خبرگزاری حوزه/ کلیدواژهی «وحدت»، اگرچه از پرکاربردترین مفاهیم در ادبیات سیاسی کشور است، اما گاهی در کشاکش سلیقههای متفاوت، دچار تفسیرهای شخصی و بعضاً انحرافی میشود. فارغ از اینکه جریانهای مختلف سیاسی سعی دارند قرائت مطلوب خود را از وحدت غالب کنند، باید دید مدل عملیاتی این مفهوم در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب چگونه است.
اگرچه بسیاری از بیانات معظمله در حوزه وحدت، متمرکز بر «وحدت امت اسلامی» و تقریب مذاهب است، اما اصول حاکم بر این وحدت، در فضای تعاملات داخلی نیز صادق است. بازخوانی تاریخی مواضع رهبر شهید انقلاب، بهویژه در برهههای حساس سیاسی – مانند توصیه ایشان در سال ۱۳۹۵ پیرامون انتخابات – چراغ راهی برای فهم دقیق «وحدت سازنده» است.
در آن مقطع، رهبر شهید انقلاب با نگاهی دلسوزانه و بر اساس مصلحت، توصیهای را به یکی از چهرههای سیاسی کشور مطرح کردند. درس بزرگ این واقعه برای امروز ما این است که:
۱. وحدت، سکوت نیست: اینکه تصور کنیم وحدت به معنای چشمپوشی از حقیقت یا سکوت در برابر مسائل است، برداشتی اشتباه است.
۲. نقدِ مشفقانه به جای مچگیری: اگر دلسوزی و مصلحتاندیشیِ برادرانه وجود داشته باشد، نقد نه تنها وحدت را نمیشکند، بلکه آن را تقویت میکند. هنر اصلی در این است که نقد بهگونهای بیان شود که ماهیت «مچگیرانه» پیدا نکند.
۳. ظرفیت شنیدن: سوی دیگر ماجرا نیز مسئولیت دارد؛ جریانها و افراد نباید در برابر نقدهای منصفانه «ناراحت» شوند. کسی که دغدغهی وحدت دارد، نباید از طرف مقابل بخواهد که برای حفظ وحدت، سخنی نگوید یا خلاف واقع بگوید.
اگر بخواهیم به الگوی کامل عمل به منویات رهبر شهید انقلاب دست یابیم، باید ترکیبی از «وحدتِ راهبردی»، «نقدِ منصفانه»، «اصلاحِ خطاهای محاسباتی» و «مطالبهگری» را دنبال کنیم. راهبرد اصلی، جایگزینی «دستگیری» به جای «مچگیری» است؛ به طوری که احترام متقابل و حسننیت، ضامن پایداری وحدت بر محور منافع مشترک و تمرکز بر دشمن مشترک باشد.
وحدتِ حقیقی، حاصلِ تلاقیِ «بصیرت در نقد» و «گشادهرویی در پذیرش» است که جامعه را نه در سکوت، بلکه در مسیر رشد و تعالی قرار میدهد.
نورالهدی مازارچی










نظر شما