یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۰
راز عروج شهید مصطفوی در اخلاص، خدمت و نماز اول وقت بود

حوزه/همسر شهید سیدمحمد مصطفوی با بیان اینکه شهدا پیش از شهادت، سال‌ها برای خدا دلبری و مجاهدت کرده‌اند، گفت: اخلاص در خدمت، عشق به مردم و اهتمام ویژه به نماز اول وقت از مهم‌ترین ویژگی‌های شهید مصطفوی بود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، همزمان با نخستین سالگرد شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، شامگاه شنبه ۳۰ خردادماه مراسمی با حضور خانواده‌های معظم شهدا در سالن همایش‌های آستان قدس رضوی برگزار شد.

در این مراسم، خانم فرهمند، همسر شهید سیدمحمد مصطفوی، با روایت آخرین روزهای زندگی همسرش، از ویژگی‌های اخلاقی، معنوی و مجاهدت‌های این شهید سخن گفت و تأکید کرد: آنچه انسان را به مقام شهادت می‌رساند، سال‌ها بندگی، اخلاص، خدمت به مردم و دلبری برای خداوند است.

شهدا پیش از شهادت، سال‌ها برای خدا دلبری کرده‌اند / راز عروج شهید مصطفوی در اخلاص، خدمت و نماز اول وقت بود



شهیدی که همه را مجذوب اخلاق و محبت خود می‌کرد

وی با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی شهید مصطفوی اظهار داشت: همسرم انسانی خوش‌اخلاق، خوش‌مشرب و دوست‌داشتنی بود. هرجا حضور پیدا می‌کرد، محبت و توجه دیگران را به خود جلب می‌کرد؛ دوستان و همکارانش می‌گفتند در کنار او به همه خوش می‌گذشت و حضورش فضای صمیمی و آرامی ایجاد می‌کرد.

همسر شهید مصطفوی افزود: تفاوتی میان ظاهر و باطن او وجود نداشت و همین صداقت، از او شخصیتی محبوب ساخته بود. از غیبت به‌شدت بیزار بود؛ از همان سال‌های نخست زندگی مشترک بارها می‌گفت نمی‌دانم کسانی که غیبت می‌کنند چگونه می‌خواهند پاسخگوی اعمال خود باشند.

وی ادامه داد: همکارانش تعریف می‌کردند هرگاه در جمعی صحبت‌ها به سمت غیبت کشیده می‌شد، سیدمحمد با لبخند می‌گفت «ولش کنید» و همین جمله باعث می‌شد بساط غیبت جمع شود؛ دوستانش معتقد بودند او حلقه وصل مجموعه بود؛ نوری که دل‌ها را به هم نزدیک می‌کرد.

نماز اول وقت؛ راز پرواز یک شهید

خانم فرهمند با اشاره به اهتمام شهید مصطفوی به نماز اول وقت گفت: یکی از ویژگی‌های برجسته ایشان، مقید بودن به نماز اول وقت بود. حتی در سفر، کنار جاده یا روی خاک، سجاده پهن می‌کرد و نماز را در نخستین فرصت اقامه می‌کرد.

وی خاطرنشان کرد: امروز که به زندگی او نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم هر شهیدی در زندگی خود یک دلبری خاص برای خدا داشته است و شاید راز شهادت همسرم همین بندگی و توجه ویژه به نماز بود.

همسر شهید مصطفوی با اشاره به یکی از خواب‌های خانواده شهید اظهار داشت: خواهر ایشان پس از شهادت، برادرش را در خواب دید و از او درباره حضرت زهرا(س) سؤال کرد؛ شهید در پاسخ، از لطف و عنایت حضرت سخن گفته بود. این خواب برای خانواده ما بسیار دلگرم‌کننده و آرامش‌بخش بود.

وی افزود: برخی تصور می‌کنند شهدا زندگی آسانی داشته‌اند، اما من از نزدیک شاهد سختی‌ها، تلاش‌ها و مجاهدت‌های همسرم بودم؛ او پیش از شهادت، رنج‌های فراوانی را تحمل کرد و در مسیر بندگی و خدمت از هیچ تلاشی دریغ نداشت.

خانم فرهمند با بیان اینکه سالگرد جنگ ۱۲ روزه برای خانواده‌های شهدا یادآور تلخ‌ترین و در عین حال باشکوه‌ترین خاطرات است، گفت: شاید این روزها برای بسیاری از مردم تنها یک مناسبت باشد، اما برای ما یادآور آخرین لحظات حضور عزیزانمان در کنار خانواده است.

وی افزود: حتی دختر کوچکمان، ریحانه سادات، که هنوز مفهوم سالگرد را به‌خوبی درک نمی‌کند، چند روز پیش عکس پدرش را در دست گرفته بود و می‌گفت: بابا چرا نمی‌آیی؟ بابا چرا حرف نمی‌زنی؟ بابای قشنگم کجایی؟

شهدا پیش از شهادت، سال‌ها برای خدا دلبری کرده‌اند / راز عروج شهید مصطفوی در اخلاص، خدمت و نماز اول وقت بود



آغاز جنگ و آخرین روزهای حضور شهید در خانه

همسر شهید مصطفوی با تشریح ساعات آغاز جنگ تحمیلی ۱۲ روزه گفت: سحرگاه روز جمعه با صدای انفجار از خواب بیدار شدیم.؛از طریق اخبار متوجه شدیم رژیم صهیونیستی حملات خود را آغاز کرده است. همسرم بلافاصله شروع به پیگیری شرایط کرد و مانند همیشه احساس مسئولیت داشت.

وی افزود: همان روز و روز بعد که مصادف با عید غدیر بود نیز به محل کار خود رفت. شب نخست جنگ، صدای انفجارها و موشک‌ها لحظه‌ای قطع نمی‌شد و من تا صبح بالای سر فرزندانم بیدار ماندم.

خانم فرهمند ادامه داد: صبح به همسرم گفتم ما سختی فرزندآوری و تربیت فرزند را تحمل کرده‌ایم تا فرزندانمان سرباز امام زمان(عج) باشند، اما آیا نباید برای حفظ جان آنان فکری کنیم؟ او پیشنهاد داد در صورت تمایل با خانواده تماس بگیریم، اما در نهایت تصمیم گرفتیم در خانه خودمان بمانیم.

آخرین نگاه، آخرین پیام

وی با بغض فراوان اظهار داشت: صبح روز بعد هنگامی که همسرم برای رفتن به محل کار آماده می‌شد، فقط او را تماشا می‌کردم و نمی‌دانستم این آخرین دیدار ما خواهد بود.

خانم فرهمند افزود: همسرم متولد ۲۶ خرداد بود و شب ۲۵ خرداد تصمیم داشتم برای تولدش هدیه‌ای تهیه کنم. حوالی ظهر با او تماس گرفتم، اما پاسخ نداد. آخرین پیامی که برایش فرستادم این بود: آقا سید، امشب تولدتان است، تولدتان مبارک.
همسر شهید مصطفوی ادامه داد: بعدازظهر انفجارهای شدیدی رخ داد. دلم آشوب بود. به مسجد رفتم، نماز خواندم و پس از آن یکی از همکاران همسرم را دیدم؛ از او درباره سیدمحمد پرسیدم. گفت محل کار مورد حمله قرار گرفته و مشغول آواربرداری هستند.

وی افزود: هرچند سعی می‌کردم خودم را آرام نشان دهم، اما درونم فرو ریخته بود. فرزندانم را همراه خود به مزار شهدای گمنام نزدیک مسجد بردم و ناخودآگاه دور مزارها طواف می‌کردم.

خانم فرهمند با اشاره به خاطره‌ای از دوران جوانی خود گفت: سال‌ها قبل در دوران حج دانشجویی دعا کرده بودم خداوند همسری نصیبم کند که در کنار یکدیگر به نهایت رشد و تعالی برسیم. آن دعا با وجود سیدمحمد مستجاب شده بود.

وی افزود: آن روز در کنار مزار شهدا احساس می‌کردم بار سنگینی قرار است بر دوشم گذاشته شود. مدام به خدا می‌گفتم من توان این امتحان را ندارم، اما در دل احساس می‌کردم خداوند می‌خواهد ظرفیت انسان را به او نشان دهد.

همسر شهید مصطفوی گفت: ساعاتی بعد از طریق دوستان متوجه شدم محل کار همسرم هدف اصابت سه موشک قرار گرفته است. با این حال باور نمی‌کردم اتفاقی برای او افتاده باشد. همسرم ورزشکار، کوهنورد و دارای آمادگی جسمانی بسیار بالایی بود و مدام با خود می‌گفتم حتماً راهی برای نجات پیدا کرده است.

وی افزود: از مسئولان خواستم مرا به محل حادثه ببرند. در مسیر، با تمام وجود نام امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) را زمزمه می‌کردم و از خداوند درخواست معجزه داشتم. اما در همان حال، احساس می‌کردم این بار تقدیر الهی مسیر دیگری را رقم زده است.

خانم فرهمند ادامه داد: سه روز در انتظار خبر ماندم. هر لحظه امیدوار بودم او را زنده پیدا کنند، اما سحر روز سوم آرام‌آرام خود را برای پذیرش حقیقت آماده می‌کردم.

تشخیص پیکر و درک معنای «ما رأیت إلا جمیلاً»

وی اظهار داشت: سرانجام تماس گرفتند و گفتند پیکری در کنار وسایل همسرم پیدا شده است. برای تشخیص هویت به معراج شهدا رفتم. وعده دیدار بعدی ما، پس از آن صبحی که از خانه رفت، در معراج شهدا رقم خورد.

همسر شهید مصطفوی افزود: هنگامی که بر بالین پیکر او حاضر شدم، خداوند گوشه‌ای از حقیقت را به من نشان داد. دیگر تنها پیکر سوخته و مجروح همسرم را نمی‌دیدم؛ عاشقی را می‌دیدم که یک عمر در راه معشوق خود دویده و اکنون به وصال رسیده است.

وی ادامه داد: آنجا فهمیدم معنای «ما رأیت إلا جمیلاً» چیست. فهمیدم عاشورا چرا زیباترین صحنه عالم است؛ زیرا امام حسین(ع) نشان داد انسان تا کجا می‌تواند عاشق خدا باشد و همه داشته‌هایش را در راه او تقدیم کند.

شهدای جنگ ۱۲ روزه؛ ادامه‌دهندگان راه عاشورا

خانم فرهمند در پایان با بیان اینکه شهدای جنگ ۱۲ روزه ادامه‌دهندگان مکتب عاشورا هستند، گفت: همسرم و دیگر شهدای این جنگ، سال‌ها پیش از شهادت، با اخلاص، خدمت، تلاش و بندگی مسیر خود را انتخاب کرده بودند. شهادت پایان راه آنان نبود، بلکه نتیجه یک عمر دلدادگی به خداوند و خدمت صادقانه به مردم بود.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha