به گزارش خبرگزاری حوزه؟ مرکز ملی پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه به پرسش و پاسخی در موضوع نقش مؤلفههای قدرت ایران در تبدیل شدن به ابرقدرت نوظهور جهانی پرداخته است که تقدیم شما فرهیختگان میشود.
مولفه های قدرت ایران در برابر رژیم صهیونیستی و آمریکا
وقتی برای توصیف سطح قدرت یک کشور از اصطلاح ابرقدرت استفاده می شود مقصود برتری معنادار آن کشور در دو حوزه نظامی اعم از بودجه نظامی و نیروی انسانی و ابزارهای مکانیکی و الکترونیکی جنگی و اقتصادی یعنی سطح توان تولید بازار فروش درآمد ناخالص و امثال آن است که به آن کشور امکان می دهد تا خواسته ها و اهداف سیاسی و فرهنگی خود را بر دیگر کشورها تحمیل کرده و رفتارهای دیگر کشورها را در جهت منافع خود مدیریت کند
البته در کنار دو مولفه اقتصادی و نظامی می توان از مولفه فرهنگی به عنوان مولفه ای مستقل نام برد که زمینه های فکری و انگیزشی و در نتیجه زمینه های رفتاری و واقعی تسلط بر دیگر کشورها را تامین می کند
آمریکا پس از جنگ جهانی یعنی آمریکای اروپایی به ویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی خود را به عنوان ابرقدرت بلامنازع جهان مطرح ساخت و به واسطه قدرت نظامی و اقتصادی خود بر بسیاری از مناسبات سیاسی جهان مسلط شد در نظم آمریکایی جهان کشورها به دو دسته کشورهای همراه و کشورهای یاغی تقسیم بندی می شدند مقصود از کشورهای همراه کشورهایی بود که خود را در ذیل هژمونی آمریکا تعریف کرده و اهداف سیاسی و اقتصادی خود را در جهت منافع آمریکا تعریف و تهدید می کردند
در حالی که یاغی ها کشورهایی بودند که خواهان استقلال سیاسی بوده و اهداف سیاسی اقتصادی و فرهنگی خود را در ذیل هژمونی آمریکا تعریف نمی کردند بر این اساس آمریکا کشورهای همسو با خود را در برخی از منافع اقتصادی شریک می کرد اما کشورهای یاغی مانند ایران کره شمالی کوبا و امثال آن باید با انواع تحریم های اقتصادی سیاسی نظامی تحت فشار قرار گرفته تا در نهایت یا هژمونی جهانی آمریکا را بپذیرند یا از بین بروند
ایران دوران پهلوی جزو کشورهای همسو و تامین کننده منافع آمریکا در خاورمیانه بود و همه سیاست های داخلی و خارجی خود را از جمله حمایت از اسرائیل خونخوار در راستای تامین منافع آمریکا تنظیم می کرد ایران در دوران پهلوی کشوری برخوردار از ثروت عظیم نفت و گاز و موقعیت جغرافیایی سیاسی راهبردی اما کاملا وابسته به غرب بود که بدون اجازه آمریکا حتی قدرت استفاده از ابزارهای سیاسی و نظامی خود را نیز نداشت.
اشتباه محاسباتی غرب برای ضعف ایران
با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی ایران دورانی کاملا جدید در روابط ایران با کشورهای دیگر از جمله آمریکا آغاز شد در دوران جدید جمهوری اسلامی با مبنا قرار دادن استقلال سیاسی و فرهنگی خود را از هژمونی سیاسی آمریکا بیرون کشید و راهی تازه و متمایز را در جهان تک قطبی شده در پیش گرفت به همین سبب از دیدگاه آمریکایی ها از دسته کشورهای همسو به دسته کشورهای یاغی منتقل شد و آمریکا و غرب کوشیدند با انواع فشارهای سیاسی اقتصادی تبلیغاتی و مانند آن در راه پیشرفت ایران مانع تراشی کنند.
تا پیش از جنگ تحمیلی سوم علیه ایران همه دنیا و از جمله آمریکایی ها تصور می کردند که ایران بر اثر تحریم های اقتصادی شدید غرب از لحاظ علمی فنی اقتصادی و اجتماعی چنان ضعیف شده که دشمنانش می توانند به سادگی آن را شکست داده و نابود سازند اما جنگ تحمیلی سوم نشان داد که ایران با وجود فشارها و تحریم های ظالمانه و جنایتکارانه آمریکا و شرکای غربی اش اگرچه به برخی از مشکلات و نابسامانی های اقتصادی سیاسی و اجتماعی گرفتار شده اما در دوران سخت تحریم توانسته است ساختارهای اقتصادی دفاعی و اجتماعی خود را به گونه ای تنظیم کند که نه تنها شکست دادن آن کار آسانی نباشد بلکه می تواند ضربه هایی هولناک را به دشمنانش وارد سازد.

اکنون روشن شد که ایران با در اختیار داشتن تنگه راهبردی هرمز می تواند اقتصاد جهانی را به گروگان گرفته و کشورهای غربی را از انرژی ارزان خاورمیانه محروم سازد روشن شد که سیستم دفاعی کاملا بومی و درون ساخته ایران می تواند همه لایه های پدافندی پیشرفته و گران قیمت غربی را به چالش کشیده و امنیت اسرائیل و پایگاه های آمریکا در منطقه را به نابودی بکشد روشن شد که ایران سیستم های پدافندی ناشناخته ای دارد که می تواند جدیدترین و پیشرفته ترین سلاح های مرگبار بشری را مختل ساخته و نابود کند.
روشن شد که ایران ظرفیت های بی نظیری از لحاظ اجتماعی دارد که در صورت بروز بحرانی مانند جنگ فعال شده و از فروپاشی اجتماعی و سیاسی خود پیشگیری می کند معلوم شد که ایران به لحاظ تاب آوری اجتماعی و اقتصادی داخلی در شرایطی است که پس از گذشت ایام قابل توجهی از جنگ با دو قدرت هسته ای کمترین بحران اقتصادی را برای مردمش به همراه خواهد داشت و از همه مهم تر روشن شد که ایران در قلوب همه آزادگان جهان چنان محبوب و ارجمند است که همه ملت های آزاده از پیروزی های او خوشحال شده و الهام می گیرند.
برتری میدانی و ثبات ساختاری؛ پیشبینی تحول در نظم انرژی جهانی
اگر ایران در این جنگ به پیروزی کامل برسد که شواهد متعددی هم بر این امر دلالت دارد دیگر هیچ کشوری توانایی تحریم ایران را نخواهد داشت و ایران با در اختیار داشتن موقعیت راهبردی خلیج فارس و تنگه هرمز و مدیریت انرژی و مواد حیاتی جهان توان دفاعی پیشرفته و بومی دانش و صنعت هسته ای بومی ساختار سیاسی محکم و نامتزلزل نوسازی سیاسی و تقویت شدن جریان انقلابی و غرب ستیز در کشور ظرفیت های اجتماعی مستحکم و بی نظیر و قدرت الهام بخشی و محبوبیت در حال گسترش در قلوب انسان های آزاده جهان نه تنها یکی از ابرقدرت های مطرح در کنار چین روسیه و آمریکا خواهد بود بلکه به لحاظ موقعیت جغرافیایی راهبردی و اهرم های داخلی خود می توان ایران را مهم ترین بازیگر صحنه جهانی دانست.
علاوه بر این در این جنگ نابرابر ایران توانست ابرقدرتی آمریکا و تصویر ترسناکی را که اسرائیل برای خود در اذهان دولت ها و ملت های منطقه و جهان ساخته بود در هم شکسته و به کشورها و ملت های دیگر برای مقابله با زیاده خواهی های آمریکا جرئتی وصف ناشدنی بدهد جالب تر آن که همه این مزیت ها و توانمندی ها در ذیل الگوی سیاسی نوینی به نام ولایت فقیه و حکومت دینی شکل گرفته است که قرن ها چنان تبلیغ می شد که دوران آن برای همیشه به تاریخ پیوسته است.
برای شنیدن صوت کلیک کنید.










نظر شما