چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۶
جنگ امروز صرفاً یک درگیری متعارف نیست، بلکه نبردی وجودی و تمدنی است

حوزه/ نیکو نهاد با تأکید بر اینکه جنگ امروز صرفاً یک درگیری متعارف نیست، بلکه نبردی وجودی و تمدنی است، گفت: در چنین شرایطی، نسبت مردم و حکومت باید در چارچوبی فراتر از ادبیات صرفاً حق‌محور بازتعریف شود و تبیین صحیح ماهیت این نزاع، مهم‌ترین وظیفه حاکمیت در قبال جامعه است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، حامد نیکونهاد عضو هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، امروز چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت‌ماه، در یکی دیگر از سلسله نشست‌های مجازی «سحرگاه سرخ؛ واکاوی ایستادگی مردم در برابر طوفان» که به همت روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، معاونت پژوهش و انجمن علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی برگزار شد، به تبیین موضوع حقوق متقابل مردم و حکومت در زمان جنگ پرداخت.

وی با اشاره به مبانی نظری حقوق در علوم انسانی گفت: زمانی که در فضای دانش حقوق درباره حقوق متقابل در عرصه‌های اجتماعی و در ساحت‌ها و سطوح مختلف سخن می‌گوییم، باید توجه داشته باشیم که حقوق یک نظام هنجاری و در واقع یک نظام روبنایی نسبت به تحولات اجتماعی است؛ بنابراین نوع نگاه ما به واقعیت‌های اجتماعی، تأثیر مستقیم بر بایدها و نبایدهایی دارد که در حوزه حقوق برای تنظیم رفتارها و روابط اجتماعی ـ چه در زمان جنگ و چه در شرایط عادی ـ ترسیم می‌کنیم.

نیکونهاد افزود: هر اندازه بتوانیم واقع‌بینانه‌تر به تحولات اجتماعی بنگریم، قواعد حقوقی دقیق‌تر و کارآمدتری را شناسایی و تعریف خواهیم کرد. حقوق بدون تردید از واقعیت‌ها تأثیر می‌پذیرد؛ هرچند تسلیم آن‌ها نمی‌شود و نمی‌تواند نیز واقعیت‌های اجتماعی را نادیده بگیرد. بخشی از سخنان دکتر اصغری نیز ناظر به همین مسئله و تلاش برای ایجاد تعادل در بیان ضوابط حقوقی بود.

وی با بیان اینکه برای فهم دقیق حقوق متقابل مردم و حکومت باید چند گام عقب‌تر رفت و زمینه‌های این مسئله را بررسی کرد، تصریح کرد: در این زمینه مطالعه خطبه‌های ۳۴ و ۲۱۶ و همچنین نامه ۵۳ نهج‌البلاغه توصیه می‌شود؛ زیرا در این متون نکات و ظرافت‌های روشنگری درباره حقوق متقابل مردم و حکومت مطرح شده است. جالب آنکه بسیاری از این بیانات در شرایط جنگ یا هنگام اعزام به جنگ از سوی امیرالمؤمنین علیه‌السلام بیان شده است.

عضو هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی در ادامه با طرح چند پرسش بنیادین درباره عنوان نشست گفت: وقتی از حقوق متقابل مردم و حکومت در زمان جنگ سخن می‌گوییم، نخست باید مشخص کنیم منظور از مردم کدام مردم است. ویژگی‌ها و مؤلفه‌های این مردم چیست که می‌خواهیم درباره حقوق متقابل آنان با حکومت سخن بگوییم.

وی افزود: این روزها کلیدواژه‌ای با عنوان «امت مبعوث» بسیار به کار می‌رود. باید پرسید این مفهوم دقیقاً چه معنایی دارد و چه مؤلفه‌هایی را دربرمی‌گیرد. آیا صرفاً یک اصطلاح رسانه‌ای است یا دارای یک درون‌مایه اصیل و عمیق است. نمی‌توان بدون توجه به ویژگی‌های جامعه‌ای که درباره آن سخن می‌گوییم، از حقوق متقابل مردم و حکومت سخن گفت.

نیکونهاد با اشاره به حضور فعال مردم در عرصه‌های اجتماعی در شرایط کنونی تصریح کرد: مردمی که امروز در صحنه حضور دارند، انواع هزینه‌ها را می‌پردازند، کنشگری و مطالبه‌گری دارند و بدون هیچ فراخوانی، ماه‌ها در صحنه حضور فعال داشته‌اند. بنابراین باید دید درباره چه مردمی سخن می‌گوییم و این جامعه چه ویژگی‌هایی دارد.

وی همچنین در ادامه به مفهوم حکومت در این بحث اشاره کرد و گفت: وقتی از حقوق متقابل مردم و حکومت سخن می‌گوییم، باید روشن کنیم منظور از حکومت کدام حکومت است. همه کشورها در جهان دارای ساختار حکومتی هستند؛ اما در اینجا ما درباره حکومت اسلامی سخن می‌گوییم و به تعبیر قانون اساسی با نظام امت و امامت مواجه هستیم.

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی افزود: در چنین نظامی باید بررسی کرد که نگاه آن به مردم، حکمرانی، جنگ و مفهوم حق چگونه است. در این چارچوب، بقای نظام به هر قیمت مورد نظر نیست و هدف وسیله را توجیه نمی‌کند. حتی در دفاع از حقوق مردم نیز همه روش‌ها مجاز شمرده نمی‌شود و نظام اسلامی خود را به چارچوب‌های ارزشی و اخلاقی مقید می‌داند.

وی با بیان اینکه برای تحلیل حقوق متقابل مردم و حکومت باید ماهیت جنگ نیز به‌درستی فهم شود، اظهار داشت: جنگ پدیده‌ای تاریخی است و در طول تاریخ همواره وجود داشته است؛ اما مهم این است که جنگ کنونی را چگونه تحلیل کنیم. آیا آن را صرفاً یک درگیری مرزی یا منازعه بر سر منافع می‌دانیم یا آن را جنگی وجودی و تمدنی تلقی می‌کنیم.

نیکونهاد تصریح کرد: اگر این جنگ را یک جنگ تمدنی و ترکیبی بدانیم که در پی شکل‌دهی به نظم نوین جهانی است، آنگاه تحلیل ما از مسئله و نیز قواعد حقوقی مرتبط با آن نیز متفاوت خواهد بود. در چنین شرایطی نمی‌توان صرفاً با قواعد موجود به تحلیل وضعیت پرداخت، بلکه نیازمند بازاندیشی در قواعد و چارچوب‌ها هستیم.

وی ادامه داد: در شرایط جنگ، پرسش اصلی بیشتر از جنس تکلیف و مسئولیت است تا صرفاً حق. هرچند حقوق متقابل مردم و حکومت دلالت بر وظایف متقابل نیز دارد، اما در زمان جنگ ادبیات تکلیف‌محور اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا این ادبیات می‌تواند همبستگی اجتماعی را تقویت کند.

عضو هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به اینکه مفهوم تکلیف با مسئله رشد اجتماعی ارتباط دارد، گفت: اگر رشد اجتماعی را محور حرکت حکومت اسلامی بدانیم، همان‌گونه که در مقدمه و اصول قانون اساسی نیز مورد تأکید قرار گرفته است، تکالیف متقابل مردم و حکومت در واقع گام‌هایی در مسیر تحقق این رشد آگاهانه، آزادانه و مشارکت‌محور خواهند بود.

وی با تأکید بر اینکه شناخت دقیق جامعه یا همان امت مبعوث برای فهم حقوق متقابل ضروری است، اظهار داشت: نزاع تمدنی که امروز در آن قرار داریم محدود به امروز یا حتی سال‌های اخیر نیست، بلکه ریشه‌های آن به نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ بازمی‌گردد.

نیکونهاد افزود: در جریان نهضت اسلامی، جامعه‌ای شکل گرفت که تلاش کرد خود را از زنگارهای فکری و فرهنگی طاغوتی پاک کند و به جهان‌بینی اصیل اسلامی بازگردد. در واقع نوعی بازسازی هویتی در جامعه شکل گرفت که در قانون اساسی نیز منعکس شد.

وی با اشاره به بازگشت مجدد واژه «امت» در ادبیات عمومی جامعه گفت: این بازگشت به مفاهیم اصیل نشان‌دهنده نوعی بازگشت معرفتی در بستر یک مواجهه تمدنی است. در چنین شرایطی، امت صرفاً یک جامعه تابع و منفعل نیست، بلکه در تعامل با ساختار حکمرانی نقش‌آفرین، کنشگر و توانمندساز است.

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه در چنین چارچوبی سطح حقوق متقابل مردم و حکومت فراتر از تأمین نیازهای اولیه قرار می‌گیرد، گفت: مردم در این شرایط وظایفی همچون اعتماد به مسئولان، تبعیت از مقررات، دفاع از کشور، حفظ وحدت و مشارکت در مدیریت بحران‌ها دارند.

وی در مقابل، مهم‌ترین وظیفه حکومت را تبیین درست ماهیت و ابعاد جنگ دانست و اظهار داشت: مهم‌ترین حق مردم و در مقابل مهم‌ترین تکلیف حکومت، روشنگری درباره هویت این جنگ و ابعاد آن است. مردم باید بدانند در چه کارزار تمدنی و وجودی قرار دارند.

نیکونهاد افزود: اگر این مسئله به‌درستی تبیین نشود و صرفاً اخبار تلفات، خسارات و هزینه‌های جنگ به جامعه منتقل شود، امنیت روانی جامعه آسیب می‌بیند و مردم در معرض جنگ شناختی قرار می‌گیرند. در چنین شرایطی ممکن است روحیه مقاومت و استقامت جامعه دچار فرسایش شود.

وی تأکید کرد: جنگ‌های وجودی در عین حال که هویت یک جامعه را نشان می‌دهند، همان هویت را نیز هدف قرار می‌دهند. در چنین جنگ‌هایی باید مشخص شود که جامعه از چه چیزی دفاع می‌کند، تا کجا آماده مقاومت است و چه ارزش‌هایی را محور دفاع خود قرار می‌دهد.
انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha