خبرگزاری حوزه | پیشدرآمد: کودتا، پروژهای که هرگز متوقف نمیشود: کودتا، یکی از کهنترین ابزارهای تغییر قدرت در تاریخ بشر است. از رم باستان تا قسطنطنیه، از پاریس تا تهران، همواره گروههایی بودهاند که با تکیه بر زور، نیرنگ و پشتیبانی بیرونی، کوشیدهاند مسیر تاریخ را به نفع خود تغییر دهند. اما کودتا، صرفاً یک رویداد نقطهای نیست؛ بلکه پروژهای است که اگر در مرحله نخست نافرجام بماند، طراحان آن، با تغییر تاکتیک، به دنبال تداوم آن از مسیرهای دیگر خواهند بود.
در تاریخ معاصر ایران، دو کودتا بیش از هر رویداد دیگری، الگوی این پدیده را به نمایش گذاشتهاند: کودتای موفق ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که با طراحی سیا و سرویس مخفی بریتانیا، دولت ملی دکتر مصدق را سرنگون کرد، و کودتای نافرجام ۱۸ دی ۱۴۰۴ که رهبر معظم انقلاب(ره) آن را «کودتایی که زیر پای ملت له شد» توصیف فرمودند.
اما پرسش اساسی این است: کودتای نافرجام، چگونه میتواند تداوم یابد؟ و چه عواملی باعث میشود که طراحان یک کودتای شکستخورده، دست از تلاش برندارند و با تغییر لباس و تاکتیک، به دنبال تحقق اهداف خود از مسیرهای دیگر باشند؟
بخش اول: کودتاهای موفق و نافرجام در تاریخ ایران
- کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲؛ الگوی کامل یک کودتای موفق
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، که به سرنگونی دولت ملی دکتر محمد مصدق انجامید، یکی از مستندترین نمونههای مداخله خارجی در تاریخ معاصر ایران است. اسناد منتشرشده از سوی سیا و وزارت امور خارجه آمریکا نشان میدهد که این کودتا با نام رمز «تیپیآژاکس» و با بودجهای یک میلیون دلاری طراحی و اجرا شد.
در این کودتا، سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا از شبکههای داخلی خود که شامل افراد ایرانی میشد، بهره بردند. کرمیت روزولت، مسئول عملیات سیا در خاور نزدیک، توانست حمایت شاه را جلب کند و به اوباش برای برپایی تظاهرات ضد مصدق پول پرداخت شود. در نقشه نهایی کودتا، ۲۸۵ هزار دلار بودجه در نظر گرفته شده بود که ۱۴۷ هزار و ۵۰۰ دلار از سوی آمریکا و ۱۳۷ هزار و ۵۰۰ دلار از سوی انگلستان تأمین میشد.
این کودتا، اگرچه در مرحله اول (۲۵ مرداد) نافرجام ماند، اما طراحان آن با اصلاح تاکتیک، سه روز بعد به هدف خود رسیدند. این همان الگویی است که در کودتای ۱۸ دی ۱۴۰۴ نیز تکرار شد: یک کودتا، دو مرحله؛ مرحله اول نافرجام، مرحله دوم با تغییر تاکتیک .
- کودتای نوژه (۱۳۵۹)؛ نافرجامی که درسآموز بود
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، گروهی از افسران ارتش شاهنشاهی با حمایت خارجی، طرح کودتایی را برای بازگرداندن شاپور بختیار و سرنگونی نظام نوپای جمهوری اسلامی طراحی کردند. این کودتا که به «کودتای نوژه» یا «عملیات نقاب» معروف شد، در تیرماه ۱۳۵۹، پیش از اجرا، لو رفت و ناکام ماند.
کودتای نوژه، هرچند نافرجام ماند، اما نشان داد که دشمنان نظام، هیچگاه از تلاش برای تغییر قدرت از مسیر غیرقانونی دست نمیکشند. این درس، در کودتای ۱۸ دی ۱۴۰۴ نیز به روشنی قابل مشاهده بود.
بخش دوم: کودتای ۱۸ دی ۱۴۰۴؛ روایتی از نافرجامی که هنوز ادامه دارد
- آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ گذشت
۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، ایران شاهد یکی از سازمانیافتهترین آشوبهای تاریخ خود بعد از انقلاب اسلامی بود. اهداف اعلامشده این حرکت، سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی، بازگشت پهلوی زبون و تشکیل دولت انتقالی بود.
اما آنچه این رویداد را از یک اعتراض صرف متمایز میکرد، سازمانیافتگی، پشتیبانی خارجی و هدفگذاری دقیق بر مراکز حساس کشور بود.
- توصیف رهبر شهید انقلاب(ره): «کودتا بود که شکست خورد»
رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای(ره)، در دیدار با اقشار مختلف مردم در ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ماهیت این رویداد را به صراحت تبیین فرمودند:
-
- «آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. اینجور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد.»
ایشان همچنین در جای دیگر، با اشاره به اهداف این کودتا فرمودند: «یعنی هدفِ تخریب، مراکز حسّاس و مؤثّر در اداره کشور بود. به پلیس حمله کردند، به مراکز سپاه حمله کردند، به بعضی از مراکز دولتی...»
این توصیف، نشان میدهد که فتنه ۱۸ دی، صرفاً یک «اعتراض مردمی» نبود، بلکه پروژهای از پیش طراحیشده برای ضربه به ستونهای حاکمیت بود که با پشتیبانی مالی، اطلاعاتی و رسانهای خارجی، درصدد تغییر نظام از مسیر غیرقانونی برآمده بود
- شباهت کودتای ۱۸ دی با کودتای ۲۸ مرداد
پایگاه اطلاعرسانی رهبر معظم انقلاب، در گزارشی با عنوان «دو کودتا، یک الگو»، به تطبیق ساختاری و عملیاتی این دو کودتا پرداخته است. شباهتهای کلیدی عبارت است از
- طراحی خارجی: هر دو کودتا، با طراحی و پشتیبانی سرویسهای اطلاعاتی خارجی (آمریکا و انگلیس در ۲۸ مرداد، و آمریکا و رژیم صهیونیستی در ۱۸ دی) انجام شد.
- پشتیبانی مالی: در ۲۸ مرداد، بودجه یک میلیون دلاری به کودتا اختصاص یافت. در ۱۸ دی نیز، شبکههای تأمین مالی خارجی و وابسته، نقش کلیدی در سازماندهی آشوبها ایفا کردند.
- استفاده از اوباش و عناصر مسلح: در ۲۸ مرداد، به اوباش برای برپایی تظاهرات ضد مصدق پول پرداخت شد. در ۱۸ دی نیز، عناصر مسلح و سازمانیافته، با حمله به مراکز حساس، به دنبال ایجاد هرجومرج و سقوط نظام بودند.
- هدفگذاری بر مراکز حساس: در هر دو کودتا، هدف اصلی، ضربه به مراکز کلیدی حاکمیت و ایجاد خلأ قدرت بود.
بخش سوم: تداوم کودتای نافرجام؛ چگونه یک پروژه شکستخورده ادامه مییابد؟
- نافرجامی، پایان کار نیست؛ تغییر تاکتیک است
یکی از مهمترین درسهای تاریخ کودتاها این است که نافرجامی یک کودتا، به معنای پایان پروژه نیست؛ بلکه آغاز مرحله جدیدی از آن است. طراحان یک کودتای شکستخورده، با تحلیل نقاط ضعف و قوت عملیات خود، تاکتیکهای خود را تغییر میدهند و از مسیرهای جدید به دنبال تحقق اهداف خود میروند.
در کودتای ۲۸ مرداد، مرحله اول (۲۵ مرداد) نافرجام ماند، اما طراحان با اصلاح تاکتیک، سه روز بعد به هدف خود رسیدند. در کودتای ۱۸ دی نیز، با وجود شکست مرحله اول، طراحان آن همچنان به دنبال تداوم پروژه خود از مسیرهای دیگر هستند.
- مسیرهای تداوم کودتای نافرجام
بر اساس تحلیلهای موجود، تداوم کودتای نافرجام ۱۸ دی، از چند مسیر اصلی دنبال میشود:
مسیر اول: جنگ روانی و عملیاتهای رسانهای
یکی از مهمترین ابزارهای تداوم یک کودتای نافرجام، جنگ روانی و عملیاتهای رسانهای است. دشمن با استفاده از شبکههای اجتماعی و رسانههای معاند، به دنبال تداوم فضای یأس و ناامیدی در جامعه است. هدف از این عملیاتها، تضعیف اعتماد عمومی به نظام و ایجاد زمینه برای حرکتهای بعدی است.
مسیر دوم: نفوذ در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی
کودتاگران، پس از شکست در میدان فیزیکی، به دنبال نفوذ در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی هستند. ایجاد بحرانهای اقتصادی، دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی، و تضعیف سرمایه اجتماعی، از جمله ابزارهای این مرحله است. رهبر معظم انقلاب(ره) در این باره فرمودند: «دشمن چه قبول بکند، چه قبول نکند، این کودتایی که با اینهمه زحمت، با اینهمه خرج، با اینهمه پیشبینی، آن را در داخل کشور فراهم کرده بودند، به خاک نشست و شکست خورد و ساقط شد. این اتّفاقی بوده که افتاده. قضیّه، قضیّه مهمّی است، قضیّه کوچکی نیست.»
مسیر سوم: بهرهبرداری از شکافهای داخلی
یکی از مهمترین ابزارهای تداوم یک کودتای نافرجام، بهرهبرداری از شکافهای داخلی است. دشمن با شناسایی نقاط اختلاف میان نهادهای حاکمیتی، به دنبال تشدید این اختلافات و ایجاد دوگانگی در ساختار قدرت است.
مسیر چهارم: طراحی عملیاتهای تروریستی و خرابکارانه
پس از شکست در میدان آشوبهای خیابانی، طراحان کودتا به سمت عملیاتهای تروریستی و خرابکارانه روی میآورند. ترور شخصیتهای کلیدی، حمله به تأسیسات حساس، و ایجاد ناامنی در نقاط مختلف کشور، از جمله این اقدامات است.
در تاریخ معاصر، نمونههای متعددی از این رویکرد دیده شده است. پس از شکست طرحهای مختلف برای تغییر نظام، دشمن به سمت ترور دانشمندان هستهای، فرماندهان نظامی و حتی رهبر معظم انقلاب حرکت کرد. حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ که به شهادت رهبر معظم انقلاب انجامید، اوج این رویکرد بود.
پایگاه اطلاعرسانی رهبری، در گزارش «دو کودتا، یک الگو»، با تکیه بر اسناد، به بررسی شباهتهای ساختاری و عملیاتی میان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و کودتای نافرجام ۱۸ دی ۱۴۰۴ پرداخته است. در این گزارش، به نقش «شبکههای تأمین مالی، رسانهای و میدانی خارجی و وابسته» در ۱۸ دی ۱۴۰۴ اشاره شده است. این شبکهها، همچنان فعال هستند و با تغییر تاکتیک، به دنبال تداوم پروژه خود از مسیرهای دیگر میباشند.
مسیر پنجم: عملیات حقوقی و سیاسی
یکی از جدیدترین و پیچیدهترین مسیرهای تداوم یک کودتای نافرجام، عملیات حقوقی و سیاسی است. در این مسیر، کودتاگران با استفاده از ابزارهای حقوقی و سیاسی، به دنبال مشروعیتزدایی از نظام و تضعیف ارکان آن هستند.
این مسیر، شامل موارد زیر است:
- طرح پروندههای حقوقی علیه مسئولان نظام در مجامع بینالمللی
- تلاش برای انزوای سیاسی ایران در سازمانهای بینالمللی
- بهرهبرداری از نهادهای حقوق بشری برای فشار بر نظام
- طراحی پروژههای «انتقال قدرت» از مسیرهای بهظاهر قانونی
مسیر ششم: تداوم از طریق «جنگ شناختی» و «تغییر روایتها»
جنگ شناختی، یکی از مهمترین ابزارهای تداوم یک کودتای نافرجام است. در این مسیر، دشمن با تغییر روایتهای تاریخی و بازتعریف وقایع، به دنبال تضعیف باورهای عمومی و ایجاد شکاف در حافظه جمعی جامعه است.
بر اساس تحلیلهای موجود، دشمن در تلاش است تا روایت خود از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی را به عنوان یک «اعتراض مردمی» تثبیت کند و ماهیت کودتایی آن را پنهان نماید. این تغییر روایت، با هدف ایجاد زمینه برای تکرار چنین حرکاتی در آینده انجام میشود.
مسیر هفتم: نفوذ در نهادهای فرهنگی و آموزشی
یکی از بلندمدتترین مسیرهای تداوم کودتای نافرجام، نفوذ در نهادهای فرهنگی و آموزشی است. در این مسیر، دشمن با نفوذ در دانشگاهها، مدارس، مراکز علمی و نهادهای فرهنگی، به دنبال تغییر نگرش نسلهای آینده و ایجاد زمینه برای تغییرات ساختاری در بلندمدت است.
این مسیر، شامل موارد زیر است:
- نفوذ در هیأتهای علمی دانشگاهها
- تولید محتوای آموزشی با رویکردهای غیراسلامی و غیرانقلابی
- حمایت از جریانهای فکری معاند در مراکز علمی
- ایجاد شبکههای پنهان فرهنگی با هدف تغییر ارزشهای جامعه
- نقش مردم در شکست و تداوم کودتا
یکی از مهمترین عواملی که باعث شد کودتای ۱۸ دی به نتیجه نرسد، حضور آگاهانه و هوشمندانه مردم در صحنه بود. مردم ایران، با بصیرت و آگاهی خود، این توطئه را شناسایی کردند و با حضور در صحنههای مختلف، اجازه ندادند که پروژه دشمن به نتیجه برسد.
رهبر شهید انقلاب(ره) در این باره فرمودند: «این کودتا زیر پای ملت ایران له شد» . این جمله، نشاندهنده نقش تعیینکننده مردم در شکست این توطئه است.
با این حال، شکست تداوم این کودتا نیز به هوشیاری و آگاهی مردم بستگی دارد. اگر مردم از مسیرهای مختلف تداوم کودتا آگاه باشند و در مقابل آنها ایستادگی کنند، پروژه دشمن هرگز به نتیجه نخواهد رسید.
بخش چهارم: درسهایی برای آینده؛ چگونه میتوان از تداوم کودتا جلوگیری کرد؟
بر اساس بررسی کودتای ۱۸ دی و مسیرهای تداوم آن، میتوان درسهای مهمی برای آینده استخراج کرد:
درس اول: هوشیاری اطلاعاتی و امنیتی
دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور باید همواره در حالت آمادهباش کامل باشند و هرگونه تحرک مشکوک را رصد و پایش کنند. وقایع ۱۸ و ۱۹ دی نشان داد که دشمن از هر فرصتی برای ضربه زدن به نظام استفاده میکند.
درس دوم: تقویت وحدت ملی
یکی از مهمترین عوامل شکست کودتای ۱۸ دی، وحدت ملی بود. مردم، مسئولان و نیروهای مسلح، با اتحاد و انسجام خود، اجازه ندادند که دشمن به هدف خود برسد. تقویت این وحدت، مهمترین عامل بازدارندگی در برابر توطئههای آینده است.
درس سوم: آگاهیبخشی عمومی
آگاهی مردم از ماهیت توطئههای دشمن، یکی از مهمترین عوامل شکست آنهاست. رسانههای کشور باید با تولید محتواهای آگاهیبخش، مردم را از مسیرهای مختلف نفوذ و تداوم کودتا آگاه سازند.
درس چهارم: برخورد قاطع با عوامل داخلی
یکی از مهمترین مسیرهای تداوم کودتا، استفاده از عوامل داخلی است. برخورد قاطع و قانونی با افرادی که با دشمن همکاری میکنند، میتواند این مسیر را مسدود کند.
درس پنجم: تقویت اقتصاد مقاومتی
دشمن همواره از مشکلات اقتصادی برای ایجاد نارضایتی و زمینهسازی برای حرکتهای خود استفاده میکند. تقویت اقتصاد مقاومتی و کاهش وابستگی به خارج، یکی از مهمترین راههای پیشگیری از تداوم توطئههای دشمن است.
نتیجهگیری: کودتا، پروژهای که هرگز متوقف نمیشود
بررسی کودتای ۱۸ دی ۱۴۰۴ و مسیرهای تداوم آن، نشان میدهد که کودتا، پروژهای است که حتی در صورت نافرجامی، هرگز متوقف نمیشود. طراحان یک کودتای شکستخورده، با تغییر تاکتیک و استفاده از مسیرهای جدید، به دنبال تحقق اهداف خود از راههای دیگر هستند.
از جنگ روانی و عملیاتهای رسانهای تا نفوذ در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی، از طراحی عملیاتهای تروریستی تا عملیات حقوقی و سیاسی، از جنگ شناختی تا نفوذ در نهادهای فرهنگی و آموزشی، همگی مسیرهایی هستند که دشمن برای تداوم پروژه خود از آنها استفاده میکند.
پایگاه اطلاعرسانی رهبری، در تحلیل خود از کودتای ۱۸ دی، به این نکته اشاره کرده است که «تغییر قدرت نه از مسیر اراده عمومی، بلکه از راه آشوب سازمانیافته، ضربه به مراکز حاکمیتی و البته جنگ روانی پیگیری میشود» . این توصیف، نشاندهنده آن است که دشمن از مسیرهای مختلف و با استفاده از ابزارهای متنوع، به دنبال تحقق اهداف خود است.
تنها راه مقابله با این پروژههای پیچیده، هوشیاری دائمی، تقویت وحدت ملی، آگاهیبخشی عمومی، برخورد قاطع با عوامل داخلی، و تقویت بنیههای اقتصادی و امنیتی کشور است. اگر ملت ایران و مسئولان نظام، با بصیرت و اتحاد خود، در برابر این توطئهها ایستادگی کنند، هیچ پروژهای نمیتواند به نتیجه برسد.
نگارنده بر این باور است که با توجه به تصریحات رهبر شهید انقلاب مبنی بر ماهیت کودتایی اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، و تامل در اینکه اصولا هیچ کودتایی بصورت ارتجالی و دفعتاً اتفاق نمیافتد و قطعا همراه با برنامهریزیهای بلندمدت و دارای سطوح و پلنهای یک و دو و سه و ... می باشد و با توجه به هشدار مقام معظم رهبری حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای(حفظهالله تعالی) مبنی بر تمرکز دشمن بر خطای محاسباتی مسوولان و کاهش تابآوری مردم که روی دیگر این دو موضوع، همانا سست کردن میدان و خیابان میباشد و این سستی مقدمه اقدام دشمن در حمله تمامکننده و نیز شعلهور کردن آتش آشوبها و راهاندازی فاز دوم کودتا میتواند باشد نیز بیانیه و هشدار بهنگام و شجاعانه نمایندگان ملت و راهبران معنوی و سیاسی امت در مجلس خبرگان رهبری(حفظهمالله تعالی)، هشداری برای همگان است تا با هوشیاری و بصیرت تام و تمام و با لبیک به فرامین و منویات رهبر عزیزمان، از بروز و جان گرفتن فتنه و کودتای مجدد جلوگیری شود. طبعا هر کسی در هر موقعیت و جایگاهی و با هر حرکت و سخن سلبی و اثباتی و یا با خالی کردن سنگر، آن هم در این جنگ ابراحزاب ایران مقابل تمامیت جبهه استکبار و استضعاف و امپریالیسم جهانخوار و کودککش و کودکخوار و فاسد، آب به آسیاب دشمن بریزد مهره کودتا تلقی شده و وفق قوانین جنگی باید در مرصاد حقطلبان خود را کمینزده بداند. مردم ولایتمدار ایران فراموش نخواهند کرد که چه کسانی با اقدامات نادرست و با مدیریتهای ویرانگر و با سخنان اضعف و با جاخالیکردنهای جاهلانه یا خائنانه، در سختترین روزهای این کشور و مردم، در تکمیل پازل دشمن بیرحم و فریبکار، ایفای نقش کردند و چه زود است چنین جاهلان و خائنانی به زبالهدان تاریخ این ملت سرافراز، موحد و انقلابی و ولایتمدار سپرده شوند.
حجت الاسلام خدابخش عبدلی










نظر شما