به گزارش خبرگزاری حوزه، واقعه عاشورا با شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام و یاران وفادار ایشان پایان نیافت؛ بلکه از همان لحظه، فصل دیگری از نهضت حسینی با نقشآفرینی آگاهانه و شجاعانه بانوان اهلبیت علیهمالسلام آغاز شد،ازاینرو، در مجموعه گفتوگوهای «مکتب زینبی» بر آنیم تا در گفتوگو با حجتالاسلام امیرحسن مظفریراد، کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام، ابعاد گوناگون و کمتر بازخوانیشده نقش بانوان اهلبیت علیهمالسلام را در زنده نگهداشتن نهضت عاشورا بررسی کنیم؛ در ادامه، شما را به مطالعه مشروح این گفتوگوی تاریخی ـ تحلیلی دعوت میکنیم.
بسماللهالرحمنالرحیم؛
در بررسی نقش زنان در نهضت عاشورا و واقعه کربلا، بیتردید نخستین نامی که در ذهن تجلی مییابد و بر زبان جاری میشود، نام مبارک حضرت زینب کبری سلاماللهعلیهاست. ایشان، در کنار حضرت قمر بنیهاشم صلواتاللهعلیه، یکی از شخصیتهای محوری و اثرگذار این نهضت به شمار میآیند؛ نهضتی که به جریانی ماندگار و تاریخساز تبدیل شد.
* همراهی آگاهانه و وفادارانه حضرت زینب سلاماللهعلیها با امام زمان خویش
نخستین نقشی که میتوان برای حضرت زینب سلاماللهعلیها در نهضت عاشورا برشمرد، همراهی آگاهانه و وفادارانه با سیدالشهدا علیهالسلام، بهعنوان امام زمان خویش، است. اهمیت این همراهی هنگامی روشنتر میشود که بدانیم بسیاری از افراد و حتی برخی از بزرگان، امام حسین علیهالسلام را در این مسیر همراهی نکردند. در جریان حرکت آن حضرت از مدینه بهسوی مکه، شماری از چهرههای شناختهشده از همراهی با ایشان خودداری کردند. همچنین، هنگام حرکت امام از مکه بهسوی کوفه نیز گروهی از بزرگان با آن حضرت همراه نشدند.
افزون بر این، بسیاری از کسانی که در آغاز به کاروان امام پیوستند، با این تصور همراه شده بودند که جمعیت فراوانی از مردم کوفه با ایشان بیعت کردهاند و بهزودی حکومت در اختیار حسین بن علی صلواتاللهعلیه قرار خواهد گرفت. ازاینرو، هنگامی که خبر شهادت حضرت مسلم بن عقیل سلاماللهعلیه و دگرگونی اوضاع کوفه به آنان رسید، بسیاری از ادامه مسیر منصرف شدند و بازگشتند. در نهایت، جز شمار اندکی از یاران مؤمن، بصیر و وفادار، کسی در کنار امام باقی نماند. در چنین شرایطی، همراهی استوار حضرت زینب سلاماللهعلیها جلوهای روشن از معرفت به مقام امامت، بصیرت، ایثار و وفاداری بود.

حتی بنا بر نقلی، در میانه راه به حضرت زینب سلاماللهعلیها پیشنهاد شد که ایشان نیز بازگردند؛ اما آن حضرت در پاسخ فرمودند:
«أنا أحیا معه وأموت معه»
من با حسین (ع) زندگی میکنم و با حسین (ع) میمیرم.
این موضع را میتوان دومین انتخاب آگاهانه حضرت زینب سلاماللهعلیها در نهضت عاشورا دانست.
*مدیریت خیمهگاه و پاسداری از جان امام سجاد علیهالسلام
مرحله نخست، همراهی با امام حسین علیهالسلام در آغاز این حرکت بود و مرحله دوم، حضور آگاهانه و مسئولانه در قیام آن حضرت. در این مرحله، دیگر سخن از همراهیِ صرف نیست، بلکه پای ایثار، جهاد، مبارزه و استقبال از دشواریها و مصائبی در میان است که بهطور طبیعی در ادامه این مسیر پدید میآمد. حضرت زینب سلاماللهعلیها با آگاهی کامل از دشواریها و پیامدهای این سفر، همراهی خود را ادامه دادند و تا سرزمین کربلا در کنار سیدالشهدا علیهالسلام باقی ماندند.
پس از ورود کاروان امام حسین علیهالسلام و یاران عاشورایی آن حضرت به سرزمین کربلا و استقرار خیمهها، یکی از نقشهای ماندگار حضرت زینب سلاماللهعلیها، مدیریت امور زنان و کودکان بود؛ نقشی که در ایجاد آرامش، انسجام و اطمینان خاطر در خیمهگاه سیدالشهدا علیهالسلام تأثیر فراوانی داشت. امور مربوط به زنان و کودکان با هدایت، تدبیر و نظارت آن بانوی بزرگوار سامان مییافت.
همچنین، هنگامی که امام سجاد علیهالسلام بنا بر مصالح و تقدیر الهی بیمار شدند تا از حضور در میدان نبرد معاف باشند و جان مبارک ایشان برای تداوم امامت حفظ شود، حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها مسئولیت پرستاری و مراقبت از آن حضرت را بر عهده گرفتند. بهاینترتیب، آن بانوی بزرگوار در کنار مدیریت خیمهگاه، از امام زمان خویش نیز مراقبت میکردند؛ وظیفهای خطیر که پس از شهادت امام حسین علیهالسلام و در جریان اسارت اهلبیت علیهمالسلام، اهمیتی دوچندان یافت.
امام سجاد علیهالسلام خود نقل میکنند که در شب عاشورا بیمار بودند و عمه بزرگوارشان، حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها، از ایشان پرستاری میکردند. در همان شب، امام حسین علیهالسلام اشعاری را زمزمه میکردند که با این بیت آغاز میشد:
یا دَهرُ أُفٍّ لَکَ مِن خَلیلٍ
کَم لَکَ بِالإشراقِ وَالأصیلِ
شنیدن این اشعار و حوادث پس از آن نشان میدهد که یکی از دغدغههای مهم حضرت زینب سلاماللهعلیها در کربلا، حفاظت از جانشین سیدالشهدا علیهالسلام، یعنی وجود مقدس امام سجاد علیهالسلام، بود. این مسئولیت خطیر پس از شهادت امام حسین علیهالسلام نیز ادامه یافت و آن بانوی بزرگوار بارها از جان امام سجاد علیهالسلام محافظت کردند.
یکی از این موارد، هنگام عبور کاروان اسیران از کنار قتلگاه بود. مشاهده پیکرهای مطهر شهدا، بهویژه بدن بیسر سیدالشهدا علیهالسلام، چنان اندوه و اضطرابی در وجود امام سجاد علیهالسلام پدید آورد که نزدیک بود جان مبارکشان بر اثر شدت مصیبت به خطر افتد. در آن هنگام، حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها به یاری امام شتافتند و با ایشان سخن گفتند. آن حضرت با یادآوری وعدهای از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، امام سجاد علیهالسلام را تسلی دادند و بیان کردند که این سرزمین در آینده به زیارتگاه و مأوا و ملجأ عاشقان اباعبدالله الحسین علیهالسلام تبدیل خواهد شد.
*جانفشانی حضرت زینب سلاماللهعلیها در پاسداری از جان امام سجاد علیهالسلام
نمونه دیگر این حمایت و جانفشانی در مجلس عبیدالله بن زیاد در کوفه آشکار شد. هنگامی که عبیدالله بن زیاد ـ لعنةاللهعلیه ـ پس از گفتوگو با امام سجاد علیهالسلام، فرمان قتل آن حضرت را صادر کرد، حضرت زینب سلاماللهعلیها بیدرنگ امام را در آغوش گرفتند و با شجاعت اعلام کردند که اگر قصد کشتن او را دارند، باید ابتدا ایشان را به شهادت برسانند. این ایستادگی سبب شد دشمن از تصمیم خود عقبنشینی کند و جان امام سجاد علیهالسلام محفوظ بماند.
در شام نیز هنگامی که یزید بن معاویه ـ لعنةاللهعلیه ـ قصد تعرض و آسیبرساندن به امام سجاد علیهالسلام را داشت، بار دیگر حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها در برابر او ایستادند و اجازه ندادند آسیبی به حجت خدا وارد شود. ایشان با صراحت و شجاعت اعلام کردند که برای رسیدن به امام سجاد علیهالسلام، ابتدا باید ایشان را به شهادت برسانند.
ازاینرو، حضرت زینب سلاماللهعلیها را باید افزون بر پیامرسان نهضت عاشورا، پاسدار امامت نیز دانست. آن بانوی بزرگوار با پرستاری از امام سجاد علیهالسلام در شب عاشورا، آرامساختن ایشان در کنار قتلگاه و دفاع شجاعانه از جان آن حضرت در کوفه و شام، نقشی اساسی در حفظ سلسله امامت و استمرار پیام عاشورا ایفا کردند.
*از عاشورا تا مهدویت؛ نقشآفرینی راهبردی حضرت زینب (س) در استمرار جریان امامت
نکتهای بسیار مهم در نقشآفرینی حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها در واقعه عاشورا، که کمتر مورد توجه قرار گرفته، مسئله وصایت موقت ایشان از سوی امام حسین علیهالسلام است. بنابر مصالحی، از جمله حفظ جایگاه امام سجاد علیهالسلام از شناسایی دشمن و نیز با توجه به بیماری آن حضرت، وصیِ ظاهریِ وجود نازنین اباعبدالله الحسین علیهالسلام در آن مقطع کسی جز حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها نبود. این جایگاه، بهعنوان حقیقتی درخشان، در تاریخ شیعه میدرخشد.
نمونهای مشابه این مسئله را در دوران امام حسن عسکری صلواتاللهعلیه نیز میتوان مشاهده کرد؛ آنجا که برای مخفی ماندن میلاد حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف و جلوگیری از آگاهی دشمن، وصایت ظاهری به همسر یا عمه آن حضرت سپرده شد.
در پی این امر، گاه این پرسش مطرح میشد که چگونه ممکن است یک زن وصی امام باشد. در پاسخ گفته میشد همانگونه که حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها در مقطعی وصیِ امام حسین علیهالسلام بودند و در این امر هیچ اشکالی وجود نداشت، در اینجا نیز بانویی شایسته، بایسته و برخوردار از تواناییهای ظاهری و باطنی، این مسئولیت بزرگ را برای دورهای کوتاه و موقت بر عهده گرفته است. چنین شخصیتی میتواند هویت شیعه، جایگاه تشیع و جریان شیعی را حفظ کند و آن را بهعنوان جریانی اثرگذار هدایت و اداره نماید.
*خطبهخوانی زینبی؛ تجلی بلاغت علوی و ماندگاری پیام عاشورا
یکی دیگر از جلوههای بسیار مهم شخصیت بیبدیل حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها، خطبهخوانی ایشان است. خطبه آن حضرت در کوفه با چنان فصاحت، بلاغت و صلابتی ایراد شد که برخی گفتند:
گویی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام زنده شده است و ما بار دیگر کلام علی علیهالسلام را میشنویم. در منابع شیعه و اهل سنت، به عظمت این خطبه و شیوه ایراد آن اشاره شده است.
در نقلها آمده است که هنگامی که حضرت زینب سلاماللهعلیها در کوفه قصد سخن گفتن داشتند، سر و صدای فراوانی برپا بود و فضا بهگونهای بود که صدا به صدا نمیرسید. با این حال، آن حضرت خطبهای ایراد کردند که اثر آن تا همیشه در تاریخ باقی ماند.
برای این خطبه، دو نقل مشهور در دست است: یکی نقلی که شیخ مفید رحمهالله در کتاب «الإرشاد» آوردهاند و دیگری نقلی که ابنطیفور، از عالمان اهل سنت، در جلد نخست کتاب «بلاغات النساء» جلد اول ذکر کرده است. هرچند متأسفانه از این اثر ارزشمند تنها همان جلد نخست باقی مانده، اما همین مقدار نیز از منابع بسیار مهم به شمار میآید. خطبه حضرت زهرا سلاماللهعلیها نیز در همین کتاب نقل شده است و اصل این اثر به قرن سوم هجری بازمیگردد.
در نقل شیخ مفید رحمهالله آمده است که هنگامی که حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها قصد ایراد خطبه داشتند، ازدحام جمعیت و سر و صدای حاضران اجازه سخن گفتن نمیداد. در این هنگام، آن حضرت فرمودند: «اُسکُتوا»؛ «ساکت شوید». با این فرمان، همگان خاموش شدند؛ بهگونهای که حتی صدای زنگوله شتران نیز به گوش نمیرسید. میتوان این واقعه را جلوهای از هیبت معنوی و نفوذ ولایی حضرت زینب سلاماللهعلیها دانست؛ چراکه تنها با یک فرمان، آن اجتماع آشفته و پرهیاهو در سکوتی فراگیر فرو رفت.
اما در نقل ابنطیفور، مسئله از این نیز شگفتانگیزتر است. بر اساس این گزارش، حضرت زینب سلاماللهعلیها حتی سخنی بر زبان نیاوردند، بلکه تنها با دست به مردم اشاره کردند که ساکت شوند. با اشاره آن حضرت، نفسها در سینهها حبس شد، زنگولههای شتران از صدا افتاد و سکوتی کامل بر فضای کوفه حاکم گردید. این صحنه، افزون بر اقتدار و صلابت شخصیت حضرت زینب سلاماللهعلیها، میزان نفوذ معنوی کلام و رفتار ایشان را بهروشنی نشان میدهد.
*واکاوی ساختاری خطبه کوفه در متون کهن
از نظر محتوایی، خطبهای که شیخ مفید رحمهالله نقل کرده، مفصلتر و طولانیتر است؛ درحالیکه متن گزارششده در کتاب «بلاغات النساء»ابنطیفور، از نظر تعداد سطرها کوتاهتر به نظر میرسد. بااینحال، مقایسه این دو گزارش نشان میدهد که نقل ابنطیفور از حیث فصاحت، بلاغت و فشردگیِ ادبی، برجستگی ویژهای دارد.
میتوان این احتمال را مطرح کرد که در نقل شیخ مفید رحمهالله، برخی تعابیر برای انتقال روشنتر معنا و فهم آسانتر مخاطب، با شرح و بسط بیشتری گزارش شده باشد. ازاینرو، متن نقلشده در کتاب «الإرشاد» طولانیتر است؛ اما گزارش ابنطیفور، بهسبب قدمت منبع و نیز برخورداری از ساختاری فصیحتر و ادبیتر، از نظر بررسیهای متنی و تاریخی شایسته توجه ویژه است.
حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها در این خطبه، منظومهای عمیق از معارف اعتقادی، بصیرت سیاسی و تحلیل اجتماعی را ارائه میکنند. آن حضرت از یکسو، سخن خود را بر پایه توحید، حمد الهی و درود بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله استوار میسازند و از سوی دیگر، شهادت سیدالشهدا علیهالسلام و پیامدهای سنگین آن را برای جامعه اسلامی تبیین میکنند. ایشان همچنین با بیانی صریح و کوبنده، رفتار متناقض مردم کوفه را به چالش میکشند؛ مردمی که ابتدا امام حسین علیهالسلام را دعوت کردند، اما در لحظه سرنوشتساز از یاری ایشان دست کشیدند و زمینه شهادت آن حضرت و یاران وفادارش را فراهم ساختند.
*تقابل الهیات زینبی با جبرگرایی اموی در مجلس ابنزیاد
از دیگر جلوههای نقشآفرینی حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها، میتوان به سخنان شجاعانه ایشان در مجلس عبیدالله بن زیاد ـ لعنةاللهعلیه ـ و بیاعتنایی عزتمندانه آن حضرت به او اشاره کرد. هنگامی که عبیدالله بن زیاد متوجه شد بانویی که با چنین صلابت و اقتداری در مجلس حضور یافته، به او اعتنایی نمیکند، خطاب به حضرت زینب سلاماللهعلیها گفت:
«کَیْفَ رَأَیْتِ صُنْعَ اللهِ بِأَخیکِ وَأَهْلِ بَیْتِکِ؟»
رفتار خداوند را با برادرت و خاندان خود چگونه دیدی؟
این پرسش، برخاسته از اندیشه جبرگرایانهای بود که بنیامیه برای توجیه جنایات خود ترویج میکردند. آنان میکوشیدند رفتارهای ظالمانه و اقدامات جنایتبار خویش را به اراده و فعل خداوند نسبت دهند و بدینوسیله، مسئولیت اعمال خود را انکار کنند.
پاسخ حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها نیز ناظر به همین نگرش انحرافی بود. آن حضرت فرمودند:
«فقالت ما رَأَیْتُ إِلّا جَمیلًا»
جز زیبایی ندیدم.
اگرچه در برخی نقلها، پرسش عبیدالله با تعبیر «صُنعالله» آمده است، پاسخ مشهور حضرت در منابع، همان عبارت «ما رأیتُ إلّا جمیلاً» است. مقصود آن حضرت این نبود که جنایتها و رفتارهای زشت سپاه اموی زیبا بوده یا به خداوند انتساب داشته است؛ بلکه پاسخ ایشان، در حقیقت، اعتراضی بنیادین به منطق عبیدالله بن زیاد بود: چرا جنایتها و رفتارهای زشت خود را به خداوند نسبت میدهید؟ ظلم، قتل و اسارت، افعال اختیاری شماست و نباید آنها را به خداوند منتسب کرد؛ زیرا از خداوند متعال فعل قبیح و ناپسند صادر نمیشود.
آنچه در صحنه کربلا به خداوند و جبهه حق انتساب داشت و در نگاه حضرت زینب سلاماللهعلیها زیبا جلوه میکرد، ایمان، رشادت، حماسه، ایثار، استقامت و جهاد سیدالشهدا علیهالسلام و یاران وفادار ایشان بود. بنابراین، تعبیر «جز زیبایی ندیدم»، نه تأیید جنایت دشمن، بلکه تفکیک میان فعل ظالمانه سپاه اموی و جلوههای زیبای بندگی و فداکاری در جبهه امام حسین علیهالسلام بود.
جلوه دیگری از شجاعت و نقشآفرینی حضرت زینب سلاماللهعلیها را میتوان در دربار یزید ـ لعنةاللهعلیه ـ مشاهده کرد. یزید با غرور و فخرفروشی، شهادت امام حسین علیهالسلام و اسارت خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله را نشانه پیروزی خود میپنداشت؛ اما حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها با صلابت در برابر او ایستادند، بنیان ادعاهایش را به چالش کشیدند و با تعبیر کوبنده «یابنَ الطُّلَقاء» او را مخاطب قرار دادند.
آن حضرت فرمودند:
«أَمِنَ الْعَدْلِ یابْنَ الطُّلَقاءِ، تَخْدیرُکَ حَرائِرَکَ وَإِماءَکَ، وَسَوْقُکَ بَناتِ رَسولِ اللهِ سَبایا؟»
ای پسر آزادشدگان، آیا این عدالت است که زنان و کنیزان خود را در پس پرده نگاه داری، اما دختران رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را بهصورت اسیر در شهرها بگردانی؟
حضرت زینب سلاماللهعلیها با این بیان، تناقض آشکار رفتار یزید را نمایان ساختند: چگونه زنان وابسته به دستگاه حکومت باید در پس پرده و دور از نگاه نامحرمان باشند، اما زنان اهلبیت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آشکارا و در برابر دیدگان مردم قرار گیرند؟ این سخن، اعتراضی صریح و شجاعانه به هتک حرمت خاندان رسالت و افشاگر ماهیت ستمگرانه حکومت اموی بود.
این موضعگیری را باید اقدامی بزرگ و اثرگذار در برابر یزید دانست. حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها در اوج اسارت و در مرکز قدرت حکومت اموی، نهتنها مرعوب هیبت ظاهری دستگاه خلافت نشدند، بلکه با شجاعت، منطق و فصاحتی کمنظیر، یزید را در برابر حاضران به محاکمه کشیدند و حقیقت نهضت عاشورا را آشکار ساختند. بدینترتیب، آن حضرت اجازه ندادند دستگاه اموی جنایات خود را پیروزی جلوه دهد یا با انتساب آنها به اراده الهی، از مسئولیت اعمال خویش بگریزد.
*نقش راهبردی حضرت زینب سلاماللهعلیها در رسواسازی امویان و ماندگاری نهضت عاشورا
نخست آنکه حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها با خطبههای روشنگرانه خود، پیشینه خاندان اموی را برای همگان آشکار ساختند؛ پیشینهای آمیخته با کفر و اسلامستیزی و نیز «طُلقا» بودن آنان. ایشان یادآور شدند که این خاندان تا زمان فتح مکه اسلام نیاوردند و از ایمانی ریشهدار و اعتقادی استوار به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله برخوردار نبودند. همچنین، جایگاه ظاهری و غرور کاذبی که یزید برای خود ساخته بود، با سخنان کوبنده و افشاگرانه حضرت زینب سلاماللهعلیها درهم شکست و نقش بر آب شد.
نکته دیگر، نقش اساسی حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها و دیگر بانوان اهلبیت علیهمالسلام در زنده نگهداشتن نهضت مقدس عاشوراست. آنان با سخنرانیها، گریهها، سوگواریها و مرثیهخوانیهای خود، نهضت حسینی را زنده نگاه داشتند و ندا و پیام حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام را نهتنها به مردم روزگار خویش، بلکه به همه نسلهای تاریخ منتقل کردند.
*تحلیل مهاجرت آگاهانه حضرت زینب (س) با هدف جهاد تبیین
موضوع پایانی، محل دفن حضرت زینب سلاماللهعلیهاست. صرفنظر از مباحث تخصصی و پژوهشهای تاریخی درباره محل مزار آن حضرت و دیدگاههای گوناگونی که درباره دفن ایشان در سوریه یا مصر وجود دارد و هر یک نیز طرفداران و مستنداتی دارند آنچه در این بحث اهمیت بیشتری دارد، علت خروج حضرت زینب سلاماللهعلیها از مدینه و مهاجرت ایشان به مصر یا شام است.
دراینباره دو دیدگاه عمده مطرح شده است:
برخی، مسئله تبعید را مطرح کردهاند و معتقدند حضور حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها در مدینه، با توجه به فعالیتها، روشنگریها و سخنرانیهای اثرگذار ایشان، میتوانست برای حکومت بنیامیه خطرآفرین باشد؛ ازاینرو، حاکمان اموی آن شخصیت برجسته و تأثیرگذار را از مدینه تبعید کردند.
براساس دیدگاه دیگر، حضرت زینب سلاماللهعلیها با هدف فعالیتهای تبلیغی، تبیین واقعه عاشورا و رساندن پیام سیدالشهدا علیهالسلام، خود راهی یکی از این دو سرزمین، یعنی مصر یا شام، شدند. بههرحال، آثار حضور اهلبیت علیهمالسلام و بهویژه حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها در این مناطق، ملموس و مشهود است. حضور گسترده دوستداران، شیعیان و محبان آلالله علیهمالسلام در مصر و شام را میتوان نشانهای از عمق تأثیرگذاری اقدامات فرهنگی، تبلیغی و روشنگرانه آن بانوی بزرگ و شخصیت ممتاز جهان اسلام دانست.












نظر شما