خبرگزاری حوزه | یکی از مهمترین پرسشهای عصر حاضر این است که تمدنها چه نوع انسانی را تربیت میکنند؟ هر تمدنی، پیش از آنکه مجموعهای از نهادهای سیاسی، اقتصادی یا فناوری باشد، تصویری از انسان ارائه میدهد و بر اساس همان تصویر، شیوه زندگی و نظام ارزشهای خود را سامان میدهد. اگر تمدن مدرن غربی در دهههای اخیر بیش از هر چیز انسان مصرفی را بازتولید کرده است، اربعین را میتوان یکی از مهمترین عرصههای تربیت انسان تمدنی در جهان اسلام دانست.
انسان مصرفی، هویت خود را بیش از هر چیز از مصرف، رفاه، لذت و انتخابهای فردی میگیرد. موفقیت او با میزان دارایی، قدرت خرید یا سبک زندگیاش سنجیده میشود و روابط اجتماعی نیز عمدتاً بر محور رقابت و منفعت شخصی شکل میگیرد. در چنین الگویی، انسان بیش از آنکه عضو یک جامعه و حامل یک رسالت باشد، به مصرفکننده تبدیل میشود؛ فردی که باید پیوسته نیازهای تازهای برای او تولید شود تا چرخه بازار و اقتصاد تداوم یابد.
در مقابل، پیادهروی اربعین تصویری متفاوت از انسان ارائه میکند. در این اجتماع میلیونی، ارزش انسان نه با میزان ثروت و موقعیت اجتماعی، بلکه با میزان خدمت، ایثار و مسئولیتپذیری او سنجیده میشود. موکبداری که بیچشمداشت به زائران خدمت میکند، پزشکی که داوطلبانه درمان میکند، نوجوانی که کفش زائران را جفت میکند و خانوادهای که خانه خود را در اختیار زائران قرار میدهد، همگی در حال بازتعریف مفهوم منزلت اجتماعی هستند. در اینجا، کرامت انسان نه در داشتن، بلکه در بخشیدن معنا پیدا میکند.
این تفاوت، صرفاً یک تفاوت اخلاقی نیست؛ بلکه نشانه دو منطق تمدنی متفاوت است. تمدنی که انسان را موجودی اقتصادی و مصرفکننده میبیند، روابط اجتماعی را نیز بر پایه سود و رقابت سامان میدهد؛ اما تمدنی که انسان را موجودی مسئول و برخوردار از کرامت الهی میداند، همکاری، همدلی و ایثار را به محور حیات اجتماعی تبدیل میکند. اربعین هر سال میلیونها نفر را وارد چنین تجربهای میکند؛ تجربهای که در آن، خدمت جای منفعت، تعاون جای رقابت و مسئولیت جمعی جای فردگرایی مینشیند.
ویژگی مهم اربعین آن است که این تحول را در متن یک تجربه زیسته شکل میدهد. تجربهای که در آن زائر، مفاهیم دینی را با تمام وجود لمس میکند و آنها را در رفتار و روابط خود به تجربهای زنده تبدیل میکند. او سخاوت را در رفتار موکبداران میبیند، برادری را در همقدمی با انسانهایی از ملیتهای مختلف تجربه میکند و مسئولیت اجتماعی را در هزاران کنش داوطلبانه لمس میکند. از این رو، اربعین تنها به بازگو کردن ارزشها بسنده نمیکند؛ بلکه آنها را در متن زندگی اجتماعی بازتولید و به الگوی زیست جمعی تبدیل میکند.
از منظر جامعهشناسی نیز اربعین پدیدهای کمنظیر است. در جهانی که بسیاری از روابط اجتماعی با قراردادهای اقتصادی و ساختارهای رسمی تنظیم میشود، اربعین نشان میدهد که اعتماد، ایمان و سرمایه اجتماعی نیز میتوانند جامعهای بزرگ را سازمان دهند. میلیونها وعده غذا، اسکان، حملونقل و خدمات، بدون منطق بازار و بدون انتظار سود مالی در اختیار زائران قرار میگیرد. این تجربه نشان میدهد که جامعه انسانی تنها بر پایه محاسبات اقتصادی اداره نمیشود و سرمایههای معنوی نیز توان سازماندهی اجتماعی دارند.
به همین دلیل، اربعین را باید فراتر از یک مناسک دینی تحلیل کرد. این حرکت، هر سال بخشی از ظرفیتهای تمدنی جهان اسلام را به نمایش میگذارد؛ ظرفیتی که در آن، انسانها بدون اجبار سیاسی یا انگیزه اقتصادی، حول یک آرمان مشترک گرد هم میآیند. چنین تجربهای، سرمایهای ارزشمند برای تقویت هویت جمعی، اعتماد متقابل و انسجام امت اسلامی است.
یکی از مهمترین دستاوردهای اربعین، بازگرداندن انسان به جایگاه فاعل اجتماعی است. انسان تمدنی، تنها به سعادت فردی نمیاندیشد و خود را در برابر سرنوشت جامعه و امت مسئول میداند. او میان عبادت و مسئولیت اجتماعی، میان معنویت و عدالت، و میان ایمان و کنش اجتماعی جدایی نمیبیند. از این رو، اربعین صرفاً انسانهای متدین تربیت نمیکند؛ بلکه انسانهایی میپرورد که آمادگی مشارکت در ساخت جامعهای عادلانه و اخلاقی را دارند.
در روزگاری که بسیاری از جوامع با بحران معنا، گسترش تنهایی، کاهش اعتماد عمومی و فرسایش سرمایه اجتماعی روبهرو هستند، اربعین تجربهای متفاوت پیش روی انسان معاصر قرار میدهد. این اجتماع عظیم نشان میدهد که انسان همچنان تشنه معنا، تعلق، همدلی و خدمت است و اگر بستری مناسب فراهم شود، میتواند از مرزهای فردگرایی عبور کرده و در ساختن یک تجربه جمعی بزرگ سهیم شود.
از این منظر، اربعین را میتوان یکی از مهمترین عرصههای احیای انسان تمدنی در جهان معاصر دانست؛ انسانی که مسئولیتپذیری، روحیه تعاون و خدمت به دیگران، بنیان هویت و شیوه زیست او را شکل میدهد. این انسان، محصول یک مراسم چندروزه نیست، حاصل مکتبی تربیتی است که از عاشورا آغاز میشود، در اربعین تجلی مییابد و افق آن، ساخت جامعهای مبتنی بر عدالت، کرامت و معنویت است.
سیده رباب سیدکاظمی پژوهشگر مسائل فرهنگی











نظر شما