به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، نشست علمی واکاوی ابعاد حمله متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران به همت گروه انقلاب و تمدن نوین اسلامی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی و با حضور جمعی از صاحبنظران و تحلیلگران، امروز یکشنبه ۱۸ مردادماه در سالن همایش شیخ طوسی این نهاد علمی برگزار شد.
در این نشست، نضال حماده، روزنامهنگار و نویسنده کتاب جنگ دوازدهروزه، غلامرضا منتظمی، دبیر کنفرانسهای افق نو و علیجان سکندری، عضو هیئت علمی گروه انقلاب و تمدن نوین اسلامی بنیاد پژوهشهای اسلامی، ابعاد مختلف جنگ اخیر، اهداف راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی، ظرفیتهای دفاعی و ژئوپلیتیکی ایران، جنگ روایتها، نقش رسانه و فضای مجازی، ضرورت حفظ وحدت داخلی و ظرفیتهای بینالمللی جمهوری اسلامی ایران را بررسی کردند.

جنگ اخیر بخشی از یک پروژه راهبردی علیه ایران بود
نضال حماده، روزنامهنگار و نویسنده کتاب جنگ دوازدهروزه، با اشاره به تحولات سالهای اخیر منطقه اظهار داشت: تحولات سوریه، لبنان و جبهه مقاومت بخشی از روندی بود که به تدریج دامنه درگیریها را به مرزهای ایران نزدیک کرد و ضرورت آمادگی جمهوری اسلامی برای مواجهه با سناریوهای مختلف را افزایش داد.
وی با اشاره به مطالعات خود در زمینه راهبردهای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران افزود: در کتاب جنگ رمضان تلاش شده است با استفاده از منابع و اسناد غربی، ابعاد راهبردی و ایدئولوژیک طراحی آمریکا و رژیم صهیونیستی درباره ایران بررسی شود.
حماده تصریح کرد: ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، جمعیت، وسعت سرزمینی، دسترسی به خلیج فارس و تنگه هرمز، ظرفیتهای اقتصادی و جایگاه آن در آینده آسیا، کشوری مهم در معادلات منطقهای و جهانی است و مهار قدرت ایران از اهداف راهبردی جریانهای تصمیمساز غربی به شمار میرود.
وی با اشاره به تحولات پس از سال ۲۰۰۳ و جنگهای افغانستان و عراق بیان کرد: تجربه تحولات منطقه نشان داد که ایران برای مقابله با سناریوهای احتمالی نیازمند آمادگی بلندمدت است و سرمایهگذاری در توان موشکی، توسعه ظرفیتهای دفاعی و توزیع زیرساختهای نظامی در نقاط مختلف کشور، در این زمینه نقش مهمی داشته است.

این تحلیلگر سیاسی خاطرنشان کرد: این ظرفیتها موجب شد ایران در برابر حمله گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی غافلگیر نشود و بتواند توان دفاعی خود را حفظ و در برابر حمله مقاومت کند.
وی با اشاره به تصویری که طی سالهای گذشته از ایران در بخشی از رسانههای غربی ارائه شده بود، گفت: عملکرد ایران در جنگ اخیر موجب شد بخشی از افکار عمومی و مراکز مطالعاتی غرب با تصویری متفاوت از توانمندی، سازماندهی و ظرفیت راهبردی جمهوری اسلامی مواجه شوند.
حماده تأکید کرد: پایان درگیری نظامی به معنای پایان جنگ راهبردی نیست و پیروزی در میدان نظامی زمانی ارزش پایدار پیدا میکند که به افزایش بازدارندگی و تقویت ظرفیتهای کشور در عرصههای دیگر منجر شود.
جنگ روایتها پس از میدان نظامی ادامه دارد
وی با تأکید بر اهمیت جبهه رسانهای و شناختی افزود: آمریکا و رژیم صهیونیستی در کنار فشار نظامی از رسانه، فضای مجازی، جنگ روانی، عملیات شناختی و فشار اقتصادی برای اثرگذاری بر جامعه استفاده میکنند و مقابله با این روند نیازمند برنامهریزی تخصصی و مستمر است.
حماده با اشاره به تحولات افکار عمومی در کشورهای غربی اظهار داشت: یکی از فرصتهای مهم پس از جنگ، افزایش انتقادها از سیاستهای رژیم صهیونیستی در میان بخشی از مردم، نخبگان، دانشگاهیان، روزنامهنگاران و حقوقدانان غربی است.
وی تصریح کرد: جمهوری اسلامی باید از ظرفیت اندیشمندان، روزنامهنگاران، حقوقدانان، دانشگاهیان و فعالان منتقد رژیم صهیونیستی در اروپا و آمریکا برای تبیین روایت خود از تحولات منطقه استفاده کند.
این روزنامهنگار ادامه داد: همانگونه که ایران در عرصه نظامی توانسته است ظرفیتهای خود را سازماندهی کند، در عرصه نرم و رسانهای نیز به شبکهای تخصصی، هدفمند و مستمر نیاز دارد.
ظرفیت ژئوپلیتیکی ایران باید به قدرت مؤثر تبدیل شود
حماده در پاسخ به پرسشی درباره نقش روسیه و چین در تحولات اخیر اظهار داشت: موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ایران، جمعیت، وسعت سرزمینی، دسترسی به خلیج فارس و تنگه هرمز و استقلال سیاسی، این کشور را به یکی از بازیگران مهم معادلات آینده آسیا تبدیل کرده است.
وی افزود: رقابت قدرتهای بزرگ میتواند بخشی از محاسبات آمریکا در قبال ایران باشد، اما مسئله ایران را نمیتوان تنها در چارچوب رقابت آمریکا، چین و روسیه تحلیل کرد و عوامل ایدئولوژیک، امنیتی، اقتصادی و سیاسی نیز در این معادله نقش دارند.
حماده با اشاره به مطالعات انجامشده درباره ایران در مراکز مطالعاتی غرب گفت: یکی از عوامل مهم قدرت ایران، پرهیز از گرفتار شدن در جنگهای فرقهای و مذهبی و توجه به اولویتهای راهبردی کشور بوده است.
وی ادامه داد: جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف تلاش کرده است در دام مجموعهای از درگیریهای فرقهای و منطقهای گرفتار نشود و همین رویکرد در حفظ انسجام و قدرت کشور مؤثر بوده است.
این تحلیلگر سیاسی خاطرنشان کرد: حوزههای علمیه و مراکز فکری ایران نیز ظرفیت گستردهای برای تبیین معارف، مقابله با جریانهای فکری انحرافی و پاسخ به تهدیدهای فرهنگی و رسانهای دارند و باید این ظرفیت بیش از گذشته در عرصه بینالمللی فعال شود.

جنگ امروز تنها نظامی نیست
غلامرضا منتظمی، دبیر کنفرانسهای افق نو، نیز در این نشست با اشاره به تجربه همکاریهای فکری و رسانهای با مرحوم نادر طالبزاده، بر ضرورت استفاده از ظرفیت متخصصان حوزه غربشناسی، رسانه و جنگ نرم تأکید کرد.
وی اظهار داشت: جنگ کنونی را نمیتوان صرفاً یک درگیری نظامی دانست؛ بلکه بخش مهمی از این تقابل در عرصه رسانه، اقتصاد، فضای مجازی، فرهنگ، افکار عمومی و جنگ شناختی جریان دارد.
منتظمی افزود: در شرایط کنونی میتوان دو جبهه اصلی را در برابر ایران مشاهده کرد؛ جبهه نخست، عرصه نظامی و امنیتی در منطقه و جبهه دوم، عرصه رسانه، فضای مجازی، جنگ شناختی، جنگ روانی و فشار اقتصادی در غرب است.
وی تصریح کرد: بخش مهمی از ظرفیت جمهوری اسلامی برای مقابله با تهدیدهای نظامی در منطقه فعال شده است، اما در عرصه نرم و رسانهای همچنان به طراحی، فرماندهی و سازماندهی تخصصی نیاز داریم.
دبیر کنفرانسهای افق نو با اشاره به ضرورت شناخت ساختارهای تصمیمسازی در آمریکا و اروپا گفت: برای مقابله مؤثر با سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، شناخت دقیق ساختارهای سیاسی، اقتصادی، رسانهای و فکری غرب ضروری است.
وی ادامه داد: بخشی از مشکلات موجود به کمبود شناخت عمیق از ساختارهای اثرگذار بر سیاست خارجی غرب بازمیگردد و این حوزه باید به صورت تخصصی مورد مطالعه قرار گیرد.
منتظمی با اشاره به فعالیتهای بینالمللی کنفرانس افق نو اظهار داشت: طی سالهای گذشته با شماری از اندیشمندان، روزنامهنگاران، حقوقدانان، استادان دانشگاه و شخصیتهای سیاسی و اجتماعی منتقد رژیم صهیونیستی در اروپا و آمریکا ارتباط برقرار شده و برخی از آنان نیز برای حضور در نشستهای تخصصی به ایران آمدهاند.
وی افزود: این ظرفیتها نباید در حد ارتباطات پراکنده باقی بماند، بلکه باید در قالب برنامهای مشخص و مستمر در حوزه رسانه، حقوق، دیپلماسی عمومی و فعالیت فکری سازماندهی شود.
دبیر کنفرانسهای افق نو خاطرنشان کرد: بخشی از افکار عمومی غرب، به ویژه پس از تحولات غزه، نسبت به سیاستهای رژیم صهیونیستی انتقاد جدی پیدا کرده است و جمهوری اسلامی میتواند از این فرصت برای تبیین واقعیتهای ایران و تحولات منطقه استفاده کند.
وی تصریح کرد: مراکز علمی، فرهنگی و رسانهای کشور باید ظرفیتهای موجود در خارج از ایران را شناسایی و با تعریف پروژههای مشخص، از آنها در عرصه جنگ روایتها بهرهبرداری کنند.
منتظمی گفت: برخی حقوقدانان بینالمللی نیز برای پیگیری حقوقی جنایات رژیم صهیونیستی اعلام آمادگی کردهاند و این ظرفیت باید در کنار فعالیتهای رسانهای و دیپلماسی عمومی مورد استفاده قرار گیرد.

توزیع ظرفیت دفاعی، یکی از عوامل مقاومت ایران بود
منتظمی با اشاره به تجربه تحولات افغانستان و سوریه اظهار داشت: تحولات منطقه در سالهای گذشته نشان داد که درگیریها به تدریج به مرزهای ایران نزدیک شده است و تقویت توان دفاعی کشور برای مواجهه با این روند ضرورت داشت.
وی با اشاره به حضور خود در افغانستان و سفرهای متعدد به سوریه و پیگیری تحولات گروههای تروریستی مانند القاعده، داعش و جبهه النصره افزود: در همان سالها این پرسش مطرح بود که ایران چگونه میتواند در برابر طراحی گستردهای که برای منطقه صورت گرفته است مقاومت کند.
دبیر کنفرانسهای افق نو ادامه داد: پاسخ این مسئله را باید در نگاه راهبردی رهبر شهید و سرمایهگذاریهایی که طی سالهای گذشته در حوزه دفاعی و نظامی انجام شد جستوجو کرد.
وی تصریح کرد: پیشبینی احتمال وقوع جنگ و تقویت توان موشکی و دفاعی موجب شد ایران در برابر حمله گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی غافلگیر نشود.
منتظمی با اشاره به توزیع ظرفیتهای دفاعی در نقاط مختلف کشور گفت: یکی از عوامل مهم در مقاومت ایران، توزیع ظرفیتهای نظامی و موشکی در استانهای مختلف بود؛ بهگونهای که هدف قرار گرفتن یک مرکز به معنای از بین رفتن کل توان دفاعی کشور نبود.
وی افزود: این ساختار موجب شد دشمن نتواند با هدف قرار دادن مراکز اصلی، توان دفاعی ایران را به طور کامل از بین ببرد.
پیروزی نظامی باید به دستاورد راهبردی تبدیل شود
منتظمی با اشاره به بازتاب جنگ در محافل و مراکز مطالعاتی غرب اظهار داشت: مقاومت ایران موجب شد بخشی از تصویرسازیهای پیشین رسانههای غربی درباره توان جمهوری اسلامی با چالش مواجه شود.
وی تأکید کرد: جنگ را نباید با پایان مرحله نظامی پایانیافته تلقی کرد؛ زیرا دشمن میتواند پس از ناکامی در میدان نظامی، از مسیرهای اقتصادی، رسانهای، فرهنگی و اجتماعی اهداف خود را دنبال کند.
دبیر کنفرانسهای افق نو افزود: پیروزی نظامی زمانی ارزش راهبردی پیدا میکند که به تقویت بازدارندگی، افزایش قدرت نرم و استفاده از ظرفیتهای سیاسی و بینالمللی کشور منجر شود.
وی خاطرنشان کرد: ایران باید از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی خود و روابط با کشورهای مختلف برای تقویت جایگاه بینالمللی بهره بگیرد و اجازه ندهد دشمن از مسیرهای دیگر به دنبال تضعیف کشور باشد.
منتظمی با اشاره به ابعاد جنگ ترکیبی گفت: دشمن تنها در عرصه نظامی با ایران مقابله نمیکند و اقتصاد، فرهنگ، خانواده، رسانه، سبک زندگی و افکار عمومی نیز از عرصههای مهم تقابل هستند.
وی تصریح کرد: فشار اقتصادی، افزایش هزینههای زندگی و ایجاد ناامیدی میتواند زمینه نارضایتی اجتماعی را فراهم کند و به همین دلیل کاهش آسیبپذیری اقتصادی باید در کنار مسائل دفاعی و امنیتی مورد توجه قرار گیرد.
دبیر کنفرانسهای افق نو افزود: یکی دیگر از محورهای فشار دشمن، تغییر ارزشهای اجتماعی و خانوادگی است و رسانه و فضای مجازی در این زمینه نقش مهمی دارند.
وی ادامه داد: مقابله با تهدیدهای فرهنگی و اجتماعی با اقدامات مقطعی امکانپذیر نیست و به مطالعات عمیق، شناخت سازوکارهای رسانهای و فرهنگی غرب و طراحی راهکارهای متناسب با جامعه ایران نیاز دارد.
منتظمی خاطرنشان کرد: حوزههای علمیه، دانشگاهها، مراکز پژوهشی و نهادهای فرهنگی باید نسبت به این تحولات حساس باشند و برای مقابله علمی و فکری با آنها برنامه داشته باشند.
وی با اشاره به نقش نسل جوان در فضای مجازی گفت: نمیتوان با ابزارها و ادبیات گذشته با مخاطب امروز سخن گفت و برای حضور مؤثر در فضای مجازی باید زبان، قالب و شیوههای ارتباطی متناسب با نسل جدید را شناخت.
جنگ روایتها نیازمند فرماندهی و شبکه تخصصی است
منتظمی با تأکید بر اینکه رسانه بخشی از امنیت ملی است، اظهار داشت: فعالیت رسانهای و فرهنگی را نباید صرفاً فعالیت تبلیغاتی دانست؛ چراکه رسانه، فضای مجازی و جنگ شناختی مستقیماً با امنیت ملی ارتباط دارند.
وی افزود: همانگونه که برای مقابله با تهدیدهای نظامی، ساختارها و نیروهای متخصص شکل گرفته است، در عرصه نرم نیز باید متخصصان حوزه غربشناسی، رسانه، روابط بینالملل و جنگ شناختی شناسایی و سازماندهی شوند.
وی با اشاره به ظرفیت شکلگرفته در جریان همکاریهای مرحوم طالبزاده خاطرنشان کرد: تیم و شبکهای که شهید طالبزاده در حوزه غربشناسی و رسانه ایجاد کرده بود، ظرفیت قابل توجهی دارد و میتوان از این تجربه در قالب نشستها و طرحهای تخصصی استفاده کرد.
منتظمی تصریح کرد: مراکز پژوهشی و فرهنگی، از جمله مراکز علمی آستان قدس رضوی، سازمان تبلیغات اسلامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، میتوانند با تعریف پروژههای مشخص، ظرفیتهای علمی و رسانهای کشور را برای مقابله با جنگ شناختی به کار گیرند.
ماهیت تقابل با آمریکا و رژیم صهیونیستی فراتر از رقابت سیاسی است
دبیر کنفرانسهای افق نو در پاسخ به پرسشی درباره علت استمرار دشمنی آمریکا با ایران اظهار داشت: این تقابل را نباید صرفاً در چارچوب اختلافات سیاسی یا رقابتهای مقطعی تحلیل کرد، بلکه ریشه آن را باید در ماهیت انقلاب اسلامی و استقلال جمهوری اسلامی جستوجو کرد.
وی افزود: انقلاب اسلامی ساختار سیاسی وابسته پیشین را کنار زد و نظامی مستقل ایجاد کرد و همین استقلال و رویکرد ضدسلطه موجب شد آمریکا و رژیم صهیونیستی از ابتدا با جمهوری اسلامی وارد تقابل شوند.
منتظمی تصریح کرد: آمریکا در دورههای مختلف از ابزارهای سیاسی، اقتصادی، رسانهای و نظامی برای تغییر رفتار یا تضعیف جمهوری اسلامی استفاده کرده است، اما تغییر دولتها در آمریکا به معنای تغییر راهبردهای کلان این کشور نیست.
وی ادامه داد: برای شناخت رفتار واشنگتن باید ساختارهای مؤثر بر سیاست خارجی آمریکا و مراکز تصمیمساز آن مورد بررسی قرار گیرد.
دبیر کنفرانسهای افق نو خاطرنشان کرد: مذاکره نباید به عنوان هدف نهایی تلقی شود، بلکه در صورت انجام مذاکره باید آن را یکی از ابزارهای تأمین منافع ملی و تقویت موقعیت جمهوری اسلامی دانست.
ظرفیتهای علمی کشور باید وارد میدان جنگ شناختی شود
منتظمی تأکید کرد: کشور برای مواجهه با تهدیدهای جدید به نیروهای متخصصی نیاز دارد که سالها در حوزه غرب، رسانه، روابط بینالملل و جنگ شناختی مطالعه و فعالیت کردهاند.
وی افزود: همانگونه که در حوزه دفاعی برای مقابله با تهدیدها ساختار و نیروی متخصص ایجاد شده است، در عرصه نرم نیز باید ظرفیتهای تخصصی شناسایی و سازماندهی شوند.
وی تصریح کرد: شناخت دشمن، تبیین درست واقعیتها و استفاده از ظرفیت نخبگان داخلی و بینالمللی، از الزامات مقابله با جنگ ترکیبی و چندلایهای علیه جمهوری اسلامی ایران است.
منتظمی با اشاره به ظرفیت حوزههای علمیه و دانشگاهها گفت: اگر حوزههای علمیه، دانشگاهها، مراکز پژوهشی، جوانان و نخبگان در یک برنامه منسجم علمی، رسانهای و فرهنگی کنار یکدیگر قرار گیرند، میتوان بخشی از خلأ موجود در جبهه جنگ نرم را جبران کرد.
وی تأکید کرد: نمیتوان با پایان درگیری نظامی، جنگ را پایانیافته دانست؛ زیرا دشمن میتواند در اقتصاد، رسانه، فرهنگ، فضای مجازی و افکار عمومی به فعالیت خود ادامه دهد.
علیجان سکندری، عضو هیئت علمی گروه انقلاب و تمدن نوین اسلامی بنیاد پژوهشهای اسلامی و دبیر نشست، نیز با تأکید بر اهمیت وحدت اجتماعی اظهار داشت: نقد کارشناسی عملکرد دستگاهها باید در مسیر اصلاح امور باشد و نباید به اختلافافکنی، تخریب یا ایجاد شکاف اجتماعی منجر شود.
وی افزود: در شرایط جنگی، دشمن تلاش میکند میان مردم، نیروهای نظامی، دستگاه دیپلماسی و دیگر بخشهای حاکمیت اختلاف ایجاد کند؛ بنابراین حفظ وحدت داخلی در کنار فراهم کردن زمینه نقد علمی و مستدل ضروری است.
منتظمی نیز در ادامه با تأکید بر همین موضوع اظهار داشت: وحدت به معنای نادیده گرفتن خطاها و کنار گذاشتن نقد نیست، بلکه باید میان نقد مسئولانه و ایجاد اختلاف و دو دستگی تفاوت قائل شد.
وی تصریح کرد: نقد مسئولان باید مستدل و شفاف و در چارچوب مصالح کشور باشد و نباید به توهین، ایجاد اختلاف میان مردم و مسئولان یا تقابل میان نیروهای نظامی و دستگاه دیپلماسی منجر شود.
دبیر کنفرانسهای افق نو خاطرنشان کرد: نیروهای نظامی و دستگاه دیپلماسی هر یک وظایف مشخصی دارند و عملکرد هر دو بخش میتواند مورد نقد و ارزیابی کارشناسی قرار گیرد، اما اختلاف دیدگاه نباید به شکاف اجتماعی و تضعیف جبهه داخلی تبدیل شود.
پیروزی در میدان نظامی باید به قدرت نرم تبدیل شود
منتظمی در جمعبندی سخنان خود با اشاره به شرایط جدید منطقه اظهار داشت: جنگ اخیر در کنار تهدیدها، فرصتهایی نیز برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده است و این فرصتها باید در عرصههای سیاسی، رسانهای، حقوقی، فرهنگی و بینالمللی مورد استفاده قرار گیرد.
وی افزود: ایران نباید اجازه دهد ظرفیتهای ایجادشده پس از جنگ تنها در حد یک دستاورد نظامی باقی بماند؛ بلکه باید از آن برای تقویت قدرت بازدارندگی و افزایش قدرت نرم کشور استفاده شود.
دبیر کنفرانسهای افق نو تأکید کرد: همانگونه که کشور در عرصه دفاعی به فناوریهای دقیق و بازدارنده دست یافته است، در حوزه رسانه، شناخت و جنگ نرم نیز باید به سمت ایجاد ظرفیتهای تخصصی، دقیق و هدفمند حرکت کند.
وی خاطرنشان کرد: آینده تقابل با دشمن تنها در میدان نظامی تعیین نمیشود و جبهه رسانهای، شناختی، اقتصادی و فرهنگی نیز به همان اندازه نیازمند برنامهریزی، تخصص و حضور فعال است.
منتظمی در پایان بر ضرورت همکاری میان مراکز علمی و فرهنگی تأکید کرد و گفت: با استفاده از ظرفیت متخصصان داخلی و بینالمللی، میتوان برای مقابله با جنگ نرم و شناختی دشمن طرحهای عملیاتی تدوین کرد و دستاوردهای میدان دفاعی را به قدرت مؤثر در عرصه افکار عمومی و روابط بینالملل تبدیل ساخت.
انتهای پیام/











نظر شما