
بازگشت به جنگ چریکی شهری
پس از شکست عملیات فروغ جاویدان، مسعود رجوی که خود را در برابر هیچکس پاسخگو نمیدانست، چرخشهای مکرر و متناقض خود را ادامه داد و بار دیگر مشی چریک شهری را آغاز کرد و بدین ترتیب پس از به کشتندادن هزاران نفر، به خانه نخست بازگشت. [۱]
درواقع سازمانی که پیش از آن تلاش کرده بود با ایجاد یک نیروی نظامی منظم و برخوردار از تجهیزات سنگین، خود را به عنوان یک نیروی جایگزین حکومت معرفی کند، اکنون با واقعیتهای جدیدی روبهرو شده بود و ناچار گردید تا تغییراتی در تاکتیکهای مبارزاتی خود اعمال کند.

با این حال، سازمان سعی کرد با نمایش قدرت، این تصور را ایجاد نماید که همچنان دارای انسجام و توان عملیات نظامی است. در همین راستا، در ۲۶ مهرماه ۱۳۷۰ رژهای در قرارگاه اشرف برگزار گردید. این رژه در ساعت ۱۲ ظهر آغاز شد و تا ساعت ۵ عصر ادامه داشت و به نوشته مطبوعات خارجی حدود ۴۰ تا ۷۰ هزار جنگجوی مجاهد خلق از مقابل مسعود و مریم رجوی عبور کردند. اما واقعیت این بود که کل اعضای مجاهدین حدود ۴ هزار نفر بودند و در آن روز بسیاری از افراد چندینبار از مقابل جایگاه عبور میکردند و مجدداً به آخر صفوف رژه ملحق میشدند. [۲]
در همین دوره، سازمان راهبرد جدیدی را تحتعنوان «جرقه و جنگ» (جرقه از مجاهدین و جنگ بین جمهوری اسلامی و رژیم بعث عراق) مطرح کرد. بر اساس این راهبرد، ایجاد یک بحران و درگیری میان ایران و عراق، میتوانست زمینه ورود دوباره سازمان به عرصه مبارزه مسلحانه را فراهم کند. درواقع همه نیروها روی این استراتژیک کوک شدند تا با ایجاد فتنه روابط و مذاکرات دو کشور همسایه را مخدوش کنند. اگرچه عمر رژیم صدام به آنجایی نرسید که خواسته سازمان تحقق عینی یابد، اما فضا به اندازهای باز شد که آنها توانستند در راستای عینیکردن مشی مسلحانه خود و ارتقای روحیه نفرات منفعل سازمان، مسیر جنگ شهری را مجدداً باز کنند و با خمپاره و ترور، تاکتیک قدیمی خود را دنبال نمایند. [۳]
ترور شخصیتهای سیاسی و نظامی، مهمترین شکل فعالیتهای چریکی شهری سازمان در دهه ۱۳۷۰ بود. [۴]ترور سید اسدالله لاجوردی در ۱ شهریور ۱۳۷۷ و سرلشکر علی صیاد شیرازی در ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ از مهمترین اقدامات سازمان در این دوره به شمار میرود.
اولویتیافتن فعالیتهای سیاسی و بینالمللی
در کنار فعالیتهای جنگ چریکی شهری، خط کار سیاسی به تدریج در اولویت راهبردی سازمان قرار گرفت؛ با این حال، کنار گذاشتن کامل مشی مسلحانه هیچگاه در دستور کار رهبران مجاهدین نبود. سازمان همچنان مبارزه مسلحانه را بهعنوان یکی از پایههای هویتی خود حفظ کرد، اما با توجه به تغییر شرایط منطقهای و بینالمللی، وزن فعالیتهای سیاسی، رسانهای و دیپلماتیک خود را افزایش داد.
از این مقطع به بعد، با مطرحکردن مریم رجوی بهعنوان رئیسجمهور برگزیده مقاومت و انتقال او و بسیاری از نیروها به فرانسه، عملاً مبحث حمایتهای سیاسی، جذب نیرو و تأمین مالی سازمان در اروپا و آمریکا سازماندهی شد. به زعم رجوی، مقاومت دو بال سیاسی و نظامی داشت که با توجه به محدودیت کمّی و کیفی و عدم اختیار آن به واسطه تابعیتش از معیارها و خط و ربطهای دیپلماتیک، سرمایهگذاری اصلی سازمان روی حرکات سیاسی صورت گرفت. [۵]
سازمان کوشش بسیاری کرد تا تصویر خود را در فضای سیاسی غرب بازسازی کند. اگرچه سابقه همکاری با رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی، همچنان یکی از مهمترین چالشهای اعتبار سیاسی آن بود، اما سازمان با تمرکز بر فعالیتهای رسانهای، برگزاری نشستها، جذب حمایت برخی چهرههای سیاسی در کشورهای غربی و ارائه خود به عنوان یک آلترناتیو سیاسی، کوشید تا جایگاه جدیدی برای خود ایجاد نماید و تاکنون این فعالیتها ادامه یافته است.

یکی از نشانههای این تغییر رویکرد، تحول تدریجی نمادها و ادبیات سیاسی سازمان بود. برای مثال، از اوایل سال ۱۳۷۲ سازمان و شورای ملی مقاومت، نمادهای سوسیالیستی را کنار گذاشتند و به سمت نمادهای وطنی و ملی شبهسلطنتی حرکت کردند. طرح پرچم سهرنگ با نشان شیروخورشید، پخش مکرر سرود و شعار «ای ایران» و برگزاری کنسرتهای موسیقی ایرانی و سایر برنامههای فرهنگی، بخشی از فعالیتهای سازمان برای بازتعریف هویت سیاسی خود در فضای جدید بود. [۶]علاوه بر این موارد، از اوایل دهه هشتاد شمسی به بعد، سازمان در عرصه بینالمللی با ترکیب فعالیتهای اطلاعاتی، رسانهای و سیاسی، جایگاه خود را در محافل ضدایرانی ارتقا داد. برگزاری تجمعات متعدد در کشورهای اروپایی و آمریکا، ایجاد شبکههای حامی در میان برخی محافل سیاسی غربی و طرح ادعاهایی درباره فعالیتهای هستهای ایران، بخش مهمی از این راهبرد جدید بود. برای نمونه، در ۲۳ مرداد ۱۳۸۱ علیرضا جعفرزاده سخنگوی مجاهدین، نتیجه جاسوسیهای سازمان خود را با ارائه تصاویری از سایت نیروگاههای اتمی نطنز و اراک افشا کرد و اعلام شد که جمهوری اسلامی در نطنز و اراک تأسیسات غنیسازی اورانیوم و رآکتور آب سنگین ساخته است. [۷]

در کنار این فعالیتها، اتهام همکاری اطلاعاتی با دولتهای خارجی، بهویژه آمریکا و اسرائیل، از مهمترین موضوعات مطرحشده درباره عملکرد سازمان در این دوره بوده است. همچنین در برخی گزارشها، از همکاری اطلاعاتی سازمان با اسرائیل در زمینه شناسایی اهداف مرتبط با برنامه هستهای ایران و ترور دانشمندان هستهای سخن گفته شده است.
کانونهای شورشی
هرچند سازمان بیش از پیش به سمت فعالیتهای سیاسی و اطلاعاتی رفت ـ و این امر در زمان سقوط رژیم صدام و خلع سلاح سازمان در عراق شدت یافت ـ با این حال به معنای کنار گذاشتن ایده مبارزه مسلحانه نبود. مجاهدین خلق در سالهای بعد، با معرفی مفهوم «کانونهای شورشی»، تلاش کردند راهبرد نظامی خود را با شرایط جدید تطبیق دهند. در ادبیات رسمی سازمان، کانونهای شورشی بهعنوان «یکانهای بالقوه و بالفعل ارتش آزادیبخش» معرفی میشوند؛ ساختاری که به زعم رهبران سازمان، شکل تکاملیافته ارتش آزادیبخش در شرایط جدید محسوب میشود و از پشتیبانی تشکیلاتی، سیاسی و رسانهای شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق برخوردار است. [۸]از این منظر، اگرچه سازمان دیگر امکان سازماندهی یک نیروی کلاسیک در مرزهای ایران را نداشت، اما تلاش کرد همان راهبرد را در قالب هستههای کوچک، غیرمتمرکز و پراکنده دنبال کند. گفتنی است که این کانونها در اعتراضات سراسری داخل کشور نیز همواره نقش عمدهای ایفا نمودند.

عملکرد منتسب به این کانونها تنها به اقدامات میدانی محدود نماند و به مرور حوزههای امنیتی، سایبری و رسانهای را نیز دربر گرفت. در همین راستا، در سالهای اخیر مسئولیت یا انتساب برخی عملیاتهای سایبری نیز به شبکههای وابسته به این سازمان مطرح شده است؛ از جمله در ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ که گروه هکری «قیام تا سرنگونی» وابسته به سازمان مجاهدین خلق مسئولیت حمله سایبری به سامانهها و سرورهای وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی و انتشار بخشی از اسناد بهدستآمده را بر عهده گرفت. [۹]بدین ترتیب، راهبرد سازمان از عملیاتهای کلاسیک دهه ۱۳۶۰ و ترورهای شهری دهه ۱۳۷۰، به الگویی ترکیبی از فعالیتهای سیاسی، نظامی، اطلاعاتی، سایبری و بهرهبرداری از ناآرامیهای داخلی تغییر یافته است؛ الگویی که میتوان آن را آخرین مرحله تحول راهبرد مبارزاتی مجاهدین خلق تا جنگهای اخیر دانست.
رویکرد سازمان درباره رویدادهای نظامی اخیر
با آغاز درگیریهای نظامی یک سال اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی و سپس ورود مستقیم آمریکا به این منازعه، بار دیگر مسئله موضعگیری گروههای مخالف جمهوری اسلامی در برابر حملات خارجی مورد توجه قرار گرفت. در این میان، رفتار سازمان مجاهدین خلق از آن جهت قابل بررسی است که این سازمان برخلاف دهه ۱۳۶۰ که با استقرار در عراق و تشکیل ارتش آزادیبخش، آشکارا در کنار دشمن خارجی جمهوری اسلامی قرار گرفت، در جنگهای اخیر تلاش کرد از تکرار آن تصویر تاریخی فاصله بگیرد.
در جنگ ۱۲ روزه، برخلاف برخی جریانهای مخالف جمهوری اسلامی که حمایت خود از عملیات نظامی خارجی را با صراحت بیان کردند، ادبیات رسمی مجاهدین خلق بیشتر بر «فرصت تاریخی برای سرنگونی جمهوری اسلامی» متمرکز بود. سازمان تلاش کرد جنگ را نه به عنوان یک اقدام خارجی علیه ایران، بلکه به عنوان نشانهای از ضعف حکومت و فرصتی برای فعالشدن نیروهای مخالف معرفی کند.
مریم رجوی پس از آتشبس جنگ ۱۲ روزه بیان کرد: «پیشنهاد آتشبس و پایان جنگ گامی به جلو برای گزینه سوم است: نه جنگ و نه سازش. بگذارید مردم ایران خودشان در نبرد سرنوشت، خامنهای و دیکتاتوری را سرنگون کنند.» [۱۰]این موضعگیری نشان میدهد که سازمان درصدد بود میان دو گزاره تعادل ایجاد کند: از یک سو، از تضعیف جمهوری اسلامی در نتیجه جنگ استقبال سیاسی کند و آن را زمینهای برای تحقق اهداف خود بداند و از سوی دیگر، از پذیرش صریح نقشآفرینی در کنار نیروهای خارجی یا حمایت مستقیم از حملات نظامی پرهیز کند.
در همین چارچوب، گزارشهایی درباره نقش اطلاعاتی سازمان در جریان تحولات اخیر نیز مطرح شده است. روزنامه «تایمز اسرائیل» در خلال جنگ ۱۲ روزه گزارش داد که سازمان مجاهدین خلق حمایت مالی، نظامی و آموزشی مستقیمی از موساد اسرائیل دریافت کرده است و همکاری دو طرف درباره جمعآوری اطلاعات و اجرای فعالیتهای خصمانه علیه امنیت ایران است. این روزنامه به نقل از مقامات آمریکایی نوشت که اعضای این سازمان به رصد محل سکونت و جابهجایی دانشمندان هستهای ایران قبل از انتقال این اطلاعات به موساد کمک میکردند. [۱۱]سازمان در جنگ رمضان نیز همان رویکرد جنگ ۱۲ روزه را پیش برد. از جنبه دیگر، یکی از اهداف مهم سازمان، رقابت با سایر جریانهای مخالف جمهوری اسلامی نیز بوده است. به ویژه در برابر جریان سلطنتطلب ـ که از مداخله نظامی بیگانگان به عنوان فرصتی طلایی برای تغییر رژیم استقبال میکرد ـ مجاهدین موضع متفاوتی اتخاذ کردند. سازمان با پرهیز از حمایت آشکار از عملیات نظامی خارجی، کوشید خود را جریانی مستقل معرفی کند که تغییر حکومت را نه محصول حمله خارجی، بلکه نتیجه فعالیت «مقاومت سازمانیافته» میداند. درواقع این فرصت مناسبی بود تا سازمان با رویکرد مزبور، حملات خود را به جریان رقیب یعنی سلطنتطلبان، بهعنوان عناصر وطنفروش وابسته به بیگانه، شدت بخشد. البته نکته جالب اینکه این فاصلهگذاری سیاسی نسبت به تهاجم خارجی، در حالی صورت میگیرد که سابقه تاریخی سازمان، بهویژه همکاری آن با رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی، همچنان مهمترین مانع در پذیرش اجتماعی مجاهدین در میان جامعه ایرانی محسوب میشود.
نتیجه
بررسی روند فعالیتهای سازمان مجاهدین خلق از پایان جنگ تحمیلی تا جنگ رمضان نشان میدهد که این سازمان بیش از آنکه بر یک شیوه ثابت مبارزه پایبند بماند، همواره کوشیده است راهبرد خود را با تحولات سیاسی، امنیتی و منطقهای تطبیق دهد. از جنگ چریکی شهری در سالهای نخست انقلاب تا تشکیل ارتش آزادیبخش و ورود به جنگ کلاسیک در کنار رژیم بعث عراق، از بازگشت دوباره به ترور و عملیاتهای شهری پس از شکست فروغ جاویدان تا گسترش فعالیتهای سیاسی، رسانهای و اطلاعاتی در اروپا و آمریکا، و از شکلدهی «کانونهای شورشی» و عملیاتهای سایبری تا بهرهبرداری تبلیغاتی از جنگهای اخیر، همگی حلقههایی از یک زنجیره راهبردی به شمار میروند که شایان توجه است.
پینوشتها
[۱]صدرشیرازی، محمدعلی (۱۳۹۲). عملیات مرصاد و سرنوشت منافقین، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۷۶.
[۲]درخشان، پرویز (۱۳۹۰). سرگذشت من با مجاهدین خلق، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۹.
[۳]حقبین، مهدی (۱۳۹۲). از مجاهدین تا منافقین، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۳۰۳.
[۴]لازم به توضیح است که در جنگ چریکی شهری، بهطورکلی ۱۴ شیوه مبارزه وجود دارد که یکی از آنها ترور و حذف سیاسی است. شیوههای عملی چریک شهری شامل موارد زیر میشود: ۱) حمله، ۲) نفوذ و یورش ناگهانی، ۳) اشغال، ۴) کمین و تلهگذاری، ۵) تاکتیکهای خیابانی، ۶) اعتصاب، ۷) ترک خدمت و مصادره اسلحه، مهمات و مواد منفجره، ۸) آزاد کردن زندانیان سیاسی، ۹) اعدام انقلابی، ۱۰) بازداشت انقلابی ـ آدمربایی، ۱۱) خرابکاری، ۱۲) تروریسم، ۱۳) تبلیغ مسلحانه، ۱۴) جنگ روانی. بنگرید به: ماریگلا، کارلوس (۱۳۴۸). جزوۀ جنگ چریک شهری، بیجا: انتشارات داس، ص ۳۱.
[۵]حقبین، همان، ص ۳۰۴.
[۶]همان، ص ۳۰۲.
[۷]ردپای جاسوسی گروهک منافقین در پرونده هستهای ایران، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد خبر: ۸۰۵، بازیابیشده در ۲۰ فروردین ۱۳۹۶.
[۸]ایران پدیا، کانونهای شورشی.
[۹]همان.
[۱۰]Reuters, Dissident leader abroad urges Iranians to bring down Khamenei, By John Irish, June ۲۴, ۲۰۲۵.
[۱۱]شرق، «تایمز اسرائیل نقش مجاهدین خلق در جنگ ۱۲ روزه را فاش کرد»، بازیابیشده در ۲۶ مرداد ۱۴۰۴.










نظر شما