به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، هوش مصنوعی کمکم به یکی از بحثبرانگیزترین و پررنگترین موضوعات زندگی ما تبدیل شده؛ از علم و فناوری گرفته تا فرهنگ و حتی سبک زندگی. طبیعی است که چنین پدیدهای راه خودش را به ادبیات هم باز کند و نویسندگان را به تجربهکردن جهانهای تازه ترغیب کند. با این حال، روایت کردن این موضوع برای نوجوانها کار سادهای نیست و نیاز به نگاهی خلاقانه، زبانی روان و داستانی دارد که هم جذاب باشد و هم با دنیای این گروه سنی ارتباط برقرار کند.
رمان «علیه تسخیر» از جمله آثاری است که با بهرهگیری از ظرفیتهای داستانی جهان هوش مصنوعی و فناوریهای نوین، تلاش کرده فضایی متفاوت و خیالانگیز برای مخاطب نوجوان خلق کند. این اثر، بدون آنکه درگیر مباحث فنی و تخصصی شود، از عناصر و مفاهیم مرتبط با فناوریهای جدید برای پیشبرد روایت خود بهره میگیرد و خواننده را به سفری ماجراجویانه در جهانی متفاوت میبرد.
به مناسبت انتشار این اثر، خبرگزاری حوزه با حجت الاسلام محمد مهدی زارع مهرجردی نویسنده رمان «علیه تسخیر» درباره ایده شکلگیری کتاب، روند نگارش، چالشهای نوشتن برای نوجوانان و تجربه بهرهگیری از فضای فناوریهای نوین در ادبیات داستانی به گفتوگو نشسته است.

لطفاً در ابتدا کمی درباره رمان «علیه تسخیر» و ایده اصلی آن توضیح دهید.
«علیه تسخیر» داستان یک جارو شارژی خراب و پرسر و صدا به نام «جیلیا» است که مدتها در گوشه یک فروشگاه به فراموشی سپرده شده است. او در ظاهر وسیلهای از کارافتاده و بیاهمیت به نظر میرسد، اما در ادامه وارد ماجرایی بزرگ میشود و به مبارزه با «سریکا» میپردازد؛ یک سرور اینترنتی مجهز به هوش مصنوعی که قصد دارد انسانها و اشیاء را تحت سلطه خود درآورد. اگرچه داستان در فضایی فانتزی و با محوریت فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی و اینترنت اشیاء روایت میشود، اما در لایههای عمیقتر خود درباره مسئله هویت، خودشناسی و جایگاه انسان در جهان معاصر سخن میگوید.
ایده نگارش این اثر چگونه شکل گرفت؟
دغدغه من از ابتدا صرفاً پرداختن به فناوری یا هوش مصنوعی نبود. احساس میکردم نوجوان امروز در جهانی زندگی میکند که هر روز با حجم عظیمی از اطلاعات، رسانهها، فناوریها و الگوهای مختلف مواجه است و در چنین شرایطی مسئله هویت به یکی از مهمترین پرسشهای او تبدیل میشود. به همین دلیل تلاش کردم در قالب یک داستان ماجراجویانه و فانتزی، این دغدغه را روایت کنم. شخصیت «جیلیا» نیز از همین زاویه شکل گرفت؛ موجودی که دیگران او را بیارزش و ناکارآمد میدانند اما در جریان داستان، تواناییها و هویت واقعی خود را کشف میکند.
فرایند نگارش رمان چقدر زمان برد؟
نگارش این اثر حدود یک سال زمان برد. البته بخش مهمی از این زمان صرف طراحی و بازطراحی ایده اولیه شد. طرح داستان بارها نوشته شد و کنار گذاشته شد. فکر میکنم بیش از ده یا پانزده بار ایده را از نو نوشتم تا در نهایت به ساختاری رسیدم که بتواند آنچه در ذهن داشتم را بهدرستی منتقل کند. پس از نهایی شدن طرح نیز متن رمان دو بار بهصورت کامل بازنویسی شد تا از نظر روایت، شخصیتپردازی و انسجام داستانی به وضعیت مطلوب برسد.
مهمترین چالش شما در نگارش این اثر چه بود؟
مهمترین چالش، یافتن زبان مناسب برای مخاطب نوجوان بود. نوجوانان دنیای خاص خودشان را دارند و اگر نویسنده نتواند با زبان و فضای ذهنی آنان ارتباط برقرار کند، اثرش چندان موفق نخواهد بود. تلاش کردم زبانی انتخاب کنم که هم روان و جذاب باشد و هم از سطحینگری فاصله بگیرد. از سوی دیگر، طراحی صحنهها و حوادث داستان نیز نیازمند دقت زیادی بود تا مخاطب بتواند با جهان داستان همراه شود و ماجراها را باور کند.
با توجه به حضور پررنگ هوش مصنوعی در داستان، آیا میتوان این اثر را یک رمان فناورانه دانست؟
تا حدی بله، اما تصور میکنم اگر مخاطب پس از خواندن کتاب صرفاً درباره هوش مصنوعی فکر کند، بخش مهمی از پیام اثر را از دست داده است. هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء و فناوریهای جدید بیشتر بستر روایت هستند. مسئله اصلی داستان، هویت و ارزشمندی است؛ اینکه هر فرد چگونه خود را میشناسد، چگونه در برابر سلطه و تحمیل میایستد و چگونه مسیر رشد خود را پیدا میکند. این همان پرسشی است که بسیاری از نوجوانان در مقطع حساس شکلگیری شخصیت خود با آن مواجه هستند.
به نظر شما چه ویژگیای میتواند نوجوانان را به مطالعه این اثر ترغیب کند؟
فکر میکنم ترکیب ماجراجویی، فانتزی، طنز و فناوری میتواند برای نوجوانان جذاب باشد. از سوی دیگر، شخصیت اصلی داستان برخلاف قهرمانهای کلیشهای، موجودی ضعیف و فراموششده است. بسیاری از نوجوانان میتوانند با چنین شخصیتی همذاتپنداری کنند و مسیر رشد و تحول او را دنبال کنند. تلاش کردهام داستان علاوه بر سرگرمکنندگی، فرصتی برای اندیشیدن به پرسشهای عمیقتر زندگی نیز فراهم کند.
سخن پایانی:
در پایان لازم میدانم از استاد ارجمندم، آقای محمدحسین فاضل صمیمانه تشکر کنم. ایشان از مراحل اولیه شکلگیری ایده تا بازنویسیهای نهایی اثر در کنار من بودند و با راهنماییها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمند خود سهم مهمی در شکلگیری این رمان داشتند. هم چنین از همسر عزیزم که با صبر و بردباری خودشان در این مسیر بسیار به من کمک کردند. امیدوارم «علیه تسخیر» بتواند برای نوجوانان تجربهای جذاب و در عین حال تأملبرانگیز رقم بزند و آنان را به اندیشیدن درباره هویت، استقلال و آینده خود دعوت کند.










نظر شما