به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین مهدی فرمانیان، استاد حوزه و دانشگاه طی سخنانی به نقد و بررسی کتاب «ایران، اخوان و خیزشهای عربی؛ ناگفتهها» پرداخت.
وی ضمن ارج نهادن به تسلط نویسنده بر تحولات جهان عرب و بهرهگیری ارزشمند از منابع میدانی و رسانهای، نقدهایی را به تناسب عنوان کتاب با محتوا، انسجام فصلبندیها و ضرورت شفافیت در عناوین اثر وارد دانست که مشروح آن در ادامه میآید.
ارزشافزوده کتاب؛ فراتر از منابع کتابخانهای
کارشناس کلام، فرق و مذاهب اسلامی با اشاره به مطالعه و بررسی کتاب «ایران، اخوان و خیزشهای عربی؛ ناگفتهها» گفت: حدود یک ماه زمان برد تا این کتاب را بهطور کامل بخوانم. منابع این کتاب صرفا کتابخانهای نیست و درواقع میتوان گفت نویسنده؛ علاوه بر استفاده از منابع کتابخانهای، از منابع میدانی، رسانهای و حتی روزنامهای بهره برده و با افراد مختلف ارتباط برقرار کرده است.
این استاد دانشگاه با اشاره به تسلط نویسنده بر تحولات جهان عرب بیان کرد: ویژگی دیگر این کتاب، تسلط نویسنده بر اوضاع جهان عرب است. روابط سیاسی، فرهنگی و غیرسیاسی در جهان عرب بسیار پیچیده است و حتی در مقایسه با ایران نیز با پیچیدگیهای خاص خود مواجه است. نویسنده بهخوبی این پیچیدگیها را میشناسد و همین تسلط بر مسائل جهان عرب از ویژگیهای مثبت کتاب محسوب میشود.
ظرفیتشناسی متفکران جهان عرب در یک اثر پژوهشی
حجت الاسلام والمسلمین فرمانیان افزود: همچنین در کتاب به متفکران و جریانهای فکری جهان عرب توجه شده و نویسنده تلاش کرده است فضای فکری و سیاسی شکلگرفته در این منطقه را معرفی کند. به همین دلیل، این اثر از نظر اطلاعاتی کتاب قابل توجهی است. بخش «ناگفتهها» در بخش عنوان کتاب خوب است و مطالب ناگفته فراوانی در کتاب وجود دارد. توضیحاتی که نویسنده درباره متفکران عرب ارائه کرده نیز ارزشمند است و اگر کسی صرفا همین بخش را استخراج کند، میتواند مجموعهای قابل توجه درباره معرفی روشنفکران و متفکران سیاسی جهان عرب داشته باشد.
چالش «عنوان» و «تناسب با محتوا»
وی ادامه داد: با این حال، یکی از نکاتی که به نظرم درباره عنوان کتاب وجود دارد، نسبت میان حجم کتاب و موضوع «ایران» است. از حدود ۹۷۸ صفحه کتاب، تقریبا ۷۹۷ صفحه ارتباط مستقیمی با ایران ندارد و بحث ایران از حدود صفحه ۷۹۸ آغاز میشود. بخش عمده صفحات ابتدایی به تحولات جهان عرب و اتفاقاتی اختصاص دارد که در جریان بهار عربی رخ داده است.
حجت الاسلام والمسلمین فرمانیان با اشاره به کاربرد عنوان «بهار عربی» و «بیداری اسلامی» برای تحولات سال ۲۰۱۱ گفت: این نکته البته الزاماً مربوط به خود کتاب نیست، اما در سال ۲۰۱۱ که اتفاقات جهان عرب رخ داد، در ایران از تعبیر «بیداری اسلامی» استفاده شد، در حالی که در جهان عرب برای این مجموعه تحولات، تعبیر «بهار عربی» به کار رفت. دلیل آن نیز این بود که پیش از آن، تعبیر بیداری اسلامی برای مجموعه دیگری از تحولات و جریانها استفاده شده بود. بنابراین، خود جهان عرب نیز به سمت استفاده از تعبیر «بهار عربی» رفت و به نظرم لازم بود این موضوع با دقت بیشتری رصد شود.
ضرورت پیوستگی ساختاری در روایتِ ارتباط ایران و اخوان
وی تصریح کرد: البته اختصاص حدود ۸۰۰ صفحه به تحولات جهان عرب به خودی خود ایرادی ندارد و بحث بسیار خوبی است، اما اگر قرار است محور اصلی کتاب «ایران و اخوان» باشد، انتظار میرود از ابتدا ارتباط اخوان با ایران دنبال شود؛ یعنی مشخص شود نخستین ارتباطات اخوان با ایران در چه زمانی و در چه شرایطی شکل گرفت، نخستین ارتباطات میان شخصیتها و جریانها چگونه بود و این ارتباطات چگونه در طول زمان ادامه پیدا کرد تا به شرایط امروز برسد.
حجت الاسلام والمسلمین فرمانیان بیان کرد: سیر بحث در برخی قسمتها بهگونهای نیست که فصلها و مطالب به صورت زنجیروار به یکدیگر متصل شده باشند. گاهی احساس میشود مطالب و قالبهای مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، اما ارتباط میان آنها به اندازهای که انتظار میرود، روشن نیست. یکی از مشکلات دیگر، استفاده متعدد از عناوین مبهم است. نویسنده برای فصلها و بخشهای مختلف عناوینی مانند «رسوبات خاموش» و «صداهای بیمغز» انتخاب کرده است که ممکن است این عناوین از نظر ادبی جذاب باشند، اما در یک کتاب علمی معمولا بهتر است عنوانها شفاف باشند تا خواننده از همان ابتدا متوجه شود این بخش درباره چه موضوعی است.










نظر شما