چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۱
مؤلفه‌های «ایران قوی» در اندیشه رهبر شهید / بازدارندگی فعال، هزینه تهدید علیه ایران را افزایش داد

حوزه/ حجت‌الاسلام مشکی‌باف با تبیین مؤلفه‌های «ایران قوی» در اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی، تأکید کرد: قدرت در منظومه فکری ایشان مفهومی ترکیبی و نظام‌مند است که بر سه رکن «دین و هویت»، «دانش و فناوری» و «انسجام ملی» استوار شده و سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیز امتداد همین مؤلفه‌ها در عرصه بین‌المللی به شمار می‌رود.

حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی مشکی‌باف مقدم در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در قم، با تسلیت شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای(ره) و جمعی از مردم مظلوم ایران، اظهار داشت: شهادت این قائد عظیم‌الشأن حقیقتاً داغی سنگین بر دل‌های ملت ایران و همه آزادگان و مقاومت اسلامی است و هضم این مصیبت بزرگ به این آسانی ممکن نیست. امیدواریم خداوند متعال توفیق خون‌خواهی این شهید بزرگوار را به همه ما عنایت فرماید، ما را در زمره خون‌خواهان ایشان قرار دهد و با عنایت خود، خلأ ناشی از فقدان این رهبر بزرگ را جبران کرده و فرج حضرت ولی‌عصر(عج) را مایه تسکین دل‌های داغدار همه مجاهدان و مقاومان جهان قرار دهد.

«ایران قوی» یک شعار نیست؛ پشتوانه نظری دارد

وی در پاسخ به پرسشی درباره بازتاب دیدگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی پیرامون «ایران قوی» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، با بیان اینکه این مفهوم صرفاً یک شعار سیاسی نیست، گفت: «ایران قوی» در منظومه فکری رهبر شهید، دارای بنیان‌های نظری روشن و مستحکم است و باید آن را فراتر از یک شعار یا ادبیات احساسی تحلیل کرد.

این مدرس حوزه افزود: از نگاه رهبر شهید، قدرت مفهومی ترکیبی و سیستمی است که بر سه رکن اساسی استوار می‌شود؛ سه مؤلفه‌ای که می‌توان از آن با عنوان «سه‌گانه بازدارندگی نرم» یاد کرد و شامل «دین و هویت»، «دانش و فناوری» و «انسجام ملی» است.

دین و هویت؛ نخستین رکن قدرت ملی

این استاد حوزه علمیه با اشاره به نخستین رکن این منظومه فکری تصریح کرد: از منظر رهبر شهید، دین مهم‌ترین عنصر هویت‌بخش جامعه است و هر جامعه‌ای برای تثبیت هویت خود از ابزارهای مختلفی بهره می‌گیرد. برخی ملت‌ها هویت خود را بر پایه اسطوره‌های تاریخی بنا می‌کنند، برخی بر ظرفیت‌های طبیعی، جغرافیایی یا داشته‌های ملی تکیه دارند و برخی دیگر توانمندی‌های انسانی و اجتماعی خود را محور هویت‌سازی قرار می‌دهند.

وی ادامه داد: در اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی، هویت اصیل ایرانی ـ اسلامی، که از یک سو بر فرهنگ عمیق ایرانی و از سوی دیگر بر معارف ناب اسلامی استوار است، زیربنای شکل‌گیری یک هویت غنی و تمدن‌ساز به شمار می‌رود. در این میان، دین نقشی اساسی در ارتقای اجتماعی ایفا می‌کند و به منزله سپری فرهنگی در برابر تهاجم‌های هویتی و فرهنگی عمل می‌کند؛ از همین رو، ایشان دین و هویت را یکی از بنیادی‌ترین ارکان قدرت ملی می‌دانستند.

دانش و فناوری؛ شرط استقلال و اقتدار

حجت‌الاسلام والمسلمین مشکی‌باف مقدم با اشاره به دومین رکن قدرت در اندیشه رهبر شهید اظهار داشت: دانش و فناوری جایگاهی راهبردی در منظومه فکری ایشان داشت و همواره بر خودکفایی در حوزه‌های راهبردی تأکید می‌کردند؛ از صنایع و فناوری‌های استراتژیک گرفته تا محصولات اساسی مورد نیاز کشور.

وی افزود: تأکید رهبر شهید بر خودکفایی، صرفاً محدود به صنایع دفاعی نبود، بلکه در حوزه‌هایی همچون امنیت غذایی نیز بر خودکفایی در تولید محصولات اساسی مانند گندم اصرار داشتند. زیرا از یک سو باید انحصار علمی شکسته شود و از سوی دیگر وابستگی کشور به خارج از میان برود.

این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: کشوری که بتواند بر توان داخلی خود تکیه کند، ضمن حفظ استقلال، توانمندی‌های خود را نیز در عرصه بین‌المللی به نمایش می‌گذارد و همین مسئله یکی از شاخص‌های اصلی قدرت ملی محسوب می‌شود؛ از این رو رهبر شهید، دانش و فناوری را دومین پایه اساسی اقتدار کشور می‌دانستند.

انسجام ملی؛ سرمایه اجتماعی قدرت‌آفرین

وی سومین مؤلفه قدرت را انسجام و اتحاد داخلی عنوان کرد و گفت: از منظر رهبر شهید، انسجام ملی موجب افزایش تاب‌آوری کشور در برابر فشارها، تحریم‌ها و تهدیدهای خارجی می‌شود. جامعه‌ای که از هویت مستقل برخوردار باشد، در عرصه دانش و فناوری به خودکفایی رسیده و در داخل نیز از وحدت و همبستگی برخوردار باشد، در برابر فشارهای بیرونی کمترین میزان آسیب‌پذیری را خواهد داشت.

حجت‌الاسلام والمسلمین مشکی‌باف افزود: در چنین شرایطی، انسجام ملی به سرمایه‌ای اجتماعی و قدرت‌آفرین تبدیل می‌شود و زمینه دستیابی کشور به حداکثر تاب‌آوری را فراهم می‌کند.

سیاست خارجی؛ امتداد مؤلفه‌های قدرت ملی

وی با بیان اینکه در این چارچوب، سیاست خارجی صرفاً یک ابزار دیپلماتیک نیست، اظهار داشت: در اندیشه رهبر شهید، سیاست خارجی امتداد همان سه رکن اصلی قدرت در عرصه بین‌الملل است. به همین دلیل، ایشان همواره تأکید داشتند که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باید بر سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» استوار باشد؛ به گونه‌ای که همه اقدامات و تعاملات بین‌المللی در چارچوب این سه اصل طراحی و اجرا شود.

این مدرس حوزه و دانشگاه تصریح کرد: مقصود از عزت، حفظ کرامت و اقتدار جمهوری اسلامی در همه تعاملات خارجی است؛ به این معنا که هیچ‌گونه تعاملی از موضع ضعف، انفعال یا التماس پذیرفتنی نیست و مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که ضمن تأمین منافع ملی، عزت و آبروی نظام اسلامی نیز حفظ شود.

حکمت و مصلحت؛ دو ضلع دیگر سیاست خارجی در اندیشه رهبر شهید

حجت‌الاسلام والمسلمین مشکی‌باف با اشاره به دو اصل دیگر سیاست خارجی در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی اظهار داشت: حکمت به معنای واقع‌بینی راهبردی و تشخیص صحیح زمان کنش و واکنش در عرصه بین‌الملل است. سیاست خارجی موفق، سیاستی است که بداند در چه مقطعی باید از ظرفیت تعامل بهره گیرد، در چه شرایطی رویکرد تقابل را در پیش بگیرد و در چه زمانی از ابزارهای بازدارنده استفاده کند.

وی افزود: فهم صحیح این اقتضائات، دیپلماسی هوشمند را شکل می‌دهد و موجب می‌شود تصمیمات سیاست خارجی بر پایه عقلانیت راهبردی اتخاذ شود.

این استاد حوزه علمیه درباره اصل «مصلحت» نیز گفت: مصلحت به معنای اولویت‌بندی صحیح منافع ملی است؛ به گونه‌ای که در شرایط تزاحم، حفظ اصل نظام و امنیت ملی بر سایر اهداف مقدم باشد. بر همین اساس، باید مشخص شود که انعطاف یا قاطعیت در هر مقطع و هر موضوع تا چه اندازه و در چه چارچوبی باید اعمال شود تا سلسله‌مراتب منافع ملی به بهترین شکل تأمین گردد.

وی تأکید کرد: رهبر شهید همواره بر این باور بودند که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باید بر سه اصل عزت، حکمت و مصلحت استوار باشد و همه اقدامات دیپلماتیک و میدانی کشور نیز در همین چارچوب تعریف و اجرا شود.

نگاه به شرق؛ راهبردی برای خنثی‌سازی تحریم‌ها

حجت‌الاسلام والمسلمین مشکی‌باف در تشریح بازتاب عملی این مبانی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی اظهار داشت: یکی از مهم‌ترین راهبردهای رهبر شهید، سیاست «نگاه به شرق» بود؛ راهبردی که هرگز به معنای وابستگی به کشورهای شرقی نبود، بلکه هدف آن تنوع‌بخشی به شرکای راهبردی جمهوری اسلامی، به‌ویژه توسعه همکاری با کشورهایی مانند روسیه و چین، بود.

این مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: این رویکرد نقش مهمی در کاهش آثار تحریم‌های ظالمانه ایفا کرد؛ چراکه رهبر شهید همواره بر «خنثی‌سازی تحریم‌ها» تأکید داشتند، نه صرفاً «رفع تحریم‌ها». از نگاه ایشان، تجربه نشان داده بود که نمی‌توان به سازوکارهای تحریم و وعده‌های طرف‌های غربی اعتماد کرد.

وی با اشاره به تجربه برجام افزود: حتی پس از شکل‌گیری توافق هسته‌ای و تأیید آن در مجامع بین‌المللی نیز رئیس‌جمهور آمریکا به‌صورت یکجانبه از توافق خارج شد؛ از این‌رو رهبر شهید از همان ابتدا بر این باور بودند که نباید ظرفیت‌های کشور معطل رفع تحریم‌ها بماند، بلکه باید با تقویت توان داخلی، آثار تحریم‌ها را بی‌اثر کرد.

بازدارندگی فرامرزی؛ افزایش عمق راهبردی جمهوری اسلامی

این استاد حوزه علمیه، بازدارندگی فرامرزی را از دیگر مؤلفه‌های مهم سیاست خارجی رهبر شهید برشمرد و گفت: حمایت از جریان‌های همسو در منطقه، از جمله در لبنان، عراق، یمن و در مقاطعی سوریه، در راستای افزایش عمق راهبردی جمهوری اسلامی و دور نگه داشتن تهدیدها از مرزهای کشور تعریف می‌شد.

وی تصریح کرد: در ادبیات سیاسی، از این رویکرد گاهی با عنوان «دیپلماسی نیابتی» یاد می‌شود؛ مفهومی که بیانگر بهره‌گیری از ظرفیت بازیگران همسو برای ایجاد شبکه‌ای از همکاری‌های راهبردی در سطح منطقه و افزایش قدرت بازدارندگی کشور است.

قدرت نامتقارن؛ مؤلفه‌ای تعیین‌کننده در بازدارندگی

حجت‌الاسلام والمسلمین مشکی‌باف با بیان اینکه دیپلماسی صرفاً به معنای گفت‌وگو نیست، اظهار داشت: بهره‌گیری از قدرت دفاعی نیز بخشی از دیپلماسی یک کشور محسوب می‌شود. رهبر شهید انقلاب اسلامی شخصاً راهبری راهبرد قدرت نامتقارن را بر عهده داشتند و توسعه توان موشکی و پهپادی کشور را با جدیت دنبال می‌کردند.

وی افزود: به جای ورود به رقابت‌های پرهزینه در جنگ‌های متعارف، سرمایه‌گذاری بر الگوهای جنگ نامتقارن موجب شد هزینه هرگونه تجاوز نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران به شکل قابل توجهی افزایش یابد و همین مسئله، بازدارندگی کشور را به سطحی مؤثر برساند.

دیپلماسی انرژی؛ بهره‌گیری از ظرفیت ژئوپلیتیکی ایران

وی با اشاره به دیپلماسی انرژی به‌عنوان یکی دیگر از ابعاد سیاست خارجی رهبر شهید گفت: بهره‌گیری از موقعیت ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه ظرفیت راهبردی تنگه هرمز، همواره به‌عنوان یکی از ابزارهای مهم چانه‌زنی در برابر فشارهای اقتصادی و نفتی مورد توجه قرار داشت و بخشی از قدرت راهبردی کشور در عرصه بین‌الملل را شکل می‌داد.

تاب‌آوری نظام سیاسی؛ نخستین دستاورد راهبرد «ایران قوی»

حجت‌الاسلام والمسلمین مشکی‌باف با اشاره به دستاوردهای رویکرد رهبر شهید انقلاب اسلامی در عرصه سیاست خارجی اظهار داشت: این منظومه فکری، ظرفیت آن را دارد که به‌عنوان یک حوزه مطالعاتی مستقل مورد توجه اندیشمندان، پژوهشگران و مراکز علمی قرار گیرد و ابعاد مختلف آن در قالب پژوهش‌ها و پایان‌نامه‌های دانشگاهی و حوزوی بررسی شود.

وی نخستین دستاورد این رویکرد را افزایش تاب‌آوری نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران دانست و گفت: با وجود بیش از چهار دهه تحریم‌های گسترده و فشارهای همه‌جانبه، ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی توانسته است ضمن حفظ ثبات، در بسیاری از عرصه‌ها به موفقیت‌های قابل توجهی دست یابد.

این استاد حوزه علمیه افزود: الگوی «مقاومت‌محور» در اندیشه رهبر شهید، مهم‌ترین عامل این تاب‌آوری به شمار می‌رود. مقصود از این مفهوم، محور مقاومت به‌عنوان یک جغرافیای سیاسی نیست، بلکه اتخاذ رویکرد مقاومت در برابر نظام سلطه به جای سازش، به‌عنوان مبنای اداره کشور و سیاست‌گذاری کلان است؛ رویکردی که توانسته ظرفیت ایستادگی جمهوری اسلامی در برابر فشارهای خارجی را افزایش دهد.

بازدارندگی فعال، هزینه تهدید علیه ایران را افزایش داد

وی دومین پیامد این رویکرد را تحقق بازدارندگی فعال عنوان کرد و اظهار داشت: امروز جمهوری اسلامی ایران به جایگاهی رسیده است که هرگونه اقدام نظامی علیه آن، هزینه‌های سنگین و چندلایه‌ای برای طرف مقابل به همراه خواهد داشت و همین مسئله نشان می‌دهد راهبرد بازدارندگی به مرحله اثربخشی رسیده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین مشکی‌باف خاطرنشان کرد: این وضعیت حاصل سال‌ها سرمایه‌گذاری بر مؤلفه‌های قدرت و تقویت توان دفاعی و راهبردی کشور است؛ رویکردی که موجب شده تهدید نظامی علیه ایران، برای دشمنان با هزینه‌های سنگین همراه باشد.

تغییر معادلات منطقه‌ای به سود جمهوری اسلامی

وی تغییر گفتمان منطقه‌ای را از دیگر دستاوردهای این رویکرد برشمرد و گفت: نظم سنتی حاکم بر غرب آسیا که بر پایه هژمونی آمریکا شکل گرفته بود، در نتیجه این راهبرد با چالش‌های جدی مواجه شد و جمهوری اسلامی ایران به بازیگری تأثیرگذار در معادلات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شد.

این استاد حوزه علمیه افزود: هرچند این مسیر هزینه‌هایی همچون تشدید تقابل با قدرت‌های غربی را نیز به همراه داشته است، اما در مقابل، ایران را از کشوری آسیب‌پذیر به کشوری کنشگر و معادله‌ساز در سطح منطقه و فراتر از آن تبدیل کرده است.

«ایران قوی»؛ پارادایمی تمدنی برای نظم نوین جهانی

حجت‌الاسلام والمسلمین مشکی‌باف با تأکید بر اینکه «ایران قوی» صرفاً یک راهبرد سیاسی یا دیپلماتیک نیست، اظهار داشت: این مفهوم در اندیشه رهبر شهید، یک پارادایم تمدنی است که سیاست خارجی را از حالت منفعل خارج کرده و آن را به عرصه رقابت گفتمان‌ها و تولید قدرت تبدیل می‌کند.

این مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: در این چارچوب، سیاست خارجی جمهوری اسلامی زمینه‌ساز شکل‌گیری نظمی چندقطبی در منطقه و جهان است؛ نظمی که در آن قدرت کشورها نه بر اساس پیوستن به اردوگاه قدرت‌های بزرگ، بلکه بر مبنای میزان اثرگذاری مستقل آنان در معادلات جهانی تعریف می‌شود.

وی تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران امروز به جایگاهی دست یافته است که تحولات مهم منطقه‌ای و بین‌المللی بدون در نظر گرفتن نقش و جایگاه آن قابل تحلیل نیست و این امر نشان‌دهنده افزایش وزن راهبردی کشور در عرصه جهانی است.

حجت‌الاسلام والمسلمین مشکی‌باف در پایان ابراز امیدواری کرد: استمرار این مسیر، علاوه بر تقویت اقتدار جمهوری اسلامی ایران، زمینه‌ساز تحقق تمدن نوین اسلامی و فراهم شدن بستر ظهور و فرج حضرت ولی‌عصر(عج) باشد.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha