خبرگزاری حوزه| در منطق انقلاب اسلامی، طلبه جهادی صرفاً یک نیروی خدماتی یا فرهنگی نیست، بلکه رزمندهای آگاه، زمانشناس و میداندار است که در متن نیازهای جامعه حضور مییابد. آنچه به حضور طلاب معنا میبخشد، تنها انجام کار خیر نیست، بلکه جهتگیری این تلاشها در مسیر خنثیسازی طراحی دشمن و تقویت جبهه حق است. از همین منظر، پایِ کار بودن طلاب را باید یکی از تضمینهای مهم بقای انقلاب اسلامی دانست.
روحانیت جهادی در بزنگاههای اجتماعی، فرهنگی و حتی معیشتی، نشان داده است که میتواند حلقه اتصال میان مردم، مسئولان و رهبری باشد. طلبهای که در میدان خدمت، تبیین، مواسات و امیدآفرینی حاضر میشود، در واقع فقط یک مأموریت مقطعی انجام نمیدهد، بلکه سرمایه اجتماعی نظام را ترمیم و تقویت میکند. این حضور میدانی، بسیاری از شبهات را خنثی میسازد و تصویر حقیقی روحانیت را به جامعه نشان میدهد.
امروز بیش از هر زمان دیگر، انقلاب اسلامی به طلابی نیاز دارد که هم مجهز به علم باشند و هم آماده حضور در صحنه. طلبه جهادی، سرباز پیشقراول این نبرد تمدنی است؛ نبردی که در آن بقا و پیشرفت انقلاب، در گرو حضور مؤمنانه، هوشمندانه و مستمر نیروهای مخلص در میدان است.
در گفت و گو با حجت الاسلام سید علیرضا سجادی فعال فرهنگی و مسئول حرکت های جهادی بسیج طلاب روحانیون استان قم به بررسی هرچه بیشتر این موضوع پرداخته ایم که مشروح آن تقدیم حضورتان می گردد:
سؤال: با توجه به اینکه شما مسئولیتهای جهادی داشته و دارید و در بطن و متن فعالیتهای جهادی بهویژه در میان طلاب حضور داشتهاید، مایلیم از این زاویه وارد بحث شویم که اساساً حرکت و فعالیت جهادی از نگاه امام خامنهای شهید رحمةاللهعلیه چه جایگاهی دارد؟ چرا حضرت آقا در دیدار با طلاب بسیجی و نیز دیدار با گروههای جهادی، اینهمه بر نهادینهکردن مفهوم کار جهادی در وجود افراد تأکید داشتند؟
بحث جهاد در منظومه فکری امام شهیدمان بحثی بسیار پربار، دقیق و عمیق است. در تعریف جهاد و در دایره مفهومی آن، مباحث فراوانی مطرح شده و برداشتهای متعددی نیز از آن صورت میگیرد. من اجازه میخواهم به دو نگاه اشاره کنم.
نخست، درباره اصل جهاد که پایه همه موضوعات ماست. ابتدا باید بدانیم دایره جهاد چیست، جهاد کجاست و قرار است چه اتفاقی را رقم بزنیم. باید روشن کنیم که نگاه ما چیست و زاویه دید ما کدام است. در عرصه جهادی زاویهدیدهای متفاوتی وجود دارد.
از این نگاه که من اردوی جهادی را برگزار کنم یا در یک فعالیت سازندگی و اردوی محرومیتزدایی شرکت کنم، چنین تعریفی وجود دارد، تا تعاریف بسیار متعددی که میتوان به آنها اشاره کرد؛ اما اگر بخواهیم بهاختصار به نگاه امام شهیدمان بپردازیم، حضرت آقا در میان تمام تعاریفی که دارند، تعریفی ارائه میکنند که بسیار مختصر و دقیق است و کار ما را آسان میکند.
شاید تعاریف دیگر را نیز تا حدودی نفی نکند، اما اگر به این زاویه دید توجه کنیم، بسیاری از تعاریف ما و بسیاری از نگاههای ما، حتی اگر تعریفمان همان باشد، جهتگیریاش تغییر میکند.
* معیاری برای شناخت حرکت جهادی
حضرت آقای شهید در تعریف جهاد میفرمایند که هر تلاشی جهاد نیست؛ هر سختی و هر کوششی نیز جهاد محسوب نمیشود. ایشان جهاد را در دو کلمه تعریف میکنند و میفرمایند: «جهاد یعنی هدفگیری دشمن.» در اینجا موضوع جهاد مشخص شده است؛ تعریفی بر اساس موضوعِ هدفگیری دشمن. همین دو واژه راه را به ما نشان میدهد که ما به کدام سمت میخواهیم برویم و به کجا میخواهیم حرکت کنیم.
به عنوان نمونه، اگر فردی در اردوی جهادی شرکت کند، در اردوی سازندگی حضور یابد، مسجد بسازد یا کار علمی انجام دهد، اما به این موضوع توجه نداشته باشد، ممکن است دیگر این کار، جهاد نباشد؛ هرچند کار خوبی باشد. بنابراین، هر کار خوب و بجایی، قطعاً جهاد و جهادگری نیست.
وقتی ما توجه کنیم که دشمن کجا را مورد ضربه قرار داده، کجا را هدف گرفته و ما نیز به همان نقطه بپردازیم، و این نیت و این پیشینه ذهنی را در کار خود داشته باشیم، آنگاه این عمل جهاد میشود. ما در فضای تجمعات حضور داریم و تجمعات خود را به عنوان مردم، در کف خیابان و در میدانها، جهاد میدانیم. اگر با همین موضوع و با همین تعریف، به سراغ حضور افراد و حضور مردم در جامعه و در میدانها برویم، بسیاری از این حضورها دیگر جهاد نخواهد بود.
ممکن است این حضور، کار خوبی باشد؛ برای نمونه، فردی در فضای نبرد وجودی میان استکبار جهانی و جبهه مقاومت، برای انجام یکی از شعائر دینی حاضر شود؛ مثلاً برای تعظیم شعائر در یک مراسم شهادت شرکت کند. این قطعاً کار خوب و بجایی است و شایسته تحسین نیز هست، اما نمیتوان عنوان جهاد را بر آن حضور بار کرد؛ زیرا آن هدف و آن موضوع مهم، یعنی هدفگیری دشمن، در آن وجود نداشته است.
* امروز دشمن خالی کردن خیابان را هدف قرار داده است
دشمن اکنون خالیکردن صحنه و خیابان را هدف گرفته است؛ اینکه مردم در خیابان نباشند، اینکه طلاب جهادی ما در خیابانها و میدانها حضور نداشته باشند، صحنه خالی شود، پشت مسئولان ما خالی شود، در فضای مذاکره عقبنشینی کنند، نیروهای مسلح ما از حضور مردم در صحنه بیپشتوانه بمانند و گفته شود که مردم همراه نیستند؛ در نتیجه دشمن جسورتر شود و یک گام جلوتر بیاید. اگر این نیت در کار ما وجود داشته باشد، آن عمل جهاد میشود. این نکتهای است که ابتدا باید مورد توجه قرار گیرد.
بنابراین، تعریف جهاد از یک جهت مضیّق میشود و از جهتی دیگر توسعه پیدا میکند. به این معنا که اگر این نیت را نداشته باشیم و صرفاً به فعالیت اقتصادی بپردازیم یا به نیازمندان کمک کنیم، لزوماً کار ما جهادی نیست؛ اما از جهتی دیگر، اگر کار ما مقابله با دشمن باشد، جهادی خواهد بود.
اگر مقابله با دشمن در میان باشد، حتی سلامکردن منِ طلبه جهادی نیز، اگر با این نیت باشد که مردم نسبت به روحانیتی که دشمن میخواهد آن را منفور نشان دهد، نگاه دیگری پیدا کنند، میتواند جهاد باشد. دشمن میخواهد بدنه روحانیت و بدنه مسئولان را تخریب کند. برای مثال، مسئولی مانند شهید رئیسیِ بزرگوار که خودِ امام شهید از ایشان به عنوان چهرهای جهادی با تعبیرات بسیار تجلیلآمیز یاد کردند، هنگامی که به تعبیر خود حضرت آقا در میان مردم قرار میگیرد و در سفرهای استانی حضور مییابد، این کار او جهاد میشود؛ زیرا دشمن کوشیده است چنین القا کند که مسئولان در رفاه مطلق بهسر میبرند و مردم در سختی و گرسنگی شدید هستند. این تصویرسازیای است که دشمن سعی کرده آن را جا بیندازد؛ اما آن مسئول با حضور خود در خیابان، با سلامکردن به اقشار مختلف مردم و با توجهکردن به آحاد جامعه، این تصویر را تغییر داده و به تعبیری برجک دشمن را پایین آورده است. این میشود جهاد. بنابراین، دایره جهاد از جهتی وسیع نیز میشود.
* هر حرکتی که دشمن را زمین گیر کند، جهاد است
ما در عرصههای مختلف، هر کاری انجام دهیم که موجب زمینگیرشدن دشمن شود، خواه کار اقتصادی باشد، خواه علمی، فرهنگی یا سازندگی، در محدوده جهاد قرار میگیرد.
وقتی نگاه ما نسبت به جهاد اینگونه شود، یک اتفاق دیگر نیز رخ میدهد. خودِ امام شهید نیز در سخنانی در جمع مداحان این مطلب را بیان کردهاند که وقتی تشخیص ما در کار جهادی درست باشد، در آن صورت همواره توجه ما به دشمن معطوف خواهد بود و قدرت تشخیص صحیح پیدا میکنیم. یکی از نتایج توجه به این مسئله که دشمن در کجا قرار گرفته، این است که من انتخاب خود را درست انجام میدهم، میدانم در چه زمانی چه کاری باید انجام دهم، دچار خطای محاسباتی نمیشوم و از سخنگفتن تا عملکردن، همهچیز در همان مسیر قرار میگیرد. آن راهبرد را حضرت آقا ترسیم کردهاند و من نیز در همان راهبرد حرکت میکنم.
حضرت آقا میفرمایند وقتی من به این مؤلفه توجه نکنم و به این موضوع دقت نداشته باشم که دشمن کجا ایستاده است، مانند سربازی هستم که در سنگر خوابیده، ناگهان صدایی میشنود، از خواب بیدار میشود، اسلحه به دست میگیرد، اما نمیداند دشمن در کدام سو قرار دارد و فقط به دور خود میچرخد. چنین فردی هیچگاه مسیر صحیح را پیدا نمیکند؛ زیرا نمیداند دشمن کجاست و به هر طرف که شلیک کند، ممکن است حتی نیروهای خودی را هدف قرار دهد.
بنابراین، توجه به این مسئله بسیار اهمیت دارد و میتواند مسیر ما را، که گاهی ممکن است در مقابل جبهه خودی قرار گرفته باشد، معکوس کرده و به سمت دشمن، به سمت هدف و به سمت مسیر درست هدایت کند.
* اردوی جهادی تابلوی کار جهادی است
نکته دیگری که لازم میدانم عرض کنم، به عنوان فردی است که توفیق حضور در حرکتهای جهادی را داشته و خادم گروههای جهادی و جهادگران بودهام. بنده حرکتهای جهادی را تمامِ کار جهادی نمیدانم؛ یعنی معتقدم همه کار جهادی منحصر در این حرکتها نیست. بلکه حرکتهای جهادی ویژگی خاصی دارند و امام شهیدمان نیز، همانگونه که شما اشاره فرمودید، به این عرصه عنایت ویژهای داشتند؛ به اردوهای سازندگی توجه داشتند و تأکید میکردند که آحاد مردم در فضای اردوهای سازندگی و جهادی شرکت کنند.
اردوی جهادی تمامِ کار جهادی نیست بلکه تابلوی کار جهادی و نماد آن است؛ بروز و ظهور کار جهادی است. اما هنگامی که من در یک کار نمادین جهادی شرکت میکنم، که شاید بتوان ادعا کرد در فضای بیرونی، اتمّ مصداق نمادینِ کار جهادی است، میتوانم این تجربه و این یادگار را برای خود بردارم و در تمام حرکتهای دیگر خود از آن استفاده کنم و در فضاهای دیگر، غیر از اردوی جهادی نیز، جهادی عمل کنم.
میتوانم در مسئولیت اداریای که دارم جهادی عمل کنم، در کار کارمندی جهادی عمل کنم و در فضای خانواده نیز جهادی عمل کنم. این فضا در تمام بخشهای زندگی ما تداوم دارد و ما میتوانیم آن هدفگیری دشمن را در همه عرصهها جاری کنیم؛ حتی در خرید کالای ایرانی یا خارجی نیز میتواند موضوعِ هدفگیری دشمن مطرح باشد.
* حضور اثرگذار طلاب در اجتماعات شبانه مشهود است
سبک زندگی ما باید جهادی باشد. ما از آن فضای نمادینِ اردوی سازندگی الگو میگیریم؛ یک الگوی جمعی میآموزیم و آن را به عنوان ودیعهای با خود به زندگیمان میبریم و در زندگی، آن را به عنوان یک سبک زندگی اختیار میکنیم.
در فضای فعلی که اوج حضور مردم در صحنه است و میتوان از آنان به عنوان رزمندگان کف خیابان یاد کرد، طلاب جهادی نقشی بسیار کلیدی و حائز اهمیت دارند. هرجا که نگاه میکنید، اگر کار خوبی انجام شده یا کار برجسته و پررنگی صورت گرفته، غالباً حضور یک طلبه جهادی یا یک مسجد که روحانیون جهادی در آن حضور دارند، بهوضوح دیده میشود. جا دارد از همه طلابی که حضور جهادی دارند، تشکر شود.
بیش از 100 روز است که طلاب جهادی و مردم عزیز در خیابان حضور دارند. الحمدلله اکنون طلبه جهادی ما میداند نقطه هدفگیری او کجاست. اکنون میداند که وقت درسخواندن، خالی و بیتکلیف نیست. میداند که اگر تا ساعت دو نیمهشب نیز در خیابان بماند، این حضور به اندازه درسخواندن او، بلکه بیش از آن ارزش دارد. میداند که این حضور او در خیابان، حکم نماز شب را دارد. این نگاه جهادی و این نگاه دقیق به مفهوم جهاد، باعث میشود که من انتخاب خود را درست انجام دهم و آن اتفاقی را که دشمن در پی رقمزدن آن است، و آن شبهاتی را که دشمن در پی ایجاد آنهاست، خنثی کنم؛ از جمله این ادعا را که مردم پشت نظام را خالی کردهاند. همه این موارد بهوسیله چنین حضوری خنثی میشود.
* طلبه جهادی دنیا را به زانو در می آورد
حضرت آقا، امام شهیدمان تعریفی از طلبه جهادی ارائه کردهاند که به گمان من بسیار بجا و امیدبخش است. ایشان در سالهای گذشته درباره طلاب جهادی تعریفی مطرح کردند که ناظر به میزان اثرگذاری آنان است. حضرت آقا فرمودند آن طلبه جهادی، طلبه جهادیِ ما، کسی است که اگر دنیا در برابر او قد علم کند، در صورتی که جهادی به معنای کامل باشد، توان مقابله با او را نخواهد داشت. این، عنوانِ طلبه جهادی است و حقیقتاً بسیار ارزشمند است.
حضرت آقای شهید فرمودند، اگر بخواهیم این تعریف را بهطور کامل مورد توجه قرار دهیم، طلبه جهادگر، طلبه تلاشگر، طلبه بسیجی، طلبهای است که آمادگی دارد در میدانهای خطر حضور پیدا کند؛ البته با یک قید. اگر این طلبه، به تعبیری که گفته میشود، با ابزار علم مجهز شود و علم را همراه خود داشته باشد، آنگاه چنین طلبهای، طلبهای خواهد بود که دنیایی در برابر او دیگر تاب مقاومت نخواهد آورد.
اگر ما به این سمت حرکت کنیم ـ و الحمدلله به برکت رهنمودهای امام شهیدمان در این مسیر نیز حرکت کردهایم ـ آنگاه همین فضای طلاب جهادی ما، که میتوان از آنان به عنوان حلقه میانی میان امام و امت تعبیر کرد، قادر خواهند بود مردم را راهبری کنند. آنان با اتصال به امام جامعه، میتوانند نقش راهبری ایفا کنند و در این حرکت عظیمی که امام جامعه آن را هدایت میکند، یاریرسان باشند.
سؤال: شما به تعبیر «راهبری جامعه» اشاره کردید. به یاد دارم که در رهنمودها و فرمایشات حضرت آقای شهید بحث «حلقههای میانی» مطرح شد. هرچند محتوای آن جلسه بیشتر ناظر به مباحث فرهنگی بود، اما میتوان این بحث را به موضوع طلاب بسیجی و جهادی نیز تسری داد. اکنون به نظر شما، طلاب جهادی تا چه اندازه میتوانند اثرگذار باشند و این حلقه را تکمیل کنند؟ یعنی در میان مردم و مسئولان، چه در بُعد تصمیمسازی و چه در ساحت فرهنگسازی، چه نقشی میتوانند ایفا کنند؟ به هر حال، نباید اجازه داد این حرکت و خیزش مردمی که شکل گرفته است ـ چه پس از یک توافق و چه پس از تشییع و تدفین پیکر مطهر امام شهیدمان ناقص بماند. طلاب جهادی در بحث حلقههای میانی چگونه میتوانند آن اثرگذاری لازم را داشته باشند؟
در واقع، طلاب جهادی و بدنه روحانیتی که با روحیه جهادی در حال حرکت است، به گمان من مهمترین حلقه میانی در جامعه اسلامی هستند؛ هم میان امام و امت، و حتی میان امت و مسئولان جامعه. در اینجا نکتهای که شما فرمودید، مرا به یاد سخنی از امام راحل انداخت که در جلسهای با استانداران، بنابر نقل یکی از حاضران در آن جلسه، فرمودند: مراقب باشید که دستتان از دست روحانیت جدا نشود. شاید دشمن بتواند مردم را از شما جدا کند؛ از شما مسئولان، از شما استانداران و وزرا و نیروهای دولتی؛ اما از روحانیتی که لباس ائمه و لباس پیامبر اسلام را بر تن دارد و علم رسالت اسلام را بر دوش میگیرد، مردم را نمیتواند جدا کند. مراقب باشید که دستتان از دست روحانیت جدا نشود.
به گمان من، این حلقه میانی نهتنها حلقه میانی میان امام و امت است، بلکه میتواند حلقه میانی میان مسئولان و امت نیز باشد. افزون بر این، همانگونه که میتواند مطالبات مردم را از طریق ارتباط با امام امت و مسئولان پیگیری و محقق کند، میتواند مطالبات امام امت و مسئولان را نیز در کف جامعه منتقل سازد؛ همانگونه که در شرایط فعلی خود شاهد آن هستیم.
حضور مردم در میدان، به هر حال، یک پایه قوی دارد و بخش مهمی از این پایه، همان حلقههای میانیِ مرتبط با امام جمعه است. یکی از دوستان نقل میکرد که روزی که خبر شهادت حضرت آقا را دادند، در خیابانهای قم در حال رفتوآمد بودم. او میگفت: صبح زود نگاه کردم و دیدم دو حوزه علمیه از نخستین مجموعههایی بودند که به صحنه آمدند. هنوز ظاهراً خبر شهادت بهطور رسمی اعلام نشده بود، اما آنان به مقابل درِ حوزههای خود آمده بودند، پرچم به حرکت درآورده بودند و نوحهها و سرودهای حماسی پخش میکردند.
سؤال: یکی از نکاتی که در یکی از پیامهای رهبر معظم انقلاب حضرت امام سید مجتبی خامنهای(مدظله العالی) برجسته است، بحث مواسات بود؛ بهویژه با توجه به تصریحی که در فرمایشات امام شهید خصوصاً در دوران کرونا، وجود داشت. به خاطر دارید که گروههای جهادی بهویژه طلاب، واقعاً در بحث مواسات و کمک مؤمنانه پیشقراول بودند. اکنون میخواهم بدانم از نگاه شما، طلاب بسیجی چگونه میتوانند در موضوع مواسات که واقعاً امروز به آن نیاز داریم ـ چه به جهت مشکلات اقتصادی، چه مشکلات فرهنگی و اجتماعی، و حتی در مباحث روانشناختی ایفای نقش کنند و تا چه اندازه میتوانند مؤثر باشند؟
امام شهیدمان خود در عرصه جهادی حضور مستقیم داشتند؛ هم در ماجرای فردوس، که کتاب آن نیز تألیف شده است، و هم در ماجرای ایرانشهر پیش از انقلاب؛ هنگامی که سیل ایرانشهر رخ داد، فعالیت جهادی امام شهیدمان در کنار مردم آغاز شد.
امام حاضر ما نیز همینگونه بودند. با اینکه فرزند آقای ما بودند و به تعبیری آقازاده محسوب میشدند، اما در فضای اجتماعی هرگز دست از مواسات برنمیداشتند و در بحث مواسات، کمکرسانی، احوالپرسی از وضعیت مردم و بررسی شرایط آنان، به اندازه توان و گستره امکان خود، سابقه و اهتمام فراوانی داشتند و پیگیر بودند.
طلاب جهادی نیز، همانگونه که دغدغه امام شهیدمان بود و همانگونه که حضرت آقا بر جهاد تبیین و امیدآفرینی تأکید داشتند، بر مواسات نیز تأکید داشتهاند. به تعبیری، این مفاهیم به یکدیگر گره خوردهاند. من نمیتوانم بدون توجه به دغدغه مردم، بدون توجه به نیاز مردم، و بدون فهم و درک مشکلات آنان، از امید سخن بگویم.
البته امید نیز باید توأم با ایمان باشد. بر امید و ایمان تأکید شده بود. وقتی میگوییم میخواهیم امیدآفرینی کنیم، پایه عملی آن همین مواسات است و طلاب جهادی در این عرصه نقش بسیار پررنگی دارند. در همین شهر مقدس قم، افزون بر مواکبی که الحمدلله در فضای حماسه امام شهید و حضور در خیابان راهاندازی شد، بخشی از کار این مواکب، اطعام مردم، اطعام جنگزدگان و کمکرسانی به مردمی بود که دچار آسیب جنگ شده بودند.
طبیعتاً کمکهای مردمی فراوانی نیز به دست ما میرسید که از طریق همین طلاب جهادی پیگیری و هدایت شده بود. مناطقی مانند دروازه ری، پردیسان و کارگر، از جمله مناطقی بودند که خانههای زیادی در آنها آسیب دیده بود و ساکنان آنها نیز عمدتاً از اقشار ضعیف بودند. الحمدلله همانگونه که طلاب جهادی ما پای کار بودند، مردم نیز پای کار و دغدغهمند بودند.
برای رسیدگی به احوال این افراد، گاهی کمکها از حد نیاز نیز فراتر میرفت. به اندازهای پتو، متکا و تجهیزات از این دست میرسید که دیگر برای همان مورد خاص نیازی باقی نمیماند؛ در نتیجه این کمکها از فضای جنگزدگان به سمت نیازمندان دیگر هدایت میشد. ما به این روحیه افتخار میکنیم و به میدانداری مردم خوبمان و نیز طلاب جهادیمان افتخار میکنیم.
لازم میدانم این را نیز عرض کنم که در بحث مواسات، گروههای طلاب جهادی متوقف در قم نماندند. بر اساس آماری که ما در اختیار داریم، شاید بیش از چهارصد نفر ساماندهی و اعزام شدند.
سؤال: چه تعداد گروه جهادی در این عرصه، در قم و خارج از قم، دخیل بودند؟
40 گروه از طلاب در قم فعال بودند و حدود 30 گروه از طلاب نیز در تهران فعالیت داشتند؛ افزون بر گروههایی که به اقتضای نیاز و بر اساس ارتباطی که با شهرستانهای خود داشتند، برای همین مسئله به دیگر شهرستانها رفته بودند.
تعداد آنان بیش از اینها بود. آنچه ما آمار آن را در اختیار داریم، همین مقدار است؛ اما قطعاً گروههایی نیز بودهاند که بهصورت مستقل، خودجوش و بدون ثبت اطلاعات نزد ما، وارد میدان شدهاند.
این پیگیری، این دغدغهمندی و این کمکرسانی واقعاً در بدنه طلاب جهادی تحسینبرانگیز بود و به گمان من، این دستپخت امام شهیدمان و دیگر شهدای انقلاب و شهدای حماسه ما بود که امروز چنین طلاب جهادیای در عصر حاضر داریم؛ طلابی که نمیگذارند این علم بر زمین بماند.
سؤال: شاید بجا و مناسب باشد که این تجربههای فعالیتهای جهادی واقعاً در قالب کتاب، محصولات چندرسانهای و مستند، ثبت و ضبط شوند تا هم حفظ شوند و هم انتشار یابند، زیرا واقعاً شاید بسیاری از افراد جامعه حتی در همین جنگ تحمیلی اخیر هنوز باور نکردهاند که طلاب چه ظرفیتی دارند و تا چه اندازه در متن میدان حضور دارند. به تعبیر شما نخستین حرکتهای ما پس از آغاز این جنگ از سوی بسیاری از طلاب رقم خورد و بسیاری از افراد جامعه از این واقعیت آگاه نیستند. انشاءالله در فعالیتهای جهادی، بهویژه به بحث رسانه و هنر، اهمیت بیشتری داده شود.
اگر ما در این عرصه جهاد ضعفی داشته باشیم، این ضعف در نمود رسانهای و در رسانهایکردن این دستاوردهاست؛ دستاوردهایی که الحمدلله وجود دارد. اتفاقاً اخیراً یکی از دوستانی که در خیابان حضور داشت، نقل میکرد که یکی از پیرمردان به او گفته بود: «من یک گلایه دارم؛ چرا طلاب در صحنه کم هستند؟» من به ایشان گفتم: «چطور به این نتیجه رسیدهاید که طلاب در صحنه کم هستند؟» گفت: «برای مثال، ما به میدان سعیدی قم رفتیم و دیدیم مثلاً چهار طلبه آنجا حضور دارند.»
من برای ایشان توضیح دادم و عرض کردم: «نگاه کنید، اگر بخواهیم درست قضاوت کنیم…» سپس خود ایشان مقایسه کرد و گفت: «در نماز جمعه اینگونه نیست؛ در نماز جمعه تعداد بیشتری از طلاب حضور دارند.» عرض کردم: «باید این جمعیت طلاب را در همه میدانهایی که محل فعالیت است، تقسیم کنیم و همچنین طلاب خودمان را در سطح کل کشور در نظر بگیریم؛ چراکه بسیاری از این دوستان بزرگوار ما در شهرستانهای مختلفی که نیاز وجود دارد، حضور یافتهاند.»
برخی از آنان مشغول کار یدی هستند و لباس روحانیت را کنار گذاشتهاند تا بتوانند در میدان خدمت کنند؛ همچنین در مورد بانوان نیز همیشه مشخص نیست که طلبه هستند. بنابراین، لازم است این واقعیتها برای همگان تبیین و بیان شود.
انتهای پیام/










نظر شما