دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۶
«علی‌الاصول» و منطق پنهان تصمیم سیاسی

حوزه/ جمله «علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» نشان می‌دهد تصمیمات سیاسی بر اصول و مبانی فکری استوارند و میان «اصل» و «استثنا» تفکیک وجود دارد. مسئله اصلی، شناخت این مبانی و تبدیل آن به مبنای کنش سیاسی است؛ نه صرفاً انتظار برای اعلام موضع و واکنش به آن.

خبرگزاری حوزه | بیانیۀ اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره تفاهم میان ایران و آمریکا، علاوه بر ابعاد سیاسی، حاوی نکات قابل تأملی در حوزه اندیشه و حکمرانی نیز هست.

در بخشی از این بیانیه آمده است: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی از طرف خود و اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر کردم.»
این عبارت در نگاه نخست ناظر به یک تصمیم سیاسی مشخص است، اما در سطح تحلیلی، واژه «علی‌الاصول» در آن نقطه کانونی بحث قرار می‌گیرد.

«علی‌الاصول» به این معناست که تصمیمات سیاسی صرفاً محصول شرایط لحظه‌ای یا مصلحت‌های مقطعی نیستند، بلکه بر مجموعه‌ای از اصول و مبانی فکری استوارند. وقتی گفته می‌شود «علی‌الاصول نظر دیگری داشتم»، در واقع تفکیک روشنی میان «اصل» و «استثنا» وجود دارد؛ اصل همان چارچوب فکری و مبنایی است و استثنا شرایطی است که در آن واقعیت بیرونی تصمیم متفاوتی را اقتضا می‌کند. بنابراین مسئله صرفاً بیان یک اختلاف نظر نیست، بلکه نشان می‌دهد تصمیم سیاسی درون یک منظومه فکری از پیش موجود معنا پیدا می‌کند، نه در سطح واکنش‌های موردی.

بر همین اساس، مسئله اصلی در فهم این عبارت، امکان شناخت همان مبانی است. اگر این مبانی شناخته شوند، می‌توان جهت کلی تصمیمات را حتی قبل از اعلام رسمی نیز تشخیص داد؛ یعنی تحلیل سیاسی از سطح واکنش به سطح فهم منطق تصمیم ارتقا پیدا می‌کند.

این نگاه در تقابل با آن تلقی رایج قرار دارد که سیاست‌ورزی را صرفاً به تبعیت پس از اعلام موضع فرو می‌کاهد؛ اینکه نیروهای سیاسی نه امکان تحلیل مستقل دارند و نه مجاز به فهم منطق تصمیمات پیش از اعلام هستند، و باید صرفاً در موقعیت واکنش باقی بمانند. به عبارت دیگر، در این تلقی باید نه یک قدم جلوتر از ولی فقیه بود و نه یک قدم عقب‌تر؛ گزاره‌ای که در برخی موارد به بهانه‌ای برای ساکت کردن منتقدان تبدیل می‌شود.

اگر مبانی فکری رهبران انقلاب اسلامی به درستی شناخته شود و مردم و مسئولان آن را در تحلیل و اقدام خود لحاظ کنند، بسیاری از تصمیم‌هایی که با نگاه اولیه و مبنایی رهبری همخوانی نداشت، اساساً شکل نمی‌گرفت یا با هزینه کمتری همراه می‌شد. از این زاویه، شناخت این مبانی صرفاً یک بحث نظری نیست، بلکه در عمل نیز می‌تواند به بهبود کیفیت تصمیم‌گیری عمومی کمک کند.

بر این اساس، مسئله اصلی صرفاً انتظار برای اعلام موضع و تبعیت از آن نیست، بلکه فهم منطق و مبانی فکری و تبدیل آن به مبنای کنش سیاسی است. در چنین نگاهی، کنش سیاسی صرفاً واکنش به مواضع اعلام‌شده نیست، بلکه مشارکت در تحقق جهت‌گیری‌هایی است که بر اساس آن مبانی شکل می‌گیرد.

محمد پازوکی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha