یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۶
رمز پیروزی در جنگ روایت‌ها چیست؟

حوزه/ فعال فرهنگی و رسانه‌ای گفت: روایت، چارچوب معنایی است که حقایق خام را به داستان قانع کننده تبدیل می‌کند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، امروزه جنگ روایت‌ها طلایه‌دار هر جنگ نظامی، فرهنگی، اقتصادی و... شده است؛ به گونه‌ای که می توان آن را یکی از مهمترین میدان‌های نبرد با دشمن قلمداد کرد.

در این جنگ که هر طرف تلاش می کند تا روایت‌های خود را به عنوان حقیقت و واقعیت به ذهن مخاطبان تحمیل کند؛ تولید و تحلیل پیام و شناخت اصول و قواعد آن نقش مهمی ایفا می کنند.

در این راستا علی توسلی کجائی فعال فرهنگی و رسانه‌ای عنوان کرد: نیت، موتور محرک هر اقدامی است. اگر نیت الهی و کسب رضایت خداوند باشد، حتی خطاهای فکری هم قابل جبران است. اما با نیت ناخالص (قدرت طلبی، انتقام، جاه طلبی شخصی)، هر تحلیلی در نهایت به ضد خود تبدیل می‌شود. مانند دستی که داروی شفابخش را به بیمار می‌دهد، اما با دست آلوده به سم که در نهایت مرگ حقیقت را به دنبال خواهد داشت.

وی گفت: ما علاوه بر این که هدفمان مقدس است، باید از ابزار و روش حلال برای رسیدن به هدف استفاده کنیم. با روش، تکنیک و ابزارهای غیرمشروع نمی‌توان حقیقت را در قلب تاریخ نشاند. حقیقت هرچند تلخ، سنگ بنای اعتماد است. در جنگ روایت‌ها، کسی که یک بار دروغ بگوید، روایتش برای همیشه ترک می‌خورد. از این رو باید حقیقت ولو تلخ را بگوییم، اما در نهایت حقیقت در تاریخ می‌ماند. این همان راهی است که بزرگان انقلاب آن را پیمودند و از تعهد به حقیقت در هیجانی‌ترین لحظات انقلاب روی برنگردانند.

فعال فرهنگی ادامه داد: به شهید بهشتی گفتند: حالا که شعار مرگ بر شاه همه گیر شده است، شعار جدیدی بدهیم که شاه زنازاده است، خمینی آزاده است. شهید بهشتی آشفته شد و گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.

وی تاکید کرد: روایت، چارچوب معنایی است که حقایق خام را به داستان قانع کننده تبدیل می‌کند. باورپذیری یعنی منطق درونی منسجم و هماهنگ با شواهد و پاسخ به ابهامات. شکست روایت، لحظه‌ای است که مخاطب دیگر باور نمی‌کند. باید به یاد داشت که روایت مانند پلی روی رودخانه حقایق است و اگر یک پایه پل (تناقض آشکار) خراب شود، کل پل فرو می‌ریزد. از همین رو باید همیشه به انسجام روایی، رفع تناقضات روایی و روایت سازی دشمن توجه کرد.

پژوهشگر حوزوی افزود: برای مثال در جنگ غزه (۲۰۲۴-۲۰۲۳) روایت اولیه اسرائیل دفاع از خود در برابر وحشیان بود، اما با پخش تصاویر کودکان کشته شده، این روایت شکست خورد. در مقابل، روایت حماس «مقاومت در برابر اشغال» باوجود تبلیغات سنگین، باورپذیر ماند.

وی بیان کرد: یک عرصه نبرد امروز، نبردی است که زمین آن ذهن است و شیوه جنگیدن آن به صورت پیام سازی و پیام رسانی است. پیام اگر خوب ساخته و پرداخته نشود، با هنرمندی چیده نشود و اگر نتوانیم آن را با رسانه مناسب به ذهن مخاطب برسانیم، شکست در دیواره‌های ذهنی پدید می‌آید.

توسلی کجائی گفت: شهید رضا دستواره به فرمانده خود می‌گفت: تردیدها و ابهامات پاسخ داده نشده در موقع حساس باعث فروپاشی ذهنی می‌شود. اینجا است که ساخت پیام در برابر فروپاشی ذهنی بسیار مهم است. ناپلئون می‌گفت: سه روزنامه دشمن بدتر از صد هزار سرنیزه است؛ یعنی پیام اثربخش می‌تواند بدون شلیک یک گلوله، یک ارتش را فلج کند. پیام خوب، پیامی است که مخاطب را وادار به تغییر نگرش یا رفتار کند.

فعال فرهنگی تاکید کرد: اثربخشی را با واکنش مشاهده شده یعنی افزایش روحیه، کاهش فرار، جذب نیرو و خنثی سازی شایعه می‌سنجند.

نهنگ تنها نباشیم

وی ادامه داد: دانشمندان طی تحقیقات خود در خصوص نهنگ‌های تنها دیدند آنها صدایی از خود تولید می‌کنند در طول موج ۵۴ و دیگر نهنگ‌ها توان شنیدن این طول موج را ندارند. از همین رو است که این نهنگ‌ها تنها می‌مانند. ما در عرصه تبیین باید متناسب با طول موج ذهنی مخاطب تولید پیام و تحلیل کنیم. نمی‌توانیم در اتاق ذهنی خود بنشینیم و فکر کنیم که مخاطب این گونه فکر می‌کند، این شبهه را دارد و سعی در تولید پیام کنیم. باید از عینیت شروع کنیم و برای عینیت تولید محتوا و تحلیل و پیام کنیم.

هدفمندی پیام

توسلی کجائی اضافه کرد: هر تحلیل و پیام نباید فقط صرف تحلیل باشد و هر پیامی باید به یک هدف مشخص گره خورده باشد. اگر هدف روشن نباشد، انرژی هدر می‌رود. هدف می‌تواند تثبیت روحیه، جذب متحد، تطمیع دشمن یا یارگیری باشد.

وی افزود: تحلیل و ساخت پیام بدون هدف همانند کمانداری است که بدون هدف تیر می‌اندازد، حتی اگر قوی‌ترین کمان را داشته باشد، صیادی نمی‌کند. زیرا فقط هدف، تیر را هدایت می‌کند. هدف حتی اثربخشی، ساخت پیام، انتخاب مخاطب، انتخاب رسانه را مشخص می‌کند. ما نمی‌توانیم تیرهای تحلیلی و تبینی خود را شلیک کنیم و هر جا خورد برویم دورش دایره بکشیم و بگوییم سیبل و هدف اینجا بوده است.

شرایط جهانی

پژوهشگر حوزوی اظهار کرد: هیچ بحران داخلی در خلاء رخ نمی‌دهد. قدرت‌های جهانی، سازمان‌های بین‌المللی، قیمت نفت، افکار عمومی جهان تحریم‌ها، ائتلاف‌های منطقه‌ای و... همه بر تحلیل شما اثر می‌گذارند. نادیده گرفتن شرایط جهانی تحلیل را ساده لوحانه می‌کند.

وی اضافه کرد: در جنگ موج‌های متوالی اطلاعات غلط از ترورها، اخبار پیروزی و شکست می‌آید. تحلیلگر باید چارچوب تحلیلی پایدار داشته باشد که نه مقاومت سرسختانه انکار واقعیت داشته باشد و نه شکنندگی با هر خبری سیستم تحلیلی اش فرو می‌ریزد. او واقعیت جدید را جذب می‌کند اما ستون‌های اصلی تحلیلش مثل حق و باطل و منافع ملی تکان نمی‌خورد.

اصل حفظ خطوط قرمز بدون انعطاف تاکتیکی

فعال فرهنگی عنوان کرد: هر اندیشه مکتب و یا ایدئولوژی خطوط قرمز دارند، اما باید بدانیم که خطوط قرمز اخلاقی و هویتی، مطلق و غیر قابل تغییر هستند. برای مثال نمی‌توان با دشمن متجاوز معامله‌ای کرد که امنیت ملی را در خطر بیندازد زیرا این یک خط قرمز است. اما تاکتیک‌ها - مانند نوع بیان، زمان اعلام موضع یا انتخاب ابزار رسانه‌ای - باید کاملاً منعطف باشند.

توسلی کجائی ادامه داد: سختگیری بیجا در تاکتیک‌ها که به بن بست می‌انجامد و شکاف درونی بین جبهه حق و باطل ایجاد می‌کند. برای مثال در موضوع انرژی هسته‌ای خط قرمز «حق غنی سازی هرگز تغییر نکرد، اما تاکتیک تعلیق داوطلبانه برای جلب اعتماد» پذیرفته شد.

اصل مدیریت زمان در روایت‌ها

وی گفت: در شرایط عادی، دقت بر سرعت اولویت دارد. اما در بحران‌های حاد نیمه شب مانند یک حمله غافلگیر کننده و ترور یک فرمانده، سرعت مهم‌تر است. یک روایت ناقص اما به موقع، بهتر از روایت دقیق ولی دیر هنگام است چون خلا روایت را دشمن پر می‌کند. البته پس از فروکش بحران باید دقت را جایگزین کرد مثال هنگام شهادت سردار سلیمانی رسانه‌های ایران بلافاصله روایت شهادت در حمله تروریستی آمریکا را منتشر کردند در حالی که جزئیات دقیق نبود. این سرعت مانع از روایت سازی دشمن مثلاً درگیری با نیروهای عراقی شد. اما چند روز بعد، جزئیات دقیق منتشر گردید.

پژوهشگر حوزوی ادامه داد: در یک آتش سوزی بزرگ، اولین کسی که آب می‌باشد، حتی اگر دقت نکرده باشد، آتش را کنترل می‌کند. کسی که یک ساعت بعد با کپسول دقیق بیاید دیگر چیزی برای نجات نیست.

اصل نسبت آرمان و مصلحت در لحظه تصمیم

وی اظهار کرد: امام خمینی (ره) در پایان جنگ تحمیلی قبول قطعنامه ۵۹۸ را که بر خلاف آرمان اولیه «تا پیروزی نهایی» بود، به خاطر مصلحت حفظ نظام و جان مردم پذیرفت. اما در مقابل، از آرمان هیچ مصالحه با آمریکا بر سر استقلال در طول حیاتشان کوتاه نیامدند. یکی از سخت‌ترین اصول نسبت آرمان و مصلحت در لحظات تصمیم گیری است. آرمان‌های مردم و امام عدالت آزادی استقلال مطلق اند. مصلحت حفظ جان مردم جلوگیری از قحطی جلوگیری از تجزیه کشور است.

توسلی کجائی یادآور شد: در هر تصمیم حساس باید نسبت درستی میان آرمان و مصلحت برقرار کرد گاهی برای مصلحت بزرگ‌تر از بخشی از آرمان کوتاه آمد (نه انکار) و گاهی برای حفظ آرمان از مصلحت فوری گذشت. این نسبت علم نیست، هنر است. همانند کاپیتان کشتی ای که می‌داند مقصد (آرمان) شمال است، اما طوفان شدیدی از شمال می‌ورزد و برای نجات کشتی موقتاً به سمت جنوب می‌رود این انحراف موقت مصلحتی، با تغییر مسیر دائمی فرق دارد. تشخیص اینکه طوفان کی تمام می‌شود و چه مقدار جنوب رفتن جایز است، عین تحلیل است.

وی تاکید کرد: این اصول ابزار هستند نه قفس. در شرایط جنگی حاد، شاید نتوان به همه پای بند ماند، اما تلاش برای حفظ حداکثری آنها، تحلیل را از سطحی بافی به سمت حکمت راهبردی می‌برد.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha