پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۳
اهمیت تنگه هرمز؛ وقتی چراغ‌های دنیا کم‌سوتر خواهد شد

حوزه/ در قسمتی از گزارش روزنامه نیویورک پست آمده است: تنگه هرمز دهانه باریک خلیج فارس است که بین ایران و نوک شمالی عمان در شبه‌جزیره عربستان قرار دارد. به گفته کارشناسان در اینجا، غرق شدن تنها یک تانکر در عرض این تنگه می‌تواند به طور موثری دریانوردی را مسدود کند. یک سفیر غربی اخیراً به میهمانی گفته است: «اگر چنین اتفاقی بیفتد، چراغ‌های دنیای به اصطلاح آزاد کم‌سوتر خواهند شد.»

به گزارش خبرگزاری حوزه، سند پیش رو در اواخر سال ۱۹۷۶ (حدود دو سال پیش از انقلاب) منتشر شده، به خوبی نشان‌دهنده فضای حاکم بر منطقه در دهه ۷۰ میلادی است. در مرکز این تحلیل، تنگه هرمز نه فقط به عنوان یک گذرگاه آبی، بلکه به عنوان «رگ حیاتی» تعریف شده است که امنیت انرژی جهان و بقای سیاسی ایران به آن گره خورده بود. در این سند، اهمیت تنگه هرمز با اعداد و ارقام (۴۰٪ نفت آمریکا، ۶۰٪ اروپا و ۹۰٪ ژاپن) برجسته شده است.

عکس لید

تنگه هرمز همواره فراتر از یک مختصات جغرافیایی ساده، قلب تپنده امنیت جهانی بوده است. این اهمیت، مسئله‌ای ادامه‌دار و تغییرناپذیر است که از دوران پهلوی تا به امروز، به عنوان اصلی‌ترین متغیر در معادلات قدرت منطقه باقی مانده است. با این حال، بررسی این سند تاریخی نشان می‌دهد که رویکرد شاه در قبال این آبراه، حاوی یک تضاد درونی بود که می‌توانست امنیت منطقه را با مخاطرات جدی مواجه کند. این سند متعلق به سال ۱۹۷۶، گواهی بر این واقعیت است که وابستگی جهان به تنگه هرمز، یک حقیقت ژئوپلیتیک دائمی است. اگر در آن زمان ۹۰ درصد نفت ژاپن از این مسیر می‌گذشت، امروزه نیز با وجود تغییر در بازارهای انرژی، این تنگه همچنان تعیین‌کننده قیمت جهانی سوخت و ثبات اقتصادی است..

علی‌رغم اهمیت تنگه هرمز، شاه تلاش می‌کرد با خرید ۱۰ میلیارد دلار اسلحه، امنیت تنگه را تضمین کند، اما این رویکرد دو پیامد مخرب به‌همراه داشت:

خدشه‌دار شدن حاکمیت ملی: وقتی در متن ذکر می‌شود که «بیش از نیمی از ۳۱،۰۰۰ آمریکایی در ایران با تقویت نظامی شاه در ارتباط هستند»، یعنی امنیت تنگه هرمز نه یک امنیت بومی، بلکه امنیتی عاریه‌ای و وابسته به تکنسین‌ها و مستشاران خارجی بود. این سطح از وابستگی، عملاً تصمیم‌گیری مستقل درباره این منطقه حیاتی را از دست ایران خارج می‌کرد.

تنگه هرمز به مثابه میدان جنگ قدرت‌های بزرگ: وابستگی مفرط نظامی به آمریکا، تنگه هرمز را مستقیماً به بخشی از بازی جنگ سرد تبدیل کرد. این موضوع باعث می‌شد که هرگونه تنش بین واشینگتن و مسکو، مستقیماً امنیت این آبراه را به خطر بیندازد. در واقع، شاه به جای امنیتی کردن منطقه برای ایران، در حال جهانی کردن بحران‌های منطقه بود.

اگر وابستگی نظامی و سیاسی از یک حد معین فراتر می‌رفت، اهمیت استراتژیک ایران به عنوان یک بازیگر مستقل در تنگه هرمز خدشه‌دار می‌شد. وقتی کشوری تماماً متکی به سیستم نظامی یک قدرت بیگانه می‌شود، دیگر نه به عنوان یک قدرت منطقه‌ای صاحب اراده، بلکه به عنوان یک پایگاه پیش‌قراول دیده می‌شود. در چنین حالتی، در صورت بروز هرگونه تحول سیاسی در کشور تأمین‌کننده (مثل مخالفت‌های سنا که در متن آمده)، امنیت تنگه هرمز به جای تکیه بر قدرت داخلی، دستخوش تغییرات سیاسی در واشینگتن می‌گشت.

در ادامه ترجمه مقاله نیویورک پست در این خصوص از نظر می‌گذرد:

اهمیت تنگه هرمز/ وقتی چراغ‌های دنیا کم‌سوتر خواهد شد

اهمیت تنگه هرمز/ وقتی چراغ‌های دنیا کم‌سوتر خواهد شد

اهمیت تنگه هرمز/ وقتی چراغ‌های دنیا کم‌سوتر خواهد شد

نیویورک پست - ۲۰ دسامبر ۱۹۷۶

تلاش تسلیحاتی ایرانیان موجب هراس می‌شود

نوشته: جو الکس موریس (لس‌آنجلس تایمز)

تهران - تنگه هرمز دهانه باریک خلیج فارس است که بین ایران و نوک شمالی عمان در شبه‌جزیره عربستان قرار دارد. به گفته کارشناسان در اینجا، غرق شدن تنها یک تانکر در عرض این تنگه می‌تواند به طور موثری دریانوردی را مسدود کند.

یک سفیر غربی اخیراً به میهمانی گفته است: «اگر چنین اتفاقی بیفتد، چراغ‌های دنیای به اصطلاح آزاد کم‌سوتر خواهند شد.»

امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر ایران، موضوع را این‌گونه بیان کرد: ۴۰ درصد واردات نفت ایالات متحده، ۶۰ درصد اروپا و ۹۰ درصد ژاپن از این تنگه می‌گذرد.

«رگ حیاتی»

او افزود: «این رگ حیاتی ما و شما نیز هست.»

محافظت از تنگه، همان‌طور که سفیر بیان کرد، یک وسواس فکری برای شاه محمد رضا پهلوی است. این دلیل اصلی تصمیم او برای تبدیل ایران نفت‌خیز به قدرت نظامی مسلط در منطقه است.

ایران درگیر یک انباشت تسلیحاتی جنجالی است و شاه به مهم‌ترین مشتری خارجی محصولات صنعت تسلیحاتی ایالات متحده تبدیل شده است. او برای خرید ۱۰ میلیارد دلار تسلیحات آمریکایی - و دانش فنی استفاده از آنها - در یک دوره پنج‌ساله قرارداد بسته است.

انتقاد سنا

این برنامه مورد انتقاد شدید یک کمیته فرعی سنای ایالات متحده قرار گرفته است، که آن را «خارج از کنترل» توصیف کرده و هشدار داده است که هزاران تکنسین آمریکایی در ایران به همراه خانواده‌هایشان «می‌توانند به یک معنا، گروگان شوند.» مقامات آمریکایی می‌گویند بیش از نیمی از ۳۱،۰۰۰ آمریکایی حاضر در اینجا، با تقویت نظامی شاه در ارتباط هستند.

کمیته فرعی با آگاهی از اینکه شاه هزینه سلاح‌های خود را نقد می‌پردازد و می‌تواند به راحتی کشورهای دیگر را برای تأمین نیازهایش پیدا کند، صرفاً توصیه کرد که کنگره و کاخ سفید وضعیت ایران را با دقت بیشتری زیر نظر بگیرند.

پاسخ به منتقدان

شاه با سوالی از جانب خود به منتقدانش پاسخ می‌دهد: «آیا ایالات متحده یا جهان غیرکمونیست می‌تواند از عهده از دست دادن ایران برآید؟»

با این حال، تردیدها در مورد عاقلانه بودن این برنامه که به کسری تراز پرداخت‌های ایران کمک کرده است، همچنان باقی است. یک سوال به ناچار پرسیده می‌شود: شاه کشورش را علیه کدام دشمن یا دشمنان مسلح می‌کند؟

شاه اخیراً در پاسخ به چنین سوالی گفت: «من نمی‌توانم از هیچ کشور خارجی نام ببرم»، اما او به وضوح نگران تقویت نظامی شوروی در همسایگی‌اش، عراق، و کاملاً آگاه از بی‌ثباتی کل منطقه است.

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha