گزارش خبرگزاری حوزه، به گزارش خبرگزاری حوزه، واقعه عاشورا با شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام و یاران وفادار ایشان پایان نیافت؛ بلکه از همان لحظه، فصل دیگری از نهضت حسینی با نقشآفرینی آگاهانه و شجاعانه بانوان اهلبیت علیهمالسلام آغاز شد،ازاینرو، در مجموعه گفتوگوهای «مکتب زینبی» بر آنیم تا در گفتوگو با حجتالاسلام امیرحسن مظفریزاد، کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام، ابعاد گوناگون و کمتر بازخوانیشده نقش بانوان اهلبیت علیهمالسلام را در زنده نگهداشتن نهضت عاشورا بررسی کنیم؛ در ادامه، شما را به مطالعه مشروح این گفتوگوی تاریخی ـ تحلیلی دعوت میکنیم
جلوههای حماسهآفرینی و صلابت مادران شهدا در کربلا
یکی از زیباترین، عمیقترین و در عین حال مغفولماندهترین جلوههای معرفتی و حماسی در واقعه عاشورا، نقش بیبدیل و جریانساز «مادران شهدا» است؛ شیرزنانی که با ایمان استوار، صلابت و از خود گذشتگی و عشق لبریز به ذات اقدس الهی، نهتنها مانع مجاهدت فرزندان خود نشدند، بلکه خود مشوق و پشتیبان آنان در مسیر فداکاری و جانبازی در راه احیای اسلام ناب محمدی (ص) و نفی طاغوت بودند. اگر این تربیت توحیدی و از خودگذشتگیِ مادرانه و عشق به خداوند نبود، صفحات تاریخ کربلا هرگز مزیّن به این حماسههای ماندگار نمیشد.
در بررسی کاروان حسینی، با نمونههای برجستهای از این مادران فداکار مواجه میشویم که در قله معرفت و تسلیم در برابر امر ولیّ خدا ایستادهاند:

۱. حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها)
در رأس این بانوان حماسهساز، عقیله بنیهاشم حضرت زینب کبری (س) قرار دارند؛ بانوی عظیمی که خود فرمانده مقتدر جبهه تبیین پس از عاشورا بودند و دو فرزند برومندشان (عون و محمد) را در رکاب امام زمانشان، حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام)، تقدیم پیشگاه الهی کردند.
۲. حضرت امالبنین (سلاماللهعلیها)
بانوی ادب و معرفت که گرچه در کربلا حضور نداشتند، اما با تربیتی عاشورایی، چهار فرزند رشید خوددر رأس آنان علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس (علیهالسلام) اثرگذارترین حماسه وفاداری را رقم زدند و آنان را فدای ولایت و مکتب سیدالشهدا (ع) ساختند.
۳. حضرت لیلا (سلاماللهعلیها)
حضرت لیلا (سلاماللهعلیها)، مادر حضرت علیاکبر (علیهالسلام)، یکی از بانوان بزرگ خاندان امام حسین (علیهالسلام) است.
۴. حضرت رَمله (سلاماللهعلیها)
حضرت رَمله (سلاماللهعلیها)، همسر امام حسن مجتبی (علیهالسلام) و مادر حضرت قاسم بن الحسن (علیهالسلام) است.
۵. جناب حُسنیه (سلاماللهعلیها)
جناب حسنیه (سلاماللهعلیها)، بانویی صالحه و از خدمتگزاران خاندان اهلبیت (علیهمالسلام) بود. بنابر نقلهای تاریخی، امام حسین (علیهالسلام) او را از نوفل بن حارث بن عبدالمطلب خریداری کرد و سپس به امام سجاد (علیهالسلام) بخشید. او خادم امام سجاد (ع) بود، ایشان پس از آزادی، با مردی به نام «سهم» ازدواج کرد و حاصل این پیوند، فرزندی به نام منجح بود. منجح از یاران امام حسین (علیهالسلام) در کربلا به شمار میآید و در رکاب سیدالشهدا (علیهالسلام) به شهادت رسید.
۶. جناب فُکَیه (سلاماللهعلیها)
در برخی منابع از بانویی به نام «فکیه» یا «فکیهه» یاد شده است که در خانهی حضرت رباب (سلاماللهعلیها) خدمت میکرد. دربارهی نسبت دقیق این بانو با برخی شهدای کربلا، در منابع اختلافهایی وجود دارد؛ اما در نقلهای مشهور، از او بهعنوان همسر عبدالله بن عمیر کلبی و مادر وهب یاد شده است.
این بانوی مؤمن، در محیط خانهی اهلبیت (علیهمالسلام) با فرهنگ ایمان، محبت و ولایت آشنا شد و خانوادهاش در مسیر یاری امام حسین (علیهالسلام) قرار گرفتند. نقش چنین بانوانی نشان میدهد که تربیت عاشورایی تنها در میان خاندانهای مشهور و شناختهشده شکل نگرفت، بلکه خدمتگزاران و بانوان مؤمنِ پیرامون اهلبیت (علیهمالسلام) نیز در پرورش نسل فداکار سهم داشتند.

۷. جناب کَبْشه، مشهور به امسلیمان (سلاماللهعلیها)
جناب کبشه، مشهور به «امسلیمان»، از بانوان فرهیخته و دانشمند عصر خویش دانسته شده است. بنابر برخی نقلها، امام حسین (علیهالسلام) ایشان را با مبلغی هزار درهم خریداری کرد و سپس در خانهی اماسحاق، همسر امام حسین (علیهالسلام) خدمت میکرد و ایشان مادر حضرت فاطمه صغری (سلاماللهعلیها) است،
او پس از آزادی، با مردی به نام «ابورزین» ازدواج کرد و فرزندی به نام «سلیمان بن رزین» از آنان متولد شد. سلیمان از یاران وفادار امام حسین (علیهالسلام) بود و امام او را برای رساندن نامههای خویش به بزرگان بصره اعزام کرد. وی پس از شناسایی و دستگیری، به فرمان عبیدالله بن زیاد در بصره به شهادت رسید.
در زیارت ناحیهی مقدسه (غیر مشهوره)، از این شهید چنین یاد شده است:
السَّلامُ عَلَی سُلَیْمَانَ مَوْلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ
امسلیمان، نمونهی بانویی است که هم در عرصهی دانش و خدمت به خاندان اهلبیت (علیهمالسلام) نقش داشت و هم با تربیت فرزندی مجاهد، در تداوم نهضت حسینی سهیم شد.
سلیمان بن رزین، پیک ویژهی اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) بود که با مأموریتی حساس راهی بصره شد. او وظیفه داشت نامههای امام را به سران و بزرگان قبایل بصره برساند و پیام نهضت را در آن دیار تبیین کند. با این حال، وی در جریان این مأموریت شناسایی و دستگیر شد و سرانجام به دستور عبیدالله بن زیاد (لعنتالله علیه)، در بصره به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
۸. جناب شهربانو (سلاماللهعلیها)
در برخی گزارشهای تاریخی، شهربانو بهعنوان مادر «محمد بن ابیسعید بن عقیل بن ابیطالب» معرفی شده است. از او بهعنوان «امولد» نیز یاد شده است.
بنابر این نقلها، پس از شهادت امام حسین (علیهالسلام) و در هنگام هجوم دشمن به خیمهها، محمد، که کودکی خردسال بود و گوشوارههایی در گوش داشت، با در دست گرفتن عمود خیمه وارد میدان شد. گفته شده است که او به دست فردی سنگدل به نام «هانی بن شبیث» به شهادت رسید.
۹. جناب عاتکه یا عاطفه (سلاماللهعلیها)
در برخی منابع متأخر، از بانویی به نام عاتکه ، بهعنوان همسر امام حسین (علیهالسلام) یاد شده است. همچنین احتمال داده شده که ایشان مادر حضرت محسن بوده باشد.
بر اساس برخی گزارشها، هنگامی که کاروان اسیران اهلبیت (علیهمالسلام) در مسیر شام به منطقهی حلب رسید، این بانو بر اثر شدت مصیبت و فشارهای روحی و جسمی، فرزند خویش را سقط کرد. در دامنهی کوه جوشن در غرب حلب نیز مقامی منسوب به حضرت محسن وجود دارد که مورد توجه و زیارت دوستداران اهلبیت (علیهمالسلام) است.
۱۰. جناب اموهب (سلاماللهعلیها)
مادرِ بصیر و هدایتیافتهی شهید «وهب بن عبدالله کلبی». ایشان که پیش از آشنایی با امام حسین (ع) در آیینِ مسیحیت بودند، با مشاهدهی نورِ حقیقت در وجود سیدالشهدا (ع)، به همراه همسرشان جناب «عبدالله بن محمد کلبی» و فرزندشان وهب، به دینِ حق مشرف شدند. جناب اموهب همسر و مادر شهید هستند و الگوی کاملی از «خانوادهیِ ولایی» را به نمایش گذاشتند؛ خانوادهای که همگی در رکابِ مقتدای خویش به فیض شهادت نائل آمدند و نام خود را در تاریخ جاودانه کردند.

۱۱. جناب امعَمربن جناده(سلاماللهعلیها)
جناب امعمر، مادر شهیدی دانسته شده که در برخی نقلها «عمر بن اد» نامیده شده است. هنگامی که پدر این جوان، یعنی «جنادة بن کعبه انصاری»، در میدان به شهادت رسید، عمر نزد امام حسین (علیهالسلام) آمد و برای رفتن به میدان اذن خواست.
امام حسین (علیهالسلام) به او یادآوری کرد که پدرش شهید شده و اکنون مادرش نیازمند سرپرستی است؛ بنابراین شاید ماندن او در کنار مادر، شایستهتر از حضور در میدان باشد. اما عمر پاسخ داد که مادرم مرا برای یاری فرزند رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) به میدان فرستاده است.
بر اساس برخی نقلها، امعمر پس از شهادت فرزندش نیز عمود خیمه را برداشت و وارد میدان و معرکه نبرد شد. در گزارش منسوب به مامقانی در تنقیح المقال آمده است که این بانوی شجاع توانست دو تن از دشمنان را از پای درآورد. سپس به فرمان امام حسین (علیهالسلام) به خیمه بازگشت.
در ادامهی این روایت آمده است که دشمن برای شکستن روحیهی او، سر فرزندش را از بدن جدا کرد و به سوی مادر انداخت. امعمر سر فرزند را در آغوش گرفت و گفت:
«آفرین بر تو، ای پسرم؛ ای نور چشم من و ای مایهی شادی قلبم.»
او با این سخنان نشان داد که شهادت فرزندش را در راه خدا، شکست و مصیبتِ بیهدف نمیداند؛ بلکه آن را مایهی سربلندی و رضایت الهی میشمارد.
۱۲. جناب امخَلَف (سلاماللهعلیها)
امخلف، همسر حضرت مسلم بن عوسجه، از بانوان نامدار و مؤمن صدر اسلام دانسته شده است. مسلم بن عوسجه از یاران برجستهی امام حسین (علیهالسلام)، از بزرگان شیعه و از دوستان حبیب بن مظاهر بود که در روز عاشورا به شهادت رسید.
پس از شهادت مسلم، فرزندش «خلف» نزد امام حسین (علیهالسلام) آمد و برای حضور در میدان اذن خواست. امام ابتدا به او فرمود که پدرش به شهادت رسیده است و شاید ماندن او برای سرپرستی مادرش شایستهتر باشد.
اما امخلف با بصیرت و ایمان، فرزند خود را به یاری امام تشویق کرد و گفت:
«فرزندم! یاری فرزند رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) را بر سلامت و آسایش خود ترجیح بده. اگر سلامت خویش را برگزینی و دست از یاری او برداری، هرگز از تو راضی نخواهم شد.»
این سخن، اوج بصیرت یک مادر مؤمن است؛ مادری که عاطفهی مادری را در مسیر ولایت قرار داد و نشان داد محبت حقیقی به فرزند، گاه در آن است که او را به سوی بالاترین مقام انسانی، یعنی فداکاری در راه حق، هدایت کند.
در روایات آمده است که دشمنان سرِ فرزند او را از پیکرجدا کردند و به سوی مادر پرتاب نمودند؛ او سرِ جگرگوشهاش را در آغوش کشید و چنان نالهی جانکاهی سر داد که تمامیِ شاهدان را به گریه واداشت. شاید دلیل این گریهها و ابراز عواطف، اقامهی حجتی بود تا کسی تصور نکند که این مادران از عطوفتِ مادری بیبهره بوده یا عشق به فرزند در وجودشان جایگاهی نداشته است؛ چرا که مهرِ فرزند، جزیی جداییناپذیر از وجود مادر است، اما ایمان به هدف، به پروردگار و به ولیّ خدا، مرتبهای والاست که تمامی محبتهای دیگر را تحتالشعاع قرار میدهد.

۱۳. همسر هانی بن عروه؛ حماسهی بصیرت در تقابل با پیوندهای خونی
یکی دیگر از بانوان حماسهساز در نهضت حسینی، همسرِ گرامیِ «هانی بن عروهی مرادی» است. هانی از چهرههای شاخص و تأثیرگذار در نهضت مسلمبنعقیل در کوفه بود؛ شخصیتی که قیامِ مردم کوفه در ابتدا برای رهایی او از بندِ عبیدالله بن زیاد شکل گرفت. فرزندِ این بانوی بزرگوار، «یحیی بن هانی»، نیز در شمار شهدای حماسهی کربلاست.
نکتهی قابل تأمل و شگفتآور اینجاست که پدرِ این بانو، یعنی «عمرو بن حجاج»، از فرماندهانِ سپاه عمر بن سعد بود. او با تعصبی کورکورانه و فریادهای ستیزهجویانه، سپاهیان را به جنگ با امام حسین (علیهالسلام) فرامیخواند و با تهمتِ خروج از دین، یزیدِ ملعون را «امامِ واجبالاطاعه» مینامید.
این تقابلِ خانوادگی، گواهی روشن بر این حقیقت است که ماجرای کربلا نه یک نزاعِ قبیلهای، بلکه جدالی بنیادین میان حق و باطل بود. در یک سو پدری ایستاده بود که در جبههی باطل به طغیان برخاسته و در سوی دیگر، دختر و نوهاش که با انتخابی آگاهانه، مسیر رستگاری را در حمایت از ولیِّ خدا یافتند. این صحنهی ماندگار، درسی عظیم از اولویتِ ایمان بر پیوندهای خونی است که به عنوان تابلویی از بصیرت و ولایتمداری، تا ابد در تاریخِ بشریت ثبت شده است.











نظر شما