به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه در هرمزگان، مسجد «ثامن الحجج پیامبر اعظم» در بندرعباس که پیش از این به دلیل بسته بودن درها و رها شدن در میان زبالهها، وضعیتی متروکه و نگرانکننده داشت، اکنون با تلاشی خستگیناپذیر به کانون فعالیتهای فرهنگی و مذهبی تبدیل شده است.

در حالی که این بنا زمانی شبیه به خانهای متروکه به نظر میرسید، حجتالاسلام والمسلمین وحید حیدری مبلغ دینی با مشاهده این وضعیت، عزم خود را برای احیای این مکان جزم کردند. ایشان با توانمندی خود، نوجوانان و جوانان را حول محور این مسجد گرد هم آورده و با چالشهای موجود، از جمله نبود امکانات اولیه مانند موکت و سیستم سرمایشی، مبارزه کردند.
گزارشها حاکی از آن است که با وجود محدودیتهای امکاناتی، نماز جماعت در محوطه مسجد برگزار شده و با همراهی ارزشمند نماینده ولی فقیه در استان هرمزگان و شهردار بندرعباس، روند احیا شتاب گرفت. امروزه این مسجد که زمانی متروکه بود، به پاتوقی برای آموزش قرآن کریم و برگزاری برنامههای فرهنگی در مناسبتهای شادی و غم اهلبیت (ع) برای خواهران و برادران تبدیل شده است.
حجتالاسلام حیدری ، لطفاً بفرمایید وقتی برای اولین بار با این وضعیت متروکه و پر از زباله در این مسجد مواجه شدید، چه حسی داشتید و چه چیزی باعث شد که تصمیم بگیرید زندگی خود را وقف احیای این مکان کنید؟
پاسخ:بسم الله الرحمن الرحیم. راستش را بخواهید، دیدن این وضعیت واقعاً قلب آدم را به درد میآورد. مسجد، بیتالله است و وقتی میبینید خانهی خدا در چنین وضعیتی رها شده و به جای ذکر خدا، در آن آشغالها جمع شدهاند، انسان احساس مسئولیت میکند. من فکر کردم اگر ما، تحصیلکردهها و مبلغین، برای باز کردن درهای خانهی خدا قدم برنداریم، چه کسی برمیدارد؟ انگیزه من از این کار، نه خودنمایی، بلکه خدمت به اهلبیت (ع) و ایجاد یک پناهگاه برای جوانان این منطقه بود تا به جای پناه بردن به محیطهای ناسالم، به پناهگاه امنِ مسجد بیایند.
اما مسیر احیا قطعاً هموار نبوده است. شنیدهایم که در روزهای اول، حتی موکت و سیستم سرمایشی هم وجود نداشت و نماز جماعت در دلِ محوطه و زیر آفتاب (یا در شرایط سخت) برگزار میشد. در آن روزهای سخت که امکانات وجود نداشت، چگونه توانستید دل جوانان را به دست آورید و آنها را دور خود جمع کنید؟
پاسخ : بله، روزهای بسیار دشواری بود. گاهی اوقات نماز را در محوطه میخواندیم و با وجود گرمای هوا و نبود امکانات، اما چیزی که باعث میشد جوانان همراه ما باشند، صداقت بود. وقتی آنها میدیدند که ما با عشق و بدون چشمداشت برای این مکان تلاش میکنیم، خودشان هم برای کمک پیشقدم شدند. ما سعی کردیم به آنها بفهمانیم که مسجد فقط یک ساختمان نیست، بلکه یک روح است. وقتی روحِ مسجد با حضور نوجوانان زنده شد، کمکم هم امکانات فراهم شد.















نظر شما