پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۶
مقاومت اسلامی ایران، گفتمانی فراتر از مرزهای مذهبی است

حوزه، حجت‌الاسلام زین العابدین اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران بر ایستادگی در برابر ظلم و حمایت از مستضعفان تأکید دارد؛ اصولی که در میان مسلمانان مشترک است و گفتمان مقاومت را نمی‌توان صرفاً به تقابل شیعه و اهل‌سنت محدود کرد.

به گزارش گروه ترجمۀ خبرگزاری حوزه، حجت‌الاسلام زین العابدین محقق بنگال غربی هند در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران بر ایستادگی در برابر ظلم و حمایت از مستضعفان تأکید دارد؛ اصولی که در میان مسلمانان مشترک است و گفتمان مقاومت را نمی‌توان صرفاً به تقابل شیعه و اهل‌سنت محدود کرد.

در ادامه، شرح این گفت و گو را می خوانید:

در ابتدا، لطفاً بفرمایید مفهوم «مقاومت اسلامی» را چگونه تبیین می‌کنید؟ آیا این مفهوم صرفاً به مقاومت نظامی محدود می‌شود یا ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را نیز دربرمی‌گیرد؟

حجت‌الاسلام زین‌العابدین: مقاومت اسلامی مفهومی چندوجهی، گسترده و دارای ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی است. در برداشت رایج در ادبیات غربی، مفهوم مقاومت غالباً در چارچوب خشونت، تقابل یا رویارویی نظامی تفسیر می‌شود؛ بااین‌حال، در ادبیات و گفتمان اسلامی، «مقاومت» مفهومی به‌مراتب گسترده‌تر دارد. مقاومت در این چارچوب، نوعی موضع‌گیری اخلاقی و سیاسی در برابر ظلم، بی‌عدالتی و سلطه‌طلبی است که بر دفاع از حقوق مظلومان، تلاش برای تحقق عدالت و صیانت از هویت، استقلال و عزت امت اسلامی استوار است.

در چارچوب جمهوری اسلامی ایران نیز مقاومت صرفاً به معنای مقابله با تهدیدها و فشارهای خارجی تلقی نمی‌شود، بلکه به‌عنوان بخشی از یک گفتمان و رویکرد کلان در عرصه سیاست، حکومت و روابط بین‌الملل مطرح است. از این منظر، مقاومت در ساختار سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه، با مبانی اندیشه سیاسی اسلام پیوندی عمیق و ساختاری دارد و یکی از مؤلفه‌های مهم در تبیین رویکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات داخلی و بین‌المللی به شمار می‌رود.

انقلاب اسلامی ایران نشان داد که اسلام سیاسی صرفاً یک مفهوم نظری یا ایده‌ای انتزاعی نیست، بلکه می‌تواند در قالب یک نظام سیاسی و حکومتی، به الگویی عملی برای اداره جامعه و تنظیم مناسبات سیاسی و اجتماعی تبدیل شود. در این چارچوب، سیاست و مقاومت دو حوزه کاملاً منفک از یکدیگر تلقی نمی‌شوند، بلکه در منظومه فکری جمهوری اسلامی ایران، ارتباطی متقابل و تنگاتنگ دارند و می‌توان آن‌ها را دو روی یک سکه دانست.

از سوی دیگر، در جهان اسلام باید از دامن‌زدن به شکاف‌های مذهبی و تقابل میان شیعه و سنی پرهیز کرد. مسلمانان در اصول و ارزش‌های بسیاری با یکدیگر اشتراک دارند. محبت به قرآن کریم و اهل‌بیت(ع) از جمله همین مشترکات است. بنابراین، باید به جای تمرکز بر اختلافات، بر این نقاط مشترک تکیه کنیم و از ظرفیت آن‌ها برای تقویت وحدت و همبستگی امت اسلامی بهره بگیریم.

با توجه به این تعریف، آیا می‌توان مقاومت اسلامی در ایران را امتداد و تجلی عملی اندیشه «اسلام سیاسی» دانست؟ نسبت میان این دو مفهوم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

حجت‌الاسلام زین‌العابدین: دقیقاً همین‌طور است. اسلام سیاسی به این معناست که اسلام را صرفاً به حوزه عبادات و زندگی فردی محدود نکنیم، بلکه اصول و ارزش‌های اسلامی را در عرصه‌های اجتماعی، سیاسی، حکمرانی و روابط بین‌الملل نیز مورد توجه و اجرا قرار دهیم. در جمهوری اسلامی ایران، فرهنگ مقاومت یکی از ارکان مهم این رویکرد به شمار می‌رود.

از دوران امام خمینی(ره) تا امروز، نظام جمهوری اسلامی ایران بر این دیدگاه تأکید داشته است که اسلام سیاسی صرفاً به معنای تلاش برای دستیابی به قدرت سیاسی نیست؛ بلکه دربرگیرنده مسئولیت در قبال مظلومان و حمایت از ملت‌های تحت ستم نیز هست. از این منظر، ایران مسائل فلسطین، مقاومت در لبنان و بحران یمن را صرفاً موضوعاتی ژئوپلیتیکی و مرتبط با رقابت‌های منطقه‌ای نمی‌داند، بلکه آن‌ها را از منظر ارزش‌ها و مسئولیت‌های اخلاقی و اسلامی نیز مورد توجه قرار می‌دهد.

البته در اینجا باید به نکته‌ای ظریف توجه داشت و آن اینکه اسلام سیاسی می‌تواند در قالب‌ها و الگوهای مختلفی ظهور و بروز پیدا کند؛ برای نمونه، الگوی ولایت فقیه در ایران، الگوی مقاومت حماس و حزب‌الله یا الگوی تشکیلاتی اخوان‌المسلمین در مصر. هر یک از این جریان‌ها و الگوها، با وجود تفاوت‌های فکری، ساختاری و تاریخی، از منظر طرفداران خود در پی تحقق عدالت و ارزش‌های اسلامی هستند.

الگوی مقاومت اسلامی ایران تا چه اندازه در میان مسلمانان جهان مورد پذیرش قرار گرفته است؟ برخی منتقدان معتقدند که رویکرد مقاومت ایران ماهیتی عمدتاً شیعی دارد و همین امر می‌تواند به تشدید شکاف میان شیعیان و اهل‌سنت منجر شود. دیدگاه شما درباره این نقد چیست و ایران برای تقویت وحدت اسلامی در چارچوب گفتمان مقاومت چه رویکردی را دنبال می‌کند؟

حجت‌الاسلام زین‌العابدین: این انتقاد را می‌توان تا حدی درست و در برخی موارد نیز اغراق‌آمیز دانست. واقعیت این است که مقاومت اسلامی ایران دارای هویت و پیشینه‌ای روشن در مکتب تشیع است؛ زیرا این رویکرد از مبانی اعتقادی، فقهی و تاریخی شیعه تأثیر پذیرفته است. اما اینکه از این مسئله نتیجه بگیریم که مقاومت اسلامی ایران ذاتاً در تقابل با اهل‌سنت قرار دارد، برداشتی فراتر از واقعیت است.

باید توجه داشت که اصول بنیادین مقاومت اسلامی، از جمله ایستادگی در برابر ظلم و حمایت از مستضعفان، ریشه در آموزه‌های عام و مشترک اسلامی و قرآن کریم دارد و اختصاصی به شیعه یا اهل‌سنت ندارد. حماس نمونه‌ای از یک جریان مقاومت اسلامی با گرایش سنی است که ایران از آن حمایت می‌کند. همچنین حزب‌الله لبنان یک جریان شیعی است، اما در چارچوب مقاومت ملی لبنان، همکاری و همراهی گروه‌ها و اقشار مختلف، از جمله مسلمانان اهل‌سنت و مسیحیان، نیز مطرح بوده است.

البته مسئله اختلافات و شکاف‌های مذهبی را نمی‌توان صرفاً به یک طرف نسبت داد. جمهوری اسلامی ایران نیز بر این باور است که بدون وحدت و همبستگی میان مسلمانان، دستیابی به اهداف مشترک و تداوم حرکت مقاومت با دشواری روبه‌رو خواهد شد.

از دیدگاه من، وحدت اسلامی صرفاً یک ضرورت سیاسی و راهبردی نیست، بلکه یک مسئولیت دینی نیز به شمار می‌رود. مسلمانان در کنار اختلافات مذهبی و فقهی، اشتراکات فراوانی دارند. محبت به قرآن کریم و اهل‌بیت(ع) از جمله مهم‌ترین این مشترکات است. بنابراین، باید با تکیه بر این زمینه‌های مشترک، از اختلافات و سوءتفاهم‌ها کاست و زمینه همگرایی و وحدت بیشتر میان مسلمانان را فراهم کرد.

راهبرد مقاومت اسلامی ایران چگونه با چارچوب نظری «اسلام سیاسی»، به‌ویژه اصل «ولایت فقیه»، ارتباط و همخوانی دارد؟ در این چارچوب، ولایت فقیه چه نقشی در تبیین و جهت‌دهی به گفتمان و راهبرد مقاومت ایفا می‌کند؟

حجت‌الاسلام زین‌العابدین: ولایت فقیه یکی از الگوهای حکمرانی مبتنی بر اندیشه اسلام سیاسی است که در جمهوری اسلامی ایران به اجرا درآمده است. در این الگو، رهبری دینی و سیاسی در چارچوبی واحد به یکدیگر پیوند می‌خورند. مقاومت نیز در این چارچوب، جایگاهی اساسی دارد؛ زیرا از منظر این دیدگاه، مسئولیت حکومت اسلامی تنها به اداره امور داخلی کشور محدود نمی‌شود، بلکه مقابله با سلطه و نفوذ قدرت‌های خارجی نیز بخشی از وظایف آن به شمار می‌رود.

از دیدگاه امام خمینی(ره)، مشروعیت و کارآمدی حکومت اسلامی با میزان پایبندی آن به اصول و ارزش‌های اسلامی و توانایی آن در تحقق عدالت ارتباط دارد. در این نگاه، ایستادگی در برابر سلطه و استعمار قدرت‌های خارجی یکی از مؤلفه‌های مهم عدالت‌خواهی و استقلال سیاسی است. از همین رو، در گفتمان جمهوری اسلامی ایران، مقاومت صرفاً یک «سیاست خارجی» یا ابزار دیپلماتیک نیست، بلکه با مبانی و فلسفه وجودی نظام سیاسی نیز ارتباط پیدا می‌کند.

البته باید تأکید کنم که اسلام سیاسی را نباید صرفاً به سیاست قدرت و موازنه نیروها تقلیل داد. اسلام سیاسی، در عین حال، ناظر به اخلاق و مسئولیت نیز هست. جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است که در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای نیست و در این زمینه به مبانی و ملاحظات دینی و اخلاقی استناد کرده است. در عین حال، ایران بر حق دفاع از خود و حفظ امنیت و استقلال کشور تأکید دارد؛ زیرا از این منظر، برخورداری از توان دفاعی و جلوگیری از سلطه دیگران، با اصول اخلاقی و مسئولیت‌های سیاسی منافاتی ندارد.

و در پایان، با توجه به تجربه جمهوری اسلامی ایران در زمینه مقاومت اسلامی و اسلام سیاسی، مسلمانان و جوامع اسلامی برای مواجهه با تحولات آینده جهان اسلام چه درس‌ها و تجربیاتی می‌توانند از این تجربه بیاموزند؟

حجت‌الاسلام زین‌العابدین: یکی از مهم‌ترین درس‌ها این است که اسلام تنها راهی برای تعالی و رستگاری فردی نیست، بلکه برای تحقق عدالت اجتماعی نیز آموزه‌ها و ظرفیت‌های گسترده‌ای دارد. اسلام سیاسی بر همین حقیقت تأکید می‌کند و می‌کوشد ارزش‌ها و اصول اسلامی را در عرصه اجتماعی و در ساختارهای حکمرانی نیز محقق سازد.

در عین حال، تجربه ایران می‌تواند این درس را نیز به همراه داشته باشد که اگر اسلام سیاسی صرفاً به رقابت و دستیابی به قدرت سیاسی تقلیل یابد، ممکن است از مبانی و پشتوانه اخلاقی خود فاصله بگیرد. قدرت واقعی مقاومت در موضع اخلاقی آن نهفته است؛ یعنی ایستادگی در برابر ظلم، دفاع از حقوق مظلومان و حمایت از مستضعفان. بدون چنین پشتوانه‌ای، مقاومت نیز ممکن است از یک آرمان اخلاقی به صرفاً نوعی رقابت بر سر قدرت تبدیل شود.

جهان اسلام امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن است که مسلمانان، با وجود اختلاف‌نظرهای مذهبی و فقهی، بر سر منافع و اهداف مشترک خود به وحدت و همگرایی برسند. اختلاف میان شیعه و سنی نباید به عاملی برای تضعیف امت اسلامی تبدیل شود. باید حرکت را از حداقل‌های مشترک، یعنی قرآن کریم، اصل نبوت و ارزش عدالت، آغاز کرد و از این نقطه به سوی وحدت و همکاری گسترده‌تر پیش رفت.

مقاومت اسلامی زمانی می‌تواند به یک جریان فراگیر تبدیل شود که از سطح یک کشور یا یک مذهب فراتر رفته و به یک رویکرد اخلاقی و انسانی در سراسر امت اسلامی تبدیل شود؛ رویکردی که محور آن مبارزه با ظلم، حمایت از مظلومان و دفاع از عدالت باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha