خبرگزاری حوزه / قم، این بار نه فقط شهر کریمه اهلبیت حضرت فاطمه معصومه(س)، که شهر اشک، دلدادگی و وداع بود؛ شهری که از ظهر روز پیش رنگ و بوی دیگری به خود گرفته بود و گویی تمام کوچهها، خیابانها و صحنهایش در انتظار بزرگترین بدرقه تاریخ معاصر اسلام نفس میکشیدند. از همان ساعات نخست، موج خروشان عاشقان ولایت از سراسر ایران و دهها کشور جهان راهی قم شد؛ مردمی که آمده بودند تا آخرین سلام، آخرین نگاه و آخرین عهد خود را با امام شهیدشان تازه کنند.
از دورترین شهرها و روستاهای ایران، کاروانهای مردمی، پیر و جوان، زن و مرد، کودک و سالمند، خود را به قم رسانده بودند و مسیر هفت کیلومتری حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) تا مسجد مقدس جمکران را با پای پیاده پیمودند؛ مسیری که آن روز بیش از آنکه یک راه باشد، تجلی پیمانی دوباره با آرمانهای امام شهید بود. هر قدم، بیعتی تازه، هر اشک، روایت عشقی دیرینه و هر صلوات، فریادی از وفاداری بود.
گرمای سوزان هوا، ازدحام بیسابقه جمعیت و غبار مسیر، هیچکدام نتوانست از شوق مردم بکاهد. همه تنها یک آرزو داشتند؛ بدرقه مردی که سالها او را امام، رهبر، پناهگاه و تکیهگاه خود میدانستند. در آن جمعیت میلیونی، کسی از خستگی سخن نمیگفت. آنچه دیده میشد، تنها عشق بود، انتظار بود و اندوهی که در نگاه همه موج میزد.
اما این وداع، تنها به مردم ایران اختصاص نداشت. قم میعادگاه آزادگان جهان شده بود. هیئتها و کاروانهایی از کشورهای مختلف از عراق، لبنان، یمن، سوریه، فلسطین، افغانستان، پاکستان، هند، بحرین، ترکیه، جمهوری آذربایجان، نیجریه و...حتی شماری از کشورهای اروپایی، آمریکای لاتین و آفریقا خود را به این مراسم رسانده بودند. زبانها متفاوت بود، اما اشکها یک زبان داشت؛ زبان دلدادگی.
در میان بدرقهکنندگان، تنها شیعیان حضور نداشتند؛ علمای اهل سنت، مسلمان از مذاهب مختلف و حتی گروهی از آزادیخواهان غیرمسلمان نیز در کنار مردم ایران ایستاده بودند. بسیاری از آنان رهبر شهید را نه صرفاً رهبر ایران، بلکه «امام امت مسلمان»، «پدر معنوی آزادگان جهان»، «صدای مظلومان» و «پرچمدار مقاومت در برابر ظلم و استکبار» میخواندند. آنان معتقد بودند که اندیشه و راه او از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و دل صدها میلیونها انسان آزاده را در سراسر جهان با خود همراه ساخته است.
با آنکه اقامه نماز بر پیکر مطهر امام شهید قرار بود ساعت شش صبح به امامت حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی برگزار شود، اما از نیمهشب، صحنها، شبستانها و محوطههای مسجد مقدس جمکران مملو از جمعیت شده بود. دیگر جایی برای ورود مشتاقان باقی نمانده بود و میلیونها نفر ساعتها ایستاده بودند تا شاید تنها برای چند ثانیه، نگاهشان به تابوت امامشان بیفتد.
در میان انبوه جمعیت، هر چهره، داستانی از عشق بود. زائری میگفت: «دو شب است از شوق این دیدار نخوابیدهام.» پیرمردی که عصا به دست آمده بود، آرام اشک میریخت و زیر لب صلوات میفرستاد. مادری کودک خردسالش را در آغوش گرفته بود و از مردی برای او سخن میگفت که به باورش، عزت و سربلندی امت اسلامی را معنا کرده بود.
هر از گاهی، بلندگوها بخشی از سخنرانیهای امام شهید را پخش میکردند. هنوز طنین صدای آشنایش در فضای جمکران میپیچید که بغض میلیونها نفر میشکست. اشکها بیاختیار جاری میشد، و هقهق گریه مردان و زنان در هم میآمیخت.
لحظه اقامه نماز فرا رسید. سکوتی باشکوه سراسر مسجد و مسیرهای اطراف را فرا گرفت؛ سکوتی که تنها با صدای مکبر شکسته شد؛ آنجا که اعلام کرد صفوف نماز تا حرم مطهر حضرت معصومه(س) امتداد یافته است. صحنهای کمنظیر در تاریخ تشییع مسلمانان؛ صفوفی که کیلومترها امتداد یافته بود و میلیونها انسان را در یک صف، یک قبله و یک دعا گرد هم آورده بود. آن روز، قم جلوهای از وحدت امت اسلامی را به نمایش گذاشت.
پس از پایان نماز، بیقراری مردم دوچندان شد. همه چشم به راه لحظهای بودند که پیکر مطهر از برابرشان عبور کند و هنگامی که آن لحظه فرا رسید، دیگر هیچکس نتوانست احساسات خود را پنهان کند.
خودم به چشم دیدم مردانی را که با تمام وجود بر سر و سینه میزدند؛ زنانی را که با صدای بلند گریه میکردند؛ جوانانی را که تنها یک جمله را بارها تکرار میکردند: «چرا باید اماممان را در تابوت ببینیم؟» اشک، امان از همه بریده بود و بغض، گلوی میلیونها انسان را میفشرد.
در میان جمعیت، کسانی بودند که حسرت یک دیدار در زمان حیات رهبرشان را بر دل داشتند. برخی با چشمانی اشکبار از کوتاهیهای خود سخن میگفتند؛ از روزهایی که گمان میکردند فرصت دیدار همیشه باقی است و اکنون تنها سهمشان، وداعی آمیخته با حسرت بود.
کاروان عظیم تشییع در امتداد بلوار پیامبر اعظم(ص) به حرکت درآمد و دریایی از انسان، پیکرهای مطهر را همراهی کرد. موج جمعیت تا افق امتداد یافته بود و هر لحظه بر شمار عزاداران افزوده میشد. گرمای طاقتفرسا، ازدحام کمسابقه و گردوغبار مسیر، هیچکدام نتوانست از شور حضور مردم بکاهد. آن روز، قم تنها میزبان ایرانیان نبود؛ میزبان دلهایی از ملتها، زبانها، مذاهب و فرهنگهای گوناگون بود که همگی در سوگ مردی گرد آمده بودند که او را پناه مظلومان، امید مستضعفان و الهامبخش جبهه جهانی عدالتخواهی میدانستند.
در واپسین لحظات این بدرقه تاریخی، به دلیل حجم بیسابقه جمعیت، امکان ورود کاروان تشییع به داخل حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) فراهم نشد. ازاینرو، پیکرهای مطهر به صورت هوایی بر فراز آستان نورانی بانوی کرامت طواف داده شدند؛ صحنهای باشکوه که اشک و شهاهای انتقام خواهی میلیونها انسان را درهم آمیخت. پس از آن، کاروان وداع قم را ترک کرد تا پیکرهای مطهر برای ادامه آیینهای تشییع و زیارت، راهی نجف اشرف و کربلای معلی شوند.
در روز وداع و تشییع آقای شهید، قم تنها یک شهر نبود؛ قلب تپنده امت اسلامی بود. روزی که تاریخ ثبت کرد میلیونها انسان فارغ از زبان، مذهب و حتی دین، در سوگ مردی گرد هم آمدند که بسیاری او را «امام امت مسلمان» و «پدر معنوی آزادگان جهان» مینامیدند. آنان آمده بودند تا به جهانیان بگویند که جسم رهبران الهی به خاک سپرده میشود، اما راه، اندیشه و مکتب آنان در دل ملتها زنده میماند و نسلهای آینده، پرچم عزت، مقاومت و آزادیخواهی را بر دوش خواهند کشید.










نظر شما