به گزارش خبرگزاری حوزه، شهید امیر معصومشاهی با شعارِ «ما اهل کوفه نیستیم»، روحیهٔ پایداری را در میانِ قیامکنندگانِ ۱۵ خرداد ورامین دمید. او که از پیش، محلِ شهادتِ خود را با انگشت بر قلب نشان داده بود، در میدانِ رزم به وصالِ حق رسید.
اسمش هوشنگ بود؛ اما اومد با پدر و مادرش صحبت کرد و ازشون خواست اسم بهتری براش انتخاب کنن. پدر و مادر هم به یاد امیرالمومنین علی علیهالسلام؛ اسمش رو امیر گذاشتند...
امیر همراه با قیامکنندگان ۱۵ خردادِ ورامین راهی شد.
توی مسیر برادرش پرسید: امیر! اگه از اینجا برگردیم چی میشه؟ امیر هم جواب داد: کوفیها برگشتند، ما اهل کوفه نیستیم که برگردیم...
داییاش توسط رژیم شاه دستگیر شده بود. وقتی امیر اومد خونه، دید مادرش داره بیتابی میکنه. امیر پرسید: مادر جان! چرا گریه میکنی؟ مادرش هم جواب داد: داییات رو دستگیر کردند... امیر گفت: مادر جان! این که گریه کردن نداره... بعد با انگشت به قلبش اشاره کرد و ادامه داد: مادر عزیزم! ای کاش در راه اسلام تیری به قلبم بخوره و به شهادت برسم... وقتی توی تظاهرات ۱۵ خرداد شهید شد، رفتم بالای سرش؛ دیدم گلوله دقیقاً خورده به همونجایی که با انگشت نشون داده بود...
خاطراتی از زندگی شهید امیر معصومشاهی
منبع: نویدشاهد [بنیادشهید و امور ایثارگران]










نظر شما