به گزارش خبرگزاری حوزه، دکتر توسلی کجانی در گفتوگو با خبرنگار حوزه نیوز اظهار کرد: در تاریخ اجتماعی ایران روحانیت صرفاً یک نهاد دینی نبوده است. در بسیاری از بزنگاهها، این نهاد در مقام یکی از رهبران فکری و مرجعهای معتبر جامعه ظاهر شده و در بحرانهای معرفتی، اخلاقی و اجتماعی نقش ایفا کرده است که این نقش در قالب هدایت اجتماعی، تفسیر رخدادها یا ساختن زبان مشترکی برای فهم وضعیت بروز کرده است.
وی بیان کرد: این سابقه تاریخی نشان میدهد که روحانیت در جامعه ایرانی ظرفیت ایفای نقش در لحظههای بحران را دارد؛ هرچند این ظرفیت خودبهخود به مرجعیت و افزایش اعتبار پایدار تبدیل نمیشود و برای بالفعلشدن، به شرایط، زبان و کارکرد متناسب نیاز دارد.
استاد حوزه و دانشگاه گفت: در سالهای گذشته و بهویژه در فضای جنگ نرم و جنگ شناختی، روحانیت بهعنوان منبعی معتبر برای معناسازی، پیامسازی و پیامرسانی تا حدی دچار ضربه و آسیب شد؛ زیرا رسانههای معاند و جریانهای مخالف تلاش کردهاند اعتبار این منبع عظیم و الهام بخش را زیر سؤال ببرند؛ زیرا یکی از میدانهای اصلی نبرد امروز، نه فقط در عرصه نظامی بلکه در عرصه تولید معنا و انتقال پیام شکل میگیرد. پیامی اثرگذار میشود که از سوی یک منبع معتبر ساخته و حمل شود؛ در غیر این صورت، حتی درستترین گزارهها نیز ممکن است در هیاهوی روایتهای رقیب فرسوده شوند.
وی اضافه کرد: از این زاویه مسئله فقط این نیست که چه چیزی گفته میشود، بلکه این است که چه کسی میگوید، با چه زبانی میگوید و آیا جامعه آن صدا را بهعنوان صدای معتبر میپذیرد یا نه. اگر معنا توسط منبعی قابل اعتماد تولید شود، میتواند حماسه بسازد، تابآوری فردی و اجتماعی را افزایش دهد و پیام را تکثیر کند. معنایی که روحانیت میتواند تولید کند، لزوماً معنای تازهای نیست؛ بلکه معنایی ریشهدار است که به افقهای دینی، اخلاقی و تاریخی جامعه پیوند دارد.
توسلی کجانی بیان کرد: در ایران امروز جنگ نظامی در سطحی عمیقتر، شناخت عمومی را نیز متلاطم کرده است. جامعه هر لحظه با انبوهی از خبر، شایعه، تحلیل و روایتهای متعارض احاطه میشود و همین وضعیت، بهتدریج نوعی آشفتگی شناختی ایجاد میکند. در چنین شرایطی، توان جامعه برای تشخیص، تفسیر و داوری درست فرسوده میشود. این فرسایش فقط خستگی ذهنی نیست؛ بههمریختگی سلسلهمراتب مرجعیت و تضعیف توان فهم جمعی است.
وی گفت: به همین دلیل یکی از نیازهای اساسی جامعه در روزهای جنگ، صرفاً اطلاعرسانی بیشتر نیست؛ بلکه بازسازی امکان فهم از طریق تقویت و تکثیر مرجعیتهای معتبر است. مرجع معتبر باید هم از دانش برخوردار باشد، هم از سرمایه اعتماد، هم از زبان قابل فهم و هم از توانایی پیوند دادن واقعیت روز با افقهای اخلاقی و تاریخی. بدون چنین مرجعی، جامعه در میان صداهای متعدد، بیش از پیش سردرگم میشود.
فرصت بازتعریف نقش روحانیت
استاد حوزه و دانشگاه افزود: شرایط جنگی در کنار همه تهدیدهایش یک فرصت کمنظیر یعنی فرصت بازتعریف نقش در تولید گفتمان، معنا و اعتماد را برای روحانیت در خود دارد. اگر روحانیت این وضعیت را صرفاً بهعنوان صحنهای برای واکنشهای مقطعی نبیند بلکه آن را لحظهای تاریخی برای بازآفرینی کارکرد اجتماعی خود بداند میتواند بر اثرگذاری، کارآمدی و اعتبار علمی، اجتماعی و فرهنگی خویش بیفزاید.
وی اظهار کرد: اما این افزایش اعتبار با تکرار کلیات یا صرف حضور نمادین حاصل نمیشود. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری از نهادهای مرجع انتظار کارکرد واقعی دارد. روحانیت اگر بخواهد در این مقطع نقشآفرینی تازهای داشته باشد، باید نشان دهد که میتواند به نیازهای واقعی جامعه پاسخ دهد یعنی نیاز به مرجعی معتبر برای ایجاد امکان فهم درست، امید مسئولانه، روایت منسجم و افق اخلاقی و خلق امید به آینده
ساختن روایت معتبر و باورپذیر
این پژوهشگر یادآور شد: نخستین و مهمترین مسیر برای افزایش اعتبار و دستیابی به مرجعیت شناختی، تولید روایتی معتبر از وضعیت است؛ روایتی که از نظر علمی و تحلیلی منسجم، از نظر اجتماعی باورپذیر و از نظر عملی راهگشا باشد.
وی تاکید کرد: جامعه در روزهای جنگ میان اغراق و انکار، هیجان و ترس، شایعه و شعار سرگردان میشود. آنچه میتواند این سرگردانی را کاهش دهد روایتی است که بهجای بازی با عواطف، واقعیت را با مسئولیت توضیح دهد.
توسلی کجانی گفت: روحانیت اگر با اتکا به ظرفیتهای فکری خود می تواند از سطح گفتارهای کلیشهای عبور کند و در شکلدهی به چنین روایتی نقش داشته باشد. در این صورت گام مهمی در ارتقای اعتبار و مرجعیت خود برداشته است. این روایت باید به واقعیات میدانی توجه داشته باشد، به حساسیتهای افکار عمومی اهمیت دهد و به نیاز جامعه برای معنابخشی و جهتیابی توجه کند.
چگونه روحانیت میتواند با نسل جدید گفتوگو کند؟
وی گفت: یکی از ضعفهای نهادهای سنتی فاصله زبانی با جامعه جدید است. امروز صرفِ داشتن دانش یا سابقه کافی نیست؛ باید بتوان آن را به زبان عمومی نسل فعلی ترجمه کرد. با ظهور تکنولوژی های جدید و گسترش ادبیات ویژه و شکل گیری نسل های معرفتی جدید روحانیت باید بتواند مسائل پیچیدهای چون جنگ، امنیت، آینده، هویت، مقاومت و امید را به زبانی روشن، دقیق و اقناعکننده برای نسل فعلی تبیین کند و این ترجمه جایگاه فکری روحانیت را بهطور جدی تقویت خواهد کرد.
استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: مرجعیت در روزگار جدید بیش از آنکه بر عنوان تکیه کند بر توان توضیح دادن استوار است. هر اندازه روحانیت بتواند از زبان دروننهادی فاصله بگیرد و در عین حفظ عمق، با جامعه معاصر سخن بگوید، امکان اثرگذاریاش بیشتر خواهد شد.
وی یادآور شد: روزهای جنگ فقط روزهای تهدید نیستند؛ روزهای آشکارشدن نیازهای عمیق جامعه نیز هستند. یکی از این نیازها، نیاز به مرجع معتبر برای تفسیر، آرامسازی، معنابخشی و جهتدهی است. روحانیت، بهعنوان یکی از نهادهای ریشهدار و تاریخی جامعه ایرانی، اگر این نیاز را درست بفهمد و مسئولانه به آن پاسخ دهد، میتواند این لحظه را به فرصتی کمنظیر برای افزایش اثرگذاری، کارآمدی و اعتبار مرجعیت علمی، اجتماعی و فرهنگی خود بدل کند.
توسلی کجانی تاکید کرد: این بازآفرینی با ادعا یا تکرار کلیشه حاصل نمی شود بلکه با کارکرد و پاسخگویی به نیاز امروز به دست می آید. هر اندازه روحانیت بتواند روایت معتبر بسازد، در کنار مردم بایستد، زبان فهم عمومی را بهکار گیرد، افق اخلاقی جامعه را تقویت کند و در سطحی عمیقتر به تبیین ظرفیتهای حکمرانی اسلامی بپردازد، به همان اندازه امکان آن را خواهد یافت که بار دیگر در قامت یک مرجع معتبر فکری و اجتماعی ظاهر شود. در زمانه وفور صداها، جامعه هنوز به صدایی نیاز دارد که هم معتبر باشد، هم معنا بدهد و هم راه نشان دهد.











نظر شما