفت.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha