به گزارش خبرگزاری حوزه، با تداوم حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و خصومت کشورهای منطقه، تهدید علیه ایران باقی است. راهحل، دیپلماسی قرآنیِ قاطع و پشتیبانی مردمی متمرکز بر حداکثر خواستههاست.
در صورت عدم خروج آمریکا از پایگاههایش در خلیج فارس، تهدید آمریکا برای حمله به ایران باقی خواهد ماند.
پایگاههای آمریکا در خلیج فارس تنها و تنها برای تهدید ایران ساخته و تجهیز میشوند. در جنگ کنونی هیچ یک از کشورهای اروپایی و کشورهای دیگر منطقه حاضر به میزبانی حملات علیه ایران نشدند. این تنها پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس بود که قدرت حملات هوایی آمریکا را پشتیبانی میکرد. مطابق با برخی تصورات موجود در ایران، کشورهای جنوب خلیج فارس در حال حاضر آماده عقب نشینی در مقابل ایران و جدا شدن از آمریکا نیستند. با وجود دشمنیهای کشورهای جنوب خلیج فارس با تحریک آمریکا، این کشورها پیش از جنگ حرمت ایران را نگاه میداشتند.
در حال حاضر پس از جنگ این کشورها دیگر حاضر به حفظ حرمت ها در مقابل ایران نیستند. این را در مطالبات غرامت جنگی توسط قطر و امارات، بردن قطعنامه علیه ایران توسط بحرین، بستن کل مسیرهای مالی ایران توسط امارات، حملات علنی کویت علیه ایران و فشار عربستان به پاکستان علیه ایران می توان دید.
کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، مهمترین عامل تولید ناامنی در منطقه علیه ایران و حتی حمایت مالی، رسانه ای و امنیتی از آشوبگران داخلی ایران بودند. باقیماندن پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس همچنان باعث می شود این کشورها نقش پیشین امنیتی علیه ایران را ادامه دهند.
در برابر دشمنی که به «کم» راضی نمیشود، تنها راه «پافشاری بر حق» است.
در منطق قرآن کریم، گفتوگو جایگاه ویژهای دارد، اما این گفتوگو به خصوص با دشمنان هرگز نباید به معنای عقبنشینی از حقوق حقه و خدشهدار شدن عزت مؤمنان باشد. دیپلماسی در نگاه قرآنی، میدانی برای احقاق حق همراه با هوشمندی است، نه عرصهای برای تسلیم و انفعال.
قرآن کریم با ظرافت بینظیری به روانشناسی و استراتژی برخی از دشمنان در مواجهه با جبهه حق اشاره میکند. خداوند در آیه ۱۲۰ سوره بقره میفرماید: «وَ لَنْ تَرْضی عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصاری حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم»؛ این آیه مبین یک اصل مهم در شناخت رفتار دشمن است و نشان میدهد که هدف نهایی در بسیاری از تقابلها، صرفاً کسب یک امتیاز مقطعی نیست، بلکه تسلیم کامل هویتی و اعتقادی است.
دشمنانی با این ویژگی، استراتژی گامبهگام دارند و به امتیازات حداقلی راضی نمیشوند. از این رو، هرگونه کوتاه آمدن از حقوق مسلم، نه تنها آنها را متوقف نمیکند، بلکه طمعشان را برای پیشروی و تحمیل خواستههای بیشتر برمیانگیزد. پافشاری با صلابت بر حقوق، تنها سدِ محکم در برابر این زیادهخواهیِ بیپایان است.
از سوی دیگر، قرآن به تاکتیکهای فریبکارانه در میز مذاکره نیز هشدار میدهد. آیه ۸ سوره توبه با عبارت «یُرْضُونَکُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبی قُلُوبُهُم» پرده از نفاق رفتاری و گفتاری برمیدارد. در دیپلماسی، همواره این خطر وجود دارد که طرف مقابل با ادبیاتی فریبنده و وعدههای شیرینِ زبانی، سعی در جلب رضایت و ایجاد خطای محاسباتی داشته باشد، در حالی که در نیت خود، بدعهدی را میپروراند. این هشدارِ صریح ایجاب میکند که مؤمنان با هوشمندی و واقعبینی، فریب ظاهرآراییها و وعدههای تضمیننشده را نخورند.
در منطق قرآن، وفای به عهد در توافقات یک ارزش قطعی است، اما کاملاً دو طرفه و مشروط است. اگر دشمن زیر میز مذاکره یا توافق زد و پیمانشکنی کرد (نکثِ عهد)، طرف مقابل نباید به صورت یکطرفه در محدودیتِ توافق بماند، بلکه باید با قاطعیت تمام در برابر بدعهدی بایستد و پاسخ محکم بدهد: «…فَمَا اسْتَقَامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ…» (سوره توبه، آیه ۷) و «وَإِن نَّکَثُوا أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ… فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ…» (سوره توبه، آیه ۱۲)
در نتیجه، رویکرد تحلیلیِ قرآن به دیپلماسی، ترکیبی از «بصیرت در شناخت ذات فزونطلبانه حریف» و «عدم اعتماد به لبخندهای فریبکارانه» و «قاطعیت در برابر بدعهدی» است.
فریادها می باید بر سقف مطالبات متمرکز باشد.
رسیدن انقلاب اسلامی به اهدافش در گرو میدانداری مردم است. هم حضرت امام ره و هم رهبر شهید بارها و هم رهبر کنونی انقلاب اسلامی در همه پیامهایشان به میانداری مردم و ناتمام بودن هر اقدام بدون حضور مردم اشاره داشتهاند؛ چراکه ایده مرکزی انقلاب و ساختار آن بر اساس مردمسالاری چیده شده، عنصر اساسی قدرت آن متکی بر مردم و حضورشان است. واضح است که کیفیت حضور مردم و شدت و ضعف آن در شدت و ضعف توفیقات و شکستها بسیار مؤثر است. بهعبارت دیگر چنان نیست که حضور مردمی امری صفر و یکی باشد بلکه امری تشکیکی و مرتبهمند است و هرمیزان این حضور به لحاظ کمی و کیفی ارتقاء یابد، هم کمیت و هم کیفیت و هم سرعت وصول به اهداف دستخوش ارتقاء و سرعت خواهد شد.
با این دو مقدمه، اخذ این نتیجه طبیعی است که در رسیدن مذاکرات به اهداف مورد نظر کشور، باید کیفیت و کمیت حضور هم، حداکثرِ پشتیبانی را داشته باشد. همانطور که در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب شاهد بودیم ایشان بهوضوح بیان داشتند ضرورت حضور مردم در این دوره سنگینتر از قبل است. این سنگینی بیش از اینکه مُشیر به کمیت باشد، امری کیفی است. کیفیت متناسب این دوران، تقاضای مردم برای حداکثر مطالبات کشور و سقف آن است.
وقتی مردم بر سقف مطالبات متمرکز شوند، خواهناخواه مبارزه دیپلماتیک کشور هم بر همین اساس شکل خواهد گرفت. دلیل این ماجرا، هم اطمینان بالای مذاکرهکنندگان ماست که اگر نتوانستند دشمن را به دادن امتیازات مدنظر برسانند بدون دغدغه و سربلند میتوانند میز مذاکرات را ترک کرده، از جانب مردم ملامتی در کار نخواهد بود و ازطرف دیگر دشمن هم با این حضور درک کند نه در مقابل یک خواسته حزبی که درمقابل یک ملت قرار دارد. طبعاً اگر به اقتضای مذاکره، قرار بر تنازلهایی باشد این تنازل به اتکای این مطالبه حداکثری، بسیار حداقلی خواهد شد و بر پایههای اساسی خللی وارد نخواهد شد.
منبع: ویژه نامه نبرد سرنوشت، شماره سی و ششم: حقوق طبیعی










نظر شما