به گزارش خبرگزاری حوزه، واقعه عاشورا با شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام و یاران وفادار ایشان پایان نیافت؛ بلکه از همان لحظه، فصل دیگری از نهضت حسینی با نقشآفرینی آگاهانه و شجاعانه بانوان اهلبیت علیهمالسلام آغاز شد،ازاینرو، در مجموعه گفتوگوهای «مکتب زینبی» بر آنیم تا در گفتوگو با حجتالاسلام امیرحسن مظفریزاد، کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام، ابعاد گوناگون و کمتر بازخوانیشده نقش بانوان اهلبیت علیهمالسلام را در زنده نگهداشتن نهضت عاشورا بررسی کنیم؛ در ادامه، شما را به مطالعه مشروح این گفتوگوی تاریخی ـ تحلیلی دعوت میکنیم.
در اینجا شایسته است یادی هم از حضرت رقیه بنتالحسین(سلاماللهعلیها) بکنیم؛ این دختر سه سالهٔ اباعبدالله الحسین(علیهالسلام) که بر اساس نقل جناب بیهقی در کتاب «لباب الأنساب والألقاب والأعقاب»
یکی از چهار دختر امام حسین(علیهالسلام) بوده است. البته برخی نیز این نقل را به حضرت فاطمه(سلاماللهعلیها) نسبت میدهند. همچنین از حضرت زینب کبری(سلاماللهعلیها) در مسیر حرکت به شام شعری نقل شده است که مضمون آن چنین است:
یا اخی فاطم الصغیره کلّمها فقد کاد قلبها ان یذوبا،
(ای برادرم! با دختر کوچکت فاطمه حرف بزن، که دلش در حال آب شدن است)، بسیاری از محققان و مورخان، این «فاطمهٔ صغیره» را همان وجود مقدس حضرت رقیه (سلاماللهعلیها) دانستهاند.
جایگاه تمدنی و نقشآفرینی حضرت رقیه (سلاماللهعلیها) در حماسهٔ پس از کربلا، زمانی بهروشنی نمایان میشود که خاندان اهلبیت (علیهمالسلام) را در خرابهای در شام جای دادند؛ مکانی که در آستانهٔ فروریختن بود و عملاً استراتژی دشمن بر این بود که این بازماندگانِ داغدار را در غربت و در میان آوارِ آن بنا به شهادت برسانند.
اما در این میان، فریادهای دادخواهیِ حضرت رقیه (سلاماللهعلیها) در دلِ شب، معادلات ستمگران را برهم زد. چنانکه جناب عمادالدین طبری در کتاب «کامل بهایی» نقل میکند، این فریادهای مظلومانه، نه تنها در و دیوارِ کاخ ستم را به لرزه درآورد، بلکه وجدانهای خفتهٔ مردم شام را بیدار کرد. این خروشِ معصومانه، عواطف عمومی را چنان برانگیخت که افکار عمومی به خروش آمد و دستگاه حکومت را وادار ساخت تا خاندان اهلبیت (علیهمالسلام) را از آن مکانِ پرمخاطره خارج کرده و در جای بهتری پناه دهند.

در واقع، آن دختر سهچهارساله با کلام و گریههای خود، «جهاد تبیین» را در قلبِ مرکزِ استبداد اموی آغاز کرد و با بیدار کردنِ عواطف مردم، مانع از تحقق توطئهٔ شوم دشمن برای حذف فیزیکی بازماندگانِ کربلا شد.
نکتهٔ بسیار مهم و کلیدی در نهضتِ حضرت رقیه (سلاماللهعلیها)، محتوایِ پیام است که این دختر خردسال در قالب اشعار و خطابههای خود بر بالین پدر بزرگوارشان (حضرت اباعبدالله الحسین) بیان میکردند. این ابیات، تنها بیانگر غم و اندوهِ جانسوزِ یک کودک نبود، بلکه تیرِ خلاصی بود بر پیکرهٔ تفکرات انحرافیِ دستگاه بنیامیه.
بنیامیه با ترویجِ ایدئولوژیِ «جبرگرایی»، تلاش میکردند تمامی جنایات خود را به ارادهٔ الهی نسبت دهند تا از این طریق، هم مسئولیت شرعی و اخلاقیِ خونهای ریختهشده را از خود سلب کنند و هم مردم را در برابرِ ظلمِ حاکم، به سکوت و انفعال وادارند. این راهبردِ سیاسی در بزنگاههای مختلف تکرار میشد؛ آنجا که عبیدالله بن زیاد در مجلسِ خود، با وقاحت تمام از حضرت زینب (سلاماللهعلیها) میپرسد:
«کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟» و یا آنجا که یزید (علیه اللعنه) در مواجهه با امام سجاد (علیهالسلام)، فاجعهٔ کربلا را به ارادهٔ الهی نسبت میدهد.
اما خاندانِ نبوت، با منطقِ «اِختیار» و «مسئولیتِ انسانی»، این توطئهٔ فکری را خنثی کردند. حضرت رقیه (سلاماللهعلیها) با همان زبانِ کودکانه اما حقیقتبینِ خود، پرده از این جنایت برداشت. فریادهای او بر بالینِ سرِ مبارکِ پدر، سندی بود بر اینکه آنچه در کربلا رخ داد، نه «خواست خدا»، که محصولِ انتخابِ ظالمانه و اختیارِ ناپاکِ یزیدیان بوده است.
در واقع، این دختر خردسال با حضورِ معصومانه و فریادِ حقطلبانهاش، بزرگترین «جنگ نرم» را علیه گفتمانِ بنیامیه رقم زد. او به مخاطبانش نشان داد که میانِ «تقدیرِ الهی» و «جنایتِ بشری» تفاوت بنیادین وجود دارد و نمیتوان با پوششِ دین و انتسابِ به خدا، لکهٔ ننگِ قتلِ سلالهٔ رسولالله را از دامانِ ستمگران پاک کرد. این همان حقیقتِ «جهادِ تبیین» است که در اوجِ غربتِ شام، حقیقت را از حصارِ تحریف خارج کرد.

و حضرت رقیه سلاماللهعلیها با دیدن سر مطهر پدر، فریاد میزند:
یا أباه ! مَن ذا الذی خضّبک بدمائک؟
یا أبتاه! مَن ذا الذی قطع وریدک؟
یا أبتاه ! مَن ذا الذی أیتمنی علی صغر سنّی ؟
ای پدر چه کسی تو را به خون آغشته کرد؟ چه کسی رگ های گردنت را برید؟ پدر چه کسی در خردسالی یتیمم کرد؟
این فریادها و دیگر سخنان آن حضرت، همگی اشاره به همین نکته دارند که در قتل امام حسین علیهالسلام و شهادت ایشان، مردم و افراد خبیث مؤثر و دخیل بودهاند و در واقع، مردم را هوشیار میکنند که نباید این واقعه را به خداوند نسبت داد؛ چراکه نسبت دادن این جنایت به خداوند، کاری نادرست است.
به هر حال، شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها در منطقه دمشق سوریه، هم از حیث خودِ شهادت و فریاد آن حضرت تأثیرگذار است و هم مرقد این بزرگوار، پرچم قیام امام حسین علیهالسلام را تا روز قیامت برافراشته نگه داشته است. افرادی که با طینت پاک بتوانند حوادث را بررسی کنند، این مرقد آنان را به راه درست و مسیر صحیح هدایت خواهد نمود.











نظر شما