پنجشنبه ۴ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۷
هفت محور عبور از منبر سنتی به منبر تحولی

حوزه / منبر انتقالی، مخاطب را از «جهل» به «اطلاع» می‌برد؛ منبر تحولی، او را از «اطلاعِ بی‌سامان» به «قدرتِ تصمیم‌گیری» می‌رساند. در این یادداشت، نقشه‌ی راهِ خروج از یکنواختی و ورود به عصرِ جدیدِ تبلیغ را بخوانید.

خبرگزاری حوزه | به محضر شما اساتید گرانقدر، واعظان، مداحان و مبلغان دلسوز. ما در منبریا از روش انتقالی و سنتی و یا روش تفکری و تحولی استفاده می کنیم .

ما با دو «نظام معرفتی» روبرو هستیم، نه صرفاً دو سبک. در ادامه توضیحات مختصری ارائه می کنم، تا نقشه‌ای روشن برای تحول در منبررا ترسیم کنیم.

مقدمه، دو نظامِ کاملاً متفاوت

منبرِ انتقالی (که آن را با نام سنتی می‌شناسیم) و منبرِ تحولی (که رویکرد تفکری نام دارد)، هر دو در مسیر تبلیغ دین به کار گرفته می‌شوند، اما مبانیِ فکری، اهداف و روش‌های آنها با یکدیگر تفاوتِ بنیادین دارد. درک این تفاوت، نخستین گام برای خروج از یکنواختی و تأثیرگذاریِ عمیق بر مخاطب امروزی است.

محور نخست: «هدف نهاییِ منبر»

- در منبر انتقالی: هدفِ اصلی، «آگاه‌سازی و یادآوریِ صرف» است. واعظ همچون یک پیام‌رسانِ امین، محتوای دین را دست‌نخورده به گوش شنونده می‌رساند. ارزش این منبر به مقدارِ اطلاعاتِ درست و جامعی است که در زمانِ محدود ارائه شده است. گویی واعظ وظیفه دارد کتابی را صفحه به صفحه برای مخاطب بخواند.

- در منبر تحولی: هدف، «دگرگونی در شیوه‌ی تصمیم‌گیریِ مخاطب» است. این منبر به دنبال آن است که نسبتِ فرد با مسائل پیرامونش را بازتعریف کند. در اینجا، مقصود تنها «سوادِ دینی» نیست، بلکه رسیدن به «داناییِ عملی» است؛ یعنی تواناییِ تصمیم‌گیریِ آگاهانه و متعهدانه در برابر مسائل نوپدیدِ زندگی. مخاطب باید یاد بگیرد که در هر موقعیت، بر اساس اصول دین، بهترین راه را برگزیند.

محور دوم: «جایگاهِ مخاطب از نگاهِ معرفت‌شناسی»

- در منبر انتقالی: مخاطب همچون «لوحی سفید» یا «ظرفی تهی» پنداشته می‌شود که باید از بالا با دانش و معلومات پُر شود. در این نگاه، شنونده نقشِ «گیرنده» را دارد و واعظ نقشِ «گوینده» را؛ بنابراین ارتباطی یک‌سویه برقرار است و مخاطب نقشی در تولیدِ معنا ندارد.

- در منبر تحولی: مخاطب به عنوان «انسانی خردورز و نقاد» دیده می‌شود که پیش‌دانسته‌ها، پرسش‌ها و تجربه‌های زیسته‌ی خود را به مجلس می‌آورد. واعظ در اینجا نقشِ «راهنما و گشاینده‌ی مسیر» را ایفا می‌کند؛ به جای آنکه پیوسته بگوید، مثل آنست که می‌پرسد و با شیوه‌ی پرسش‌وپاسخِ سقراطی، حقیقت را از درونِ گفت‌وگوی ذهنیِ خودِ مخاطب بیرون می‌کشد.

محور سوم: «نوعِ دانشی که ارائه می‌شود»

- در منبر انتقالی: عمدتاً به «دانشِ گزاره‌ای» پرداخته می‌شود؛ یعنی «بدان که نمازِ مستحبی چنین ثوابی دارد» یا «بدان که در جنگ اُحُد چنین رخدادی اتفاق افتاد». این نوع دانش، حافظه‌محور است و اغلب با گذشت زمان، از یاد می‌رود.

- در منبر تحولی: به «دانشِ رویه‌ای» و فراتر از آن، به «فراشناخت» پرداخته می‌شود؛ یعنی به مخاطب آموخته می‌شود که چگونه بیندیشد، نه اینکه به چه چیزی بیندیشد. برای نمونه، به او چارچوبی برای تحلیلِ اولویت‌ها (مانند تشخیصِ مهم‌تر از مهم) ارائه می‌شود تا خودش بتواند در مسائل روزمره، مصداق‌های متغیّر را وزن‌کشی کرده و به رأیِ درست برسد.

محور چهارم: «نگاه به زمان»

- در منبر انتقالی: نگاه، به شدت «گذشته‌گرا»ست. تمامِ سنگ‌بنایِ استدلال، بر وقایعِ صدر اسلام و روایاتِ رسیده استوار است. این رویکرد هرچند بسیار ارجمند است، اما اگر تنها روش باشد، مخاطب را در تاریخ محبوس کرده و او را از درکِ «سنتِ جاریِ الهی» در عصرِ خودش بازمی‌دارد.

- در منبر تحولی: نگاه، «آینده‌ساز» و «حال‌نگر» است. تاریخ به عنوان «درس‌نامه» و «تمثیل» به کار گرفته می‌شود تا برای معضلاتِ امروز مانند شکافِ نسلی، بحرانِ معنا یا جنگ‌های شناختی، راهکار ارائه دهد. در این رویکرد، گذشته پُلی است برای ساختنِ تمدنِ نوینِ اسلامی، نه مقصدی برای توقف.

محور پنجم: «ساختارِ محتوای منبر»

- در منبر انتقالی: محتوا دارای ساختاری «جزیره‌ای» و «تک‌بُعدی» است. هر موضوع اخلاقی، تاریخی یا فقهی، به تنهایی و بدون پیوند با دیگر حوزه‌ها مطرح می‌شود. مثلاً یک ساعت درباره‌ی «غیبت» سخن گفته می‌شود، بدون آنکه به تأثیرِ آن بر اقتصادِ خانواده یا سلامتِ روانیِ جامعه اشاره شود.

- در منبر تحولی: محتوا دارای ساختاری «سیستمی» و «شبکه‌ای» است. نشان داده می‌شود که چگونه یک رذیله‌ی اخلاقی با رکودِ اقتصادی یا بی‌اعتمادیِ سیاسی گره خورده است. واعظِ تحولی، مشکلِ اصلیِ جامعه را پیدا می‌کند و تمامِ منبر را با بهره‌گیری از همه‌ی شاخه‌های معرفتی (تاریخ، کلام، اخلاق و حتی علومِ تجربیِ روز) حولِ حلِّ آن مسئله سامان می‌دهد.

محور ششم: «ابزارهای اقناع و روان‌شناسیِ تأثیر»

- در منبر انتقالی: شاید تنها بر «ترس و امیدِ کلی» و «تکرارِ عاطفی» تأکید می‌شود. مخاطب تحت تأثیر هیجانِ لحظه‌ای (مانند گریه و اشک) قرار می‌گیرد، اما این تأثیرهرچند مفید است و به آن سفرش شده است ، اما به تنهائی پایدار نیست و به سرعت با خروج از جلسه، از بین می‌رود؛ اثری زودگذر دارد.

- در منبر تحولی: از «ناهماهنگیِ شناختی» به عنوان اهرمی نیرومند بهره گرفته می‌شود. به این معنا که با طرح پرسشی چالش‌برانگیز، مخاطب را در تناقض میان «باورِ فعلی» و «رفتارِ واقعی‌اش» غوطه‌ور می‌سازد تا خودش به دنبال رهایی و تغییرِ رفتار برآید. این شیوه بر پایه‌ی یافته‌های علومِ اعصاب است که ثابت کرده تغییرِ پایدار، تنها زمانی رخ می‌دهد که خودِ فرد به «چراییِ» آن پی برده باشد و انگیزه‌ی درونی پیدا کند.

محور هفتم: «معیارِ سنجشِ موفقیت»

- در منبر انتقالی: موفقیت با «حجمِ مطالبِ ارائه‌شده»، «نقلِ روایاتِ کمتر شنیده‌شده» و «تعدادِ حضّار» سنجیده می‌شود. اگر مجلس پرشکوه بود و مردم گریستند، کار را تمام‌شده می‌پندارند.

- در منبر تحولی: موفقیت با «تغییرِ رفتاریِ قابلِ مشاهده» و «افزایشِ قدرتِ تحلیلِ مخاطب» ارزیابی می‌شود. بالا بردن معدل فکر وتعقل در جامعه شیعه و مسلمان ؛ ومعیارِ اصلی این است که آیا شنونده پس از منبر، تواناییِ تشخیصِ حق از باطل را در یک مسئله‌ی نوپیدا پیدا کرده است؟ آیا به یک تعهدِ عملیِ روشن (مثلاً ترکِ یک عادتِ نادرستِ سازمان‌یافته یا آغازِ یک کارِ خیرِ جمعی) پایبند شده است؟ اثرِ این منبر، دیرآشکار اما عمیق و ماندگار است.

جمع‌بندی علمی و راهکارِ عملی برای اهلِ منبر

ای بزرگواران! هرگز هدفِ من، نفیِ منبرِ انتقالی نیست؛ چراکه بیانِ احکام وو اخلاق و عقاید و تاریخ، بنیانِ اساسیِ هر منبری است و بدونِ آن، رویکردِ تحولی نیز بی‌پایه خواهد بود. اما اشتباهِ راهبردیِ امروز این است که مخاطبِ ما (به ویژه نسلِ جوان) از «کم‌اطلاعی» رنج نمی‌برد؛ بلکه از «انبوهِ اطلاعاتِ بی‌سامان» و «تشنگیِ معنا و جهت‌دهی» در عذاب است. بنابراین، پیشنهادِ عملیِ من بر پایه‌ی دانشِ «ارتباطاتِ اقناعی» این است که هر منبر را با سه پرسشِ کلیدی طراحی کنید:

۱. مشکلِ امروزِ این مردم چیست؟ (آسیب‌شناسیِ عینی و میدانیِ وضعِ موجود)

۲. آیه و روایتِ ناظر بر این مشکل، چه راهِ کلی را برای حلِّ آن ترسیم کرده است؟ (پل زدن میانِ گذشته و حال)

۳. نخستین گامِ عملی که هر مخاطب می‌تواند از همین امروز بردارد، چیست؟ (تعهدی کوچک اما مؤثر)

و در پایان، به یاد داشته باشیم که قرآن کریم، پیامبر اکرم (ص) را نه فقط «رساننده‌ی پیام»، بلکه «روشن‌گرِ حقیقت» و «پرورش‌دهنده‌ی جان‌ها» معرفی می‌کند؛ کسی که میانِ حق و باطل جدایی می‌افکند و نیرویِ خرد و رشدِ انسان را شکوفا می‌سازد. این دقیقاً همان رویکردِ تحولی است که از منبرِ امروز انتظار می‌رود. مخاطبِ امروز، به جای یک کتابخانه‌ی صوتیِ سیار، به کلاسی زنده برای « حکمت و تفکر ومهارتِ زندگیِ مؤمنانه» نیاز دارد. باشد که منبرهایمان، چنین کلاسی و مکتبی باشند.

حجت‌الاسلام رسول ملکیان اصفهانی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha