به گزارش خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام مجتبی نامخواه، نویسنده و پژوهشگر حوزه انقلاب اسلامی طی سخنانی در نشست تخصصی "نسبت جنگ و تحولات اجتماعی" با اشاره به این که امروز حقیقتاً در شرایط بسیار خاص و بلکه کمنظیری قرار گرفتهایم، اظهار داشت: از جمله ویژگیهای غیرقابل انکار جنگ این است که در چنین شرایطی معمولاً نقش برخی نخبگان کمرنگ شده و نیروهای عادی جامعه ازجمله زنان طبقات فرودست نقش موثرتری پیدا میکنند.
وی افزود: البته بنده به شخصه متعلق به نسلی هستم که اواخر جنگ تحمیلی هشت ساله را تجربه کرده و پس از آن نیز کمتر فرصت عاملیت جمعی داشته است و لذا احساس میکنم اکنون امکان نوینی برای نقشآفرینی اجتماعی فراهم شده است.
فعال حوزه انقلاب اسلامی ادامه داد: افرادی که در تجمعات، راهپیماییها و تظاهرات دوران انقلاب حضور داشتند یا سالهای جنگ تحمیلی را زیر بمبارانها گذراندند، بی شک آرزو داشتند روزهایی را تجربه کنند که مردم در خیابانها در حال رقم زدن یک رخداد بزرگ تاریخی باشند. این وضعیت فرصتی کمنظیر برای ساختن جامعه و آیندهای جدید است، چرا که جنگ میتواند جامعه را وارد یک جهان ممکن جدید کند؛ البته این ویژگی فقط به یک جامعه خاص محدود نیست و جنگها بهطور کلی چنین کارکردی دارند.
مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: ببینید جوامع بر پایه ساختارهایی شکل میگیرند که حاصل قراردادها و ارادههای انسانی هستند و در طول زمان انباشته میشوند؛ جنگ میتواند بخشی از این سازوکارها را فرو بریزد و زمینه خلق نظمی تازه را فراهم کند، هرچند این امر یک امکان است. از همین رو تحقق این امکان وابسته به شکلگیری عاملیت انسانی و سوژههای خودآگاه است؛ افرادی که بتوانند جهان جدید را بسازند.
وی همچنین با اشاره به مفهوم انسان انقلابی خاطر نشان کرد: اگر یک یا دو سال پیش درباره نقش او در ساختن جهان نوین صحبت میکردیم، مسیر پیشرو بسیار دشوار به نظر میرسید، اما اکنون بهواسطه وضعیت جنگی، این مسیر تا حدی هموارتر شده است. در دوره جنگ، فشار اجتماعی و فداکاریهای جمعی باعث میشود برخی موانع کاهش یابد و سازوکارهای تثبیتکننده وضعیت پیشین تضعیف شوند؛ با این حال، نیروهای منتفع از نظم قبلی تلاش میکنند این دوره تعلیق را کوتاه کنند و جامعه را به وضعیت سابق بازگردانند.
حجت الاسلام نامخواه یادآور شد: هیچکس خواهان ادامه جنگ نیست، زیرا جنگ با خسارتهای انسانی و مادی همراه است، اما مسأله اصلی آن است که جنگ چگونه پایان مییابد و آیا این پایان میتواند به خلق نظمی جدید منجر شود یا خیر.
وی همچنین برای توضیح این موضوع به کتاب استبداد شایستگی اشاره کرد و گفت: در این کتاب، نویسنده نشان میدهد شایستگی گاه به ابزاری برای توجیه برتری گروههای خاص در جامعه تبدیل میشود. در چنین نظمی، گروههای مسلط موفقیت خود را نتیجه استعداد، تحصیلات یا انتخابهای درست خود معرفی میکنند و در مقابل، کارگران و نیروهای یدی را کمصلاحیت جلوه میدهند.
وی خاطرنشان کرد: از این منظر جنگ در گام نخست این سازوکارهای استبدادی را فرو میریزد، زندگی روزمره را مختل میکند و بسیاری از ساختارهای غیرضروری را از میان برمیدارد. در این میان، تنها سازوکارهای ضروری مانند کار، تولید، صنعت و توزیع خدمات باقی میماند. بنابراین در چنین شرایطی، نقش برخی نخبگان سیاسی و جناحی کمرنگ میشود و در مقابل، نیروهای عادی جامعه، از جمله زنان طبقات فرودست، نقش موثرتری در پیشبرد امور پیدا میکنند.
نویسنده و پژوهشگر حوزه انقلاب اسلامی در خاتمه بیان داشت: جنگ صرفاً یک پدیده نظامی نیست، بلکه ابعاد اجتماعی عمیقی دارد و در بسیاری موارد، همین بُعد اجتماعی آن از جنبه نظامی مهمتر و تعیینکنندهتر است.










نظر شما