ندا حکمت نیا در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه به بررسی تفاوت روایت زنانه از جنگ با روایتهای رسمی و مردانه پرداخت و عنوان کرد: روایتهای رسمی و اغلب مردانه از جنگ معمولاً از میدان نبرد آغاز میشوند؛ از زمان شروع جنگ، خطوط مقدم، عملیاتها، فرماندهان و پیروزیها یا شکستها. در این نوع روایت، جنگ بیشتر در مقیاس کلان ملی و نظامی روایت میشود؛ اما روایت زنانه اغلب از نقطهای متفاوت آغاز میشود؛ از لحظهای که یکی از اعضای خانواده باید به جبهه برود، از آژیرهای قرمز، از تخلیه شهرها، از تصمیمهای سخت برای ماندن یا مهاجرت.
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: در واقع جنگ در روایت زنان پیش از آنکه مسئلهای نظامی باشد، ضربهای به زندگی روزمره، به خانه، به روابط خانوادگی و به آینده است.
وی گفت: در روایتهای رسمی، تمرکز بیشتر بر مفاهیمی مانند شجاعت، پیروزی و مقاومت است و زبان آنها اغلب حماسی و کلاننگر است. در مقابل، روایتهای زنانه بیشتر بر هزینههای انسانی جنگ مانند اضطراب، انتظار، فقر، آوارگی، مراقبت از فرزندان و سالمندان و مدیریت زندگی در شرایط بحرانی تمرکز دارند؛ این روایتها معمولاً با جزئیات زندگی روزمره همراه هستند؛ از بیمارستانها گرفته تا نگرانیهای شبانه مادران و کودکان و نگرانی برای همسران و ...
حکمت نیا اضافه کرد: البته تجربههای تاریخی جنگ در ایران مانند دفاع مقدس، جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان نشان میدهد که زنان ایران زمین نهتنها در پشت جبهه، بلکه در شرایط بحرانی نیز نقشهای مهمی ایفا کردهاند و روایت خود را از شجاعت زنانه آغاز نمودند. در مقطعی مانند جنگ رمضان، فضای جامعه و شهرها نیز درگیر شرایط ویژه جنگی بود. در چنین موقعیتهایی زنان ایرانی با شجاعت و صبوری، در پشتیبانی از رزمندگان، امدادرسانی، رسیدگی به مجروحان، مدیریت خانوادهها و حفظ روحیه اجتماعی نقشآفرینی کردند. این نوع از شجاعت زنانه اغلب در روایتهای رسمی کمتر دیده شده، در حالی که بخشی مهم از مقاومت اجتماعی در سالهای جنگ در ایران را شکل داده است.
وی بیان کرد: تفاوت دیگر در نگاه به «جسم» و «آسیب» است. در بسیاری از روایتهای مردانه، جسم بیشتر در قالب جسم رزمنده یا قهرمان دیده میشود. اما در روایت زنانه، جسم بهعنوان محل تجربه مستقیم فشارهای جنگ مطرح میشود؛ زنانی که زیر بمبارانها زندگی میکنند، بارداری و زایمان را در شرایط ناامن تجربه میکنند یا از مجروحان و بیماران در خانهها مراقبت میکنند.
استاد جامعه الزهرا (س) گفت: از نظر زبانی نیز تفاوت مهمی وجود دارد. روایت رسمی معمولاً به سمت زبان حماسی و مفاهیم انتزاعی حرکت میکند، در حالی که روایت زنانه بیشتر مبتنی بر تجربه، خاطره و احساس است. در این روایتها، ترس، تردید، خستگی و پرسش از معنای رنج نیز جای بیان پیدا میکند همچنین در روایتهای رسمی، زنان اغلب در قالب نقشهایی مانند «مادر شهید» یا «همسر جانباز» معرفی میشوند؛ اما در روایت زنانه جنگ، زنان بهعنوان کنشگرانی فعال دیده میشوند؛ کسانی که اقتصاد خانواده را مدیریت کردهاند، فرزندان را بزرگ کردهاند، در پشت جبهه فعالیت کردهاند و تصمیمهای دشوار زندگی را در شرایط بحرانی گرفتهاند.
وی اظهار کرد: نکته مهم دیگر این است که روایت رسمی اغلب با پایان جنگ به پایان میرسد، اما در روایت زنان، جنگ پس از پایان رسمی آن نیز ادامه دارد؛ در زندگی با جانبازان، در تنهایی مادران شهدا و در پیامدهای روانی و اجتماعی که سالها بعد نیز باقی میماند.
مدیر اداره تبلیغ در رسانهها و فضای مجازی جامعهالزهرا(س) بر ضرورت بازخوانی این روایتها در دوران پس از جنگ تاکید کرد و افزود: بازخوانی روایتهای زنان نخست به این دلیل اهمیت دارد که حافظه جمعی جامعه را کاملتر و واقعیتر میکند. اگر تنها روایت رسمی و مردانه باقی بماند، تصویر جنگ به یک روایت تکصدایی و حماسی محدود میشود و بسیاری از رنجها و هزینههای انسانی آن دیده نمیشود. روایت زنان میتواند این تصویر را چندلایه و انسانیتر کند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، بیان تجربههای زنان میتواند نقش درمانی نیز داشته باشد. بسیاری از زنانی که سالهای جنگ را تجربه کردهاند، با آسیبهای روانی و عاطفی طولانیمدت مواجه بودهاند، اما اغلب فرصت یا امکان بیان این تجربهها را نداشتهاند. روایت کردن این تجربهها میتواند به بازشناسی و التیام بخشی از این زخمها کمک کند.
حکمت نیا اضافه کرد: بازخوانی این روایتها همچنین به بازشناسی نقش تاریخی زنان کمک میکند. بخش بزرگی از پایداری جامعه در دوران جنگ، بر دوش کارهای نادیدهگرفتهشده زنان بوده است؛ از مدیریت خانوادهها و مراقبت از مجروحان تا مشارکت در فعالیتهای پشتیبانی. ثبت و بازگویی این تجربهها میتواند نشان دهد که زنان تنها تماشاگران تاریخ جنگ نبودهاند، بلکه در شکلگیری آن نقش فعال داشتهاند.
وی گفت: از منظر فرهنگی نیز این بازخوانی به بازتعریف مفهوم قهرمانی کمک میکند. قهرمانی تنها در میدان نبرد معنا پیدا نمیکند؛ گاهی در صبر، مراقبت، ایستادگی در زندگی روزمره و تحمل مسئولیتهای سنگین نیز شکل میگیرد. شجاعتی که زنان در سالهای جنگ و جنگ اخیر و در موقعیتهایی مانند عملیاتها، بمباران شهرها یا مدیریت خانوادههای آسیبدیده نشان دادند، نمونهای از همین نوع قهرمانی کمتر دیدهشده است.
مدیر اداره مطالعات و برنامهریزی فرهنگی تبلیغی جامعهالزهرا(س) اظهار کرد: همچنین این روایتها میتوانند پلی برای گفتوگوی بیننسلی باشند. نسلهای جدید، که تجربه مستقیمی از جنگ هشت ساله دفاع مقدس ندارند، با روایت سازی زنانه می توانند پرسشها و نگاه متفاوتی به گذشته جامعه ایران بنگرند. روایتهای صادقانه و انسانی زنان میتواند زمینهای برای گفتوگویی واقعی میان نسلهای گذشته و امروز فراهم نماید.
چگونه جنگ را از زبان زنان بازخوانی کنیم؟
وی بیان کرد: یکی از مهمترین راههای انتقال این روایت ها، ثبت و نگارش خاطرات شخصی است. حتی یادداشتهای ساده، دفترچههای خاطرات یا روایتهای صوتی میتوانند به اسناد ارزشمندی برای آینده تبدیل شوند. این روایتها اگر بر جزئیات زندگی روزمره تمرکز کنند، تصویر ملموستری از تجربه جنگ های ایران ارائه خواهند داد.
استاد حوزه و دانشگاه یادآور شد: گفتوگو در درون خانواده نیز نقش مهمی دارد. بسیاری از تجربههای زنان جنگدیده هرگز برای فرزندان و نوهها بیان نشده است. روایت صادقانه این تجربهها همراه با بیان دشواریها ضروری است.
وی افزود: در سطح فرهنگی نیز، ادبیات و هنر ظرفیت مهمی برای انتقال این تجربهها دارند. رمانها، داستانها، شعرها، مستندها و نمایشها میتوانند روایت زنانه از جنگ را به شکلی اثرگذار بازآفرینی کنند. بهویژه سینمای مستند و ادبیات خاطرهنگارانه میتوانند نقش مهمی در ثبت این تجربهها داشته باشند. رسانههای دیجیتال نیز فرصت تازهای فراهم کردهاند. پادکستها، ویدئوهای کوتاه، صفحات شخصی در شبکههای اجتماعی و آرشیوهای دیجیتال میتوانند بستری برای ثبت و انتشار روایتهای زنان باشند. حتی روایتهای کوتاه و پراکنده نیز میتوانند در کنار هم تصویر گستردهای از این تجربه تاریخی بسازند.
حکمت نیا تاکید کرد: برای انتقال این تجربهها به جهان هم، ترجمه آثار و حضور در پروژههای فرهنگی و هنری بینالمللی اهمیت دارد. وقتی روایتهای زنان با زبان انسانی بیان شوند، برای مخاطبان جهانی نیز قابل درک و همدلانه خواهند بود.
وی یادآور شد: در نهایت باید گفت روایت زنانه از جنگ، روایت جبههای دیگر است و بازخوانی این روایتها میتواند تصویر کاملتری از تجربه جنگ ارائه دهد و نشان دهد که مقاومت و شجاعت تنها در میدان نبرد شکل نمیگیرد، بلکه در زندگی روزمره زنانی نیز جریان داشته که با صبر، مسئولیتپذیری و ایستادگی، ستونهای پایداری جامعه در سالهای دشوار جنگ بودند.
انتهای پیام











نظر شما