به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی بطحایی، معاون پژوهش و فناوری دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی در نشست نقد و بررسی کتاب «ایران، اخوان و خیزشهای عربی؛ شگفتانهها و ناگفتهها» اثر عباس خامهیار که در دانشگاه باقرالعلوم(ع) برگزار شد، ضمن واکاوی ابعاد روششناختی این اثر، بر ضرورت تعریف دقیق شاخصها و پارامترهای «همگرایی و واگرایی» برای تحلیل روابط سیاسی تأکید کرد.
وی همچنین با نقد فقدان چارچوب نظری منسجم در این پژوهش، گذار از پرسشهای توصیفی به پرسشهای تبیینی را برای دستیابی به فهم عمیقتر از تعاملات میان ایران و جریانهای اخوانی ضروری دانست.
الزامات روششناختی در تحلیل همگرایی و واگرایی
استاد حوزه و دانشگاه افزود: یکی از نکات مهم درباره این کتاب، مسئله همگرایی و واگرایی است. اگر بخواهیم موضوع کتاب را از منظر همگرایی و واگرایی بررسی کنیم، باید توجه داشته باشیم که دغدغه فکری اصلی، شناسایی عوامل همگرایی و واگرایی در بستر مورد مطالعه است، اما مسئله فقط این نیست که یک مورد را بهعنوان نشانه همگرایی یا واگرایی معرفی کنیم؛ بلکه باید پیامدها و شاخصهای هر یک نیز مشخص شود.
وی تصریح کرد: برای مثال، اگر گفته میشود جریان یا گروهی در حوزه سیاسی همگرا یا واگراست، باید مشخص شود نشانه این همگرایی یا واگرایی چیست. بنابراین، ابتدا باید تعریف روشنی از همگرایی و واگرایی ارائه شود و سپس شاخصها و پارامترهایی که بر اساس آنها میتوان یک جریان را همگرا یا واگرا دانست، مشخص شود.
فقدان چارچوب نظری؛ پاشنه آشیل پژوهشهای کیفی
حجت الاسلام والمسلمین بطحایی با اشاره به اهمیت چارچوب نظری در پژوهش بیان کرد: یکی از نکات مهمی که در این زمینه وجود دارد، فقدان یک چارچوب مشخص در کتاب است. وجود چارچوب نظری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در این صورت متغیرهای مختلفی که در پژوهش مطرح میشوند، جایگاه مشخصی پیدا میکنند و ارتباط میان آنها قابل بررسی خواهد بود.
وی افزود: یکی از مهمترین پرسشهای مطرحشده در کتاب این است که جریانهای مختلف اخوانالمسلمین درباره تشیع چه دیدگاهی دارند و شیعیان چگونه میتوانند با این جریانها مواجه شوند. به نظر من این پرسشها بیشتر توصیفی هستند و پاسخ توصیفی الزاما نمیتواند چرایی و چگونگی مسائل را روشن کند. اگر پرسشهای تحقیق بهصورت تبیینی مطرح شوند، باید به چرایی و چگونگی بپردازند.
نقد نمونههای موردی و ضرورت شاخصگذاری دقیق
حجت الاسلام والمسلمین بطحایی با اشاره به نمونههایی از روابط ایران و اخوان در کتاب گفت: برای نمونه، در موضوع سفر محمد مرسی، پنجمین رئیس جمهور مصر و سیاستمدار مصری به تهران و سفر محمود احمدینژاد به قاهره، در بخشی از کتاب این دیدارها بهعنوان نشانهای از همگرایی مطرح شده است، پرسش این است که آیا صرف دیدار میان دو مقام سیاسی میتواند نشانه همگرایی باشد؟ محتوای مذاکرات چه بوده است؟ آیا صرف دیدار دو مقام و ابراز نگاه مثبت نسبت به یکدیگر میتواند بهعنوان نشانه همگرایی تلقی شود؟
وی ادامه داد: بنابراین، باید پارامترها و شاخصهای همگرایی از ابتدا مشخص شوند تا بتوان بر اساس آنها درباره روابط و تحولات مختلف قضاوت کرد. در غیر این صورت، ممکن است صرفا یک اتفاق یا دیدار سیاسی را بهعنوان نشانه همگرایی تلقی کنیم، در حالی که هنوز مشخص نشده است این اتفاق چه تأثیری بر روابط دو طرف داشته است.










نظر شما