خبرگزاری حوزه | امیرعلی جوادیان، عکاس در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه عکاسی عاشورایی تنها یک فعالیت فنی یا زیباییشناسانه نیست بلکه نوعی مسئولیت فرهنگی و معنوی به شمار میآید، اظهار کرد: واقعه عاشورا برای بسیاری از مردم صرفاً یک رویداد تاریخی نیست، بلکه بخشی از باور و هویت دینی آنهاست. به همین دلیل عکاس هنگام حضور در این مراسم باید به قداست فضا توجه داشته باشد و بداند هر تصویری که ثبت میکند میتواند بر برداشت مخاطب از این واقعه اثر بگذارد. حفظ حرمت به معنای محدود کردن خلاقیت نیست، بلکه به این معناست که شأن و جایگاه این رخداد بزرگ در تصویر مخدوش نشود.
وی با اشاره به تجربه سالهای طولانی خود در عکاسی آیینی افزود: من در مناطق مختلف ایران از آیینهای عاشورایی عکاسی کردهام؛ از جنوب کشور تا روستاهای کوهستانی مانند ماسوله و ابیانه. هر منطقه شیوه خاصی در عزاداری دارد و همین تفاوتها، چهرهای متنوع و چندلایه از عاشورای ایرانی پدید آورده است. این تنوع نهتنها برای مخاطبان داخلی بلکه برای خارجیها نیز شگفتانگیز است. سالها پیش در یک کارگاه هنری در خارج از کشور، زمانی که تصاویر آیینهای عاشورایی ایران را نمایش دادم، بسیاری از شرکتکنندگان میپرسیدند چگونه ممکن است یک واقعه واحد چنین گسترهای از جلوههای بصری و آیینی داشته باشد.
این عکاس پیشکسوت با تاکید بر اینکه عکاسی عاشورایی در بستر عکاسی آیینی معنا پیدا میکند، تصریح کرد: بدون شناخت دقیق از واقعه عاشورا نمیتوان تصویر درستی از آن ارائه داد. عکاس باید بداند این واقعه از کجا آغاز شده، چه شخصیتهایی در آن حضور دارند و چه مفاهیمی در دل آن نهفته است. اگر این شناخت وجود نداشته باشد، عکس به یک قاب زیبا تقلیل پیدا میکند که از عمق معنایی تهی است. در حالی که عکس عاشورایی باید بخشی از یک روایت بزرگ تاریخی و معنوی باشد.
وی ادامه داد: در بسیاری از شاخههای عکاسی ممکن است فرم و ترکیببندی اولویت نخست باشد، اما در اینجا محتوا جایگاه ویژهای دارد. البته این به معنای نادیده گرفتن زیباییشناسی نیست، بلکه به این معناست که فرم باید در خدمت محتوا قرار گیرد. هنگامی که عکاس به مفاهیم عاشورا واقف باشد، میتواند عناصر بصری را آگاهانهتر انتخاب کند و تصویری خلق کند که علاوه بر جذابیت ظاهری، حامل پیام نیز باشد.
جوادیان با اشاره به نقش عناصر نمادین در تصاویر عاشورایی گفت: پرچمها، علمها، شمعها، نخلها و حتی برخی اشیا و حیوانات در این آیینها بار معنایی دارند. برای مثال اسبی که در تعزیه حضور دارد برای بسیاری از مردم تداعیگر اسب امام حسین(ع) است. بنابراین نحوه نمایش این عناصر اهمیت فراوانی دارد. اگر عکاس آنها را صرفاً به عنوان یک عنصر بصری خنثی ثبت کند، ممکن است بخشی از معنای نمادین آنها از بین برود.
وی افزود: مسئله مهم این است که عکاس هر سال همان قاب تکراری را بازتولید نکند. عناصر ممکن است ثابت باشند، اما زاویه دید میتواند تغییر کند. خلاقیت در این است که عکاس بتواند از دل همان نشانههای آشنا، تصویری تازه بیافریند. همانگونه که شاعر درباره موضوعی مشترک شعر میگوید اما هر بار بیانی متفاوت دارد، عکاس نیز باید نگاه تازهای به سوژههای تکرارشونده داشته باشد.
این عکاس با اشاره به تفاوت میان رویکرد مستند و رویکرد مؤلف در عکاسی اظهار کرد: برخی عکاسان تلاش میکنند مراسم را همانگونه که هست ثبت کنند و رویکردی کاملاً مستند دارند. این شیوه ارزشمند است، زیرا بخشی از واقعیت آیینی را برای تاریخ حفظ میکند. در مقابل، برخی دیگر میکوشند برداشت شخصی خود را در تصویر منعکس کنند. در این حالت عکاس مانند نویسندهای است که با تصویر روایت میکند و تلاش دارد مفاهیمی چون ایثار، عدالت و مقاومت را برجسته سازد.
وی تصریح کرد: نمیتوان برای نسبت میان مستند بودن و بیان هنری عدد و درصد تعیین کرد. هنر عرصه آزادی است و هنرمند باید بتواند نگاه خود را بیان کند. اگر چارچوبهای سخت و دستوری بر کار هنرمند تحمیل شود، خلاقیت او آسیب میبیند. آنچه اهمیت دارد صداقت نگاه است؛ چه در قالب مستند و چه در قالب بیان شخصی.
جوادیان در ادامه به اهمیت نور در عکاسی عاشورایی پرداخت و گفت: نور در عکاسی عنصر بنیادین است و حتی واژه فتوگرافی به معنای نوشتن با نور است. بسیاری از مراسم عاشورا در میانه روز برگزار میشود و نور شدید خورشید کار را دشوار میکند. سایههای تند و کنتراست بالا میتواند ثبت تصویر را پیچیده سازد. در چنین شرایطی عکاس باید با تجربه و دانش فنی خود بهترین استفاده را از امکانات موجود ببرد.
وی افزود: نور تنها یک پدیده فیزیکی نیست، بلکه میتواند حامل معنا باشد. در فرهنگ دینی ما نور جایگاهی ویژه دارد و بارها در متون مذهبی به آن اشاره شده است. بنابراین عکاس باید علاوه بر تسلط فنی، درک معنایی از نور نیز داشته باشد تا بتواند فضای حزن، حماسه یا معنویت را به درستی منتقل کند.
این عکاس درباره نقش فناوریهای نوین نیز بیان کرد: امروز عکاسی دیجیتال امکانات گستردهای در اختیار هنرمندان قرار داده است. در گذشته در عکاسی آنالوگ امکان تغییرات گسترده در رنگ و نور وجود نداشت، اما اکنون عکاس میتواند در مرحله پردازش تصویر، اثر خود را به بیان مورد نظر نزدیکتر کند. البته این پردازش باید در خدمت تقویت تصویر باشد نه تحریف واقعیت.
وی ادامه داد: ظهور فناوریهایی مانند هوش مصنوعی نیز ابزارهای تازهای فراهم کرده است. این ابزارها میتوانند در برخی مراحل کار مفید باشند، اما همچنان تعیینکننده اصلی نگاه عکاس است. همانگونه که در نوشتن ابزار اهمیت ثانویه دارد و آنچه مهم است اندیشه نویسنده است، در عکاسی نیز ذهن و نگاه هنرمند نقش اصلی را ایفا میکند.
جوادیان با اشاره به تجربه عکاسی در فضاهای مختلف کشور گفت: هنگامی که در شهری مانند ماسوله عکاسی میکنم، معماری و بافت خاص آن شهر بخشی از روایت تصویری من میشود. تلاش میکنم مخاطب از طریق تصویر بفهمد این مراسم در چه جغرافیا و فرهنگی برگزار شده است. در عین حال ممکن است به ترکیب رنگها یا تضادهای بصری توجه کنم و آنها را در کادر برجسته سازم. این تعامل میان واقعیت بیرونی و نگاه درونی عکاس، به تصویر جان میبخشد.
وی افزود: در یک مجلس تعزیه ممکن است صدها نفر حضور داشته باشند، اما عکاس باید لحظهای را بیابد که از نظر بصری و معنایی متفاوت است. گاهی نگاه یک کودک عزادار، گاهی حرکت یک پرچم در باد و گاهی شعله شمعی در تاریکی میتواند حامل پیامی عمیق باشد. تشخیص این لحظهها نیازمند تجربه، تمرکز و شناخت است.
این عکاس در پایان تأکید کرد: عکاسی عاشورایی اگر تنها به ثبت ظواهر بسنده کند، ممکن است تصاویری زیبا خلق کند، اما لزوماً پیام عاشورا را منتقل نخواهد کرد. آنچه این نوع عکاسی را متمایز میکند، پیوند میان هنر و معناست. عکاس باید هم به ابزار خود مسلط باشد و هم به مفاهیم واقعه عاشورا آگاهی داشته باشد. تنها در این صورت است که تصویر میتواند فراتر از یک قاب دیدنی، به روایتی ماندگار از فرهنگ و ایمان مردم تبدیل شود.
انتهای پیام










نظر شما