به گزارش خبرگزاری حوزه، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب کرسی علمی _ ترویجی “واکاوی مفهومی استقامت قرآنی و کاربست آن در تحلیل جنگ رمضان” با حضور و سخنرانی حجت الاسلام حمیدرضا شریعتمداری عضو هیئت علمی و دانشیار گروه شیعهشناسی دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد.
در ابتدای جلسه حجت الاسلام شریعتمداری به بررسی انگارهی نادرست و نامضبوط دربارهی معنای واژگان قرآنی مفید استقامت پرداخته و با بیان اینکه اینگونه برداشتها، خصلت دینی و مؤمنانهبودنِ مقاومت قرآنی را از آن سلب میکند؛ همچنین در موارد متعددی، دلالت و تفسیر آیات قرآنی را با مشکل روبهرو میسازد. این پژوهش درواقع، درپی احیای معنای اصیل و کهن استقامت قرآنی است که در فضای مفاهمهی فارسی، دچار اعوجاج شده است.
وی با بیان اینکه جنگ رمضان که از سوی آمریکا و اسرائیل بر ایران اسلامی تحمیل شد، از جلوههای تامّ و تمام این پایمردی است، بیان داشت: تردیدی نیست که قرآن کریم در مواضع و مواقف مختلفی بر صبر و پایداری تأکید کرده است. از جمله، واژههایی که در قرآن کریم به کار رفته، گمان میرود که آن واژه نیز مفیدِ معنای مقاومت و پایمردی است، کلیدواژهی “استقامت” است. ترجمه مفهوم استقامت در زبان فارسی با واژگانی چون (پایداری، ایستادگی، پایمردی) است که بیشتر در مسأله جنگ به کار میرود.
حجت الاسلام شریعتمداری با بیان اینکه این پژوهش درپی نادیدهگرفتن فضیلت و اهمیت مقاومت نیست، بلکه بر آن است که در کنار مقاومت، ضرورت دیگری نیز وجود دارد که بسا از مضمون مقاومت مهمتر و در نتیجهبخشی و سعادتمندیِ مورد نظر دین، اثرگذارتر و تعیینکنندهتر است. استقامت قرآنی بیارتباط با پایمردی نیست، اما معنای دقیق آن، “راستکیشی”است که البته این نیز بدون صبر و پایمردی، دستیافتنی نیست؛ اما این پایمردی از سنخ بصیرت است، نه ایستادگی، و اگر ایستادگیای را میطلبد، ایستادگی بر موازین است.
وی در ادامه به صورت جزئی وارد کاربرد مفاهیم و واژگان مرتبط در قرآن کریم پرداخته و بیان داشت: استقامت در قالب صیغههای مختلفی به کار رفته است. در این میان، دو کاربرد فعلیِ آن مشهورتر است:
(وإستقم کماأمرت و من تاب معک و لاتتّبع أهوائهم- شوری/۱۵)
(فإستقم کما أمِرت و من تاب معک و لاتطغوا- هود/ ١١٢)
(إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَاتَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ- فصلت/۳۰)
با مراجعه به ترجمههای قرآن کریم یا خطابههای مذهبی، به وضوح میتوان یافت که برداشتِ عمومیِ فارسیزبانان از استقامت، همان مقاومت و پایداری است. براین اساس، درونمایهی اصلیِ آیهای که بنابه حدیث شریف، پیامبر اکرم را پیر یا مویش را سپید کرد(هود/۱۱۲ و تکرار آن در شوری/ ۱۳) و نیز آیهای که آرمان اصلیِ هر حرکت فردی یا جمعی را خدامحوری و استقامت میداند(فصلت/ ۳۰) تأکید بر پایداری، مقاومت، صبر و از این قبیل میشود و البته هیچ تردیدی نیست که بدون مقاومت و پایداری در هیچ حرکتی نمیتوان به موفقیت یا موفقیت قطعی و پایدار دست یافت؛ اما آیا واقعاً درونمایهی اصلیِ این آیات و مفاد کانونیِ استقامت، همانی است که گفته آمد؟
وی گفت: اگر تمرکز را روی مفهوم مقاومت ببریم، آیا از نگاه دینی، مطلقِ مقاومت یا مقاومت به هرنحوی مطلوب است؟ در روزگاری که ما بیش از هرزمان دیگری، نیازمندِ تأکید بر مقاومت و پایداری هستیم، بسا طرح چنین مباحثی نوعی اخلال در این ارزش انسانی و ایمانی تلقی شود. با اینهمه، به نظر این قلم، اتفاقاً در همین شرائط بهنظر میرسد که توجهدادن به نوع مقاومتی که دین بِدان فرامیخواند، (در کنارِ دعوت همیشگی به مقاومت)، میتواند هم به مقاومت، عمق و استواری بیشتری ببخشد، هم بِدان جهت ببخشد و مانع برخی کژتابیها و کژرویها به نام مقاومت بشود. برای پیبردن به معنای دقیق و عمیق استقامتِ قرآنی ضروری است.
- تمام کاربردهای فعلی و اسمیِ استقامت (ده بار فعلی و سیوهفت بار اسمی) تجمیع و معناشناسی شوند؛
- در هرکدام از آیات، مجموع شواهد و مقارنات لفظی و سیاقی لحاظ شوند؛ ۳. همخانوادههای قرآنیِ استقامت، مثل قَوام، قیام و قِیَم نیز مورد توجه قرار بگیرند؛
۴. آنگاه به معنای دقیقِ این اصطلاح تقرب بجوییم؛
۵. در ادامه، برای این برداشتِ معنایی، از دیگر آیات قرآن و از نکات ارزشمندِ مفسران و لغویان و نیز برخی احادیث مأثور کمک بگیریم.
در بخش دیگری از ارائه و به عنوان جمعبندی حجت الاسلام شریعتمداری با بیان اینکه مدعای این ارائه این است که معنای مضبوط استقامت، پرهیز از انحراف و اعوجاج یا همان راستکیشی، درستدینی و بِهدینی است، افزود: شاید این تعبیر یادآور نوعی خلوصطلبیِ دینی و طبعاً سختگیریِ مذهبی باشد، اما واقعیت این است که از شواهد مختلفی میتوان پیوند وثیقی میان استقامت و بصیرت یا عقلانیت را استخراج کرد؛ بنابراین، دعوت به استقامت، بیش از آنکه ناظر به صِرف مقاومت بر موضع حق باشد، دعوتی است به صیانت از مرزها، حریمها، قواعد و مقررات. راهنما و راهبرِ انسان در این ایستادگی بر ارزشهای دینی، انسانی و اخلاقی، هم دیانت است، هم عقلانیت، و عقلانیت نیز هم در معنای شناختیِ آن مورد نظر است، هم در معنای رفتاریاش که از آن به تدبیر تعبیر میکنیم.
وی نتایج و لوازم این بنیان فکری را این موارد بیان نمود:
- استقامت حتماً نیازمندِ زیرساختهای فکری است(و نیز: یقین و ایمان)؛
- استقامت نیازمند موازین عقلی و دینی(بصیرت) است؛
- نسبت مشخصی بین استقامت و اعتدال برقرار است؛
- استقامت همیشه کاربرد دارد، نه فقط در شدائد، و نه فقط دربرابر دشمنان؛
- استقامت حتی در برابر دشمنان هم لازمالرعایه است، مگر آنکه تعدّی کنند که در آن صورت هم امر ترخیصی است، نه الزامی(امر بعد الحظر أو توهمه)؛
- لزوماً و دائماً مقتضای استقامت جنگ نیست.
در ادامه جلسه دکتر محمدحسن احمدی، دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث؛ دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران بیان داشت: در مورد تغییر معانی واژگان قرآنی در اندیشه امروزین شکی وجود ندارد و در این زمان ممکن است تغییر معنایی زیادی رخ داده باشد. ظهور معنای آیه چیزی جز واقعیت معنا است و ممکن است که نتیجه فرضیات باشد و انگارههای خود را بر متون دینی تحلیل کنیم و باید از افتادن به چنین وضعیتی جلوگیری کرد. در چنین وضعیتی باید ابتدا این سوال را پاسخ داد که این کنکاشهای لغوی چقدر ما را به حقیقت قرآنی نزدیک میکند؟ باید توجه داشت که در دورههای اولیه نزول قرآن چنین کنکاشهای لغوی خیلی مورد نداشته و تفسیر بیشتر حالت تاویلی و مصداقی داشته است.
احمدی در ادامه و برای مخالفت با نظریه ارائه کننده این نکته را بیان داشتند که در برخورد با نظریهپردازی مفهوم مقاومت که از جانب رهبر شهید انقلاب اسلامی مطرح گردیده و آیات مفهوم استقامت که در جلسه مطرح گردید باید توجه داشت که این اندیشه از چه زمانی شکل گرفته است و چرا باید اکنون مقاومت را بدین معنا بگیریم؟
در ادامه وی با طرح چند سوال پیرامون این مساله به صورت کلی این مساله را بیان نمودند که فرمایشات رهبر شهید پیرامون مفهوم مقاومت منظومهای متفاوت بوده و ممکن است بنیانهای قرآنی، حدیثی و کلامی متفاوت و گوناگونی داشته باشد و اکنون نمیتوان تنها با بیان مفهوم استقامت قرآنی آن مفهوم را با مفهوم مقاومت از دیدگاه رهبر شهید پیوند زد.










نظر شما