به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، راهپیمایی عظیم اربعین، بزرگترین اجتماع دینی جهان، سالهاست که به یکی از مهمترین میدانهای تبلیغ معارف اهلبیت(علیهمالسلام) تبدیل شده است؛ عرصهای که در آن صدها مُبلّغ و مُبلّغه حوزه علمیه خراسان، با حضور در موکبها، مسیر پیادهروی و محل استقرار زائران، رسالت تبلیغ دین را نه صرفاً از پشت تریبون، بلکه در متن زندگی مردم دنبال میکنند.
در این مسیر، تبلیغ تنها به سخنرانی، پاسخگویی به مسائل شرعی یا برگزاری حلقههای معرفتی محدود نمیشود؛ گاهی یک گفتوگوی چند دقیقهای، اقامه نماز جماعت، همصحبتی با زائری از کشوری دیگر یا شنیدن درد دل یک جوان، به اندازه ساعتها سخنرانی اثرگذار است.
خبرنگار خبرگزاری حوزه در حاشیه سفر به کشور عراق، با جمعی از مبلغان جهادی این حوزه به گفتوگو نشسته و روایتهایی شنیده است که هر کدام، گوشهای از حقیقت جریان تبلیغ در اربعین را به تصویر میکشد.
موکبی که فلسطین را به قلب اربعین آورده است
حجتالاسلام جمشید متعبد، مُبلّغ گروه جهادی تبلیغی امام صادق(علیهالسلام) کاشمر، از موکبی سخن میگوید که هر سال بسیاری از زائران را در عمود ۸۳۳ متوقف میکند؛ موکبی که پیش از آنکه محل استراحت باشد، روایتگر رنج، مقاومت و امید است.
به گفته وی، «نداء الاقصی» تنها یک موکب نیست؛ خیمهای است که نام، پرچمها، تصاویر و فضای آن، زائر را از جاده نجف ـ کربلا به کوچههای غزه، قدس شریف و مسجدالاقصی میبرد.
وی میگوید: در این موکب، عالمان اهل سنت از فلسطین و لبنان، دوشادوش خادمان جبهه مقاومت حضور دارند و با زائران از رنج مردم فلسطین، جنایتهای رژیم صهیونیستی، ایستادگی ملتهای مظلوم و امید به آینده سخن میگویند. بسیاری از زائران، بیاختیار مقابل این موکب میایستند؛ پرچم فلسطین را بر دوش میاندازند، چفیهای به گردن میبندند، عکس یادگاری میگیرند و همدلی خود را با مردم فلسطین ابراز میکنند.
حجتالاسلام متعبد معتقد است آنچه این موکب را از دیگر موکبها متمایز کرده، تنها نمادهای فلسطینی نیست؛ بلکه روح مشترکی است که میان زائران از ملیتها و مذاهب مختلف شکل میگیرد؛ روحی که از محبت سیدالشهدا(علیهالسلام) سرچشمه میگیرد و مرزهای جغرافیا را در مینوردد.
نمازی که معنای وحدت را به تصویر کشید
اما از نگاه این مُبلّغ جهادی، زیباترین صحنه موکب نداء الاقصی، نه پرچمها و تصاویر، بلکه نماز جماعتی است که هر روز در آن اقامه میشود.
وی با توصیف این صحنه میگوید: در آن لحظه دیگر کسی نمیپرسد امام جماعت از کدام مذهب است، دستها در نماز چگونه قرار میگیرد یا قنوت خوانده میشود یا نه؛ همه در یک صف، رو به قبله و با یک نیت میایستند.
به گفته حجتالاسلام متعبد، گاهی امام جماعت از علمای اهل سنت است و شیعیان در صفوف نماز به او اقتدا میکنند و گاهی عالمی از شیعه پیشنماز میشود و اهل سنت در کنار دیگر زائران نماز میخوانند.
وی میافزاید: آنچه سالها در نشستها و همایشهای تقریب مذاهب درباره آن سخن گفته میشود، در این موکب بیهیچ تشریفاتی تحقق پیدا میکند؛ وحدتی برخاسته از محبت، نه از شعار.
وی یکی از صحنههای ماندگار این نماز را گشودن دستان علمای اهل سنت در قنوت، همگام با شیعیان، توصیف میکند و میگوید: این تصاویر بیش از هر سخنرانی، پیام وحدت امت اسلامی را به جهان مخابره میکند.
این مُبلّغ جهادی تأکید میکند که شعار «حب الحسین یجمعنا» در اربعین تنها یک جمله نیست؛ حقیقتی است که هر روز در رفتار میلیونها زائر دیده میشود؛ حقیقتی که نشان میدهد محبت سیدالشهدا(علیهالسلام)، دلها را به یکدیگر نزدیک کرده و بزرگترین سرمایه امت اسلامی برای مقابله با تفرقه است.
یک جمله، آغاز سفری که زندگی را تغییر داد
در میان میلیونها زائر اربعین، هر کسی با قصهای قدم در این مسیر میگذارد؛ گاهی اما آغاز یک سفر، تنها به یک جمله گره میخورد.
حجتالاسلام حسین شریفی، مُبلّغ گروه جهادی تبلیغی حوزه امام صادق(علیهالسلام) کاشمر، از جوانی روایت میکند که سالها هیچ علاقهای به حضور در پیادهروی اربعین نداشت و هر بار با بهانهای این سفر را به سال بعد موکول میکرد.
به گفته وی، نقطه عطف زندگی این نوجوان، نه در مسیر نجف تا کربلا، بلکه در یکی از اتاقهای بیمارستان رقم خورد؛ جایی که برای عیادت یکی از بستگان رفته بود و پیرمردی را دید که تصویری کوچک از حرم مطهر امام حسین(علیهالسلام) کنار تختش نصب کرده بود؛ پیرمرد با حسرت از آرزویی سخن گفت که هرگز فرصت تحقق آن را پیدا نکرده بود؛ آرزوی پیادهروی تا کربلا، او با نگاهی آمیخته به حسرت و امید خطاب به آن نوجوان گفت: اگر جوانی، آرزوهایت را عقب نینداز؛ مخصوصاً اگر مقصدش حسین(علیهالسلام) باشد.
حجتالاسلام شریفی میگوید آن جمله، سالها در ذهن این جوان باقی ماند؛ تا سرانجام تصمیم گرفت دیگر آرزویش را به فردا موکول نکند. نخستین حضورش در مسیر نجف تا کربلا، برای او تنها یک سفر نبود؛ پاسخی بود به همان جملهای که مسیر زندگیاش را تغییر داده بود.
این مُبلّغ جهادی معتقد است در اربعین، گاهی یک جمله از زبان انسانی گمنام، بیش از ساعتها سخنرانی اثر میگذارد و انسان را به تصمیمی میرساند که سالها در انتظارش بوده است.
وقتی محبت حسین(علیهالسلام) زبان مشترک ملتها میشود
برای حجتالاسلام داودیمنش، مُبلّغ گروه جهادی شهید حججی، یکی از بهیادماندنیترین خاطرات تبلیغ، گفتوگو با چند زائر روسی بود که پرچم کشورشان بر دوش آنان، توجهش را در مسیر پیادهروی جلب کرد.
وی میگوید: با کمک یک دانشجوی ایرانی مقیم روسیه که نقش مترجم را بر عهده گرفت، گفتوگویی صمیمانه میان آنان شکل گرفت؛ گفتوگویی که خیلی زود از معرفی ساده فراتر رفت و به اشتراک باورها، تجربهها و دغدغههای مشترک رسیدو یکی از زائران روسی که از سال ۲۰۱۹ در راهپیمایی اربعین حضور پیدا میکند، از سفر خود به ایران و زیارت بارگاه منور حضرت رضا(علیهالسلام) یاد کرد و آن را از شیرینترین خاطرات زندگی خود دانست.
حجتالاسلام داودیمنش با اشاره به شعار «حب الحسین یجمعنا» برای آنان توضیح داد که محبت سیدالشهدا(علیهالسلام)، ملتهای مختلف را با زبانها، فرهنگها و ملیتهای گوناگون در کنار یکدیگر قرار داده و اربعین را به نماد همبستگی آزادگان جهان تبدیل کرده است.
وی همچنین درباره تحولات اخیر منطقه و مقاومت ملتهای مسلمان با زائران روسی گفتوگو کرد و آنان نیز با تأکید بر ایستادگی در برابر ظلم، از تأثیر فرهنگ عاشورا بر بیداری ملتها سخن گفتند.
این مُبلّغ جهادی میگوید زیباترین بخش این دیدار، زمانی بود که یکی از جوانان روسی علاقه خود را به لباس روحانیت ابراز کرد و گفت آرزو دارد برای فراگیری علوم دینی به ایران سفر کند.
گفتوگو در فضایی سرشار از صمیمیت پایان یافت؛ تربت سیدالشهدا(علیهالسلام) از سوی مُبلّغ ایرانی به زائران روسی هدیه شد و آنان نیز پرچم کشور روسیه را به نشانه دوستی و همدلی تقدیم کردند؛ هدیههایی کوچک که معنای بزرگی از پیوند دلها را با خود داشت.
تبلیغی که تنها دو دقیقه طول کشید
حجتالاسلام عباسی، مُبلّغ گروه تبلیغی جهادی مرابطون، معتقد است بسیاری از اثرگذارترین لحظات تبلیغ، در سادهترین موقعیتها رقم میخورد.
او روایت میکند که دقایقی مانده به اذان مغرب، در موکبی نزدیک عمود ۸۴ از زائران برای شرکت در نماز جماعت دعوت کردند. فضای صمیمی موکب و نوای مداحی، زائران را گرد هم آورده بود، در همین هنگام، یکی از زائران با نگرانی از طولانی شدن سخنرانی، پرسید: «حاجی! اینجا نماز جماعت میخوانید؟»
حجتالاسلام عباسی با لبخند پاسخ مثبت داد و برای آنکه فضای جمع صمیمیتر شود، با شوخی گفت: فقط یک ساعت و نیم بین دو نماز صحبت میکنیم؛ همین جمله کافی بود تا زائر وسایلش را جمع کند و قصد رفتن داشته باشد؛ اما شوخیهای ادامهدار مُبلّغ، لبخند را بر لب حاضران نشاند و در نهایت، او را به ماندن راضی کرد.
پس از اقامه نماز، حجتالاسلام عباسی تنها حدیثی کوتاه از امام صادق(علیهالسلام) درباره مباهات خداوند به زائر امام حسین(علیهالسلام) خواند و چند جمله درباره حفظ حال معنوی زائران بیان کرد؛ سخنانی که کمتر از دو دقیقه به طول انجامید.
اما هنگام خداحافظی، همان زائری که از طولانی شدن سخنرانی نگران بود، با لبخند رو به مبلغ کرد و گفت: حاجی... دو دقیقهات، بیست سال میارزید.
حجتالاسلام عباسی میگوید همان جمله، برای خستگی چندین روز تبلیغ کافی بود و بار دیگر به او یادآوری کرد که اثر کلام، به طول سخن نیست؛ به اخلاص، صداقت و برکتی است که خداوند در آن قرار میدهد.
اربعین؛ مدرسهای که تبلیغ را معنا میکند
این روایتها، تنها چند قاب از هزاران خاطرهای است که هر سال در مسیر پیادهروی اربعین شکل میگیرد؛ خاطرههایی که شاید در ظاهر، گفتوگویی کوتاه، نمازی جماعت، دیداری اتفاقی یا جملهای ساده باشند، اما در عمق خود، حقیقتی بزرگ را روایت میکنند.
مبلغان جهادی حوزه علمیه خراسان، اربعین را تنها فرصتی برای انتقال مفاهیم دینی نمیدانند؛ آنان این اجتماع عظیم را مدرسهای برای ساختن دلها، تمرین همدلی، نمایش وحدت امت اسلامی و تجربه تبلیغی میبینند که بیش از هر چیز، بر پایه ارتباط انسانی، محبت و حضور در کنار مردم استوار است.











نظر شما